روش‌های تربیتی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۲۱۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ مهٔ ۲۰۲۱
خط ۲۲: خط ۲۲:
==نخست: روش [[محبت]]==
==نخست: روش [[محبت]]==
==دوم: روش [[تشویق]] و [[تنبیه]]==
==دوم: روش [[تشویق]] و [[تنبیه]]==
==[[آداب]] [[تنبیه]]==
تنبیه زمانی نقش هشداردهندگی، بیدارکنندگی، بازدارندگی و اصلاح‌کنندگی دارد که براساس آدابی صحیح [[اجرا]] شود که به مواردی از این آداب اشاره می‌شود.
# تنبیه به عمل و صفت بد شخص تعلق می‌گیرد و [[هدف آن]] است که شخص از [[بدی]] جدا شود و نباید به [[شخصیت]] [[انسانی]] او [[اهانت]] شود و فرد [[تحقیر]] گردد. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ وَضَعَ الْعِقَابَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ ذِيَادَةً لِعِبَادِهِ‏ عَنْ‏ نِقْمَتِهِ‏}}<ref>«همانا خدای سبحان کیفر را بر معاصی خود قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خویش بازدارد». شرح غررالحکم، ج۲، ص۵۱۷؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۱۵۱ [بدون {{متن حدیث|لِعِبَادِهِ‏}}].</ref>.
# تنبیه باید سنجیده و حساب‌شده و دقیق باشد و به هیچ وجه از حد و اندازه فراتر نرود و از [[میزان]] [[خطا]] و [[جرم]] شدیدتر نباشد که در این صورت تأثیر مثبت خود را از دست می‌دهد و موجب عکس‌العمل منفی می‌شود. نقل شده است که مردی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و عرض کرد که خانواده‌ام [[نافرمانی]] می‌کنند، چگونه آنان را تنبیه کنم؟ [[حضرت]] فرمود: “آنان را ببخش”. آن شخص برای بار دوم و سوم سؤال خود را تکرار کرد و پیامبر{{صل}} نیز همان پاسخ را داد. آن‌گاه فرمود: {{متن حدیث|فَعَاقِبْ بِقَدْرِ الذَّنْبِ}}<ref>«پس [اگر چاره‌ای نبود و خواستی تنبیه کنی]به اندازه گناهی که کرده‌اند مجازات کن [و فراتر مرو]». المعجم الکبیر، ج۲، ص۲۶۹؛ اسد الغابة، ج۱، ص۳۳۶؛ مجمع الزوائد، ج۸، ص۱۰۶؛ الاصابة، ج۱، ص۲۳۶.</ref>. امیر مؤمنان علی{{ع}} در آموزه‌ای والا یادآور شده است که چنان‌چه تنبیه سنجیده و حساب‌شده و دقیق نباشد، نه تنها تأثیرگذار نخواهد بلکه موجبات گستاخی و [[لجاجت]] را فراهم می‌سازد: {{متن حدیث|الْإِفْرَاطُ فِي‏ الْمَلَامَةِ يَشُبُّ‏ نَارَ اللَّجَاجَةِ}}<ref>«افراط در سرزنش کردن، میزان لجاجت را افزون‌تر می‌کند». غررالحکم، ج۱، ص۸۸؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۲۲ [{{متن حدیث|نِیرَانَ}} آمده است].</ref>. [[تنبیه]] باید چنان از ظرافت‌های [[تربیتی]] برخوردار باشد که به صورت عاملی بیدارکننده و بازدارنده از [[بدی]] عمل نماید. حتی [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} یادآور شده است که در صورت [[احساس]] [[پشیمانی]] نباید شخص را به یاد [[اشتباه]] و گناهش انداخت و به تکرار عذرخواهی واداشت. آن [[حضرت]] فرموده است: {{متن حدیث|إِعَادَةُ الِاعْتِذَارِ تَذْكِيرٌ بِالذَّنْبِ‏}}<ref>«تکرار نمودن عذرخواهی، به یاد گناه انداختن است». شرح غررالحکم، ج۱، ص۳۷۴؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۷۱.</ref>. این‌گونه دقت‌ها از لوازم ضروری روش تنبیه است. همچنین نقل شده است که کسی نزد [[امام کاظم]]{{ع}} از [[رفتار]] فرزند خود [[شکایت]] کرد. حضرت به آن شخص درباره تنبیه فرزندش فرمود: {{متن حدیث|لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ‏ وَ لَا تُطِلْ‏}}<ref>«فرزندت را تنبیه بدنی مکن و [برای ادب کردنش]با او قهر کن، ولی قهرت طولانی نشود». عدة الداعی، ص۸۹؛ بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۹۹.</ref>.
# تنبیه برای تنبّه و [[بیداری]] است و باید کاملاً متناسب شخص و عملی که از او سر زده است [[انتخاب]] شود. [[چشم‌پوشی]]، اخم، روی ترش کردن، روی برگرداندن، ترک کردن، [[قهر]] کردن، به کنایه [[سخن گفتن]]، اشاره لفظی، [[تذکر]]، سخن عادی، سخن تند<ref>الامام روح الله الموسوی الخمینی، تحریرالوسیله، الطبعة الثانیة، مطبعة الآداب، النجف، ۱۳۹۰ ق. افست، ج۱، ص۴۷۶.</ref>، و مانند اینها مراتبی است که به عنوان دارویی مؤثر از جانب طبیبی حاذق و [[دلسوز]] انتخاب می‌شود؛ و درصورتی‌که مرتبه‌ای لطیف‌تر نتیجه می‌دهد، استفاده از مراتب شدیدتر به هیچ وجه جایز نیست<ref>الامام روح الله الموسوی الخمینی، تحریرالوسیله، الطبعة الثانیة، مطبعة الآداب، النجف، ۱۳۹۰ ق. افست، ج۱، ص۴۷۶.</ref>. نقل کرده‌اند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[دیدار]] [[فاطمه]]{{س}} رفت، اما وارد [[خانه]] نشد و بازگشت. زمانی که [[علی]]{{ع}} به خانه آمد، فاطمه{{س}} ماجرا را برای او بازگفت. علی{{ع}} نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفت و علت را جویا شد. پیامبر{{صل}} فرمود: “پرده‌ای نقش‌دار به در خانه آویخته دیدم”. و سپس اضافه کرد: “مرا با [[دنیا]] چه کار؟” [[علی]]{{ع}} نزد [[فاطمه]]{{س}} بازگشت و آنچه را از [[پیامبر]]{{صل}} شنیده بود بیان کرد. فاطمه{{س}} گفت: “مرا به آنچه نظر و خواست آن [[حضرت]] است [[فرمان]] بده”. علی{{ع}} گفت: “آن پرده را نزد فلان کس که خانواده‌ای محتاجند بفرست”<ref>صحیح البخاری، ج۳، ص۳۲۷.</ref>. باید توجّه داشت که گاهی صرف [[پشیمانی]] و [[اقرار]] به [[نادانی]] و گناه‌ورزی، [[تنبیه]] شمرده می‌شود و نباید گامی دیگر در [[جهت]] تنبیه شخص برداشته شود؛ به بیان [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|رُبَّ‏ جُرْمٍ‏ أَغْنَى‏ عَنِ‏ الِاعْتِذَارِ عَنْهُ الْإِقْرَارُ بِهِ}}<ref>«بسا گناهی که اقرار به آن از عذرخواهی از آن بی‌نیاز سازد». شرح غررالحکم، ج۴، ص۷۴؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۲۶۷.</ref>. این لطافت‌ها در امر تنبیه با توجه به [[فلسفه]] تنبیه است؛ و اگر تنبیه جز این‌گونه دیده شود به امری خلاف فلسفه خود تبدیل می‌گردد، زیرا [[هدف]] [[بیداری]] و [[هشیاری]] و بازدارندگی است، و چنان‌که شخص متنبه شده باشد، چنان است که گویا [[خطا]] نکرده است و باید این‌گونه دیده شود؛ به بیان علی{{ع}}: {{متن حدیث|مَا أَذْنَبَ‏ مَنِ‏ اعْتَذَرَ}}<ref>«کسی که عذر خواهد، گویا گناه نکرده است». شرح غررالحکم، ج۶، ص۵۰؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۴۷۶.</ref>.
# تنبیه نباید به هیچ وجه برای تشفی خاطر و ارضای خود و یا [[انتقام]] صورت بگیرد، زیرا تنبیه ابراز [[محبت]] و [[دلسوزی]] است در قالبی مناسب برای [[اصلاح]] و [[تربیت]]، و نه انتقام‌جویی و [[تخلیه]] [[احساسات]]. [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|نَهَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَنِ‏ الْأَدَبِ‏ عِنْدَ الْغَضَبِ‏}}<ref>«رسول خدا{{صل}} از تنبیه هنگام خشم نهی کرده است». المحاسن، ج۱، ص۲۷۴؛ الکافی، ج۷، ص۲۶۰؛ تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص۱۴۸؛ الجامع للشرایع، ص۵۶۹؛ وسائل الشیعة، ج۱۸، ص۳۳۷.</ref>. و از امیر مؤمنان علی{{ع}} نقل شده است: {{متن حدیث|لَا أَدَبَ‏ مَعَ‏ غَضَبٍ‏}}<ref>«تنبیه در حال خشم بی‌معناست». عیون الحکم و المواعظ، ص۵۳۱؛ میزان الحکمة، ج۱، ص۱۱۰.</ref>. تنبیه زمانی واجد فلسفه خویش است که از سر محبت و [[شفقت]] باشد، نه از سر [[قساوت]] و [[خشونت]]. از [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} چنین [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|اضْرِبْ‏ خَادِمَكَ‏ إِذَا عَصَى‏ اللَّهَ‏ وَ اعْفُ عَنْهُ إِذَا عَصَاكَ}}<ref>«اگر خدمتگزارت خدا را نافرمانی کرد، او را تنبیه کن، ولی اگر شخص تو را نافرمانی کرد، او را ببخش». شرح غررالحکم، ج۲، ص۱۹۴؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۷۷.</ref>. ابن شهرآشوب نقل کرده است که روزی امیر مؤمنان علی{{ع}} خدمتگزار خود را چند بار فراخواند ولی او [[امام]]{{ع}} را پاسخ نداد. آن [[حضرت]] در پی او برآمد و او را جلوی در [[خانه]] یافت. از او پرسید: “چه چیز تو را واداشت که پاسخم نگویی؟” گفت: “در [[اجابت]] [[سست]] بودم و از [[عقوبت]] [[احساس امنیت]] نمودم”. پس حضرت فرمود: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ الَّذِي‏ جَعَلَنِي‏ مِمَّنْ‏ تَأْمَنُهُ‏ خَلْقُهُ‏}}<ref>«سپاس خدایی را که مرا از آنان قرار داده است که مردم از جانب او احساس امنیت می‌کنند». مناقب ابن شهرآشوب، ج۲، ص۱۱۳؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۴۸.</ref>.
#آنجا که لازم است تنبیهی صورت گیرد، بهتر است دور از چشم دیگران و در خفا باشد، مگر در مواردی خاص - با ملاحظات همه‌جانبه و رعایت [[آداب]] [[تنبیه]] - که تنبیه موجب بازدارندگی جمعی می‌شود، چنان‌که امیر مؤمنان علی{{ع}} بدین امر اشارت فرموده است: {{متن حدیث|الْعَاقِلُ مَنْ اتَّعَظَ بِغَيْرِهِ}}<ref>«عاقل کسی است که از مشاهده دیگران پند گیرد». شرح غررالحکم، ج۱، ص۳۳۹؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۴۷.</ref>.
#شخصی که تنبیه می‌شود باید نسبت به تنبیه خود توجیه باشد و بداند که چرا [[مجازات]] می‌شود؛ و باید این امر به‌گونه‌ای باشد که شخص خود را مستحق آن ببیند و از [[تأیید]] درونی وی برخوردار باشد تا تأثیر بیدارکننده و بازدارنده و اصلاح‌کننده داشته باشد.<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۴ ص ۱۷۱.</ref>
== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==


۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش