جز
جایگزینی متن - 'پنهانی' به 'پنهانی'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'پنهانی' به 'پنهانی') |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
==واژهشناسی لغوی == | ==واژهشناسی لغوی == | ||
* واژه وحی و مشتقات آن، معانی گوناگونی دارد: "اشاره، [[نوشتن]]، [[پیام]]، در [[دل]] افکندن، [[سخن گفتن]] | * واژه وحی و مشتقات آن، معانی گوناگونی دارد: "اشاره، [[نوشتن]]، [[پیام]]، در [[دل]] افکندن، [[سخن گفتن]] پنهانی، [[القاء]] مطلبی به دیگری، سرعت، صدا، [[آتش]] و...". | ||
* مؤلف العین مینویسد: "وحی، یوحی به معنای کتب یکتب است و "اوحی" "باب [[افعال]]" به معنای [[برانگیختن]]، [[الهام]] و اشاره است؛ "اوحی لها" یعنی به او امر کرد و "ایحاء" "باب [[افعال]]" به معنای اشاره میآید<ref>علی اکبر قرشی، قاموس قرآن </ref><ref> [[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۹ و ۳۰.</ref>. | * مؤلف العین مینویسد: "وحی، یوحی به معنای کتب یکتب است و "اوحی" "باب [[افعال]]" به معنای [[برانگیختن]]، [[الهام]] و اشاره است؛ "اوحی لها" یعنی به او امر کرد و "ایحاء" "باب [[افعال]]" به معنای اشاره میآید<ref>علی اکبر قرشی، قاموس قرآن </ref><ref> [[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۹ و ۳۰.</ref>. | ||
* و یا گفته شده اگر خاستگاه وحی، [[خداوند متعال]] باشد معنای این واژه "خبر" و در [[دل]] افکندن خواهد بود و اگر منشأ وحی، [[مردم]] و [[انسانها]] باشند، در این صورت وحی به معنای اشاره است. | * و یا گفته شده اگر خاستگاه وحی، [[خداوند متعال]] باشد معنای این واژه "خبر" و در [[دل]] افکندن خواهد بود و اگر منشأ وحی، [[مردم]] و [[انسانها]] باشند، در این صورت وحی به معنای اشاره است. | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
* عناصر محوری در معنای لغوی وحی را میتوان چنین شماره کرد: | * عناصر محوری در معنای لغوی وحی را میتوان چنین شماره کرد: | ||
#انتقال سریع. | #انتقال سریع. | ||
# | # پنهانی و پوشیده بودن غیر. | ||
#القای مطلبی به غیر به قصد فهمیدن مخاطب <ref> [[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۱.</ref>. | #القای مطلبی به غیر به قصد فهمیدن مخاطب <ref> [[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۱.</ref>. | ||
*واژه وحی از نظر ساختار صرفی، مصدر فعل وَحَی، یَحی یا اسم مصدر اَوحی یُوحی است، از این رو وحیاً و ایحاءً مانند عطاء و إعطاء به یک معنا به کار میرود<ref>ر.ک: لسان العرب، ابن منظور، نشر أدب الحوزه، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ﻫ، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۰ ش، ص ۷۸.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | *واژه وحی از نظر ساختار صرفی، مصدر فعل وَحَی، یَحی یا اسم مصدر اَوحی یُوحی است، از این رو وحیاً و ایحاءً مانند عطاء و إعطاء به یک معنا به کار میرود<ref>ر.ک: لسان العرب، ابن منظور، نشر أدب الحوزه، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ﻫ، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۰ ش، ص ۷۸.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
#اِعلام به صورت نهانی<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | #اِعلام به صورت نهانی<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
#اِعلام به صورت سریع<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | #اِعلام به صورت سریع<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
*به [[عقیده]] برخی از قرآنپژوهان معاصر هر سه معنای یادشده جزء معنای اصلی این کلمه است؛ به این معنا که وحی عبارت است از اینکه مطلبی به صورت | *به [[عقیده]] برخی از قرآنپژوهان معاصر هر سه معنای یادشده جزء معنای اصلی این کلمه است؛ به این معنا که وحی عبارت است از اینکه مطلبی به صورت پنهانی و سریع به کسی اِعلام شود<ref>تاریخ قرآن، محمود رامیار، (به نقل از محمد رشید رضا، الوحی المحمدی، قاهره، الزهراء للاعلام العربی، ۱۹۸۸م، ص ۷).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
*اما در اینکه چرا لغت شناسان در تعریف وحی به هر سه عنصر "اِعلام، خفا و سرعت" به صورت یکجا تصریح نکردهاند<ref>به طور مثال، ابن فارس در بیان معنای اصلی فقط بر عنصر اعلام تأکید کرده است. ابن اخباری به عنصر سرعت اشارهای نکرده است.</ref>، برخی گفتهاند که آنان یا در صدد تعریف کامل وحی نبودند، یا به علت وضوح مطلب آن عناصر را یکجا جمع نکردهاند و آن عنصری را که به نظرشان مهمتر از همه بوده است، بیان کردهاند. با این حال، باید توجه داشت لزومی ندارد در همه کاربردهای وحی هر سه عنصر یادشده وجود داشته باشد، آنچه مشهود است اینکه در کاربرد واژه وحی در بیشتر موارد، عنصر اِعلام و تفهیم و در برخی موارد عنصر سرعت و خفا، یا یکی از آنها نیز وجود دارد و در برخی از موارد هیچکدام از این دو عنصر اخیر دیده نمیشود. حتی در برخی از کاربردها ملاحظه میشود که عنصر اِعلام نیز وجود ندارد. برای مثال در زبان [[عربی]] مَوْتٌ وَحِیٌّ به معنای [[مرگ سریع]] است <ref>الصحاح، جوهری، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۴ ﻫ، چاپ سوم، ج ۶، ص ۲۵۲۰ (ذیل واژه).</ref>. [[عرب]] "الوَحَی، الوَحَی" را به معنای العَجَلَةَ یا اَلْسُّرْعَةَ به کار میبرد<ref>لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، ج۲۰، ص ۲۸۰.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | *اما در اینکه چرا لغت شناسان در تعریف وحی به هر سه عنصر "اِعلام، خفا و سرعت" به صورت یکجا تصریح نکردهاند<ref>به طور مثال، ابن فارس در بیان معنای اصلی فقط بر عنصر اعلام تأکید کرده است. ابن اخباری به عنصر سرعت اشارهای نکرده است.</ref>، برخی گفتهاند که آنان یا در صدد تعریف کامل وحی نبودند، یا به علت وضوح مطلب آن عناصر را یکجا جمع نکردهاند و آن عنصری را که به نظرشان مهمتر از همه بوده است، بیان کردهاند. با این حال، باید توجه داشت لزومی ندارد در همه کاربردهای وحی هر سه عنصر یادشده وجود داشته باشد، آنچه مشهود است اینکه در کاربرد واژه وحی در بیشتر موارد، عنصر اِعلام و تفهیم و در برخی موارد عنصر سرعت و خفا، یا یکی از آنها نیز وجود دارد و در برخی از موارد هیچکدام از این دو عنصر اخیر دیده نمیشود. حتی در برخی از کاربردها ملاحظه میشود که عنصر اِعلام نیز وجود ندارد. برای مثال در زبان [[عربی]] مَوْتٌ وَحِیٌّ به معنای [[مرگ سریع]] است <ref>الصحاح، جوهری، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۴ ﻫ، چاپ سوم، ج ۶، ص ۲۵۲۰ (ذیل واژه).</ref>. [[عرب]] "الوَحَی، الوَحَی" را به معنای العَجَلَةَ یا اَلْسُّرْعَةَ به کار میبرد<ref>لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، ج۲۰، ص ۲۸۰.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
*همچنین در [[حدیثی]] آمده است: "وقتی خواستی کاری را انجام دهی در فرجام آن [[اندیشه]] کن، اگر بد بود از انجامش صرف نظر کن و اگر خیر بود، (در انجام آن) شتاب کن"<ref>{{عربی|"إِذا أَرَدْتَ أَمراً فتَدَبَّر عاقِبتَه، فإِن كانت شَرّاً فانْتَهِ، و إِن كانت خيراً فَتَوَحَّهْ"}}؛ لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، ج۲۰، ص ۲۸۰.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | *همچنین در [[حدیثی]] آمده است: "وقتی خواستی کاری را انجام دهی در فرجام آن [[اندیشه]] کن، اگر بد بود از انجامش صرف نظر کن و اگر خیر بود، (در انجام آن) شتاب کن"<ref>{{عربی|"إِذا أَرَدْتَ أَمراً فتَدَبَّر عاقِبتَه، فإِن كانت شَرّاً فانْتَهِ، و إِن كانت خيراً فَتَوَحَّهْ"}}؛ لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، ج۲۰، ص ۲۸۰.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||