آزادی در فقه فرهنگ: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۲۵: خط ۱۲۵:


==[[آزادی]] قانونی [[عقیده]] ([[آزادی]] [[تشریعی]])==
==[[آزادی]] قانونی [[عقیده]] ([[آزادی]] [[تشریعی]])==
*[[آزادی]] قانونی یعنی آن [[آزادی]] که در [[قانون]] و در حوزه [[تشریع]] مقرّر و معیّن می‌گردد، لذا بحث ما اینجا درباره [[آزادی]] [[عقیده]] در حو زه [[تشریع]] و تقنین است.
[[آزادی]] قانونی یعنی [[آزادی]] که در [[قانون]] و در حوزه [[تشریع]] مقرّر و معیّن می‌گردد، لذا بحث ما اینجا درباره [[آزادی]] [[عقیده]] در حو زه [[تشریع]] و تقنین است. [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] یا [[آزادی]] [[عقیده]] در حوزه [[تشریع]] و تقنین نیز از دو زاویه قابل بحث است، زیرا مبنای [[قانون]] یا [[تشریع]] می‌تواند [[حکم عقل]] باشد که از آن در گذشته به [[عقل]] مع التشریع تعبیر کردیم و می‌تواند [[حکم خداوند]] که [[صاحب]] اصلی [[تشریع]] و تقنین است باشد.
*[[آزادی]] قانونی [[عقیده]] یا [[آزادی]] [[عقیده]] در حوزه [[تشریع]] و تقنین نیز از دو زاویه قابل بحث است، زیرا مبنای [[قانون]] یا [[تشریع]] می‌تواند [[حکم عقل]] باشد که از آن در گذشته به [[عقل]] مع التشریع تعبیر کردیم، و می‌تواند [[حکم خداوند]] که [[صاحب]] اصلی [[تشریع]] و تقنین است باشد.
 
*از سوی دیگر در مبحث [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] دو مطلب اساسی مطرح است:
از سوی دیگر در مبحث [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] دو مطلب اساسی مطرح است:
# [[حقوق]] [[عقیده]] و [[رأی]]؛
# [[حقوق]] [[عقیده]] و [[رأی]]؛
# محدودیت‌های [[عقیده]] و [[رأی]].
# محدودیت‌های [[عقیده]] و [[رأی]].
*[[قانون]] در برابر [[عقیده]]، دو [[مسئولیت]] دارد، [[مسئولیت]] نخستین تعیین و تحدید [[حقوقی]] است که [[رأی]] و [[عقیده]] باید از آن [[حقوق]] برخوردار باشد، و [[مسئولیت]] دوم محدودیت‌های است که [[قانون]] باید نسبت به [[رأی]] یا [[عقیده]] معیّنی [[اعمال]] کند، [[قانون]] موظف است به هر دو [[مسئولیت]] بپردازد، و در رابطه با [[مسئولیت]] نخستین [[حقوق]] [[رأی]] و [[عقیده]] و در پی آن [[حقوق]] صاحبان آراء و [[عقاید]] را معیّن کند و از آن [[حقوق]] و صاحبان آنها طرفداری و [[حمایت]] کند، و در رابطه با [[مسئولیت]] دوم، [[قانون]] محدودیت‌هایی را که باید بر [[عقاید]] و آراء [[اعمال]] گردد معیّن کند.
 
*بدین جهت در مبحث [[آزادی]] [[عقیده]] باید از یک‌سو به [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] پرداخت، و از سوی دیگر باید محدودیت‌هایی را که بر آراء و [[عقاید]] می‌توان یا باید [[اعمال]] نمود تعیین کرد. بنابراین مبحث [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] را می [[توان]] در چهار قسمت بررسی کرد:
[[قانون]] در برابر [[عقیده]]، دو [[مسئولیت]] دارد، [[مسئولیت]] نخستین تعیین و تحدید [[حقوقی]] است که [[رأی]] و [[عقیده]] باید از آن [[حقوق]] برخوردار باشد و [[مسئولیت]] دوم محدودیت‌های است که [[قانون]] باید نسبت به [[رأی]] یا [[عقیده]] معیّنی [[اعمال]] کند، [[قانون]] موظف است به هر دو [[مسئولیت]] بپردازد و در رابطه با [[مسئولیت]] نخستین [[حقوق]] [[رأی]] و [[عقیده]] و در پی آن [[حقوق]] صاحبان آراء و [[عقاید]] را معیّن کند و از آن [[حقوق]] و صاحبان آنها طرفداری و [[حمایت]] کند، و در رابطه با [[مسئولیت]] دوم، [[قانون]] محدودیت‌هایی را که باید بر [[عقاید]] و آراء [[اعمال]] گردد معیّن کند.
 
بدین جهت در مبحث [[آزادی]] [[عقیده]] باید از یک‌سو به [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] پرداخت و از سوی دیگر باید محدودیت‌هایی را که بر آراء و [[عقاید]] می‌توان یا باید [[اعمال]] نمود تعیین کرد. بنابراین مبحث [[آزادی]] قانونی [[عقیده]] را می [[توان]] در چهار قسمت بررسی کرد:
# [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛
# [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛
# محدودیت‌های آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛
# محدودیت‌های آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع؛
# [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]]؛
# [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]]؛
# محدودیت‌های آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]].  
# محدودیت‌های آراء و [[عقاید]] در [[شرع اسلام]].
*مقصود از [[احکام]] [[عقل]] مع التشریع احکامی است که [[عقل]] در حوزه‌ای که حوزه [[تشریع]] و قانون‌گذاری [[شارع]] است صادر می‌کند.
 
*اکنون درباره احکامی بحث می‌کنیم که [[عقل]] در حوزه [[تشریع]] و تقنین در مورد [[آزادی]] [[عقیده]] و [[حقوق]] و حدود آن صادر می‌کند. و در [[حقیقت]] [[عقل]] در این حوزه به [[کمک]] [[قانون‌گذار]] می‌آید و بدین جهت بر اساس [[حجت]] بودن [[عقل]] و در حدودی که [[عقل]] در این حوزه [[حجت]] است[45] [[شرع]] و قانونی که [[قانون‌گذار]] مقرّر می‌کند باید با این [[احکام]] [[عقلی]] هماهنگ و همراه باشد.
مقصود از [[احکام]] [[عقل]] مع التشریع احکامی است که [[عقل]] در حوزه‌ای که حوزه [[تشریع]] و قانون‌گذاری [[شارع]] است صادر می‌کند.
*چهارچوب اصلی [[احکام]] [[عقلی]] را در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] در حوزه [[عقل]] مع التشریع می‌توان در چند اصل زیر خلاصه کرد:
 
اکنون درباره احکامی بحث می‌کنیم که [[عقل]] در حوزه [[تشریع]] و تقنین در مورد [[آزادی]] [[عقیده]] و [[حقوق]] و حدود آن صادر می‌کند. در [[حقیقت]] [[عقل]] در این حوزه به [[کمک]] قانون‌گذار می‌آید و بدین جهت بر اساس [[حجت]] بودن [[عقل]] و در حدودی که [[عقل]] در این حوزه [[حجت]] است [[شرع]] و قانونی که [[قانون‌گذار]] مقرّر می‌کند باید با این [[احکام]] [[عقلی]] هماهنگ و همراه باشد.
 
چهارچوب اصلی [[احکام]] [[عقلی]] را در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] در حوزه [[عقل]] مع التشریع می‌توان در چند اصل زیر خلاصه کرد:
===اصل نخست===
===اصل نخست===
*صرف [[اعتقاد]] از آن نظر که [[اعتقاد]] است منشأ [[حق]] نیست، بلکه از آن نظر که [[اعتقاد]]، [[اعتقاد]] به چیست می‌تواند منشأ [[حق]] باشد.
صرف [[اعتقاد]] از آن نظر که [[اعتقاد]] است منشأ [[حق]] نیست، بلکه از آن نظر که [[اعتقاد]]، [[اعتقاد]] به چیست می‌تواند منشأ [[حق]] باشد. [[اعتقاد]] اگر [[اعتقادی]] است که مضمون آن [[حق]] است یعنی [[اعتقاد]] به مطلبی تعلق گرفته است که [[حق]] است منشأ [[حق]] خواهد بود لکن [[اعتقادی]] که به مطلب باطلی تعلق گرفته است ـ یعنی [[برهان]] و [[دلیل]]، بطلان آنرا ثابت کرده است ـ نمی‌تواند منشأ [[حق]] باشد و به عبارتی دیگر [[اعتقاد]] به مضمون [[حق]] منشأ [[حق]] است و [[اعتقاد]] به مضمون ناحق منشأ [[حق]] نیست.
*[[اعتقاد]] اگر [[اعتقادی]] است که مضمون آن [[حق]] است یعنی [[اعتقاد]] به مطلبی تعلق گرفته است که [[حق]] است منشأ [[حق]] خواهد بود لکن [[اعتقادی]] که به مطلب باطلی تعلق گرفته است - یعنی [[برهان]] و [[دلیل]]، بطلان آن را ثابت کرده است - نمی‌تواند منشأ [[حق]] باشد، و به عبارتی دیگر [[اعتقاد]] به مضمون [[حق]] منشأ [[حق]] است، و [[اعتقاد]] به مضمون ناحق منشأ [[حق]] نیست.
 
*این اصل مبتنی بر یک قاعده بدیهی [[عقلی]] است، و آن قاعده (وجود [[حق و باطل]] و [[حق]] بودن [[حق]]، و ناحق بودن [[باطل]]) است.
این اصل مبتنی بر یک قاعده بدیهی [[عقلی]] است و آن قاعده (وجود [[حق و باطل]] و [[حق]] بودن [[حق]] و ناحق بودن [[باطل]]) است.
*یکی از مضحک‌ترین ادعاهایی که سکولارها مطرح می‌کنند و مضحک‌تر آنکه خود را عقل‌گرا نیز قلمداد می‌کنند [[انکار]] گزاره‌ [[عقلی]] بدیهی وجود [[حق و باطل]] در [[عقاید]] و [[باورها]] است، اینان احیاناً با [[تسلیم]] به وجود [[حق و باطل]] اجمالی آن را دست نایافتنی می‌دانند یعنی [[عقل]] [[بشر]] را کاملاً تعطیل نموده، و آن را از [[ادراک]] [[حق]] بودن [[حق]] یا ناحق بودن [[باطل]] به طور کلی عاجز و [[ناتوان]] می‌پندارند، و بدین ترتیب پس از بیرون کردن [[دین]] و [[ایمان]] از حوزه [[زندگی]] [[انسان]] [[عقل]] را نیز از حوزه [[زندگی]] [[آدمی]] بیرون ساخته و طرحی برای [[زندگی]] [[انسان]] ارائه می‌کنند که نه [[دین]] در آن جایی دارد و نه [[عقل]].
 
*نتیجه منطقی قاعده [[عقلی]] بدیهی وجود [[حق و باطل]] در میان [[عقاید]] و [[باورها]]، تقسیم [[عقاید]] و [[باورها]] به [[عقاید]] و باورهای [[حق]] و [[عقاید]] و باورهای ناحق است.
یکی از مضحک‌ترین ادعاهایی که سکولارها مطرح می‌کنند ـ و مضحک‌تر آنکه خود را عقل‌گرا نیز قلمداد می‌کنند ـ [[انکار]] گزاره‌ [[عقلی]] بدیهیِ وجود [[حق و باطل]] در [[عقاید]] و [[باورها]]ست، اینان احیاناً با [[تسلیم]] به وجود [[حق و باطل]] اجمالی آنرا دست نایافتنی می‌دانند یعنی [[عقل]] [[بشر]] را کاملاً تعطیل نموده و آنرا از [[ادراک]] [[حق]] بودن [[حق]] یا ناحق بودن [[باطل]] به طور کلی عاجز و [[ناتوان]] می‌پندارند و بدین ترتیب پس از بیرون کردن [[دین]] و [[ایمان]] از حوزه [[زندگی]] [[انسان]] [[عقل]] را نیز از حوزه [[زندگی]] [[آدمی]] بیرون ساخته و طرحی برای [[زندگی]] [[انسان]] ارائه می‌کنند که نه [[دین]] در آن جایی دارد و نه [[عقل]].
*[[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، [[حق]] بودن آنها را ثابت کرده است، [[عقاید]] و باورهای [[حق]] به‌شمار می‌آیند، و [[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، ناحق بودن آنها را ثابت کرده است [[عقاید]] و باورهای [[باطل]] و ناحق به‌شمار می‌آیند. در این میان دسته سومی از گزاره‌ها وجود دارند که دلیلی بر [[حق]] بودن یا ناحق بودن آنها به دست نیامده است، این دسته از گزاره‌ها در نظر [[عقل]] از حوزه [[عقاید]] و [[باورها]] بیرون‌اند زیرا اصل باورداشت آنها بر خلاف [[موازین]] [[عقلی]] است چون گزاره‌ای که [[دلیل]]، صحت آن را [[تأیید]] نکرده است از نظر [[عقل]] [[شایسته]] [[اعتقاد]] به آن نیست.
 
نتیجه منطقی قاعده [[عقلی]] بدیهی وجود [[حق و باطل]] در میان [[عقاید]] و [[باورها]]، تقسیم [[عقاید]] و [[باورها]] به [[عقاید]] و باورهای [[حق]] و [[عقاید]] و باورهای ناحق است. [[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، [[حق]] بودن آنها را ثابت کرده است، [[عقاید]] و باورهای [[حق]] به‌شمار می‌آیند و [[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، ناحق بودن آنها را ثابت کرده است [[عقاید]] و باورهای [[باطل]] و ناحق به‌شمار می‌آیند. در این میان دسته سومی از گزاره‌ها وجود دارند که دلیلی بر [[حق]] بودن یا ناحق بودن آنها به دست نیامده است، این دسته از گزاره‌ها در نظر [[عقل]] از حوزه [[عقاید]] و [[باورها]] بیرون‌اند زیرا اصل باورداشت آنها بر خلاف [[موازین]] [[عقلی]] است، چون گزاره‌ای که [[دلیل]]، صحت آنرا [[تأیید]] نکرده است از نظر [[عقل]] [[شایسته]] [[اعتقاد]] به آن نیست.


===اصل دوم===
===اصل دوم===
*برای تعیین و تشخیص [[حکم عقل]] درباره [[آزادی]] [[عقیده]] لازم است گزاره‌ها را به سه دسته تقسیم نمود:
برای تعیین و تشخیص [[حکم عقل]] درباره [[آزادی]] [[عقیده]] لازم است گزاره‌ها را به سه دسته تقسیم نمود:
* '''دسته اول''': گزاره‌هایی که دلیلی بر صحت یا عدم صحت و درستی یا نادرستی آنها وجود ندارد، یا هنوز [[علم]] به آن [[دلیل]] حاصل نشده است. [[عقل]] نسبت به این دسته از گزاره‌ها احکامی دارد که از آنها به مسئولیت‌های پیش‌باور تعبیر کردیم نظیر:
* '''دسته اول''': گزاره‌هایی که دلیلی بر صحت یا عدم صحت و درستی یا نادرستی آنها وجود ندارد، یا هنوز [[علم]] به آن [[دلیل]] حاصل نشده است. [[عقل]] نسبت به این دسته از گزاره‌ها احکامی دارد که از آنها به مسئولیت‌های پیش‌باور تعبیر کردیم نظیر:
# [[آدمی]] [[حق]] دارد که درباره صحت و سقم این گزاره‌ها تحقیق و پرس‌وجو کند و درباره [[دلیل]] درستی یا نادرستی آنها تا آنجا که می‌تواند به پرسش و جستجو بپردازد.
# [[آدمی]] [[حق]] دارد که درباره صحت و سقم این گزاره‌ها تحقیق و پرس‌وجو کند و درباره [[دلیل]] درستی یا نادرستی آنها تا آنجا که می‌تواند به پرسش و جستجو بپردازد.
# [[آدمی]] [[حق]] ندارد پیش از آنکه دلیلی صحت یا عدم صحت گزاره‌ای را [[تأیید]] کند به اثبات یا نفی قطعی آن [[حکم]] کند.
# [[آدمی]] [[حق]] ندارد پیش از آنکه دلیلی صحت یا عدم صحت گزاره‌ای را [[تأیید]] کند به اثبات یا نفی قطعی آن [[حکم]] کند.
*بنابراین قضایا و گزاره‌هایی که [[دلیل]]، صحت یا عدم صحت آنها را ثابت نکرده [[حق]] پرسش و تحقیق درباره آنها وجود دارد، لکن [[حق]] [[اعتقاد]] و پذیرش و [[ایمان]] به آنها وجود ندارد. بر این اساس این مقوله سکولاریستی که «هر عقیده‌ای محترم است» مقوله‌ای غیر [[عقلانی]] است،‌ زیرا [[عقیده]] از آن نظر که [[عقیده]] است محترم و [[مقدس]] نیست، بلکه عقیده‌ای که [[دلیل]] و [[برهان]]، صحت آن را ثابت کرده است محترم است، و عقیده‌ای که [[دلیل]]، بطلان آن را ثابت کرده یا صحت آن را ثابت نکرده است حرمتی ندارد، آری آنجا که دلیلی بر بطلان آن به دست نیامده باشد به‌عنوان یک گزاره‌ - نه به‌عنوان یک [[اعتقاد]] یا باورداشت - [[حق]] تحقیق و پرس‌و‌جو دارد. مقصود از محترم بودن یا [[مقدس]] بودن یک [[عقیده]] چیزی جز این نیست که [[دلیل]]، صحت و [[راستی]] و درستی آن را ثابت کرده است، که نتیجه آن در مرحله نخست [[وجوب]] [[اعتقاد]] یا [[تسلیم]] و [[ایمان]] قلبی به صحت آن و [[حرمت]] [[انکار]] و [[تکذیب]] آن است، و در مرحله بعد [[وجوب]] [[التزام عملی]] به آن و نتایج مترتب بر آن است. لهذا عقیده‌ای که دلیلی صحت و درستی آن را اثبات نکرده است نمی‌تواند از [[حرمت]] و تقدس برخوردار باشد، زیرا [[عقل]]، به [[وجوب]] [[اعتقاد]] به آن [[حکم]] نمی‌کند، بلکه [[اعتقاد]] به آن را با توجه به عدم [[دلیل]] بر صحت و درستی آن مذموم و قبیح شمرده و آن را محکوم می‌کند.
 
* '''دسته دوم''': گزاره‌هایی است که [[دلیل]]، بطلان و [[کذب]] آنها را ثابت کرده است. همان‌گونه که در بالا اشاره شد این دسته از گزاره‌ها [[حق]] و حرمتی ندارند. از نظر [[عقل]]، گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] نه تنها [[حرمت]] و حقی ندارد بلکه کسی که به این نوع گزاره‌ها [[اعتقاد]] و [[باور]] داشته باشد در نظر [[عقل]] محکوم و مطرود است. اگر برای گزاره‌‌های [[باطل]] [[حق]] و حرمتی بپنداریم راه را برای هر نوع جنایت و خیانتی هموار کرده‌ایم، زیرا مبنا و اساس هر جنایتی یک گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] است. آن کس که به بی‌گناهی [[ستم]] می‌کند، یا [[خون]] بی‌گناهی را می‌ریزد، یا [[مال]] کسی را به [[غارت]] می‌برد یا هر جنایت دیگری را مرتکب می‌شود، گزاره‌ای [[باطل]] را مبنای کار خود قرار می‌دهد که این جنایت را برای آن جنایتکار موجّه و قابل انجام جلوه می‌دهد.
بنابراین قضایا و گزاره‌هایی که [[دلیل]]، صحت یا عدم صحت آنها را ثابت نکرده [[حق]] پرسش و تحقیق درباره آنها وجود دارد، لکن [[حق]] [[اعتقاد]] و پذیرش و [[ایمان]] به آنها وجود ندارد. بر این اساس این مقوله سکولاریستی که «هر عقیده‌ای محترم است» مقوله‌ای غیر [[عقلانی]] است،‌ زیرا [[عقیده]] از آن نظر که [[عقیده]] است محترم و [[مقدس]] نیست، بلکه عقیده‌ای که [[دلیل]] و [[برهان]]، صحت آنرا ثابت کرده محترم است و عقیده‌ای که [[دلیل]]، بطلان آنرا ثابت کرده یا صحت آنرا ثابت نکرده حرمتی ندارد، آری آنجا که دلیلی بر بطلان آن به دست نیامده باشد به‌عنوان یک گزاره‌ ـ نه به‌عنوان یک [[اعتقاد]] یا باورداشت ـ [[حق]] تحقیق و پرس‌و‌جو دارد. مقصود از محترم بودن یا [[مقدس]] بودن یک [[عقیده]] چیزی جز این نیست که [[دلیل]]، صحت و [[راستی]] و درستی آنرا ثابت کرده است که نتیجه آن در مرحله نخست [[وجوب]] [[اعتقاد]] یا [[تسلیم]] و [[ایمان]] قلبی به صحت آن و [[حرمت]] [[انکار]] و [[تکذیب]] آن است و در مرحله بعد [[وجوب]] [[التزام عملی]] به آن و نتایج مترتب بر آن است. لذا عقیده‌ای که دلیلی صحت و درستی آنرا اثبات نکرده است نمی‌تواند از [[حرمت]] و تقدس برخوردار باشد، زیرا [[عقل]] به [[وجوب]] [[اعتقاد]] به آن [[حکم]] نمی‌کند، بلکه [[اعتقاد]] به آنرا با توجه به عدم [[دلیل]] بر صحت و درستی آن مذموم و قبیح شمرده و آنرا محکوم می‌کند.
* '''دسته دوم''': گزاره‌هایی است که [[دلیل]]، بطلان و [[کذب]] آنها را ثابت کرده است. همان‌گونه که در بالا اشاره شد، این دسته از گزاره‌ها [[حق]] و حرمتی ندارند. از نظر [[عقل]]، گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] نه تنها [[حرمت]] و حقی ندارد بلکه کسی که به این نوع گزاره‌ها [[اعتقاد]] و [[باور]] داشته باشد در نظر [[عقل]] محکوم و مطرود است. اگر برای گزاره‌‌های [[باطل]] [[حق]] و حرمتی بپنداریم راه را برای هر نوع جنایت و خیانتی هموار کرده‌ایم، زیرا مبنا و اساس هر جنایتی یک گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] است. آن کس که به بی‌گناهی [[ستم]] می‌کند، یا [[خون]] بی‌گناهی را می‌ریزد، یا [[مال]] کسی را به [[غارت]] می‌برد یا هر جنایت دیگری را مرتکب می‌شود، گزاره‌ای [[باطل]] را مبنای کار خود قرار می‌دهد که این جنایت را برای آن جنایتکار موجّه و قابل انجام جلوه می‌دهد.
* '''دسته سوم''': گزاره‌هایی است که [[دلیل]]، صحت و درستی آنها را ثابت کرده است. این دسته از گزاره‌ها از [[حرمت‌ها]] و [[حقوق]] متعددی برخوردارند که برخی اثباتی، و برخی سلبی است، که در [[آینده]] به طور مشروح به بیان آنها خواهیم پرداخت.
* '''دسته سوم''': گزاره‌هایی است که [[دلیل]]، صحت و درستی آنها را ثابت کرده است. این دسته از گزاره‌ها از [[حرمت‌ها]] و [[حقوق]] متعددی برخوردارند که برخی اثباتی، و برخی سلبی است، که در [[آینده]] به طور مشروح به بیان آنها خواهیم پرداخت.


===اصل سوم===
===اصل سوم===
*[[ارزش]] [[آزادی]]، خواه در بُعد [[عقاید]] و آراء و خواه در بعد رفتارها و کردارها از [[ارزش]] [[عدل]] ریشه می‌گیرد.  [[آزادی]] از آن نظر که [[آزادی]] است منشأ [[ارزش]] نیست زیرا در بسیاری موارد [[آزادی]] منشأ بدترین [[ظلم‌ها]] و جنایت‌ها شده و می‌شود.
[[ارزش]] [[آزادی]]، خواه در بُعد [[عقاید]] و آراء و خواه در بعد رفتارها و کردارها از [[ارزش]] [[عدل]] ریشه می‌گیرد.  [[آزادی]] از آن نظر که [[آزادی]] است منشأ [[ارزش]] نیست زیرا در بسیاری موارد [[آزادی]] منشأ بدترین [[ظلم‌ها]] و جنایت‌ها شده و می‌شود. انسان‌های [[مستبد]] و مستکبری نظیر فرعون‌ها، هیتلرها، صدام‌ها و امثال آنها به [[دلیل]] آنکه برای خود در آراء و رفتارهایی که برمی‌گزینند [[آزادی]] مطلق قائل‌اند، به جنایت‌ها و رفتارهای مجرمانه و ستمگرانه‌ای که در ذاکره [[تاریخ]] ثبت گردیده دست می‌زنند.
*انسان‌های [[مستبد]] و مستکبری نظیر فرعون‌ها، هیتلرها، صدام‌ها و امثال آنها به [[دلیل]] آنکه برای خود در آراء و رفتارهایی که برمی‌گزینند [[آزادی]] مطلق قائل‌اند، به جنایت‌ها و رفتارهای مجرمانه و ستمگرانه‌ای که در ذاکره [[تاریخ]] ثبت گردیده دست می‌زنند.
 
*[[آزادی]] هنگامی [[مقدس]] است که در چهارچوب [[عدل]] و در محدوده [[حق]] قرار بگیرد. [[آزادی]] خارج از محدوده [[حق]] و [[عدل]] نه تنها از هیچ‌گونه [[ارزش]] و تقدسی برخوردار نیست، بلکه نامقدس و شوم و منشأ بسیاری از جنایت‌ها و جرائم هولناک و بنیاد برانداز است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''درس خارج [[فقه نظام فرهنگی اسلام]]</ref>.
[[آزادی]] هنگامی [[مقدس]] است که در چهارچوب [[عدل]] و در محدوده [[حق]] قرار بگیرد. [[آزادی]] خارج از محدوده [[حق]] و [[عدل]] نه تنها از هیچ‌گونه [[ارزش]] و تقدسی برخوردار نیست، بلکه نامقدس و شوم و منشأ بسیاری از جنایت‌ها و جرائم هولناک و بنیاد برانداز است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''درس خارج [[فقه نظام فرهنگی اسلام]]</ref>.
*اکنون پس از بیان این اصول کلی به چهار قسمت مذکور در فوق به ترتیب می‌پردازیم:
 
اکنون پس از بیان این اصول کلی به چهار قسمت مذکور در فوق به ترتیب می‌پردازیم:


==قسمت اول: [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در نظر [[عقل]] مع التشریع==
==قسمت اول: [[حقوق]] آراء و [[عقاید]] در نظر [[عقل]] مع التشریع==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش