امانت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'عمومیت' به 'عمومیت'
جز (جایگزینی متن - 'عمومیت' به 'عمومیت')
خط ۷۵: خط ۷۵:


هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا}}، خطاب آن عام است برای هر کس و در هر امانتی، و گفته‌اند: آن در مورد [[عثمان بن طلحة بن عبدالدار]] که کلید دار [[خانه کعبه]] بود، نازل شد، و گفته‌اند: خطاب آن برای [[حاکمان]] است به ادای امانات و [[حکم]] به [[عدل]]<ref>کشاف، ج۱، ص۵۳۵.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا}}، خطاب آن عام است برای هر کس و در هر امانتی، و گفته‌اند: آن در مورد [[عثمان بن طلحة بن عبدالدار]] که کلید دار [[خانه کعبه]] بود، نازل شد، و گفته‌اند: خطاب آن برای [[حاکمان]] است به ادای امانات و [[حکم]] به [[عدل]]<ref>کشاف، ج۱، ص۵۳۵.</ref>.
شُبّر در تفسیرش فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ}}، در معنای امانت فرموده: آن طاعتی است که [[رستگار]] شدن بستگی به آن دارد، پس ادای آن [[واجب]] است؛ هم‌چنان‌که [[ادای امانت]] واجب است، و قوله: {{متن قرآن|عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا}}، آن، به جهت عظمت امانت است، به گونه‌ای که اگر به این استخوان‌ها عرضه می‌شد و برای آنها [[شعور]] و [[آگاهی]] بود، از [[پذیرفتن]] آن خودداری می‌کردند، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا}}؛ یعنی نسبت به خود بسیار [[ستمکار]] است؛ چون آن را ادا ننموده، و قوله: {{متن قرآن|جَهُولًا}}؛ یعنی [[نادان]] بود به عظمت [[شأن]] آن امانت، و یا این که مراد از امانت آنچه است که نسبت به [[طاعت]] طبیعی و اختیاری [[عمومیت]] دارد<ref>تفسیر شبر، ص۸۸۱.</ref>.
شُبّر در تفسیرش فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ}}، در معنای امانت فرموده: آن طاعتی است که [[رستگار]] شدن بستگی به آن دارد، پس ادای آن [[واجب]] است؛ هم‌چنان‌که [[ادای امانت]] واجب است، و قوله: {{متن قرآن|عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا}}، آن، به جهت عظمت امانت است، به گونه‌ای که اگر به این استخوان‌ها عرضه می‌شد و برای آنها [[شعور]] و [[آگاهی]] بود، از [[پذیرفتن]] آن خودداری می‌کردند، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا}}؛ یعنی نسبت به خود بسیار [[ستمکار]] است؛ چون آن را ادا ننموده، و قوله: {{متن قرآن|جَهُولًا}}؛ یعنی [[نادان]] بود به عظمت [[شأن]] آن امانت، و یا این که مراد از امانت آنچه است که نسبت به [[طاعت]] طبیعی و اختیاری عمومیت دارد<ref>تفسیر شبر، ص۸۸۱.</ref>.


همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا...}}، گفته: برای هر [[مکلف]] و هر نوع امانت عمومیت دارد و از [[ائمه معصومین]]{{عم}} [[روایت]] است که به هر یک از [[ائمه]] امر شد که “امر” را به [[امام]] بعد از خود [[تسلیم]] نماید، و قوله: {{متن قرآن|وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ}}؛ یعنی: به [[انصاف]] و [[مساوات]] [[حکومت]] کنید، و قوله: {{متن قرآن|كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}}؛ یعنی [[سمیع]] به گفتارهای شما، [[بصیر]] به کارهایتان<ref>تفسیر شبر، ص۲۰۳.</ref>.
همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا...}}، گفته: برای هر [[مکلف]] و هر نوع امانت عمومیت دارد و از [[ائمه معصومین]]{{عم}} [[روایت]] است که به هر یک از [[ائمه]] امر شد که “امر” را به [[امام]] بعد از خود [[تسلیم]] نماید، و قوله: {{متن قرآن|وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ}}؛ یعنی: به [[انصاف]] و [[مساوات]] [[حکومت]] کنید، و قوله: {{متن قرآن|كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}}؛ یعنی [[سمیع]] به گفتارهای شما، [[بصیر]] به کارهایتان<ref>تفسیر شبر، ص۲۰۳.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ...}}، فرموده: مراد از امانت، [[ولایت الهی]] است، و مراد از عرضه آن به این اشیاء ([[زمین]]، [[آسمان]] و کوه‌ها) اعتبار و اهمیت امانت است در مقایسه با این اشیا، و مراد از حمل آن امانت و سرباز زدن از پذیرشش، وجود [[استعداد]] آن امانت و نیز صلاحیت تلبّس به آن امانت و عدم صلاحیت تلبّس به آن است، و این، معنای قابل قبولی است؛ زیرا منطبق بر [[آیه]] است که [[آسمان‌ها]]، زمین و کوه‌ها بنابر آنچه از [[عظمت]]، شدت و قوت که در آنهاست، معذلک فاقد آن استعدادی‌اند که [[امانت الهی]] در آن حاصل گردد، و مراد از سرباز زدن آنها از حمل آن امانت و [[خوف]] و بیم‌داشتن از آن، همین است و امانت مذکور در آیه که همان [[ولایت]] الهیه و کمال صفت [[عبودیت]] است، به واسطه [[علم]] به [[خدای متعال]] و [[عمل صالح]] که همان [[عدل]] است، حاصل گردد و توصیف به این دو صفت، علم و عدل، موضوعی در برابر [[جهل]] و [[ظلم]] هست: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}. پس [[انسان]] در حدّ خودش و بر حسب طبیعتش، [[ظلوم]] و جهول بوده و این، مصحّحِ حمل امانت الهیه بر او گردیده است<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۷۱-۳۷۲.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ...}}، فرموده: مراد از امانت، [[ولایت الهی]] است، و مراد از عرضه آن به این اشیاء ([[زمین]]، [[آسمان]] و کوه‌ها) اعتبار و اهمیت امانت است در مقایسه با این اشیا، و مراد از حمل آن امانت و سرباز زدن از پذیرشش، وجود [[استعداد]] آن امانت و نیز صلاحیت تلبّس به آن امانت و عدم صلاحیت تلبّس به آن است، و این، معنای قابل قبولی است؛ زیرا منطبق بر [[آیه]] است که [[آسمان‌ها]]، زمین و کوه‌ها بنابر آنچه از [[عظمت]]، شدت و قوت که در آنهاست، معذلک فاقد آن استعدادی‌اند که [[امانت الهی]] در آن حاصل گردد، و مراد از سرباز زدن آنها از حمل آن امانت و [[خوف]] و بیم‌داشتن از آن، همین است و امانت مذکور در آیه که همان [[ولایت]] الهیه و کمال صفت [[عبودیت]] است، به واسطه [[علم]] به [[خدای متعال]] و [[عمل صالح]] که همان [[عدل]] است، حاصل گردد و توصیف به این دو صفت، علم و عدل، موضوعی در برابر [[جهل]] و [[ظلم]] هست: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}. پس [[انسان]] در حدّ خودش و بر حسب طبیعتش، [[ظلوم]] و جهول بوده و این، مصحّحِ حمل امانت الهیه بر او گردیده است<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۷۱-۳۷۲.</ref>.


هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ...}}، فرموده: مراد از امانات، [[عمومیت]] امانت است؛ اعم از امانت [[مالی]] و غیر آن از [[معنویات]]، مانند: [[علوم]] و [[معارف]] حقه‌ای که [[حق]] آن این است که حاملان آن، آنها را به اهلش از [[مردم]] برسانند، و آنچه به معنای ادای امانات و [[عدالت]] در [[حکم]] است، بنا بر آنچه [[سیاق آیه]] بدان [[قضاوت]] دارد، و از ظاهر لفظ امانت و حکم [[عدول]] نمی‌شود، و متبادر در مرحله [[تشریع]] از مضمون [[آیه]]، [[وجوب]] رد امانت [[مالی]] به صاحب آن، [[عدل]] [[قاضی]] و عدالت آن کسی است که در مورد قضاوت [[شرعی]] حکم می‌کند<ref>المیزان، ج۴، ص۴۰۲-۴۰۳.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ...}}، فرموده: مراد از امانات، عمومیت امانت است؛ اعم از امانت [[مالی]] و غیر آن از [[معنویات]]، مانند: [[علوم]] و [[معارف]] حقه‌ای که [[حق]] آن این است که حاملان آن، آنها را به اهلش از [[مردم]] برسانند، و آنچه به معنای ادای امانات و [[عدالت]] در [[حکم]] است، بنا بر آنچه [[سیاق آیه]] بدان [[قضاوت]] دارد، و از ظاهر لفظ امانت و حکم [[عدول]] نمی‌شود، و متبادر در مرحله [[تشریع]] از مضمون [[آیه]]، [[وجوب]] رد امانت [[مالی]] به صاحب آن، [[عدل]] [[قاضی]] و عدالت آن کسی است که در مورد قضاوت [[شرعی]] حکم می‌کند<ref>المیزان، ج۴، ص۴۰۲-۴۰۳.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ...}}، ضمن بیان اقوال [[مفسرین]] در مقصود از امانت، و بعد از تحلیلی که از [[استعداد]] فوق‌العاده [[انسان]]، در پاسخی جامع آورده: [[امانت الهی]]، همان قابلیت [[تکامل]] به صورت نامحدود آمیخته با [[اراده]] و [[اختیار]]، رسیدن به [[مقام]] [[انسان کامل]] و [[بنده]] خاص [[خدا]] و [[پذیرش ولایت]] الهیه است.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ...}}، ضمن بیان اقوال [[مفسرین]] در مقصود از امانت، و بعد از تحلیلی که از [[استعداد]] فوق‌العاده [[انسان]]، در پاسخی جامع آورده: [[امانت الهی]]، همان قابلیت [[تکامل]] به صورت نامحدود آمیخته با [[اراده]] و [[اختیار]]، رسیدن به [[مقام]] [[انسان کامل]] و [[بنده]] خاص [[خدا]] و [[پذیرش ولایت]] الهیه است.


۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش