رجعت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۶ مارس ۲۰۱۷
خط ۱۲۲: خط ۱۲۲:
# کسی که به کمال خاص خود رسیده، اگر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز گردد، رجوع از فعل به قوه است و این، محال است؛ نفس انسان با مُردن، تجرد پیدا می‌کند و یک موجود مثالی یا عقلی می‌شود. حال اگر دوباره به دنیا باز گردد، موجودی مادی می‌شود و از فعلیت تجردی به قوه باز می‌گردد '''پاسخ:''' این اشکال وارد نیست؛ زیرا حتی اگر این اصل فلسفی که چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد، درست باشد، اما زنده شدن موجودی پس از مرگ، از مصادیق آن نیست. انسان پیش از مرگ نیز تجرد دارد. نفس انسانی چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرد است. مرتبۀ نفس، در هیچ یک از این حالات تفاوت نمی‌کند و چنین نیست که پیش از مرگ، مادی باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادی گردد. بنابراین، چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد؛ بلکه از فعلیت جدیدی پدید می‌آید<ref>[[علامه طباطبایی]] این پاسخ را داده است؛ ر.ک: المیزان: ج۱ ص۲۰۷.</ref>. در مجموع باید گفت: اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پاره‌ای احادیث آمده است، بپذیرد، اما چاره‌ای جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی در این زمینه قاطع‌اند و نمی‌توان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد. افزون بر این، باید توجه داشت که اعتقاد به رجعت، از محکمات اعتقادات شیعی است، اما از اصول اعتقادی نیست و ندانستن جزئیات و فروع آن یا احیاناً غفلت از اصل آن، ضرری به ایمان و اعتقاد فرد نمی‌زند. البته اگر کسی آگاهانه و پس از دیدن ادلۀ محکم رجعت، آن را رد کند، مشمول حکم این آیۀ شریف می‌شود که در مقام توبیخ منکران از اهل کتاب می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}}<ref> و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.
# کسی که به کمال خاص خود رسیده، اگر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز گردد، رجوع از فعل به قوه است و این، محال است؛ نفس انسان با مُردن، تجرد پیدا می‌کند و یک موجود مثالی یا عقلی می‌شود. حال اگر دوباره به دنیا باز گردد، موجودی مادی می‌شود و از فعلیت تجردی به قوه باز می‌گردد '''پاسخ:''' این اشکال وارد نیست؛ زیرا حتی اگر این اصل فلسفی که چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد، درست باشد، اما زنده شدن موجودی پس از مرگ، از مصادیق آن نیست. انسان پیش از مرگ نیز تجرد دارد. نفس انسانی چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرد است. مرتبۀ نفس، در هیچ یک از این حالات تفاوت نمی‌کند و چنین نیست که پیش از مرگ، مادی باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادی گردد. بنابراین، چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد؛ بلکه از فعلیت جدیدی پدید می‌آید<ref>[[علامه طباطبایی]] این پاسخ را داده است؛ ر.ک: المیزان: ج۱ ص۲۰۷.</ref>. در مجموع باید گفت: اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پاره‌ای احادیث آمده است، بپذیرد، اما چاره‌ای جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی در این زمینه قاطع‌اند و نمی‌توان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد. افزون بر این، باید توجه داشت که اعتقاد به رجعت، از محکمات اعتقادات شیعی است، اما از اصول اعتقادی نیست و ندانستن جزئیات و فروع آن یا احیاناً غفلت از اصل آن، ضرری به ایمان و اعتقاد فرد نمی‌زند. البته اگر کسی آگاهانه و پس از دیدن ادلۀ محکم رجعت، آن را رد کند، مشمول حکم این آیۀ شریف می‌شود که در مقام توبیخ منکران از اهل کتاب می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}}<ref> و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.


===مقارنت رجعت با قیام [[امام مهدی]] {{ع}}===
==مقارنت رجعت با قیام [[امام مهدی]] {{ع}}==
در مورد زمان رجعت، به طور قاطع می‌توان گفت که رجعت، امری مرتبط با ظهور [[امام زمان]] {{ع}} است. میان علمای [[شیعه]] در این زمینه اختلافی وجود ندارد و تقریباً تمام کسانی که دربارۀ رجعت سخن گفته‌اند، آن را مقارن ظهور ایشان دانسته‌اند چنان که گذشت، شیخ [[صدوق]] در احتجاج بر مخالفان، بازگشت مسیح در [[آخر الزمان]] و نماز خواندن وی به امامت [[امام مهدی]] {{ع}} را به نقل از آنان بیان می‌کند<ref>الاعتقادات: ص۶۲.</ref>. شیخ [[مفید]]، اعتقاد به رجعت هنگام قیام [[امام مهدی]] {{ع}} را بین امامیه اجماعی می‌داند و ادله‌ای بر آن می‌آورد و به شبهات مخالفان، پاسخ می‌دهد<ref>شیخ [[مفید]] در أوائل المقالات؛ ص۷۷-۷۸  ذیل مسئله ۵۵ با عنوان "القول فی الرجعة" چنین می‌گوید: «و اقول: ان الله تعالی یرد قوما من الاموات الی الدنیا فی صورهم التی کانو علیها فیعزّ منهم فریقاً و یذل فریقا او یدل المحقین من المبطلین و المظلومین و ذلک عند قیام مهدی [[آل محمد]] {{صل}}». تعبیر ایشان، «هنگام قیام مهدی خاندان محمد {{صل}}» است. در جای دیگر نیز تعبیری مشابه دارد؛ ر.ک: الفصول المختاره: ص۱۵۵.</ref>.[[سید مرتضی]] نیز رجعت را هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} می‌داند و این عقیده را به کل [[شعیه]] [[امامیه]] نسبت می‌دهد<ref>«اعلم ان الذی تذهب الشیعة الامامیة الیه ان الله تعالی یعید عند ظهور [[امام الزمان]] المهدی {{ع}} قوماً ممّن کان قد تقدم موته من شیعته لیفوزوا بثواب نصرته و معونته و مشاهدة دولته و یعید ایضا قوماً من اعدائه لینتقم منهم فیلتذوا بما یشاهدون من ظهور الحقّ و علوّ کلمة اهله»؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵.</ref>. جالب این جاست که وی این سخنرا در پاسخ پرسشی می‌گوید که به تفسیری شاذ از رجعت معتقد است و رجعت را به معنای بازگشت دولت [[اهل بیت]] {{عم}} در زمان قائم {{ع}} می‌داند، نه بازگشت خود آنها، هر چند در این تفاسیر نیز زمان رجعت، در ایام حکمرانی [[امام مهدی]] {{ع}} تصویر شده است<ref>صاحب این تفسیر شاذ، معلوم نیست و تنها نقل آن از طریق بزرگانی مانند [[سید مرتضی]] به ما رسیده است؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱، ص۱۲۵.</ref>. شیخ [[طبرسی]] نیز به صراحت رجعت را هنگام قیام [[مهدی]] {{ع}} می‌داند<ref>مجمع البیان: ج۷ ص۳۶۷ و جوامع الجامع: ج۳ ص۲۰۳.</ref>. علمای بسیار دیگری نیز به زمان رجعت تصریح کرده و آن را هنگام قیام [[امام زمان]] {{ع}} دانسته‌اند، از جمله: [[محمد بن علی ابن شهر آشوب مازندرانی]]<ref>متشابه القرآن و مختلفه: ج۲ ص۶۹.</ref>، [[فیض کاشانی]]<ref>علم الیقین فی اُصول الدین: ج۳ ص۱۰۰۱، قرة العیون فی المعارف و الحکم: ص۳۶۰، الوافی: ج۲ ص۴۶۰؛ تفسیر الصافی: ج۴ ص۷۴ و الأصفی فی تفسیر القرآن: ج۲ ص۹۱۵.</ref>، [[سید شرف الدین علی حسینی استرآبادی]]<ref>تأویل الآات الظاهرة: ج۱ ص۴۰۸.</ref>، شیخ [[حر عاملی]]<ref>الإیقاظ من الهجعة: ص۳۸.</ref>، [[محمد بن محمد رضا قمی مشهدی]]<ref>کنز الدقائق و بحر الغرائب: ج۹ ص۵۹۵.</ref>، [[محمد اسماعیل خواجویی]] <ref>جامع الشتات: ص۲۶.</ref>، [[عبد علی بن جمعه عروسی حویزی]] <ref>نور الثقلین: ج۴ ص۱۰۰.</ref>، حتی مفسران و عالمان [[اهل سنت]] نیز این نگرش را از علمای [[شیع]]ه می‌شناسند<ref>مانند [[آلوسی]] در روح المعانی؛ ج۲۰ ص۲۶ و [[ابن ابی الحدید]] در شرح نهج البلاغه: ج۷ ص۵۹.</ref>.  
در مورد زمان رجعت، به طور قاطع می‌توان گفت که رجعت، امری مرتبط با ظهور [[امام زمان]] {{ع}} است. میان علمای [[شیعه]] در این زمینه اختلافی وجود ندارد و تقریباً تمام کسانی که دربارۀ رجعت سخن گفته‌اند، آن را مقارن ظهور ایشان دانسته‌اند چنان که گذشت، شیخ [[صدوق]] در احتجاج بر مخالفان، بازگشت مسیح در [[آخر الزمان]] و نماز خواندن وی به امامت [[امام مهدی]] {{ع}} را به نقل از آنان بیان می‌کند<ref>الاعتقادات: ص۶۲.</ref>. شیخ [[مفید]]، اعتقاد به رجعت هنگام قیام [[امام مهدی]] {{ع}} را بین امامیه اجماعی می‌داند و ادله‌ای بر آن می‌آورد و به شبهات مخالفان، پاسخ می‌دهد<ref>شیخ [[مفید]] در أوائل المقالات؛ ص۷۷-۷۸  ذیل مسئله ۵۵ با عنوان "القول فی الرجعة" چنین می‌گوید: «و اقول: ان الله تعالی یرد قوما من الاموات الی الدنیا فی صورهم التی کانو علیها فیعزّ منهم فریقاً و یذل فریقا او یدل المحقین من المبطلین و المظلومین و ذلک عند قیام مهدی [[آل محمد]] {{صل}}». تعبیر ایشان، «هنگام قیام مهدی خاندان محمد {{صل}}» است. در جای دیگر نیز تعبیری مشابه دارد؛ ر.ک: الفصول المختاره: ص۱۵۵.</ref>.[[سید مرتضی]] نیز رجعت را هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} می‌داند و این عقیده را به کل [[شیعه]] [[امامیه]] نسبت می‌دهد<ref>«اعلم ان الذی تذهب الشیعة الامامیة الیه ان الله تعالی یعید عند ظهور [[امام الزمان]] المهدی {{ع}} قوماً ممّن کان قد تقدم موته من شیعته لیفوزوا بثواب نصرته و معونته و مشاهدة دولته و یعید ایضا قوماً من اعدائه لینتقم منهم فیلتذوا بما یشاهدون من ظهور الحقّ و علوّ کلمة اهله»؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵.</ref>. جالب این جاست که وی این سخنرا در پاسخ پرسشی می‌گوید که به تفسیری شاذ از رجعت معتقد است و رجعت را به معنای بازگشت دولت [[اهل بیت]] {{عم}} در زمان قائم {{ع}} می‌داند، نه بازگشت خود آنها، هر چند در این تفاسیر نیز زمان رجعت، در ایام حکمرانی [[امام مهدی]] {{ع}} تصویر شده است<ref>صاحب این تفسیر شاذ، معلوم نیست و تنها نقل آن از طریق بزرگانی مانند [[سید مرتضی]] به ما رسیده است؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱، ص۱۲۵.</ref>. شیخ [[طبرسی]] نیز به صراحت رجعت را هنگام قیام [[مهدی]] {{ع}} می‌داند<ref>مجمع البیان: ج۷ ص۳۶۷ و جوامع الجامع: ج۳ ص۲۰۳.</ref>. علمای بسیار دیگری نیز به زمان رجعت تصریح کرده و آن را هنگام قیام [[امام زمان]] {{ع}} دانسته‌اند، از جمله: [[محمد بن علی ابن شهر آشوب مازندرانی]]<ref>متشابه القرآن و مختلفه: ج۲ ص۶۹.</ref>، [[فیض کاشانی]]<ref>علم الیقین فی اُصول الدین: ج۳ ص۱۰۰۱، قرة العیون فی المعارف و الحکم: ص۳۶۰، الوافی: ج۲ ص۴۶۰؛ تفسیر الصافی: ج۴ ص۷۴ و الأصفی فی تفسیر القرآن: ج۲ ص۹۱۵.</ref>، [[سید شرف الدین علی حسینی استرآبادی]]<ref>تأویل الآات الظاهرة: ج۱ ص۴۰۸.</ref>، شیخ [[حر عاملی]]<ref>الإیقاظ من الهجعة: ص۳۸.</ref>، [[محمد بن محمد رضا قمی مشهدی]]<ref>کنز الدقائق و بحر الغرائب: ج۹ ص۵۹۵.</ref>، [[محمد اسماعیل خواجویی]] <ref>جامع الشتات: ص۲۶.</ref>، [[عبد علی بن جمعه عروسی حویزی]] <ref>نور الثقلین: ج۴ ص۱۰۰.</ref>، حتی مفسران و عالمان [[اهل سنت]] نیز این نگرش را از علمای [[شیع]]ه می‌شناسند<ref>مانند [[آلوسی]] در روح المعانی؛ ج۲۰ ص۲۶ و [[ابن ابی الحدید]] در شرح نهج البلاغه: ج۷ ص۵۹.</ref>.  
[[علامه مجلسی]] نیز همین نظر را برگرفته از احادیث متعدد به علمای [[شیعه]] نسبت می‌دهد:«اخبار فراوانی از امامان هُدا از اهل [[پیامبر]] {{صل}} وجود دارد با این مضمون که هنگام قیام [[قائم]] {{ع}} خداوند، گروهی از اولیا و شیعیان را که پیش تر مرده‌اند، باز می‌گرداند تا ثواب یاری و معاونت [[امام زمان]] {{ع}} نصیبشان گردد و به دلیل ظهور دولتش شاد گردند و گروهی را هم از دشمنانش باز می‌گرداند و تا از آنها انتقام کشد و ... »<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۲۶-۱۲۷. البته این عبارت عین عبارتی است که مرحوم [[طبرسی]] در مجمع البیان؛ ج۷ ص۳۶۷ آورده و مرحوم [[مجلسی]] تنها لفظ «قائم» را به جای مهدی نشانده است.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۷ - ۷۹</ref>.
[[علامه مجلسی]] نیز همین نظر را برگرفته از احادیث متعدد به علمای [[شیعه]] نسبت می‌دهد:«اخبار فراوانی از امامان هُدا از اهل [[پیامبر]] {{صل}} وجود دارد با این مضمون که هنگام قیام [[قائم]] {{ع}} خداوند، گروهی از اولیا و شیعیان را که پیش تر مرده‌اند، باز می‌گرداند تا ثواب یاری و معاونت [[امام زمان]] {{ع}} نصیبشان گردد و به دلیل ظهور دولتش شاد گردند و گروهی را هم از دشمنانش باز می‌گرداند و تا از آنها انتقام کشد و ... »<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۲۶-۱۲۷. البته این عبارت عین عبارتی است که مرحوم [[طبرسی]] در مجمع البیان؛ ج۷ ص۳۶۷ آورده و مرحوم [[مجلسی]] تنها لفظ «قائم» را به جای مهدی نشانده است.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۷ - ۷۹</ref>.


۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش