جز
جایگزینی متن - 'محل' به 'محل'
(←آموزش) |
جز (جایگزینی متن - 'محل' به 'محل') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
تمدن در مفهوم قوم [[شناختی]] گسترده خود مجموعهای پیچیده است که [[شناخت]]، [[اعتقاد]]، [[هنر]]، اخلاق، [[قانون]]، رسم و هر نوع قابلیت و [[عادت]] دیگری را شامل میشود که به وسیله [[انسان]] به عنوان یک عضو [[جامعه]] کسب گردد.<ref>دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص ۹۵.</ref> [[تمدن]] را نوعی خاص از [[پیشرفت]] مادی و [[معنوی]] میدانند که شامل مجموعه ای از پدیدههای [[اجتماعی]] انتقال پذیر و دارای جهات مذهبی، [[اخلاقی]]، زیباشناختی، فنی یا [[علمی]] و مشترک در همه اجزای یک جامعه وسیع یا چندین جامعه مرتبط با یکدیگر است؛<ref>فرهنگ علوم اجتماعی، آلن بیرو، ص ۴۷.</ref> همچنین وجود مجموعهای از [[دانشها]] و [[فنون]] برای کنترل [[طبیعت]] و ساماندهی [[زندگی اجتماعی]] مبتنی بر تقسیم کار و در نتیجه پدید آمدن عناصر [[اقتصادی]]، [[قضایی]]، [[فرهنگی]]، اخلاقی و مذهبی لازم است، بر این اساس گرچه [[جوامع]] روستایی دارای فرهنگاند؛ ولی تا [[شهر]] وجود نداشته باشد نمیتوان از تمدن [[سخن]] گفت.<ref>فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ج ۱، ص ۳۰.</ref> | تمدن در مفهوم قوم [[شناختی]] گسترده خود مجموعهای پیچیده است که [[شناخت]]، [[اعتقاد]]، [[هنر]]، اخلاق، [[قانون]]، رسم و هر نوع قابلیت و [[عادت]] دیگری را شامل میشود که به وسیله [[انسان]] به عنوان یک عضو [[جامعه]] کسب گردد.<ref>دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص ۹۵.</ref> [[تمدن]] را نوعی خاص از [[پیشرفت]] مادی و [[معنوی]] میدانند که شامل مجموعه ای از پدیدههای [[اجتماعی]] انتقال پذیر و دارای جهات مذهبی، [[اخلاقی]]، زیباشناختی، فنی یا [[علمی]] و مشترک در همه اجزای یک جامعه وسیع یا چندین جامعه مرتبط با یکدیگر است؛<ref>فرهنگ علوم اجتماعی، آلن بیرو، ص ۴۷.</ref> همچنین وجود مجموعهای از [[دانشها]] و [[فنون]] برای کنترل [[طبیعت]] و ساماندهی [[زندگی اجتماعی]] مبتنی بر تقسیم کار و در نتیجه پدید آمدن عناصر [[اقتصادی]]، [[قضایی]]، [[فرهنگی]]، اخلاقی و مذهبی لازم است، بر این اساس گرچه [[جوامع]] روستایی دارای فرهنگاند؛ ولی تا [[شهر]] وجود نداشته باشد نمیتوان از تمدن [[سخن]] گفت.<ref>فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ج ۱، ص ۳۰.</ref> | ||
تمدن، اقتضای نظمی اجتماعی را دارد که در نتیجه آن [[خلاقیت]] فرهنگی امکانپذیر گردد و شامل ارکانی چون [[پیش بینی]] در [[امور اقتصادی]]، [[سازمان سیاسی]]، [[سنتهای اخلاقی]] و [[کوشش]] در [[راه]] [[شناخت]] و گسترش [[هنر]] است. از نگاه [[تاریخ]] تمدن با بالا رفتن [[فرهنگ عمومی]]، [[فکر]] [[کشاورزی]] تولید میشود، با ساخت شهر، [[روحیه]] [[تجمل]] و [[خوشگذرانی]] پدید میآید و در | تمدن، اقتضای نظمی اجتماعی را دارد که در نتیجه آن [[خلاقیت]] فرهنگی امکانپذیر گردد و شامل ارکانی چون [[پیش بینی]] در [[امور اقتصادی]]، [[سازمان سیاسی]]، [[سنتهای اخلاقی]] و [[کوشش]] در [[راه]] [[شناخت]] و گسترش [[هنر]] است. از نگاه [[تاریخ]] تمدن با بالا رفتن [[فرهنگ عمومی]]، [[فکر]] [[کشاورزی]] تولید میشود، با ساخت شهر، [[روحیه]] [[تجمل]] و [[خوشگذرانی]] پدید میآید و در محل برخورد راههای بازرگانی [[عقلها]] بارور و خلاقیت آشکار شده، در نتیجه در پی [[رشد]] [[سجایای اخلاقی]] و [[شکوفایی دانش]]، هنر و [[ادبیات]]، شکل میگیرند.<ref>تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۳ ـ ۶.</ref> | ||
از نگاه [[ابن خلدون]]، تمدن حالت اجتماعی انسان است <ref>جهان بینی ابن خلدون، ص ۱۸۳؛ نک: مقدمه ابن خلدون، ص ۴۱ ـ ۴۳.</ref> و فرایند آن در انتقال از [[بداوت]] تحقق مییابد؛ [[اهل]] [[بادیه]] تنها به لوازم ضروری [[زندگی]] توجه میکنند؛ ولی شهرنشینان این مرحله را سپری کرده، به بهرههای غیر ضروری و تجمل در [[شئون زندگی]] میپردازند، از این رو تمدن نهایت [[بادیه نشینی]] است و در پی آن پدید میآید.<ref>مقدمه ابن خلدون، ص ۱۲۲، ۳۶۸؛ نیز نک: مصطلحات العلوم الاجتماعیة والسیاسیه، ص ۳۰۷.</ref> او [[تشکیل حکومت]] را برای رسیدن به این مرحله لازم میداند و [[معتقد]] است [[دولت]] با گردآوری [[مالیات]] از [[مردم]] و پخش آن در میان [[کارگزاران]]، سبب افزایش [[ثروت]] آنان شده و همین، زمینه [[تجمل]] و به تبع آن [[رشد]] [[صنعت]] و [[هنر]] را فراهم میکند.<ref>مقدمه ابن خلدون، ص ۳۶۹.</ref> بدین ترتیب با گذشت [[زمان]] روشهایی [[منظم]] از [[زندگی]]، کار، [[دانش]]، صنعت، [[اداره شئون مملکت]] و فراهم کردن وسایل [[رفاه]] و [[آسایش]] مردم حاصل میشوند.<ref>التوحید، ش ۷۵، ص ۱۵، «الحضارة الغربیة والحضارة الاسلامیه».</ref> روند رو به [[تکامل]] [[شئون]] یاد شده، به آنها [[نظام]] بخشیده و با [[تولید علم]]، رشد [[خرد]] [[جامعه]] را سبب میشود. او همچنین وجود نوعی [[عصبیت]] و [[همبستگی]] را برای [[شکلگیری حکومت]] و [[تمدن]] ضروری میداند.<ref>مقدمه ابن خلدون، ص ۱۳۹، ۳۷۱؛ نیز نک: ص ۱۷۲.</ref> | از نگاه [[ابن خلدون]]، تمدن حالت اجتماعی انسان است <ref>جهان بینی ابن خلدون، ص ۱۸۳؛ نک: مقدمه ابن خلدون، ص ۴۱ ـ ۴۳.</ref> و فرایند آن در انتقال از [[بداوت]] تحقق مییابد؛ [[اهل]] [[بادیه]] تنها به لوازم ضروری [[زندگی]] توجه میکنند؛ ولی شهرنشینان این مرحله را سپری کرده، به بهرههای غیر ضروری و تجمل در [[شئون زندگی]] میپردازند، از این رو تمدن نهایت [[بادیه نشینی]] است و در پی آن پدید میآید.<ref>مقدمه ابن خلدون، ص ۱۲۲، ۳۶۸؛ نیز نک: مصطلحات العلوم الاجتماعیة والسیاسیه، ص ۳۰۷.</ref> او [[تشکیل حکومت]] را برای رسیدن به این مرحله لازم میداند و [[معتقد]] است [[دولت]] با گردآوری [[مالیات]] از [[مردم]] و پخش آن در میان [[کارگزاران]]، سبب افزایش [[ثروت]] آنان شده و همین، زمینه [[تجمل]] و به تبع آن [[رشد]] [[صنعت]] و [[هنر]] را فراهم میکند.<ref>مقدمه ابن خلدون، ص ۳۶۹.</ref> بدین ترتیب با گذشت [[زمان]] روشهایی [[منظم]] از [[زندگی]]، کار، [[دانش]]، صنعت، [[اداره شئون مملکت]] و فراهم کردن وسایل [[رفاه]] و [[آسایش]] مردم حاصل میشوند.<ref>التوحید، ش ۷۵، ص ۱۵، «الحضارة الغربیة والحضارة الاسلامیه».</ref> روند رو به [[تکامل]] [[شئون]] یاد شده، به آنها [[نظام]] بخشیده و با [[تولید علم]]، رشد [[خرد]] [[جامعه]] را سبب میشود. او همچنین وجود نوعی [[عصبیت]] و [[همبستگی]] را برای [[شکلگیری حکومت]] و [[تمدن]] ضروری میداند.<ref>مقدمه ابن خلدون، ص ۱۳۹، ۳۷۱؛ نیز نک: ص ۱۷۲.</ref> | ||