←آزادی قانونی عقیده (آزادی تشریعی)
| خط ۱۲۵: | خط ۱۲۵: | ||
==[[آزادی]] قانونی [[عقیده]] ([[آزادی]] [[تشریعی]])== | ==[[آزادی]] قانونی [[عقیده]] ([[آزادی]] [[تشریعی]])== | ||
[[آزادی]] قانونی یعنی [[آزادی]] که در [[قانون]] و در حوزه [[تشریع]] مقرّر و معیّن میگردد، لذا بحث ما اینجا درباره [[آزادی]] [[عقیده]] در حو زه [[تشریع]] و تقنین است. [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] یا [[آزادی]] [[عقیده]] در حوزه [[تشریع]] و تقنین نیز از دو زاویه قابل بحث است، زیرا مبنای [[قانون]] یا [[تشریع]] میتواند [[حکم عقل]] باشد که از آن در گذشته به [[عقل]] مع التشریع تعبیر کردیم و میتواند [[حکم خداوند]] که [[صاحب]] اصلی [[تشریع]] و تقنین است باشد. | |||
از سوی دیگر در مبحث [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] دو مطلب اساسی مطرح است: | |||
# [[حقوق]] [[عقیده]] و [[رأی]]؛ | # [[حقوق]] [[عقیده]] و [[رأی]]؛ | ||
# محدودیتهای [[عقیده]] و [[رأی]]. | # محدودیتهای [[عقیده]] و [[رأی]]. | ||
[[قانون]] در برابر [[عقیده]]، دو [[مسئولیت]] دارد، [[مسئولیت]] نخستین تعیین و تحدید [[حقوقی]] است که [[رأی]] و [[عقیده]] باید از آن [[حقوق]] برخوردار باشد و [[مسئولیت]] دوم محدودیتهای است که [[قانون]] باید نسبت به [[رأی]] یا [[عقیده]] معیّنی [[اعمال]] کند، [[قانون]] موظف است به هر دو [[مسئولیت]] بپردازد و در رابطه با [[مسئولیت]] نخستین [[حقوق]] [[رأی]] و [[عقیده]] و در پی آن [[حقوق]] صاحبان آراء و [[عقاید]] را معیّن کند و از آن [[حقوق]] و صاحبان آنها طرفداری و [[حمایت]] کند، و در رابطه با [[مسئولیت]] دوم، [[قانون]] محدودیتهایی را که باید بر [[عقاید]] و آراء [[اعمال]] گردد معیّن کند. | |||
بدین جهت در مبحث [[آزادی]] [[عقیده]] باید از یکسو به [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] پرداخت و از سوی دیگر باید محدودیتهایی را که بر آراء و [[عقاید]] میتوان یا باید [[اعمال]] نمود تعیین کرد. بنابراین مبحث [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] را می [[توان]] در چهار قسمت بررسی کرد: | |||
# [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛ | # [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛ | ||
# محدودیتهای آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛ | # محدودیتهای آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛ | ||
# [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]]؛ | # [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]]؛ | ||
# محدودیتهای آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]]. | # محدودیتهای آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]]. | ||
مقصود از [[احکام]] [[عقل]] مع التشریع احکامی است که [[عقل]] در حوزهای که حوزه [[تشریع]] و قانونگذاری [[شارع]] است صادر میکند. | |||
اکنون درباره احکامی بحث میکنیم که [[عقل]] در حوزه [[تشریع]] و تقنین در مورد [[آزادی]] [[عقیده]] و [[حقوق]] و حدود آن صادر میکند. در [[حقیقت]] [[عقل]] در این حوزه به [[کمک]] قانونگذار میآید و بدین جهت بر اساس [[حجت]] بودن [[عقل]] و در حدودی که [[عقل]] در این حوزه [[حجت]] است [[شرع]] و قانونی که [[قانونگذار]] مقرّر میکند باید با این [[احکام]] [[عقلی]] هماهنگ و همراه باشد. | |||
چهارچوب اصلی [[احکام]] [[عقلی]] را در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] در حوزه [[عقل]] مع التشریع میتوان در چند اصل زیر خلاصه کرد: | |||
===اصل نخست=== | ===اصل نخست=== | ||
صرف [[اعتقاد]] از آن نظر که [[اعتقاد]] است منشأ [[حق]] نیست، بلکه از آن نظر که [[اعتقاد]]، [[اعتقاد]] به چیست میتواند منشأ [[حق]] باشد. [[اعتقاد]] اگر [[اعتقادی]] است که مضمون آن [[حق]] است یعنی [[اعتقاد]] به مطلبی تعلق گرفته است که [[حق]] است منشأ [[حق]] خواهد بود لکن [[اعتقادی]] که به مطلب باطلی تعلق گرفته است ـ یعنی [[برهان]] و [[دلیل]]، بطلان آنرا ثابت کرده است ـ نمیتواند منشأ [[حق]] باشد و به عبارتی دیگر [[اعتقاد]] به مضمون [[حق]] منشأ [[حق]] است و [[اعتقاد]] به مضمون ناحق منشأ [[حق]] نیست. | |||
این اصل مبتنی بر یک قاعده بدیهی [[عقلی]] است و آن قاعده (وجود [[حق و باطل]] و [[حق]] بودن [[حق]] و ناحق بودن [[باطل]]) است. | |||
یکی از مضحکترین ادعاهایی که سکولارها مطرح میکنند ـ و مضحکتر آنکه خود را عقلگرا نیز قلمداد میکنند ـ [[انکار]] گزاره [[عقلی]] بدیهیِ وجود [[حق و باطل]] در [[عقاید]] و [[باورها]]ست، اینان احیاناً با [[تسلیم]] به وجود [[حق و باطل]] اجمالی آنرا دست نایافتنی میدانند یعنی [[عقل]] [[بشر]] را کاملاً تعطیل نموده و آنرا از [[ادراک]] [[حق]] بودن [[حق]] یا ناحق بودن [[باطل]] به طور کلی عاجز و [[ناتوان]] میپندارند و بدین ترتیب پس از بیرون کردن [[دین]] و [[ایمان]] از حوزه [[زندگی]] [[انسان]] [[عقل]] را نیز از حوزه [[زندگی]] [[آدمی]] بیرون ساخته و طرحی برای [[زندگی]] [[انسان]] ارائه میکنند که نه [[دین]] در آن جایی دارد و نه [[عقل]]. | |||
نتیجه منطقی قاعده [[عقلی]] بدیهی وجود [[حق و باطل]] در میان [[عقاید]] و [[باورها]]، تقسیم [[عقاید]] و [[باورها]] به [[عقاید]] و باورهای [[حق]] و [[عقاید]] و باورهای ناحق است. [[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، [[حق]] بودن آنها را ثابت کرده است، [[عقاید]] و باورهای [[حق]] بهشمار میآیند و [[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، ناحق بودن آنها را ثابت کرده است [[عقاید]] و باورهای [[باطل]] و ناحق بهشمار میآیند. در این میان دسته سومی از گزارهها وجود دارند که دلیلی بر [[حق]] بودن یا ناحق بودن آنها به دست نیامده است، این دسته از گزارهها در نظر [[عقل]] از حوزه [[عقاید]] و [[باورها]] بیروناند زیرا اصل باورداشت آنها بر خلاف [[موازین]] [[عقلی]] است، چون گزارهای که [[دلیل]]، صحت آنرا [[تأیید]] نکرده است از نظر [[عقل]] [[شایسته]] [[اعتقاد]] به آن نیست. | |||
===اصل دوم=== | ===اصل دوم=== | ||
برای تعیین و تشخیص [[حکم عقل]] درباره [[آزادی]] [[عقیده]] لازم است گزارهها را به سه دسته تقسیم نمود: | |||
* '''دسته اول''': گزارههایی که دلیلی بر صحت یا عدم صحت و درستی یا نادرستی آنها وجود ندارد، یا هنوز [[علم]] به آن [[دلیل]] حاصل نشده است. [[عقل]] نسبت به این دسته از گزارهها احکامی دارد که از آنها به مسئولیتهای پیشباور تعبیر کردیم نظیر: | * '''دسته اول''': گزارههایی که دلیلی بر صحت یا عدم صحت و درستی یا نادرستی آنها وجود ندارد، یا هنوز [[علم]] به آن [[دلیل]] حاصل نشده است. [[عقل]] نسبت به این دسته از گزارهها احکامی دارد که از آنها به مسئولیتهای پیشباور تعبیر کردیم نظیر: | ||
# [[آدمی]] [[حق]] دارد که درباره صحت و سقم این گزارهها تحقیق و پرسوجو کند و درباره [[دلیل]] درستی یا نادرستی آنها تا آنجا که میتواند به پرسش و جستجو بپردازد. | # [[آدمی]] [[حق]] دارد که درباره صحت و سقم این گزارهها تحقیق و پرسوجو کند و درباره [[دلیل]] درستی یا نادرستی آنها تا آنجا که میتواند به پرسش و جستجو بپردازد. | ||
# [[آدمی]] [[حق]] ندارد پیش از آنکه دلیلی صحت یا عدم صحت گزارهای را [[تأیید]] کند به اثبات یا نفی قطعی آن [[حکم]] کند. | # [[آدمی]] [[حق]] ندارد پیش از آنکه دلیلی صحت یا عدم صحت گزارهای را [[تأیید]] کند به اثبات یا نفی قطعی آن [[حکم]] کند. | ||
* '''دسته دوم''': گزارههایی است که [[دلیل]]، بطلان و [[کذب]] آنها را ثابت کرده است. همانگونه که در بالا اشاره | بنابراین قضایا و گزارههایی که [[دلیل]]، صحت یا عدم صحت آنها را ثابت نکرده [[حق]] پرسش و تحقیق درباره آنها وجود دارد، لکن [[حق]] [[اعتقاد]] و پذیرش و [[ایمان]] به آنها وجود ندارد. بر این اساس این مقوله سکولاریستی که «هر عقیدهای محترم است» مقولهای غیر [[عقلانی]] است، زیرا [[عقیده]] از آن نظر که [[عقیده]] است محترم و [[مقدس]] نیست، بلکه عقیدهای که [[دلیل]] و [[برهان]]، صحت آنرا ثابت کرده محترم است و عقیدهای که [[دلیل]]، بطلان آنرا ثابت کرده یا صحت آنرا ثابت نکرده حرمتی ندارد، آری آنجا که دلیلی بر بطلان آن به دست نیامده باشد بهعنوان یک گزاره ـ نه بهعنوان یک [[اعتقاد]] یا باورداشت ـ [[حق]] تحقیق و پرسوجو دارد. مقصود از محترم بودن یا [[مقدس]] بودن یک [[عقیده]] چیزی جز این نیست که [[دلیل]]، صحت و [[راستی]] و درستی آنرا ثابت کرده است که نتیجه آن در مرحله نخست [[وجوب]] [[اعتقاد]] یا [[تسلیم]] و [[ایمان]] قلبی به صحت آن و [[حرمت]] [[انکار]] و [[تکذیب]] آن است و در مرحله بعد [[وجوب]] [[التزام عملی]] به آن و نتایج مترتب بر آن است. لذا عقیدهای که دلیلی صحت و درستی آنرا اثبات نکرده است نمیتواند از [[حرمت]] و تقدس برخوردار باشد، زیرا [[عقل]] به [[وجوب]] [[اعتقاد]] به آن [[حکم]] نمیکند، بلکه [[اعتقاد]] به آنرا با توجه به عدم [[دلیل]] بر صحت و درستی آن مذموم و قبیح شمرده و آنرا محکوم میکند. | ||
* '''دسته دوم''': گزارههایی است که [[دلیل]]، بطلان و [[کذب]] آنها را ثابت کرده است. همانگونه که در بالا اشاره شد، این دسته از گزارهها [[حق]] و حرمتی ندارند. از نظر [[عقل]]، گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] نه تنها [[حرمت]] و حقی ندارد بلکه کسی که به این نوع گزارهها [[اعتقاد]] و [[باور]] داشته باشد در نظر [[عقل]] محکوم و مطرود است. اگر برای گزارههای [[باطل]] [[حق]] و حرمتی بپنداریم راه را برای هر نوع جنایت و خیانتی هموار کردهایم، زیرا مبنا و اساس هر جنایتی یک گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] است. آن کس که به بیگناهی [[ستم]] میکند، یا [[خون]] بیگناهی را میریزد، یا [[مال]] کسی را به [[غارت]] میبرد یا هر جنایت دیگری را مرتکب میشود، گزارهای [[باطل]] را مبنای کار خود قرار میدهد که این جنایت را برای آن جنایتکار موجّه و قابل انجام جلوه میدهد. | |||
* '''دسته سوم''': گزارههایی است که [[دلیل]]، صحت و درستی آنها را ثابت کرده است. این دسته از گزارهها از [[حرمتها]] و [[حقوق]] متعددی برخوردارند که برخی اثباتی، و برخی سلبی است، که در [[آینده]] به طور مشروح به بیان آنها خواهیم پرداخت. | * '''دسته سوم''': گزارههایی است که [[دلیل]]، صحت و درستی آنها را ثابت کرده است. این دسته از گزارهها از [[حرمتها]] و [[حقوق]] متعددی برخوردارند که برخی اثباتی، و برخی سلبی است، که در [[آینده]] به طور مشروح به بیان آنها خواهیم پرداخت. | ||
===اصل سوم=== | ===اصل سوم=== | ||
[[ارزش]] [[آزادی]]، خواه در بُعد [[عقاید]] و آراء و خواه در بعد رفتارها و کردارها از [[ارزش]] [[عدل]] ریشه میگیرد. [[آزادی]] از آن نظر که [[آزادی]] است منشأ [[ارزش]] نیست زیرا در بسیاری موارد [[آزادی]] منشأ بدترین [[ظلمها]] و جنایتها شده و میشود. انسانهای [[مستبد]] و مستکبری نظیر فرعونها، هیتلرها، صدامها و امثال آنها به [[دلیل]] آنکه برای خود در آراء و رفتارهایی که برمیگزینند [[آزادی]] مطلق قائلاند، به جنایتها و رفتارهای مجرمانه و ستمگرانهای که در ذاکره [[تاریخ]] ثبت گردیده دست میزنند. | |||
[[آزادی]] هنگامی [[مقدس]] است که در چهارچوب [[عدل]] و در محدوده [[حق]] قرار بگیرد. [[آزادی]] خارج از محدوده [[حق]] و [[عدل]] نه تنها از هیچگونه [[ارزش]] و تقدسی برخوردار نیست، بلکه نامقدس و شوم و منشأ بسیاری از جنایتها و جرائم هولناک و بنیاد برانداز است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''درس خارج [[فقه نظام فرهنگی اسلام]]</ref>. | |||
اکنون پس از بیان این اصول کلی به چهار قسمت مذکور در فوق به ترتیب میپردازیم: | |||
==قسمت اول: [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در نظر [[عقل]] مع التشریع== | ==قسمت اول: [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در نظر [[عقل]] مع التشریع== | ||