آزادی در فقه فرهنگ: تفاوت میان نسخهها
←قسمت اول: حقوق آراء و عقاید در نظر عقل مع التشریع
| خط ۱۷۱: | خط ۱۷۱: | ||
==قسمت اول: [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در نظر [[عقل]] مع التشریع== | ==قسمت اول: [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در نظر [[عقل]] مع التشریع== | ||
[[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در نظر [[عقل]] مع التشریع بر دو دستهاند: | |||
===دسته اول: [[حقوق]] اثباتی=== | ===دسته اول: [[حقوق]] اثباتی=== | ||
گزارههایی که [[حقانیت]] آنها با [[برهان]] و [[دلیل]] به اثبات رسیده، در نظر [[عقل]] از [[حقوق]] بنیادین زیر برخوردارند: | |||
# '''[[حق]] [[ایمان]] و [[اعتقاد]]''': نخستین [[حق]] گزاره صحیح و حقی که [[حقانیت]] آن با [[برهان]] اثبات | # '''[[حق]] [[ایمان]] و [[اعتقاد]]''': نخستین [[حق]] گزاره صحیح و حقی که [[حقانیت]] آن با [[برهان]] اثبات شده، [[حق]] پذیرش قلبی و [[تسلیم]] در برابر آن است. عدم پذیرش و [[تسلیم]] قلبی در برابر گزاره حقی که [[برهان]]، صحّت آنرا اثبات کرده است بدترین نوع [[تکبّر]] و [[طغیان]] است و در نظر [[عقل]]، مذموم و محکوم است. | ||
# '''[[حق]] بیان و اظهار''': دوّمین حقی که گزاره ثابت الصحّه بالبرهان از آن برخوردار است [[حق]] اظهار و بیان است. گزاره [[حق]] به جهت اینکه [[حق]] ذاتاً خیر است [[حق]] بیان و اظهار دارد، | # '''[[حق]] بیان و اظهار''': دوّمین حقی که گزاره ثابت الصحّه بالبرهان از آن برخوردار است [[حق]] اظهار و بیان است. گزاره [[حق]] به جهت اینکه [[حق]] ذاتاً خیر است [[حق]] بیان و اظهار دارد، لذا [[برترین]] [[حق]] اظهار و بیان از آنِ گزارهای(است) که ذاتاً [[حق]] است و [[حقانیت]] سایر گزارهها از آن سرچشمه میگیرد و این گزاره مربوط به ذات متعالی مبدأ اول است. گزارههای دیگری که [[حقانیت]] آنها با [[برهان]] به اثبات رسیده است نیز [[حق]] اظهار و بیان دارند، سلب این [[حق]] یا ممانعت از آن مصداق [[کتمان]] [[حقیقت]] است که در نظر [[عقل]] مذموم و محکوم است. در اینجا از نظر [[عقلی]] تبصرهای وجود دارد، حاصل تبصره این است حقی که [[حق]] بالذات است، خیر بالذات است، لکن در آنجا که مانعی از اظهار خیر بالذات وجود داشته باشد [[حق]] بیان خیر بالذات منتفی خواهد بود، بر این اساس است که اظهار [[اسم مستأثر]] [[الهی]] و [[عوالم غیبی]] که از توابع [[اسم مستأثر]] است که عوالم مکنونه مستورهاند و [[علم]] و [[آگاهی]] به آنها مخصوص [[ذات اقدس حق متعال]] است از دائره [[حق]] بیان و اظهار خارجاند . این استثناء در سایر حقایق نیز به شکلی دیگر برقرار است. هر جا حقیقتی وجود داشته باشد که بیان و اظهار آن موجب [[فساد]] و ضرر است [[حق]] بیان آن منتفی است، بلکه هر جا حقیقتی وجود داشته باشد که هیچ سود و نفعی بر اظهار آن مترتب نگردد نیز [[حق]] بیان و اظهار ندارد. بنابراین [[حق]] بیان پیش از آنکه [[حق]] ذات [[حقیقت]] باشد [[حق]] دیگرانی است که از [[حقیقت]] بهره میبرند، لذا در آنجا که اظهار و بیان حقیقتی هیچ سودی به حال دیگران نداشته باشد [[حق]] بیان عقلاً منتفی است. | ||
# '''[[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]]''': سوّمین حقی که برای گزارههای صحیح ثابت الحقانیّه وجود دارد [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]] است. بنا به [[حکم عقل]] در آنجا که گزاره [[حق]] با چالش [[انکار]] و جحد [[مخالفان]] روبرو میشود، حقِ [[نصرت]] و [[یاری]] و [[تأیید]] دارد. در نظر [[عقل]] [[سکوت]] و [[بیتفاوتی]] در برابر [[انکار حق]] [[رفتاری]] [[ناپسند]] و مذموم | # '''[[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]]''': سوّمین حقی که برای گزارههای صحیح ثابت الحقانیّه وجود دارد [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]] است. بنا به [[حکم عقل]] در آنجا که گزاره [[حق]] با چالش [[انکار]] و جحد [[مخالفان]] روبرو میشود، حقِ [[نصرت]] و [[یاری]] و [[تأیید]] دارد. در نظر [[عقل]] [[سکوت]] و [[بیتفاوتی]] در برابر [[انکار حق]] [[رفتاری]] [[ناپسند]] و مذموم است و به نوعی [[یاری]] ناحق و [[فرصت]] دادن به [[ظلم]] [[ظالم]] است. | ||
# '''[[حق]] إشاعه و [[ترویج]]''': در نظر [[عقل]] گزاره صحیح از [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] برخوردار است. آنچه در عرف [[دموکراسی]] غربی از آن به [[حق آزادی]] بیان و [[عقیده]] تعبیر میشود، در ترازوی [[عقل]]، مخصوص ایده و گزارهای است که در مرحله پیشتر، [[حقانیت]] آن با [[دلیل]] و [[برهان]] به اثبات رسیده است. مشکل [[دموکراسی]] غربی درهمریختگی بنیادهای زیرین این [[تفکر]] است که به وجود [[حق و باطل]] [[معتقد]] | # '''[[حق]] إشاعه و [[ترویج]]''': در نظر [[عقل]] گزاره صحیح از [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] برخوردار است. آنچه در عرف [[دموکراسی]] غربی از آن به [[حق آزادی]] بیان و [[عقیده]] تعبیر میشود، در ترازوی [[عقل]]، مخصوص ایده و گزارهای است که در مرحله پیشتر، [[حقانیت]] آن با [[دلیل]] و [[برهان]] به اثبات رسیده است. مشکل [[دموکراسی]] غربی درهمریختگی بنیادهای زیرین این [[تفکر]] است که به وجود [[حق و باطل]] [[معتقد]] نیست و [[حق و باطل]] را برابر دانسته و [[ظلم]] و [[عدل]] را در یک کفّه ترازو قرار میدهد. در نتیجه این درهمریختگی و در [[حقیقت]] [[بیماری]] تناقضآلود، [[تفکر]] غربی در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] و بیان در برابر دو راه قرار گرفته است: | ||
##بستن راه بر هر گونه اظهار [[عقیده]] و بیان که سرانجام آن [[حاکمیت]] مطلق [[ستمگران]] و مستبدان و در نتیجه نابودی ارزشهای انسانی بلکه نابودی و انقراض [[جامعه بشر]] است. | ##بستن راه بر هر گونه اظهار [[عقیده]] و بیان که سرانجام آن [[حاکمیت]] مطلق [[ستمگران]] و مستبدان و در نتیجه نابودی ارزشهای انسانی بلکه نابودی و انقراض [[جامعه بشر]] است. | ||
##آزاد گذاشتن مطلق هر نوع [[عقیده]] و بیان و برابر دانستن [[عقیده]] صحیح با [[عقیده]] [[باطل]] | ##آزاد گذاشتن مطلق هر نوع [[عقیده]] و بیان و برابر دانستن [[عقیده]] صحیح با [[عقیده]] [[باطل]] و سخن درست با سخن نادرست در [[حق]] و [[حرمت]] و اعلام [[شعار]] [[آزادی]] مطلق [[عقیده]] و بیان. نهایت آنچه عقلای [[غرب]] بدان رسیدهاند این است که آسیب و ضرر راه دوم کمتر است زیرا در این صورت لااقل راه تنفسی برای [[حق]] و حقیقتی که با [[وجدان]] پنهان داشته خویش وجود آنرا احساس میکردهاند باقی میماند. در هر صورت جای [[شک]] و تردید نیست که [[عقل]] سالم هر دو راه مذکور در فوق را نادرست میداند و آنچه در نظر [[عقل]] سالم و [[وجدان]] آزاد و [[پاک]] [[انسانها]] صحیح و [[حق]] است این است که آنچه [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] دارد ایده [[حق]] و سخن درست است. [[ترویج]] ایده [[باطل]] و اشاعه [[اندیشه]] [[فاسد]] و نشر و پخش گفتار نادرست نوعی [[جرم]] و جنایت در [[حق]] [[بشریت]] است. همانگونه که اشاعه و گسترش بیماریهای کشنده و [[آزار]] دهنده در میان [[جوامع]]، [[جرم]] و جنایتی بزرگ بهشمار میآید و عاملان و مسبّبان آن بهعنوان [[تبهکار]] در محاکم [[قضایی]] [[محاکمه]] و مجازات میشوند، اشاعه و گسترش [[عقاید]] [[فاسد]] و گفتارهای ناروا و [[باطل]] نیز موجب [[بیماری]] [[روح]] و روان [[انسانها]]، بلکه موجب [[گسترش فساد]] در بین [[مردم]] و ازهمگسیختگی و نابودی [[جوامع بشری]] میشود و [[شایسته]] است که عاملان آن نیز بهعنوان [[تبهکاران]] و جانیان در [[حق]] [[بشریت]] [[محاکمه]] و مجازات شوند. [[عقیده]] و ایده و سخن [[حق]] از آن جهت که [[حق]] است، [[حق]] وجود، و [[حق]] نشو و نما و [[حق]] گسترش و اشاعه دارد. | ||
# '''[[حق]] [[اجرا]] و عمل''': پنجمین [[حق]] گزارهای که [[حقانیت]] آن به اثبات رسیده است [[حق]] عمل کردن به آن و به [[اجرا]] درآوردن آن است. مبنای این [[حق]]، [[حکم عقل]] به [[وجوب]] درست عمل کردن و اجتناب از [[رفتار]] نادرست است. هر عمل صحیح و درستی از یک [[باور]] درست که متضمن [[حکم]] به درستی آن عمل است ریشه | # '''[[حق]] [[اجرا]] و عمل''': پنجمین [[حق]] گزارهای که [[حقانیت]] آن به اثبات رسیده است [[حق]] عمل کردن به آن و به [[اجرا]] درآوردن آن است. مبنای این [[حق]]، [[حکم عقل]] به [[وجوب]] درست عمل کردن و اجتناب از [[رفتار]] نادرست است. هر عمل صحیح و درستی از یک [[باور]] درست که متضمن [[حکم]] به درستی آن عمل است ریشه میگیرد و هر عمل نادرستی نیز از یک [[باور]] نادرست ریشه میگیرد . بر این اساس است که [[اندیشه]] و [[باور]] درست [[حق]] عمل کردن و به [[اجرا]] درآوردن دارد و در طرف مقابل [[اندیشه]] نادرست [[حق]] عمل کردن به آن ندارد، بلکه عمل کردن و به [[اجرا]] درآوردن آن، عملی نادرست و غالباً عملی مجرمانه محسوب میشود. | ||
===دسته دوم: [[حقوق]] سلبی=== | ===دسته دوم: [[حقوق]] سلبی=== | ||
در برابر هر یک از [[حقوق]] اثباتی گزارههای [[حق]]، یک [[حق]] سلبی وجود دارد، بدین ترتیب برای گزارهای [[حق]] در برابر [[حقوق]] پنجگانه اثباتی، پنج [[حق]] سلبی وجود دارد به ترتیب زیر: | |||
# ممنوعیت [[انکار]] قلبی؛ | # ممنوعیت [[انکار]] قلبی؛ | ||
# ممنوعیت [[انکار]] زبانی؛ | # ممنوعیت [[انکار]] زبانی؛ | ||
| خط ۱۸۸: | خط ۱۸۸: | ||
# ممنوعیت جلوگیری از [[تبلیغ]] و نشر گزاره [[حق]]؛ | # ممنوعیت جلوگیری از [[تبلیغ]] و نشر گزاره [[حق]]؛ | ||
# ممنوعیت کارشکنی و ایجاد مانع بر سر راه عمل به [[حق]]. | # ممنوعیت کارشکنی و ایجاد مانع بر سر راه عمل به [[حق]]. | ||
این [[حقوق]] پنجگانه سلبی از لوازم [[حقوق]] اثباتی پیشین است و [[دلیل عقلی]] همان [[حقوق]] اثباتی، برای [[تأیید]] این [[حقوق]] سلبی [[کفایت]] میکند. بر اساس این [[حقوق]] سلبی [[انکار]] قلبی و زبانی گزارهای که [[برهان]] [[حقانیت]] آنرا اثبات کرده کاری مجرمانه بهشمار میآید، همچنین منع از بیان و توضیح گزاره حقی که با [[برهان]] و [[دلیل]] به اثبات رسیده و نیز منع از [[تبلیغ]] آن و همچنین جلوگیری از عمل به آن از جهتی پایمال کردن [[حق]] آن گزاره ثابت الحقانیّة است و از جهتی دیگر پایمال کردن [[حق]] کسی است که آن [[حق]] را پذیرفته و به آن [[ایمان]] آورده است و بدین ترتیب [[انکار]] قلبی یا زبانی گزاره [[حق]] و نیز منع و جلوگیری از بیان و [[تبلیغ]] آن و همچنین منع و جلوگیری از عمل به آن همگی در نظر [[عقل]] اعمالی مجرمانه بهشمار میآیند. البته در آنجا که اظهار و بیان و [[تبلیغ]] مطلب حقی با [[حق]] دیگری تزاحم داشته باشد قواعد و [[قوانین]] [[عقلی]] باب تزاحم جاری خواهد شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''درس خارج [[فقه نظام فرهنگی اسلام]]</ref>. | |||
==قسمت دوم: محدودیتهای آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع== | ==قسمت دوم: محدودیتهای آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع== | ||