بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[سرور]]''' است. "'''[[سرور]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[سرور]]''' است. "'''[[سرور]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سرور در قرآن]] | [[سرور در | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سرور در قرآن]] | [[سرور در معارف دعا و زیارات]] | [[سرور در معارف و سیره سجادی]] </div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[سُرور]] ضدّ [[حزن]] و [[اندوه]] و به معنای [[خوشحالی]] و [[شادی]] است و فعل آن (سَرَّ یسُرُّ) هم به معنای شاد بودن و هم به معنای [[شاد کردن]] دیگران کاربرد دارد. <ref> العین، ج۷، ص۱۹۰؛ الصحاح، ج۲، ص۶۸۲، «سر»؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۳۶۳، «سرر».</ref> ریشه این واژه (س - ر - ر) در اصل به معنای پنهان کردن چیزی و [[خالص]] از هر چیزی است،<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۷، «سر».</ref> از این رو برخی [[سرور]] را به شادی پنهان در [[قلب]]،<ref> مفردات، ص۴۰۴، «سرر».</ref> شادی خالص و خالی از حزن،<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۸. </ref> یا انبساطی در [[باطن]] معنا کردهاند که خالص و پیراسته از عارض شدن تحولاتی است که موجب گرفتگی، اندوه، درد و مانند آن میشوند. <ref>التحقیق، ج۵، ص۱۰۵، «سرر».</ref> | |||
در [[زبان عربی]] واژههای فراوانی در معنای شادی و سرور یا گونه خاصی از آن به کار میروند؛ مانند فَرَح،<ref>مجمع البحرین، ج۳، ص۳۷۷، «فرح».</ref> بَشارت<ref> لسان العرب، ج۴، ص۶۲، «بشر».</ref>، حُبُور،<ref> الصحاح، ج۲، ص۶۲۰، «حبر».</ref> مَرَح،<ref>مفردات، ص۴۶۵؛ لسان العرب، ج۲، ص۵۹۱، «مرح».</ref> ابتهاج،<ref>مفردات، ص۱۴۸-۱۴۹؛ لسان العرب، ج۲، ص۲۱۷، «بهج».</ref> رَوح <ref>لسان العرب، ج۲، ص۴۵۹؛ تاج العروس، ج۴، ص۶۶، «روح».</ref> و نَعامه،<ref> لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۴؛ تاج العروس، ج۱۷، ص۶۹۴، «نعم».</ref> گرچه معنای دقیق این واژهها با یکدیگر تفاوتهایی نیز دارند؛ مثلاً حبور و [[بشارت]]، به شادیای گفته میشود که اثرش در صورت ظاهر شود. <ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۷۵. </ref> [[فرح]] بر خلاف سرور، گاهی به سبب [[لذت]] و [[منفعت]] خیالی است و نقیض آن نیز غمّ است. <ref> معجم الفروق اللغویه، ص۲۷۷. </ref> برخی گفتهاند: فرح با [[تکبّر]] و [[خودبینی]] همراه و از اینرو پیوسته [[مذموم]] است و سرور و حبور ناشی از قوّه [[تفکر]] و فرح برخاسته از قوّه [[شهوت]] است؛<ref>الکلیات، ص۵۰۸. </ref> | |||
ولی در [[قرآن]]، فرح گاه در شادی [[ممدوح]] نیز به کار رفته است. {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>؛ {{متن قرآن|فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«در چند سال؛ کار گذشته و آینده با خداوند است و در آن روز مؤمنان شاد میشوند» سوره روم، آیه ۴.</ref> به گفته برخی متفکران، [[سرور]] حالت خوش و لذّتبخشی است که از [[علم]] و اطلاع بر تحقق یافتن یکی از [[هدفها]] و [[آرزوها]] درگذشته یا [[آینده]]، به [[انسان]] [[دست]] میدهد. در مقابل، [[غم]] و [[اندوه]]، حالت ناگوار و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدفها و آرزوها بر انسان عارض میشود. <ref>مقالات فلسفی، ج۲، ص۶۶-۶۷. </ref> | |||
بعضی از [[عارفان]]، سرور را [[شادی]] محض دانستهاند که با هیچ حزنی آمیخته نیست، برخلاف [[فرح]] که با غم و اندوه همراه است. <ref> منازل السائرین، ص۱۱۴. </ref> شادی که از سوی [[روانشناسان]] به [[احساس]] مثبت حاصل از [[حس]] [[رضایت]] و [[پیروزی]] [[تفسیر]] شده، یکی از نیازهای اساسی انسان و لازمه [[زندگی]] اوست، همانگونه که غم و اندوه نیز جزو زندگی انسان و همزاد اوست. بر اثر شادی، ناکامی، [[ناامیدی]]، [[ترس]] و [[نگرانی]] بیاثر میشوند. اهمیت شادی را تا آنجا دانستهاند که میتواند بیماریهای صعبالعلاج جسمی مانند سرطان را درمان یا پیشروی آن را متوقف کند. <ref>شرع و شادی، ص۱۸-۲۴. </ref> | |||
عوامل شادی بسیارند و شادیهایی که با تن [[آدمی]] مرتبطاند، با بالا رفتن سن کاهش مییابند و به پایان میرسند؛ اما [[شادمانی]] [[روحی]]، [[پایدار]] و حاصل پشتگرمی انسان به خداست. <ref> انسان و ادیان، ص۴۳۵-۴۳۶. </ref> [[اسلام]] که [[دینی]] [[فطری]] است و به همه نیازهای آدمی توجه دارد، [[پیروان]] خود را به شادیهای مثبت و سازنده [[دعوت]] میکند. <ref>شادی و آرامش، ص۱۱-۱۲. </ref> افزون بر این در اسلام به [[شاد کردن]] دیگران نیز سفارش شده است،<ref>جامعالسعادات، ج۲، ص۲۳۲-۲۳۵. </ref> چنانکه [[رسول خدا]]{{صل}} شاد کردن [[مؤمنان]] را از [[دوست]] داشتنیترین [[کارها]] نزد [[خدا]] <ref>الکافی، ج۲، ص۱۸۹. </ref> و سبب [[بخشایش]] [[گناهان]] <ref> الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۸۳. </ref> معرفی کرده است. در عین حال، اسلام به شادی در [[دنیا]] بدون در نظر گرفتن هیچ قیدی و به [[پرهیز]] از هرگونه حزنی دعوت نمیکند، بلکه اندوه برای کوتاهی در عمل به [[وظایف]] [[عبودیت]] را از [[لوازم ایمان]] میداند<ref>التحقیق، ج۵، ص۱۰۶، «سر».</ref>.<ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
==سرور در [[قرآن]]== | |||
در [[قرآن کریم]] واژه {{متن قرآن|سُرُورًا}}<ref> سوره انسان، آیه ۱۱.</ref> یک بار، {{متن قرآن|مَسْرُورًا}}<ref> سوره انشقاق، آیه ۹.</ref> دو بار و {{متن قرآن|تَسُرُّ}}<ref> سوره بقره، آیه ۶۹.</ref> یک بار به کار رفتهاند؛ همچنین با واژهها و تعبیرهای دیگری به مطالبی درباره [[شادی]] اشاره شده است؛ مانند: {{متن قرآن|فَرِحَ}}<ref> سوره شوری، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|مَرَحًا}}<ref> سوره اسراء، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|فَاكِهِينَ}}<ref> سوره دخان، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|بَهْجَةٍ}}<ref> سوره نمل، آیه ۶۰.</ref>، {{متن قرآن|قُرَّتُ عَيْنٍ}}<ref> سوره قصص، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|يَسْتَبْشِرُونَ}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref>، {{متن قرآن|أَشِرٌ}}<ref> سوره قمر، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|يُعْجِبُ}}<ref> سوره بقره، آیه ۲۰۴.</ref>؛ {{متن قرآن|بَطَرًا}}<ref> سوره انفال، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|السَّرَّاءِ}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>، {{متن قرآن|نَاضِرَةٌ}}<ref> سوره قیامه، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|نَاعِمَةٌ}}<ref> سوره غاشیه، آیه ۸.</ref> و {{متن قرآن|يُحْبَرُونَ}}<ref> سوره روم، آیه ۱۵.</ref> افزون بر این، در [[آیات]] بسیاری، از [[نفی]] [[حزن]] سخن به میان آمده است {{متن قرآن|أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره یونس، آیه ۶۲.</ref> که با توجه به شواهد و قراین، معنای [[سرور]] از آنها برداشت میشود. در آیهای نیز واژه "[[عید]]" به کار رفته {{متن قرآن|قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«عیسی پسر مریم گفت: خداوندا! ای پروردگار ما! خوانی از آسمان بر ما فرو فرست تا برای ما، برای آغاز و انجام ما عیدی و نشانهای از سوی تو باشد و به ما روزی ده و تو بهترین روزی دهندگانی» سوره مائده، آیه ۱۱۴.</ref> که برخی آن را به معنای [[سروری]] دانستهاند که باز میگردد. <ref>الکشاف، ج۱، ص۶۹۴؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۵۰؛ الصافی، ج۲، ص۹۸. </ref> "عید" همچنین مفاهیم فراوانی در [[قرآن]] هستند که به گونهای با مفهوم سرور [[ارتباط]] و تلازم دارند؛ مانند [[خنده]]، [[آسانی]]، [[آرامش]]، [[لذّت]]، [[زینت]]، [[نعمت]]، [[رضا]]، [[آمرزش]]، [[رحمت]] و [[رفاه]] که مباحث مربوط به آنها در مدخلهای متناسب آمدهاند.<ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
==سرور در [[دنیا]]== | |||
شادی و سرور [[انسانها]] در دنیا گاه امری برخاسته از [[طبیعت]] بشری است؛ ولی در موارد بسیاری، نوع [[جهانبینی]] و نگرش انسان به هستی، اعم از نگرش [[توحیدی]] یا غیر توحیدی و نیز اوصاف و حالات [[پسندیده]] یا [[ناپسند]] درونی وی موجب میشوند که در مواجهه با امور خاصی شاد شود، بنابراین میتوان شادی انسانها در دنیا را به سه قسم سرور برخاسته از طبیعت بشری، [[سرور]] ناشی از [[جهانبینی توحیدی]] و سرور ناشی از [[کفر]] و دنیازدگی قسمت کرد<ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>: | |||
===[[سرور]] برخاسته از [[طبیعت]] بشری=== | |||
[[انسانها]] به گونه طبیعی از برخی امور شادمان میشوند که [[قرآن کریم]] به بعضی از آنها اشاره کرده است، چنانکه در داستان گاو [[بنیاسرائیل]] از گاوی یاد کرده که رنگش زرد پررنگ یا خوشرنگ یا یکدست است؛<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۷۴؛ البحر المحیط، ج۱، ص۴۰۸. </ref> به گونهای که تماشای آن بینندگان را مسرور میکند: «قالوا ادعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّن لَنا ما لَونُها قالَ اِنَّهُ یَقولُ اِنَّها بَقَرَةٌ صَفراءُ فاقِعٌ لَونُها تَسُرُّ النّظِرین» (بقره / ۲، ۶۹) و وزیدن باد موافق و ملایم را موجب [[شادی]] کشتینشینانی دانسته که این باد، کشتی آنان را به آرامی به سوی مقصد حرکت میدهد: «... حَتّی اِذا کُنتُم فِی الفُلکِ وجَرَینَ بِهِم بِریحٍ طَیِّبَةٍ وفَرِحوا بِها.».. ([[یونس]] / ۱۰، ۲۲) <ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۱۲۵؛ زبدة التفاسیر، ج۳، ص۲۰۰. </ref> و [[بارش باران]] را باعث شادی انسانها: «فَتَرَی الوَدقَ یَخرُجُ مِن خِللِهِ فَاِذا اَصَابَ بِهِ مَن یَشاءُ مِن عِبَادِهِ اِذا هُم یَستَبشِرون» ([[روم]] / ۳۰، ۴۸) و گیاهان و باغها را از اسباب خوشحالیآنان به شمار آورده است: «... تَرَی الاَرضَ هامِدَةً فَاِذا اَنزَلنا عَلَیهَا الماءَ اهتَزَّت ورَبَت واَنبَتَت مِن کُلِّ زَوجٍ بَهیج» ([[حجّ]] / ۲۲، ۵؛ نیز ق / ۵۰، ۷)؛ «... اَنزَلَ لَکُم مِنَ السَّماءِ ماءً فَاَنبَتنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهجَةٍ.»... | |||
(نمل / ۲۷، ۶۰) «استبشار» به معنای شادی <ref>لسان العرب، ج۴، ص۶۱-۶۲، «بشر».</ref> یا [[احساس]] شادی بشارتدهنده است <ref>مفردات، ص۱۲۵، «بشر».</ref> و به گفته برخی [[مفسران]]، به [[خوشحالی]] شدیدی گفته میشود که اثر آن در چهره نمایان شود <ref>البحر المحیط، ج۹، ص۲۰۸؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۸۶؛ التحریر والتنویر، ج۲۴، ص۱۰۴. </ref> و «بهجت»، در برخی منابع لغوی <ref> مفردات، ص۱۴۸-۱۴۹، «بهج».</ref> و [[تفسیری]] <ref>الکشاف، ج۳، ص۱۴۵؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۵۶، «بهج».</ref> به خوشمنظر و شادیآور معنا شده است. | |||
در قصه [[یوسف]]{{ع}} نیز فرستاده کاروان که دلو آب را به درون [[چاه]] انداخت، هنگامی که به جای آب با چهره زیبای [[یوسف]]{{ع}} روبهرو شد، این خبر را با [[شادی]] و [[تعجب]] به دیگران اعلام کرد: «وجاءَت سَیّارَةٌ فَاَرسَلوا وارِدَهُم فَاَدلی دَلوَهُ قالَ یبُشری هذا غُلمٌ». (یوسف / ۱۲، ۱۹) <ref> التفسیر الوسیط، ج۷، ص۳۳۲-۳۳۳؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۳۸-۳۹. </ref> در آیاتی دیگر، [[کودکان]] خردسال مایه [[سرور]] و چشمروشنی دانسته شدهاند، چنانکه [[همسر فرعون]]، پس از دیدن [[موسی]]{{ع}} که [[کودکی]] خردسال و داخل صندوقچهای بود که [[سربازان]] [[فرعون]] از آب گرفته بودند، وی را موجب شادی <ref>مجمعالبحرین، ج۳، ص۴۸۳، «قرر»؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸؛ التفسیر الوسیط، ج۱۰، ص۳۸۲. </ref> و روشنی چشم خود و فرعون به شمار آورد و از [[فرعونیان]] خواست به این [[امید]] که آنان را سودی دهد، یا او را به [[فرزندی]] گیرند، او را نکشند: «وقالَتِ امرَاَتُ فِرعَونَ قُرَّتُ عَینٍ لی ولَکَ لا تَقتُلوهُ عَسی اَن یَنفَعَنا اَو نَتَّخِذَهُ وَلَدًا». ([[قصص]] / ۲۸، ۹) «قَرَّتْ عینُه» بدین معناست که چشمش شاد شد و به کسی که موجب سرور شود، «قُرّة العَین» گفته میشود. گفته شده: اصل این تعبیر از «قُرّ» به معنای سردی و مفهوم آن خنک شدن چشم به سبب سرور است و به گفتهای اشکِ شادی، خنک و اشکِ [[اندوه]]، گرم است. <ref>مفردات، ص۶۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۷؛ المصباح، ص۴۹۷، «قر».</ref> پس از آن [[خداوند]]، موسی{{ع}} را به آغوش مادرش بازگرداند تا موجب سرور <ref> التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۴۹؛ فتحالقدیر، ج۳، ص۴۳۲. </ref> وی باشد: «فَرَدَدنهُ اِلیاُمِّهِ کَی تَقَرَّ عَینُها.»... (قصص / ۲۸، ۱۳؛ نیز طه / ۲۰، ۴۰) همچنین پس از [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} آثار اندوه بر چهره [[مریم]] علیهاالسلام آشکار شد. در این هنگام ندا آمد که از خرمای بالای سرت بخور و از چشمه آبی که زیر پایت جاری است بیاشام و از این [[الطاف الهی]] و تولّد فرزندت خوشحال باش: «فَکُلی واشرَبی وقَرّی عَینًا». (مریم / ۱۹، ۲۶) <ref> مجمعالبیان، ج۶، ص۷۹۰-۷۹۱؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸. </ref> گرچه شاد شدن [[انسان]] به امور یادشده، طبیعی است، بر اساس آموزههای [[قرآن کریم]]، [[انسان]] نباید به اینگونه [[شادیها]] دلخوش بوده و [[گمان]] کند آنها [[پایدار]] خواهند بود، چنانکه در آیه۲۲ [[سوره یونس]] / ۱۰، پس از اشاره به شادمان شدن کشتینشینان به باد ملایم، آمده است که ناگهان بادی تند و سهمگین میوزد و امواج از هر سو به سراغ آنان میآیند و چنان دانند که در محاصره افتادهاند...: «... وفَرِحوا بِها جاءَتها ریحٌ عاصِفٌ وجاءَهُمُ المَوجُ مِن کُلِّ مَکانٍ وظَنّوا اَنَّهُم اُحیطَ بِهِم.»... در آیهای [[زندگی دنیا]] به گیاهانی [[تشبیه]] شده است که [[رشد]] آنها به وسیله [[باران]]، مایه [[شادی]] کشاورزان میشود؛ ولی پس از مدتی پژمرده، سپس زرد و در پایان خشک و شکسته میشوند: «اِعلَموا اَنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا... کَمَثَلِ غَیثٍ اَعجَبَ الکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَرهُ مُصفَرًّا ثُمَّ یَکونُ حُطمًا». ([[حدید]] / ۵۷، ۲۰) اعجاب در لغت گاه به معنای [[شاد کردن]] یا استعاره از آن، یا ایجاد تعجّب همراه با شادی به کار میرود <ref>مفردات، ص۵۴۷؛ لسان العرب، ج۱، ص۵۸۱؛ قاموس قرآن، ج۴، ص۲۹۲، «عجب».</ref> و در این [[آیه]] نیز معنای [[شادمانی]] در آن لحاظ شده است <ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۴۰۸؛ تفسیر مراغی، ج۲۷، ص۱۷۷؛ التفسیر الوسیط، ج۱۴، ص۲۱۹. </ref> و مراد از «[[کفّار]]» در این آیه کشاورزان است،<ref> التبیان، ج۹، ص۵۳۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۵۷. </ref> زیرا [[کفر]] در لغت به معنای پوشاندن چیزی است و از آن [[جهت]] که کشاورز دانه را در [[زمین]] میپوشاند، به او [[کافر]] گفته میشود. <ref>مفردات، ص۷۱۴؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۵۲، «کفر».</ref> البته برخی، «[[کفار]]» در آیه را به کافرانِ در [[عقیده]] [[تفسیر]] کردهاند، زیرا کافر حسگراست و بیش از [[مؤمن]] به [[امور مادی]] و [[زینت]] [[دنیا]] خوشحال میشود. <ref> تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۶۰۲. </ref> از دیدگاه [[قرآن]]، شادیهای طبیعی نباید موجب شوند که مؤمن از [[امتثال]] [[فرمانهای الهی]] سرباز زند، از این رو [[پرهیزگاران]] را کسانی معرفی کرده که در [[زمان]] [[خوشحالی]] و ناخوشی [[انفاق]] میکنند: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ فِی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ». ([[آلعمران]] / ۳، ۱۳۴) برخی [[مفسّران]]، «[[سرّاء]]» را به حال [[سرور]] و «[[ضرّاء]]» را به حال [[اندوه]] و غالباً آن دو را به هنگام [[راحتی]] و [[تنگدستی]] معنا کردهاند. <ref>التبیان، ج۲، ص۵۹۳؛ الکشاف، ج۱، ص۴۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۳۶۶. </ref> همچنین [[ازدواج]] [[مؤمنان]] با [[مشرکان]] جایز نیست، حتی اگر از لحاظ [[ثروت]]، [[زیبایی]] یا نَسَب، خوشآیند و شگفتآور باشند: «ولا تَنکِحوا المُشرِکتِ حَتّی یُؤمِنَّ ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَةٍ ولَو اَعجَبَتکُم ولا تُنکِحوا المُشرِکینَ حَتّی یُؤمِنوا ولَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِکٍ ولَو اَعجَبَکُم.»... (بقره / ۲، ۲۲۱) <ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۵۶۱؛ کشفالاسرار، ج۱، ص۵۸۳؛ البحر المحیط، ج۲، ص۴۱۸-۴۱۹. </ref> در آیهای نیز به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اعلام شده که از این پس ازدواج با [[زنان]] دیگر برای تو جایز نیست، هرچند [[زیبایی]] آنان برایت خوشآیند و شگفتآور باشد: «لا یَحِلُّلَکَ النِّساءُ مِن بَعدُ ولا اَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِن اَزوجٍ ولَو اَعجَبَکَ حُسنُهُنَّ.»... ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۲) <ref>روض الجنان، ج۱۶، ص۱۰-۱۱؛ روح البیان، ج۷، ص۲۱۰؛ نمونه، ج۱۷، ص۳۹۰-۳۹۵. </ref><ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
===[[سرور]] ناشی از [[جهان بینی]] [[توحیدی]]=== | |||
برپایه دیدگاه توحیدی، سرور در صورتی [[پسندیده]] است که موافق [[رضای خدا]] و در مسیر [[سعادت حقیقی]] باشد، از این رو [[قرآن کریم]] از [[انسانها]] میخواهد که تنها به [[فضل]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] شادمان شوند و آن را بهتر از [[اموال]] گردآوری شده معرفی میکند: «قُل بِفَضلِ اللّهِ وبِرَحمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلیَفرَحوا هُوَ خَیرٌ مِمّا یَجمَعون». ([[یونس]] / ۱۰، ۵۸) آرای [[مفسران]] درباره مقصود از فضل و [[رحمت خدا]] در این [[آیه]] گوناگون است؛<ref>زاد المسیر، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶. </ref> مثلاً برخی، مقصود از آن دو را فرو فرستادن قرآن کریم <ref>روح البیان، ج۴، ص۵۴. </ref> و برخی، مراد از فضل را [[قرآن]] و منظور از رحمت را [[اسلام]] و بعضی برعکس دانستهاند؛<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۹۵۹؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۲۱؛ البحر المحیط، ج۶، ص۷۴-۷۵. </ref> ولی به نظر میرسد [[فضل]] و [[رحمت]] در این [[آیه]] به معنای عام خود به کار رفتهاند و میتوانند همه این موارد را در بر گیرند،<ref>فتح القدیر، ج۲، ص۵۱۶؛ نمونه، ج۸، ص۳۲۲-۳۲۳. </ref> چنانکه به گفته برخی بعید نیست مراد از فضل [[خدا]] عطای عام او بر همگان و مقصود از رحمت الهیعطای خاص وی بر [[مؤمنان]] باشد که شایستهتر آن است که [[انسان]] با حصول هر دوی آنها شادمان شود. <ref> المیزان، ج۱۰، ص۸۲. </ref> در روایتی نیز فضل خدا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[رحمت خدا]] بر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[تطبیق]] شده است. <ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۱۳. </ref> در آیاتی دیگر به برخی از مصادیق فضل و رحمت خدا که موجب [[سرور]] مؤمنان میشوند، به صورت مشخصتری اشاره شده است، چنانکه در آیهای پس از اشاره به اینکه خدا، [[جانها]] و مالهای مؤمنان را به بهای [[بهشت]] از آنان میخرد، از ایشان خواسته تا به این [[خرید و فروش]] پرسود، بسیار شادمان باشند: «اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم واَمولَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ... فَاستَبشِروا بِبَیعِکُمُ الَّذی بایَعتُم بِهِ.».. ([[توبه]] / ۹، ۱۱۱) <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۱۴. </ref> و نیز مؤمنان [[صدر اسلام]]، هرگاه سورهای نازل میشد، آن را زمینهساز [[تکامل]] و ارتفاع [[درجه]] خویش به شمار آورده، بدان شادمان میشدند: «واِذا ما اُنزِلَت سورَةٌ... فَاَمَّا الَّذینَ ءامَنوا فَزادَتهُم ایمنًا وهُم یَستَبشِرون» (توبه / ۹، ۱۲۴)؛ <ref> التبیان، ج۵، ص۳۲۵؛ روح المعانی، ج۶، ص۴۷؛ المیزان، ج۹، ص۴۱۰. </ref> همچنین کسانی که خدا به آنان کتاب داده، با [[نزول قرآن]] شاد میشدند: «والَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتبَ یَفرَحونَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ». (رعد / ۱۳، ۳۶) برخی، مقصود از «الَّذینَ.».. را مؤمنان و حقطلبان از [[یهود]] و [[نصارا]] <ref>الکشاف، ج۲، ص۵۳۳؛ روح المعانی، ج۷، ص۱۵۶؛ نمونه، ج۱۰، ص۲۳۳. </ref> و برخی، [[مسلمانان]] دانستهاند. <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۲۹۵؛ تفسیر بغوی، ج۳، ص۲۵؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref> در آیهای نیز به بیان تمثیلی از [[انجیل]] در [[وصف]] [[یاران]] [[حقیقی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداخته شده که در آن [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} به زراعتی [[تشبیه]] شدهاند که جوانه میزند و با پیمودن مراحل [[رشد]]، ساقهای [[استوار]] یافته، به گونهای بر پای خود میایستد که [[شادی]] کشاورزان را برمیانگیزد: «... ومَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَهُ فَئازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوی عَلی سوقِهِ یُعجِبُ الزُّرّاعَ.»... ([[فتح]] / ۴۸، ۲۹) <ref>روح البیان، ج۹، ص۵۸-۵۹. </ref> مراد از این [[تمثیل]] این است که [[رسول اکرم]]{{صل}} با دیدن یارانی که آنان را در سایه [[افکار]] و [[رهبری]] خویش پرورش داده بود، مسرور میشد. <ref>من هدی القرآن، ج۱۳، ص۳۴۷. </ref> [[یاری خدا]] از دیگر اموری است که سبب شادی [[مؤمنان]] میشود: «غُلِبَتِ الرّوم * فی اَدنَی الاَرضِ وهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبون * فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الاَمرُ مِن قَبلُ ومِن بَعدُ ویَومَئِذٍ یَفرَحُ المُؤمِنون * بِنَصرِ اللّهِ.»... ([[روم]] / ۳۰، ۲ - ۵) به گفته [[مفسران]]، زمانی که [[فارس]] بر روم [[پیروز]] شد، [[مشرکان]] [[مکه]] از [[شکست]] [[رومیان]] که [[اهل کتاب]] بودند، خوشحال شده، آن را [[نشانه]] [[پیروزی]] خود بر [[مسلمانان]] به شمار آوردند. در این هنگام [[آیات]] یادشده نازل شدند و از پیروزی رومیان در چند سال [[آینده]] خبر دادند و اعلام کردند که در آن [[روز]] مؤمنان از یاری خدا شاد خواهند شد. [[منابع تفسیری]]، سبب [[خوشحالی]] مؤمنان را اموری چون پیروزی رومیان و دفع [[فارسیان]] از [[بیتالمقدس]]، آشکار شدن [[درستی]] [[پیشبینی]] [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و بطلان [[پندار]] مشرکان، همزمان شدن این پیروزی با پیروزی مسلمانان در [[جنگ بدر]] یا [[صلح حدیبیه]] و مقدمه بودن تحقق این [[وعده الهی]] برای پیروزیهای بعدی مؤمنان بر مشرکان دانستهاند. <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۶۰؛ التسهیل، ج۲، ص۱۳۰؛ نمونه، ج۱۶، ص۳۶۳. </ref>[[سرور]] انسانهای [[مؤمن]] از خویشاوندانشان نیز باید در راستای دیدگاه [[توحیدی]] آنان باشد، از این رو [[بندگان]] ویژه خدا از او میخواهند که به [[همسران]] و فرزندانشان [[توفیق]] [[اطاعت الهی]] و کسب [[فضایل]] دهد، تا مایه [[شادی]] و چشمروشنی آنان باشند: «والَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزوجِنا وذُرّیّتِنا قُرَّةَ اَعیُنٍ». ([[فرقان]]/ ۲۵، ۷۴) <ref> التبیان، ج۷، ص۵۱۲؛ روح البیان، ج۶، ص۲۵۲؛ الصافی، ج۴، ص۲۶. </ref> در آیهای نیز پس از بیان اینکه [[حکم]] تقسیم مساوی اوقات میان [[همسران]]، که بر مردان [[مؤمن]] [[واجب]] است، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برداشته شده و آن [[حضرت]] میتواند موعد هر یک از همسرانش را که خواست، به تأخیر اندازد و هر یک از آنان را که خواست نزد خود طلبد، این حکم را مایه شادی [[همسران رسول خدا]] به شمار آورده است: «تُرجی مَن تَشاءُ مِنهُنَّ و تُئوی اِلَیکَ مَن تَشاءُ و مَنِابتَغَیتَ مِمَّن عَزَلتَ فَلا جُناحَ عَلَیکَ ذلک اَدنی اَن تَقَرَّ اَعیُنُهُنَّ.»... ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۱) [[راز]] [[خوشحالی]] و شادی همسران چنین بیان شده که آنان با پذیرش این امر، در برابر [[حکم الهی]] که برای [[مصالح]] مهمی [[تشریع]] شده است، [[تسلیم]] خواهند شد. <ref>جامعالبیان، ج۲۲، ص۲۰؛ الکشاف، ج۳، ص۵۵۲؛ نمونه، ج۱۷، ۳۸۵-۳۸۷. </ref> وجوه دیگری را نیز در تبیین [[راز]] این خوشحالی گفتهاند؛<ref> مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۳۹۵. </ref> مثلاً کسی که مقدم میشد شاد میگشت و کسی که مؤخر میشد [[امیدوار]] بود که در زمانی دیگر مقدم شود. <ref> المیزان، ج۱۶، ص۳۳۶. </ref><ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
===[[سرور]] ناشی از [[کفر]] و دنیازدگی=== | |||
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری، به [[سرزنش]] کسانی پرداخته که [[خدا]] و [[آخرت]] را [[انکار]] یا از یاد آنها [[غافل]] شده و با گناهکاری یا به دست آوردن مظاهر [[دنیا]] شاد میشوند و ضمن [[نکوهش]] و [[نهی]] از چنین [[سروری]] آن را دارای پیامدهای [[ناگواری]] دانسته و [[راه]] [[پیشگیری]] یا درمان آن را بیان داشته است.<ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
==== نکوهش و نهی==== | |||
[[قرآن]] کسانی را که به گونهای از [[رحمت خدا]] شاد میشوند که خدا را فراموش میکنند، سرزنش کرده است: «واِنّا اِذا اَذَقنَا الاِنسنَ مِنّا رَحمَةً فَرِحَ بِها.».. ([[شوری]] / ۴۲، ۴۸) <ref>المیزان، ج۱۸، ص۶۸. </ref> و با [[نکوهش]] کسانی که به [[زندگی دنیا]] شاد شدهاند، آن را در برابر [[آخرت]] کالایی ناچیز دانسته: «... وفَرِحوا بِالحَیوةِ الدُّنیا ومَا الحَیوةُ الدُّنیا فِی الأَخِرَةِ اِلاّ مَتع» (رعد / ۱۳، ۲۶) و با [[سرزنش]] [[اهل]] [[دنیا]] که به فراوانی و [[زینت]] [[اموال]]، شگفتزده و خوشحال میشوند، بیان داشته که [[مال]] [[پلید]] و [[حرام]] هیچگاه با مال [[پاکیزه]] و [[حلال]] برابر نیست: «قُل لا یَستَوِی الخَبیثُ والطَّیِّبُ ولَو اَعجَبَکَ کَثرَةُ الخَبیثِ.»... ([[مائده]] / ۵، ۱۰۰) <ref>کشف الاسرار، ج۳، ص۲۴۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۱۸۳. </ref> در اقوال دیگری، مقصود از پلید و پاکیزه در این [[آیه]] [[کافر]] و [[مؤمن]]، [[مطیع]] و نافرمان یا هر چیز بد و خوب دانسته شده است. <ref>زاد المسیر، ج۱، ص۵۹۰. </ref> [[دل]] چنین انسانهایی که به آخرت [[ایمان]] ندارند، هنگامی که [[خداوند]] به [[یگانگی]] یاد میشود، از [[توحید]] گریزان میشود؛ ولی زمانی که [[بتها]] و [[خدایان دروغین]] آنان یاد میشوند، خوشحال میشود: «واِذا ذُکِرَ اللّهُ وحدَهُ اشمَاَزَّت قُلوبُ الَّذینَ لا یُؤمِنونَ بِالأَخِرَةِ واِذا ذُکِرَ الَّذینَ مِن دونِهِ اِذا هُم یَستَبشِرون» (زمر / ۳۹، ۴۵) <ref>جامعالبیان، ج۲۴، ص۸. </ref> و در برابرِ [[پیامبران]]{{ع}} که با ادلهای روشن آنان را به سوی [[خدا]] فرامیخوانند، به [[علم]] اندک خویش که چیزی جز [[تسلط]] بر امور [[دنیایی]] و بهرهمندی هرچه بیشتر از لذتهای آن نیست، شادمان شده، [[علوم حقیقی]] پیامبران{{ع}} را مسخره میکنند: «فَلَمّا جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَیِّنتِ فَرِحوا بِما عِندَهُم مِنَالعِلمِ وحاقَ بِهِم ما کانوا بِهِ یَستَهزِءون». ([[غافر]] / ۴۰، ۸۳) <ref> المیزان، ج۱۷، ص۳۵۶. </ref> همچنین [[قرآن]] با بیان این مطلب که همه فرستادگان [[الهی]] دارای یک دیناند و خدا [[پروردگار]] همه آنان است و پس از [[دعوت]] همه پیامبران و پیروانشان به [[تقوا]] (مؤمنون / ۲۳، ۵۱ - ۵۲)، <ref> روح البیان، ج۶، ص۸۸-۸۹. </ref> امتهای گوناگون را بدین [[جهت]] سرزنش کرده که [[تعالیم]] پیامبران را رها کردند و گروههای گوناگونی شدند و هر گروهی آنچه را نزد خودشان است، [[حقّ]] پنداشته به آن شادماناند،<ref> المنیر، ج۱۸، ص۵۹. </ref> چنانکه [[یهودیان]] به [[تورات]] [[ایمان]] آورده، به [[انجیل]] و [[قرآن]] [[کافر]] شدند و [[نصارا]] به انجیل ایمان آورده، به قرآن کافر شدند: «فَتَقَطَّعوا اَمرَهُم بَینَهُم زُبُرًا کُلُّ حِزبٍ بِما لَدَیهِم فَرِحون». (مؤمنون / ۲۳، ۵۳) <ref>التبیان، ج۷، ص۳۷۵. </ref> در آیاتی، به برخی مصادیق [[سرور]] [[ناپسند]] در [[امتهای پیشین]] اشاره شده است؛ مثلاً [[قوم لوط]] پس از شنیدن خبر ورود مهمانانی بر آن [[حضرت]]، به [[طمع]] عمل [[زشت]] لواط با آنان، با [[شادمانی]] به سوی [[خانه]] [[لوط]]{{ع}} آمدند: «وجاءَ اَهلُ المَدینَةِ یَستَبشِرون». ([[حجر]] / ۱۵، ۶۷) <ref>التبیان، ج۶، ص۳۴۶-۳۴۷. </ref> [[قارون]] نیز برای داشتن [[اموال]] فراوانی که [[خدا]] به وی داده بود، [[تفاخر]] و شادمانی میکرد که [[مؤمنان]] از [[بنیاسرائیل]] یا [[موسی]]{{ع}} او را [[پند]] داده، از چنین [[سروری]] که سبب [[فراموشی]] [[آخرت]]، [[کفران نعمت]]، [[سرکشی]] و [[محرومیت]] از [[محبت خدا]] میشود، [[نهی]] کردند: «... اِذ قالَ لَهُ قَومُهُ لا تَفرَح اِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الفَرِحین». ([[قصص]] / ۲۸، ۷۶) <ref>البحر المحیط، ج۸، ص۳۲۴-۳۲۵؛ فتح القدیر، ج۴، ص۲۱۵؛ المیزان، ج۱۶، ص۷۶. </ref> نیز زمانی که فرستادگان [[ملکه]] [[سبأ]]، هدایایی برای [[سلیمان]]{{ع}} آوردند تا وی از [[دعوت به توحید]] [[دست]] بردارد، آن حضرت، [[نعمت]] خداداد را [[برتر]] از هدایای ایشان دانست و آن [[هدایا]] را نپذیرفت و ایشان را به [[جهت]] بزرگ شمردن هدایای خویش و اظهار [[شگفتی]] از آنها <ref>المیزان، ج۱۵، ص۳۶۱. </ref> یا شاد شدن به سبب [[هدیه]] گرفتن از دیگران <ref> روح المعانی، ج۱۰، ص۱۹۵؛ روح البیان، ج۶، ص۳۴۶. </ref> [[سرزنش]] کرد: «فَلَمّا جاءَ سُلَیمنَ قالَ اَتُمِدّونَنِ بِمالٍ فَما ءاتنِ اللّهُ خَیرٌ مِمّا ءاتکُم بَل اَنتُم بِهَدِیَّتِکُم تَفرَحون». (نمل / ۲۷، ۳۶) گاهی نیز [[زشتی]] برخی از مراتب سرورِ ناپسند در حدی است که حتی [[کافران]] نیز به آن [[اقرار]] کرده، بلکه آن را به پیامبرانشان نسبت میدادند، چنانکه [[قوم ثمود]] با [[دروغگو]] و [[سبکسر]] خواندن [[صالح]]{{ع}} [[رسالت]] وی را [[تکذیب]] کردند: «... بَل هُوَ کَذّابٌ اَشِر». ([[قمر]] / ۵۴، ۲۵) برخی از واژهپژوهان <ref>العین، ج۶، ص۲۸۴؛ مفردات، ص۷۷-۷۸؛ لسان العرب، ج۴، ص۲۰، «اشر».</ref> و [[مفسران]]،<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۱۳۸؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۵۲؛ الفرقان، ج۲۷، ص۴۹۲. </ref> «اَشَر» را به معنای شدت [[فرح]] و [[شادی]] [[ناپسند]] دانستهاند. در [[آیه]] بعدی به آنان چنین پاسخ داده شده که فردا (هنگام [[عذاب]] در [[دنیا]] یا [[روز قیامت]]) <ref>تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۶۶؛ جوامع الجامع، ج۴، ص۲۱۱. </ref> خواهند دانست که چه کسی دروغگو و سبکسر است: «سَیَعلَمونَ غَدًا مَنِ الکَذّابُ الاَشِر». (قمر / ۵۴، ۲۶) در آیاتی نیز به مصادیقی از [[سرور]] [[مذموم]] در [[صدر اسلام]] اشاره شده و [[مؤمنان]] از چنین [[سروری]] [[نهی]] شدهاند، چنانکه [[منافقان]] با آوردن بهانههایی از شرکت در [[جنگ تبوک]] سرباز زدند و از اینکه توانستهاند به [[جنگ]] نروند، خوشحال بودند: «فَرِحَ المُخَلَّفونَ بِمَقعَدِهِم خِلفَ رَسولِ اللّهِ.».. ([[توبه]] / ۹، ۸۱) <ref>الکشاف، ج۲، ص۲۹۶؛ مجمعالبیان، ج۵، ص۸۵-۸۶. </ref> و از آنجا که [[ایمان واقعی]] نداشتند، برای [[سرگرمی]] و [[خوشگذرانی]]، [[خدا]] و [[آیات]] او و پیامبرش را مسخره میکردند: «ولَئِن سَاَلتَهُم لَیَقولُنَّ اِنَّما کُنّا نَخوضُ ونَلعَبُ قُل اَبِاللّهِ وءایتِهِ ورَسولِهِ کُنتُم تَستَهزِءون» (توبه / ۹، ۶۵) <ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۰۰. </ref> و اگر بلایی مانند جراحت یا [[شکست]] در جنگ به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و مؤمنان میرسید، با گفتن این مطلب که «ما چنین رخدادی را [[پیشبینی]] و خود را از آن [[حفظ]] کردیم»، شادمانه به سوی خانههایشان میرفتند: «... واِن تُصِبکَ مُصیبَةٌ یَقولوا قَد اَخَذنا اَمرَنا مِن قَبلُ ویَتَوَلَّوا وهُم فَرِحون» (توبه / ۹، ۵۰)، <ref> فتح القدیر، ج۲، ص۴۲۱؛ المیزان، ج۹، ص۳۰۶. </ref> چنانکه برخی [[یهودیان]] نیز از وقوع هر حادثه [[ناگواری]] برای [[مسلمانان]]، شاد میشدند: «... واِن تُصِبکُم سَیِّئَةٌ یَفرَحوا بِها». ([[آلعمران]] / ۳، ۱۲۰) <ref> تفسیر مقاتل، ج۱، ص۲۹۸؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج۳، ص۷۴۷. </ref> چنین افرادی حتی گاهی از [[مؤمنان]] نیز توقع [[سرور]] نابجا داشتند، چنانکه بنابر [[تفسیری]] در [[آیه]] ۱۸۷ [[سوره اعراف]] / ۷، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[زمان]] وقوع [[قیامت]] را که [[علم]] آن تنها نزد خداست، میپرسیدند و میپنداشتند که [[پیامبر]]{{صل}} از این [[پرسش]] مسرور خواهد شد: «یَسئَلونَکَ عَنِ السّاعَةِ اَیّانَ مُرسها... یَسئَلونَکَ کَاَنَّکَ حَفِیٌّ عَنها». برخی، «حَفِیّ» را به شادمان [[تفسیر]] کردهاند. <ref>روض الجنان، ج۹، ص۳۳؛ زبدة التفاسیر، ج۲، ص۶۳۳؛ روح المعانی، ج۵، ص۱۲۴. </ref> [[قرآنکریم]] در [[مقام]] [[نهی]] مؤمنان از شادیهای [[ناپسند]]، از آنان خواسته که مانند [[مشرکان]] نباشند که [[دین حق]] را رها کرده، [[دین]] خود را بر [[پیروی از هوای نفس]] بنا نهادند و در نتیجه گروه گروه شدند و هر گروهی بدانچه خود دارند، دلخوشاند: «... ولا تَکونوا مِنَ المُشرِکین * مِنَ الَّذینَ فَرَّقوا دینَهُم وکانوا شِیَعًا کُلُّ حِزبٍ بِما لَدَیهِم فَرِحون». ([[روم]] / ۳۰، ۳۱ - ۳۲) <ref> المیزان، ج۱۶، ص۱۸۲. </ref> برخی این آیه را اشاره به صاحبان [[ادیان]] گوناگون مانند [[یهودیان]]، [[نصارا]] و [[مجوس]] دانستهاند. <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۴۱۴. </ref> در آیهای دیگر از مؤمنان خواسته شده همچون [[کافران]] [[قریش]] نباشند که با سرمستی و [[شادی]] به میدان [[جنگ]] میرفتند: «ولا تَکونوا کَالَّذینَ خَرَجوا مِن دِیرِهِم بَطَرًا.»... ([[انفال]] / ۸، ۴۷) <ref>الکشاف، ج۲، ص۲۲۷؛ المیزان، ج۹، ص۹۶. </ref> برخی لغویان <ref>الصحاح، ج۲، ص۵۹۲؛ معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۶۲؛ لسان العرب، ج۴، ص۶۸-۶۹، «بطر».</ref> و [[مفسران]]،<ref>التبیان، ج۹، ص۹۶؛ مجمع البیان، ج۸، ص۸۲۷. </ref> بَطَر را به معنای شادی شدید و ناپسند دانستهاند. به گفته بعضی، «بطر» شدیدتر از «فَرَح» و خفیفتر از «اَشَر» است. <ref> مفردات، ص۷۷، «اشر».</ref> گاهی نیز خود مؤمنان به [[جهت]] برخی [[شادیها]] [[سرزنش]] شدهاند، چنانکه در [[جنگ حنین]] شمار مؤمنان فراوان بود و ایشان از فراوانی شمار خود مسرور و شگفتزده بودند؛ ولی این کثرت هیچ سودی برایشان نداشت و [[مسلمانان]] با پذیرش [[شکست]] به [[دشمن]] پشت کردند وگریختند تا اینکه در نهایت با [[یاری خدا]] [[پیروز]] شدند: «لَقَد نَصَرَکُمُ اللّهُ فی مَواطِنَ کَثیرَةٍ ویَومَ حُنَینٍ اِذ اَعجَبَتکُم کَثرَتُکُم فَلَم تُغنِ عَنکُم شیئاً وضاقَت عَلَیکُمُ الاَرضُ بِما رَحُبَت ثُمَّ ولَّیتُم مُدبِرین». ([[توبه]] / ۹، ۲۵) <ref>التبیان، ج۵، ص۱۹۷-۱۹۹؛ روح البیان، ج۳، ص۴۰۵-۴۰۸. </ref> برپایه آیهای نیز، پس از آنکه [[موسی]]{{ع}} از گوسالهپرستی [[بنیاسرائیل]] [[خشمگین]] شد و [[الواح تورات]] را افکند و سر برادرش [[هارون]]{{ع}} را گرفته، او را به سوی خود میکشید، هارون{{ع}} از وی خواست با این کار موجب [[شادی]] [[دشمنان]] نشود: «... واَلقَی الاَلواحَ واَخَذَ بِرَأسِ اَخیهِ یَجُرُّهُ اِلَیهِ قالَ ابنَ اُمَّ اِنَّ القَومَ استَضعَفونیوکادوا یَقتُلونَنی فَلا تُشمِت بِی الاَعداءَ.»... ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۰) [[شماتت]] به معنای [[خوشحالی]] دشمنِ کسی است به [[جهت]] مشکلی که برای وی پیش آمده است <ref>العین، ج۶، ص۲۴۷؛ مفردات، ص۴۶۳؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۵۴۰، «شمت».</ref> و از این [[آیه]] برداشت میشود کاری که موجب شادی دشمنانِ [[مؤمنان]] شود نیز [[ناپسند]] است.<ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
==== پیامدها==== | |||
ناگوارترین پیامد سرورِ برخاسته از [[کفر]] و دنیازدگی، [[عذاب]] [[آخرت]] است، چنانکه در آیاتی با اشاره به عذاب کسی که [[نامه]] عملش از پشت سر به وی داده میشود و او فریاد میزند که «هلاک شدم» و در [[آتش]] سوزان وارد میشود (انشقاق / ۸۴، ۱۰ - ۱۲)، چنین آمده که او در [[دنیا]]، در میان خانوادهاش - به سبب [[مخالفت]] با [[فرمان خدا]] و [[پیروی از هوای نفس]] و به [[مال]] و [[جاه]] - مسرور بود: «اِنَّهُ کانَ فی اَهلِهِ مَسرورا» (انشقاق / ۸۴، ۱۳)؛ <ref>جامع البیان، ج۳۰، ص۷۵؛ زاد المسیر، ج۴، ص۴۲۰؛ زبدة التفاسیر، ج۷، ص۳۷۶. </ref> همچنین کسانی که در [[آیات الهی]] [[مجادله]] و [[کتاب آسمانی]] و فرستادگان [[خدا]] را [[تکذیب]] کنند، در [[قیامت]] با [[غل و زنجیر]] و آب جوشان و آتش، عذاب میشوند ([[غافر]] / ۴۰، ۶۹ - ۷۲) و به آنان خطاب میشود که این عذاب بدان سبب است که در [[زمین]] به ناروا [[شادی]] میکردید و شادمانه به ناز و سرمستی میخرامیدید: «ذلِکُم بِما کُنتُم تَفرَحونَ فِی الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وبِما کُنتُم تَمرَحون». ([[غافر]] / ۴۰، ۷۵) «مَرَح» در لغت به معنای شدت شادی و [[تجاوز]] از حدّ در آن است <ref>العین، ج۳، ص۲۲۵؛ مفردات، ص۷۶۴؛ لسان العرب، ج۲، ص۵۹۱، «مرح».</ref> و پیوسته در معنای [[ناپسند]] به کار میرود، از این رو در [[آیه]]، فَرَح به «غیر [[حق]]» [[مقید]] شده؛ ولی مَرَح مطلق آمده است. <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۸۲۸. </ref> گفته شده: شادی آنان به [[معصیت خداوند]] و [[مخالفت]] با [[رسولان]] [[خدا]] و کتابهای ایشان،<ref> فتح القدیر، ج۴، ص۵۷۵؛ المنیر، ج۲۴، ص۱۶۳. </ref> یا به [[شرک]] و [[عبادت بتها]] <ref>الکشاف، ج۴، ص۱۷۹؛ روح المعانی، ج۱۲، ص۳۳۹. </ref> بود. به گفته برخی نیز [[گمراه]] شدن [[کافران]] با [[اضلال الهی]] که پیش از این آیه به آن اشاره شده: «... کَذلِکَ یُضِلُّ اللّهُ الکفِرین» (غافر / ۴۰، ۷۴) پیامد اینگونه [[سرور]] آنان است. <ref>الکشاف، ج۴، ص۱۷۹؛ جوامع الجامع، ج۴، ص۱۹. </ref> براساس آیهای دیگر، کسانی که از [[کارهای زشت]] خویش خوشحال میشوند، یا از [[کارهای نیک]] خود [[سروری]] عُجبآور دارند،<ref>الکشاف، ج۱، ص۴۵۲؛ الصافی، ج۱، ص۴۰۷؛ نمونه، ج۳، ص۲۰۹. </ref> از [[عذاب]] خدا [[نجات]] نخواهند یافت و برای آنان عذابی دردناک خواهد بود: «لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ یَفرَحونَ بِما اَتَوا ویُحِبّونَ اَن یُحمَدوا بِما لَم یَفعَلوا فَلا تَحسَبَنَّهُم بِمَفازَةٍ مِنَ العَذابِ ولَهُم عَذابٌ اَلیم». ([[آلعمران]] / ۳، ۱۸۸) بر پایه [[شأن]] نزولهای گزارش شده، این آیه یا به یهودیانی اشاره دارد که به [[اعمال]] [[زشتی]] همچون [[کتمان]] حقایق، [[تکذیب]] [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[برگزیدن]] دنیای فانی بر [[ثواب]] [[الهی]]، [[گمراه کردن]] [[مردم]] و اظهار [[دروغین]] [[ایمان]] شادی میکردند، یا به منافقانی اشاره دارد که از شرکت در [[جنگ]] سرباز میزدند و به این امر مسرور بودند. <ref>روض الجنان، ج۵، ص۲۰۳-۲۰۴؛ زادالمسیر، ج۱، ص۳۵۸-۳۵۹. </ref> در آیاتی نیز با اشاره به گنهکارانی که با [[مسخره کردن]] [[مؤمنان]]، به [[خنده]] و [[شوخی]] و [[خوشحالی]] میپردازند: «اِنَّ الَّذینَ اَجرَموا کانوا مِنَ الَّذینَ ءامَنوا یَضحَکون * واِذا مَرّوا بِهِم یَتَغامَزون * واِذَا انقَلَبوا اِلی اَهلِهِمُ انقَلَبوا فَکِهین» ([[مطفّفین]] / ۸۳، ۲۹ - ۳۱) <ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۹۳--۶۹۴؛ الفرقان، ج۳۰، ص۲۳۱-۲۳۲. </ref> یادآور شده که در [[قیامت]] [[مؤمنان]] به آنان میخندند (مطفّفین / ۸۳، ۳۴)، زیرا [[پاداش]] مؤمنان، [[ثواب]] و [[نعمت الهی]]، و جزای [[کافران]]، [[عذاب]] و [[دوزخ]] است و مؤمنان از عذاب شدن آنان که [[دشمنان خدا]] و [[دشمنان]] ایشاناند، مسرور میشوند. <ref>التبیان، ج۱۰، ص۳۰۵. </ref> در ریشه «فَ - کَ - ه» گاه معنای [[شادی]] نهفته است و «فَکِه» در لغت به معنای کسی است که بیش از حدّ و [[ناپسند]]، شاد است. <ref>نک: العین، ج۳، ص۳۸۱؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۴۲۳؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۵۲۵، «فکه».</ref>[[سرور]] ناپسند و برخاسته از [[کفر]]، گاه زمینهساز عذاب در [[دنیا]] نیز میشود، چنانکه [[قرآن کریم]] از امتهایی یاد کرده که [[خداوند]] آنان را به تنگی [[معیشت]] و [[سختی]] دچار ساخت تا [[تضرع]] کنند؛ ولی دلهای آنان سخت شد (انعام / ۶، ۴۲ - ۴۳)، پس چون [[پند]] [[الهی]] را فراموش کردند، خداوند درهای همه چیز را بر آنان گشود و نعمتهای دنیا را به آنان داد و چون به [[نعمتهای خدا]] شادمان شدند، ناگهان عذاب * الهی آنان را فراگرفت و همان دم از [[نجات]] و [[رحمت]] [[ناامید]] شدند: «فَلَمّا نَسوا ما ذُکِّروا بِهِ فَتَحنا عَلَیهِم اَبوبَ کُلِّ شَیءٍ حَتّی اِذا فَرِحوا بِما اوتوا اَخَذنهُم بَغتَةً فَاِذا هُم مُبلِسون» (انعام / ۶، ۴۴؛<ref>نک: الصافی، ج۲، ص۱۲۰؛ روح المعانی، ج۴، ص۱۴۳. </ref> نیز [[اعراف]] / ۷، ۹۴ - ۹۵؛<ref>روض الجنان، ج۸، ص۳۰۷؛ البحر المحیط، ج۵، ص۱۱۸. </ref> [[قصص]] / ۲۸، ۵۸) <ref>نمونه، ج۱۶، ص۱۲۷. </ref> و شاد بودن به [[نعمتهای فراوان]] الهی نتوانست آنان را از عذاب [[خدا]] برهاند، چنانکه [[فرعون]] و لشکریانش با آنکه به نعمتهای زیاد خدا مسرور بودند، پس از رسیدن [[فرمان خدا]] در رودخانه [[غرق]] شدند: «واترُکِ البَحرَ رَهوًا اِنَّهُم جُندٌ مُغرَقون * کَم تَرَکوا مِن جَنّتٍ وعُیون * وزُروعٍ ومَقامٍ کَریم * ونَعمَةٍ کانوا فیها فکِهین». (دخان / ۴۴، ۲۴ - ۲۷) <ref>نک: تفسیر ثعلبی، ج۸، ص۳۵۲-۳۵۳؛ تفسیر بغوی، ج۴، ص۱۷۶. </ref><ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
==== [[پیشگیری]] و درمان==== | |||
یکی از راههای پیشگیری از [[سرور]] [[ناپسند]] و درمان آن، توجه و [[باور]] به [[قضا و قدر الهی]] است، چنانکه [[قرآن]] با اشاره به اینکه هیچ مصیبتی به [[انسان]] نمیرسد، مگر آنکه پیش از وقوع، در [[کتابی]] نوشته شده است ([[حدید]] / ۵۷، ۲۲)، غرض از این بیان را آن دانسته که [[انسانها]] بر آنچه از دست آنان رفته، [[اندوه]] مخورند و بدانچه بدیشان داده شده، شادمان نشوند: «لِکَیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم ولا تَفرَحوا بِما ءاتکُم» (حدید / ۵۷، ۲۳)، زیرا انسان اگر بداند خیری برای وی نوشته شده و بدون [[شک]] به او خواهد رسید، از رسیدن آن بیش از حدّ و به گونه ناپسند خوشحال نخواهد شد. <ref>الکشاف، ج۴، ص۴۷۹؛ تفسیر صدر المتالهین، ج۶، ص۲۵۸-۲۵۹؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹. </ref> در آیهای دیگر پس از اشاره به حال انسانهای ظاهربین و سطحینگر <ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۸۴. </ref> که با رسیدن رحمتی از سوی [[خدا]] شاد میشوند، چنانکه با رسیدن [[بدی]] و رنجی که دستاورد خودشان است، [[ناامید]] میگردند: «واِذا اَذَقنَا النّاسَ رَحمَةً فَرِحوا بِها واِن تُصِبهُم سَیِّئَةٌ بِما قَدَّمَت اَیدیهِم اِذا هُم یَقنَطون» ([[روم]] / ۳۰، ۳۶)، توجه [[مؤمنان]] را به [[مشیت]] خدا معطوف کرده و فرموده است: آیا ندیدهاند که خدا روزی را برای هر که بخواهد، فراخ یا تنگ میگرداند: «اَوَ لَمیَرَوا اَنَّ اللّهَ یَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ ویَقدِرُ اِنَّ فیذلِکَ لَآیتٍ لِقَومٍ یُؤمِنون» (روم / ۳۰، ۳۷)، بنابراین [[آسانی]] و [[سختی]] هر دو از سوی خدا و براساس [[حکمت]] و برای [[تربیت]] بندگاناند و انسان باید هنگام آسانی، سپاسگزار خدا باشد و هنگام سختی به سوی او [[تضرع]] کند،<ref>تفسیر مراغی، ج۲۱، ص۵۰. </ref> چنانکه در جایی دیگر پس از اشاره به دو حالت [[ناپسند]] پیشگفته برای [[انسان]] معمولی ([[هود]] / ۱۱، ۹ - ۱۰)، [[اهل]] [[صبر]] و [[اعمال صالح]] را که در [[سختیها]] [[پایداری]] میورزند و در آسانیها شکرگزارند، استثنا کرده و به آنان [[آمرزش]] و [[پاداش]] بزرگ [[وعده]] داده است: «اِلاَّ الَّذینَ صَبَروا وعَمِلوا الصّلِحتِ اُولئکَ لَهُم مَغفِرَةٌ واَجرٌ کَبیر». (هود / ۱۱، ۱۱) <ref>زبدة التفاسیر، ج۳، ص۲۵۹؛ روحالمعانی، ج۶، ص۲۱۶-۲۱۷. </ref> در آیهای نیز بنا بر قولی، با توجه دادن [[انسانها]] به ناتوانیشان، از [[سرور]] ناپسند [[نهی]] شده و آمده است که با سرمستی و [[شادی]] بیش از حد در [[زمین]] [[راه]] [[مرو]] که زمین را نتوانی شکافت و در بلندی به کوهها نتوانی رسید: «ولا تَمشِ فِی الاَرضِ مَرَحًا اِنَّکَ لَن تَخرِقَ الاَرضَ ولَن تَبلُغَ الجِبالَ طولا». ([[اسراء]] / ۱۷، ۳۷) <ref> المحرر الوجیز، ج۳، ص۴۵۶؛ مجمع البیان، ج۶، ص۶۴۱؛ المیزان، ج۱۳، ص۹۶-۹۷. </ref><ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
==سرور در [[آخرت]]== | |||
در آخرت سرورِ ناپسند نیست و تنها [[مؤمنان]] به [[نعمتهای خدا]] مسرورند. این سرور از [[زمان]] [[مرگ]] آغاز میشود و در [[برزخ]]، [[قیامت]] و [[بهشت]] ادامه مییابد، چنانکه بنابر [[تفسیری]]، مقصود از «ناشطات» در [[آیه]] ۲ [[سوره نازعات]] / ۷۹ [[جان]] مؤمنان است که در هنگام مرگ، با دیدن بهشت و نعمتهای آن به سرعت از [[بدن]] خارج میشود و مراد از «سابقات» در آیه ۴ این [[سوره]] نیز جان ایشان است که به [[شوق]] [[لقاء]] و [[رحمت الهی]] با شادی به سوی [[فرشتگان]] [[قبض روح]] میشتابد؛<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۵۲؛ تفسیر بغوی، ج۵، ص۲۰۴-۲۰۵؛ زاد المسیر، ج۴، ص۳۹۴. </ref> همچنین در [[آیات]] پایانیسوره واقعه که درباره محتضر و احوال وی پس از مرگ و در آخرتاند (واقعه / ۵۶، ۸۳ - ۹۴) از جمله پاداشهای [[مقربان]]، «رَوح» دانسته شده: «فَاَمّا اِن کانَ مِنَ المُقَرَّبین * فَرَوحٌ.».. (واقعه / ۵۶، ۸۸ - ۸۹) که برخی آن را به شادی [[تفسیر]] کردهاند. <ref>جامع البیان، ج۲۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۵. </ref> از جمله کسانی که در [[قرآن]]، به [[سرور]] آنان در [[برزخ]] تصریح شده، شهیدانیاند که در [[راه خدا]] جنگیده و به [[شهادت]] رسیدهاند. ایشان هم به سبب نعمتهای فراوانی که [[خدا]] از [[فضل]] خود به آنان داده، شادماناند: «ولا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللّهِ اَموتًا بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون * فَرِحینَ بِما ءاتهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ» ([[آلعمران]] / ۳، ۱۶۹ - ۱۷۰)، هم برای [[برادران]] مجاهدشان که هنوز به آنان ملحق نشدهاند، زیرا میدانند که برای ایشان هیچ [[ترس]] و اندوهی نخواهد بود: «ویَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلاَّ خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون». (آلعمران / ۳، ۱۷۰) در ادامه این دو [[آیه]]، بر عوامل [[شادی]] [[شهیدان]] در برزخ تأکید شده و آمده است که آنان به [[نعمت]] و فضل خدا و تباه نشدن مزدشان نزد خدا، مسرورند: «یَستَبشِرونَ بِنِعمَةٍ مِنَ اللّهِ وفَضلٍ واَنَّ اللّهَ لا یُضیعُ اَجرَ المُؤمِنین». (آلعمران / ۳، ۱۷۱) <ref>التبیان، ج۳، ص۴۶-۵۰؛ المیزان، ج۴، ص۶۰-۶۲؛ نمونه، ج۳، ص۱۶۸-۱۷۱. </ref> در [[آیات]] فراوانی به شادی [[اهل]] [[ایمان]] در [[قیامت]] و [[بهشت]] اشاره شده است؛ مثلاً کسی که در [[روز قیامت]] [[نامه]] عملش به دست راستش داده شود (انشقاق / ۸۴، ۷) با [[خوشحالی]] به سوی خانوادهاش باز میگردد: «ویَنقَلِبُ اِلی اَهلِهِ مَسرورا». (انشقاق / ۸۴، ۹) در آن [[روز]] چهره [[مؤمنان]] به سبب ثوابی که خدا به آنان میدهد، درخشان، خندان و شادمان است: «وُجوهٌ یَومَئِذٍ مُسفِرَه * ضاحِکَةٌ مُستَبشِرَه» ([[عبس]] / ۸۰، ۳۸ - ۳۹)؛ <ref>زاد المسیر، ج۴، ص۴۰۴؛ التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۱۲۲؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۱۰. </ref> «وُجوهٌ یَومَئِذٍ ناعِمَه» (غاشیه / ۸۸، ۸)؛ «وُجوهٌ یَومَئِذٍ ناضِرَه». (قیامت / ۷۵، ۲۲؛ نیز [[مطفّفین]] / ۸۳، ۲۴) به گفته برخی، «ناعِمَه» کنایه از بهجت و [[سروری]] است که اثر آن در چهره ظاهر شود <ref>مجمع البحرین، ج۴، ص۳۳۷، «نعم»؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۲۷. </ref> و «ناضِرَه» به معنای [[شادابی]] خاصی است که بر اثر [[وفور نعمت]] و [[رفاه]] به [[انسان]] [[دست]] میدهد و توأم با [[سرور]] و [[زیبایی]] و [[نورانیت]] است؛<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۲۸۷؛ نمونه، ج۲۵، ص۳۰۲. </ref> همچنین ایشان در [[بهشت]]، به [[خوشی]] و [[شادمانی]] مشغولاند: «اِنَّ اَصحبَ الجَنَّةِ الیَومَ فیشُغُلٍ فکِهون». ([[یس]] / ۳۶، ۵۵) <ref>التبیان، ج۸، ص۴۶۷؛ زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۲۴. </ref> [[قرآن کریم]]، عامل بهرهمندی از سرور [[آخرت]] را [[ایمان]] و انجام دادن [[اعمال صالح]] دانسته است: «فَاَمَّا الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلُوا الصّلحـتِ فَهُم فی رَوضَةٍ یُحبَرون». ([[روم]] / ۳۰، ۱۵) «یُحْبَرون» از «حُبور» یا «حَبره»، در منابع لغوی <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۱۲۷؛ مفردات، ص۲۱۶، «حبر»؛ مجمعالبحرین، ج۱، ص۴۴۴. </ref> و [[تفسیری]] <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۸۵؛ تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۲۰۳؛ زبدة التفاسیر، ج۵، ص۲۵۵. </ref> به معنای سرور یا [[سروری]] دانسته شده که اثر آن در انسان ظاهر شود. | |||
برپایه آیاتی دیگر، کسانی که به [[آیات خدا]] [[ایمان]] آورند و [[تسلیم]] باشند، به همراه همسرانشان شادمانه وارد بهشت میشوند: «اَلَّذینَ ءامَنوا بِآیتِنا و کانوا مُسلِمین * اُدخُلُوا الجَنَّةَ اَنتُم واَزوجُکُم تُحبَرون» (زخرف / ۴۳، ۶۹ - ۷۰) و [[اهل تقوا]] در بهشت به [[جهت]] پاداشی که از سوی پروردگارشان به آنها [[عطا]] میشود، شادمانی و [[مزاح]] میکنند: «اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّتٍ ونَعیم * فکِهینَ بِما ءاتهُم رَبُّهُم.».. (طور / ۵۲، ۱۷ - ۱۸) و بر تختهایی روبهروی یکدیگر مینشینند: «اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّتٍ وعُیون *... *... اِخونًا عَلی سُرُرٍ مُتَقبِلین». ([[حجر]] / ۱۵، ۴۵ - ۴۷) گفته شده: «سُرُر» جمع «سَریر» و برگرفته از سرور به معنای جایگاه رفیعی است که برای [[شادی]] آماده شده است؛<ref>التبیان، ج۶، ص۳۳۹؛ التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۴۸. </ref> همچنین [[خداوند]] برای کسانی که به [[آیات]] او ایمان آورده، [[اهل]] [[شبزندهداری]]، [[دعا]] و [[انفاق]] باشند ([[سجده]] / ۳۲، ۱۵ - ۱۶) چنان پاداشهای عظیمی پنهان کرده که مایه چشمروشنی آنان است و هیچکس از ژرفا و [[حقیقت]] آنها [[آگاه]] نیست: «فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِی لَهُم مِن قُرَّةِ اَعیُنٍ جَزاءً بِما کانوا یَعمَلون» ([[سجده]] / ۳۲، ۱۷) <ref>التبیان، ج۸، ص۳۰۲-۳۰۴. </ref> و [[اهل]] [[ایمان]] در [[بهشت]] جام شرابی را از دست یکدیگر میستانند که در [[نوشیدن]] آن نه [[بیهودهگویی]] باشد و نه گناهکاری: «والَّذینَ ءامَنوا... * یَتَنزَعونَ فیها کَأسًا لا لَغوٌ فیها ولا تَأثیم». (طور / ۵۲، ۲۱، ۲۳) [[تنازع]] [[بهشتیان]] و ربودن جام شراب از یکدیگر، نه از روی [[خصومت]] و [[دشمنی]]، بلکه برای [[شوخی]] و افزودن [[شادمانی]] است؛<ref> التحریر و التنویر، ج۲۷، ص۶۵-۶۶؛ من هدی القرآن، ج۱۴، ص۱۱۰؛ نمونه، ج۲۲، ص۴۳۵. </ref> همچنین در [[سوره انسان]] / ۷۶، از برخی [[بندگان]] ویژه [[الهی]] یاد شده که به [[نذر]] خود [[وفا]] میکنند و از [[روز قیامت]] میترسند و به بینوا و [[یتیم]] و [[اسیر]] از روی [[اخلاص]] و بدون توقع [[پاداش]] و سپاسی، [[غذا]] میدهند و از پروردگارشان در روز قیامت میترسند ([[انسان]] / ۷۶، ۵ - ۱۰)، در نتیجه [[خدا]] نیز آنان را از آسیب آن [[روز]] [[حفظ]] میکند و به ایشان تازگی و شادمانی ارزانی میدارد: «فَوَقهُمُ اللّهُ شَرَّ ذلِکَ الیَومِ ولَقّهُم نَضرَةً وسُرورا». (انسان / ۷۶، ۱۱) [[مفسران]] «نَضَره» را به [[شادابی]] چهره و «[[سرور]]» را به شادمانی [[قلب]] [[تفسیر]] کردهاند. <ref>جامع البیان، ج۲۹، ص۱۳۱؛ روض الجنان، ج۲۰، ص۷۷؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۲۱. </ref> به [[اجماع]] [[اهلبیت]]{{ع}} و پیروانشان و به گفته بسیاری از [[اهل سنت]]، این [[آیات]] درباره [[امام علی]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} نازل شدهاند. <ref> مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۱۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۹۴-۴۰۵؛ الجوهر الثمین، ج۶، ص۳۳۰-۳۳۱.</ref>.<ref>[[حسن حاجیشاهولدی|حاجیشاهولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref> | |||
==خنده [[شادی]]== | |||
[[بهشتیان]] در سرای دیگر از [[غم]] و [[اندوه]] به دور و خندان و شادمان هستند: {{متن قرآن|ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ}}<ref>«خندان و شادان است،» سوره عبس، آیه ۳۹.</ref> این آیه و [[آیات]] پس از آن نشان میدهند که در قیامت هر دسته با نشانهای که در چهرههایشان هست شناخته میشوند: عدهای [[اهل]] [[سعادت]] هستند و چهرههایی شاد و [[نورانی]] دارند و دستهای اهل شقاوت و دارای صورتهایی [[زشت]] و تاریکاند<ref> المیزان، ج ۲۰، ص ۲۱۰.</ref>.<ref>[[حسن رضایی|رضایی، حسن]]؛ [[خنده (مقاله)|مقاله «خنده»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷</ref> | |||
==سرور در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم== | |||
منظور از سرور به صورت کلی نیست، بلکه خوشحالیهای [[ارزش]] گذاری شده و یا [[حب]] و [[دوستی]] برای [[دعوت]] به [[خوبیها]] و یا [[مذمت]] از دستهای از [[دوستیها]] | منظور از سرور به صورت کلی نیست، بلکه خوشحالیهای [[ارزش]] گذاری شده و یا [[حب]] و [[دوستی]] برای [[دعوت]] به [[خوبیها]] و یا [[مذمت]] از دستهای از [[دوستیها]] | ||
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی میکنند؛ و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند؛ بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا میخوانم و بازگ» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref> | #{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی میکنند؛ و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند؛ بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا میخوانم و بازگ» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref> | ||
| خط ۲۴: | خط ۶۴: | ||
# [[شادمانی]] و [[شادابی]] [[اهل بیت پیامبر]] در [[قیامت]]، به جهت [[اطعام]] خالصانه آنان به [[نیازمندان]]: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.</ref>؛... {{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref>«پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱.</ref> | # [[شادمانی]] و [[شادابی]] [[اهل بیت پیامبر]] در [[قیامت]]، به جهت [[اطعام]] خالصانه آنان به [[نیازمندان]]: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.</ref>؛... {{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref>«پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱.</ref> | ||
# [[خداوند]] میفرماید ای [[محمد]]{{صل}} به این مردمانی که بدنیا [[دل]] خوش کرده و شادمان هستند، و بدان تکیه کرده و جمعآوری میکنند، به اینها بگو: اگر خواستید بچیزی [[دل]] خوش شوید و شادمان گردید بفضل و [[رحمت خدا]] دلخوش شوید که [[قرآن]] را بر شما نازل فرموده و [[محمد]] را بهسوی شما فرستاده است، زیرا شما بهوسیله آن دو میتوانید [[نعمت]] دائمی و جاویدانی را برای خود تحصیل کنید که بهتر از این دنیای ناپایدار است: {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>» (ترجمه [[مجمع البیان]]، ج ۱۱، ص: ۳۱۶)<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۷۰۷.</ref>. | # [[خداوند]] میفرماید ای [[محمد]]{{صل}} به این مردمانی که بدنیا [[دل]] خوش کرده و شادمان هستند، و بدان تکیه کرده و جمعآوری میکنند، به اینها بگو: اگر خواستید بچیزی [[دل]] خوش شوید و شادمان گردید بفضل و [[رحمت خدا]] دلخوش شوید که [[قرآن]] را بر شما نازل فرموده و [[محمد]] را بهسوی شما فرستاده است، زیرا شما بهوسیله آن دو میتوانید [[نعمت]] دائمی و جاویدانی را برای خود تحصیل کنید که بهتر از این دنیای ناپایدار است: {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>» (ترجمه [[مجمع البیان]]، ج ۱۱، ص: ۳۱۶)<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۷۰۷.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
| خط ۳۴: | خط ۷۰: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:000058.jpg|22px]] [[حسن رضایی|رضایی، حسن]]؛ [[خنده (مقاله)|مقاله «خنده»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۷''']] | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||