دنیا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۲٬۰۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ مهٔ ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[دنیا (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[دنیا (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
دُنْیا مؤنث اَدنی، صیغه [[تفضیل]] از مصدر دنوّ و به معنای نزدیک‌تر،<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص ۲۷۲ـ۲۷۳، «دنو»؛ الصحاح، ج ۶، ص ۲۳۴۱، «دنا»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۳۰۳؛ قاموس قرآن، ج ۲، ص۳۶۲، «دنی».</ref> در اصطلاح [[وصف]] [[حیات]] و مراد از آن [[زندگی]] پیش از [[مرگ]] است.<ref>نک: مجمع البحرین، ج ۱، ص ۱۴۹، «دنو»؛ النهایه، ج ۲، ص ۱۳۷، «دنا»؛ احیاء علوم الدین، ج ۹، ص ۱۹۵.</ref> نامیده شدن آن به [[دنیا]]، به [[جهت]] نزدیک‌تر بودن زندگی این [[جهان]] به ما در سنجش با زندگی [[آخرتی]] است.<ref> التبیان، ج ۱، ص ۵۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۲۳؛ تفسیر قرطبی،ج ۶، ص ۴۱۵.</ref> برخی احتمال داده‌اند که دنیا از ریشه [[دنائت]] و به معنای [[پست‌تر]] بوده و زندگی پیش از مرگ، از آن رو دنیا نامیده شده است که در مقایسه با [[آخرت]]، پست‌تر است.<ref>ر.ک: تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص ۱۴۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۲۳؛ روح البیان، ج ۳، ص ۲۳.</ref> [[تقابل]] [[دنیا]] با آخرت در [[آیات]]، احتمال نخست را [[تأیید]] می‌کند.
در اصطلاح [[علم اخلاق]]، تعریف دنیا نسبی است؛ بدین معنا که [[حقیقت]] و اصل دنیا [[زمین]] و هر شی‌ء زمینی است که از آن به [[جهان مادی]] یا [[گیتی]] تعبیر می‌شود و دنیا در مقایسه با [[بندگان]] به معنای وابستگی‌های پیش از مرگ است که وسیله بهره و [[لذت]] برای [[آدمی]] است.<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۳ـ ۱۴.</ref> از دیدگاه [[قرآن]]، دنیا در برابر آخرت، اسم برای زندگی در این جهان است که قرآن آن را با عنوان ظاهر [[زندگی دنیا]] ([[روم]] / ۳۰، ۷)، [[حیات]] * نخست ([[قصص]] / ۲۸، ۷۰؛ [[نجم]] / ۵۳، ۲۵)، زندگی نزدیک‌تر ([[اعراف]] / ۷، ۱۶۹) و حیات زودگذر ([[اسراء]] / ۱۷، ۱۸؛ [[قیامت]] / ۷۵، ۲۰؛ [[انسان]] / ۷۶، ۲۷) می‌شناساند.
در [[قرآن کریم]] واژه دنیا ۱۱۵ بار در ۱۱۱ [[آیه]] به کار رفته است که در همه موارد به [[معنای زندگی]] پیش از [[مرگ]] است، مگر در ۴ [[آیه]] که در یک مورد صفت عدوه (حاشیه و کنار بیابان) ([[انفال]] / ۸، ۴۲) و در سه مورد دیگر [[وصف]] [[آسمان]] است. (صافّات / ۳۷، ۶؛ فصّلت / ۴۱، ۱۲؛ [[ملک]] / ۶۷، ۵)<ref>قاموس قرآن، ج ۲، ص ۳۶۲-۳۶۳؛ المعجم الاحصائی، ج ۲، ص ۷۳۲.</ref> در بیشتر آیاتی که واژه «[[دنیا]]» هست، از [[آخرت]] نیز به نوعی سخن است و در ۵۹ مورد واژه «آخرت» در کنار واژه «دنیا» یاد شده است. درباره دنیا [[روایات]] فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]]{{عم}} در دست است که در آنها ابعاد گوناگون دنیا تشریح شده است<ref>الکافی، ج ۲، ص ۱۲۸ـ۱۳۷؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱ـ۱۳۵.</ref>؛ به ویژه از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} مطالب بسیاری درباره دنیا در [[کتاب]] [[نهج البلاغه]] بازگو شده است.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۸، ۴۵، ۵۲، ۶۳، ۸۲، ۹۹، ۱۱۱، ۱۱۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
==پیوند دنیا و آخرت==
دنیا و آخرت، دو مرتبه از مراتب وجودند که با یکدیگر پیوندی محکم داشته و از همدیگر جدا نیستند. [[قرآن]]، از دنیا در برابر آخرت و آن را نشئه نخست یاد می‌کند: «ولَقَد عَلِمتُمُ النَّشاَةَ الاولی». (واقعه / ۵۶، ۶۲)<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۳۳.</ref> براساس آیه ۲۲ ق / ۵۰ حقایق [[آخرتی]]، هم اکنون نیز موجودند؛ ولی [[انسان]] از [[درک]] آنها [[درمانده]] است، زیرا پرده‌های [[اعتماد]] به اسباب ظاهری، [[آرزوها]]، علاقه به دنیا، هوس‌های [[سرکش]] و... به او اجازه نمی‌دهند که آن حقایق را بنگرد، با اینکه نشانه‌های [[معاد]] روشن و [[ادله]] آن آشکارند: «لَقَد کُنتَ فی غَفلَةٍ مِن هـذا فَکَشَفنا عَنکَ غِطَـاءَکَ فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدید».<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۳۵۰ـ۳۵۱؛ نمونه، ج ۲۲، ص ۲۵۹ـ۲۶۰.</ref>[[دنیا]] ظاهر و [[باطنی]] دارد؛ ظاهرش همان زخارف و تمتعاتی است که [[جاهلان]] و غافلان از آخرت می‌شناسند و [[باطن]] آن، [[عالم آخرت]] است. ظاهر دنیا محل کسب [[کمالات]] و راهی برای رسیدن به باطن آن است و [[کافران]] و دنیا جویان از [[درک]] [[باطن]] و [[حقیقت دنیا]] درمانده‌اند: «یَعلَمونَ ظـهِرًا مِنَ الحَیوةِ الدُّنیا وهُم عَنِ الأخِرَةِ هُم غـفِلون».([[روم]] / ۳۰، ۷)<ref> الکشاف، ج ۳، ص ۴۶۸؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۱۵۷؛ مخزن‌العرفان،ج ۱۰، ص ۷۶.</ref> در نگاه [[عرفانی]] نیز [[دنیا]] و [[آخرت]] دو مرتبه از مراتب وجود [[انسانی]] به شمار می‌آیند که ظاهر و قشر آن را دنیای دنی ([[پست]]) و لبّ و باطن آن را آخرت تشکیل می‌دهد که نتیجه و [[غایت]] [[حیات]] [[دنیایی]] وجود [[بشر]] است.<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۸۷.</ref> از دیدگاه [[قرآن]]، پیوند تنگاتنگی میان دنیا و آخرت هست، به گونه‌ای که نوع [[زندگی]] [[انسان]] در آخرت متناسب با [[اعمال]] وی در دنیاست: «لا تَعتَذِروا الیَومَ اِنَّما تُجزَونَ ما کُنتُم تَعمَلون». ([[تحریم]] / ۶۶، ۷)<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۷۷؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۵۲.</ref> در [[قیامت]]، نه [[توبه]] و نه هیچ عذر دیگری پذیرفته نیست <ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۱۶۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۵۷۲.</ref> و هر کسی [[پاداش]] عمل دنیایی‌اش را می‌بیند: «واتَّقوا یَومـًا تُرجَعونَ فیهِ اِلَی اللّهِ ثُمَّ تُوَفّی کُلُّ نَفسٍ ما کَسَبَت وهُم لایُظلَمون» (بقره / ۲، ۲۸۱؛ نیز [[آل عمران]] / ۳، ۱۶۱؛ نحل / ۱۶، ۱۱۱) و پاداش هر [[خیر و شر]] و [[صلاح]] و فسادی را که در دنیا داشته است، بی‌کم و کاست دریافت می‌کند <ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۷۶۶.</ref> و هر [[کردار]] خوب و بدش را در قیامت حاضر می‌یابد: «یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ مّاعَمِلَت مِن خَیرٍ مُحضَرًا وما عَمِلَت مِن سوءٍ». (آل عمران / ۳، ۳۰) به [[اعتقاد]] برخی، پیوند دنیا و آخرت از نوع رابطه‌های قراردادی نیست، بلکه رابطه‌ای [[تکوینی]] میان عمل و نتیجه آن در آخرت است؛ حتی این رابطه را فراتر از رابطه علّی و معلولی دانسته و از آن به رابطه عینیّت و [[اتّحاد]] یاد کرده‌اند.<ref>مجموعه آثار، ج ۱؛ ص ۲۲۷ ـ ۲۳۰، «عدل الهی».</ref> سرای آخرت، [[خانه]] [[زندگی حقیقی]] است: «واِنَّ الدّارَ الأخِرَةَ لَهِیَ الحَیَوانُ لَو کانوا یَعلَمون» (عنکبوت / ۲۹، ۶۴) و [[قرآن]] کسانی را [[مجاهد]] [[واقعی]] می‌خواند که با [[آگاهی]] بتوانند از این دنیای فانی دست برداشته و برای رسیدن به اهداف [[برتر]] جانفشانی کنند: «فَلیُقـتِل فی سَبیلِ اللّهِ الَّذینَ یَشرونَ الحَیوةَ الدُّنیا بِالأخِرَةِ». ([[نساء]] / ۴، ۷۴) در مقابل، به افراد [[سستی]] که هنگام [[جهاد]]، [[ترس]] بر آنها [[غلبه]] کرده و به [[حکم جهاد]] پرخاش می‌کردند، زود گذر و بی [[ارزش]] بودن کالای [[دنیا]] را یادآور می‌شود: «... قالوا رَبَّنا لِمَ کَتَبتَ عَلَینَا القِتالَ لَولا اَخَّرتَنا اِلی اَجَلٍ قَریبٍ قُل مَتـعُ الدُّنیا قَلیلٌ والأخِرَةُ خَیرٌ لِمَنِ اتَّقی ولا تُظـلَمونَ فَتیلا». (نساء / ۴، ۷۷) در [[آیه]] ۷۷ [[قصص]] / ۲۸ به [[انسان]] سفارش می‌شود از نعمت‌های الهی‌اش برای [[آبادانی]] [[آخرت]] بهره گیرد: «وابتَغِ فیما ءاتـاکَ اللّهُ الدّارَ الأخِرَةَ ولا تَنسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنیا». به دیده برخی [[مفسّران]]، سهم انسان از دنیا چیزی جز [[عمل]]* برای آخرت نیست.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۴۱۶؛ مخزن العرفان، ج ۹، ص ۴۵۰.</ref> [[مؤمنان]]، با [[اعتقاد]] و [[اعمال]] شایسته‌ای مانند [[ایمان به خدا]] و [[معاد]] و [[پیامبران]]، [[جهاد]] ([[توبه]] / ۹، ۴۴)، [[زکات]] (نساء / ۴، ۱۶۲) در دنیا باید زمینه برخورداری از ثمره آنها در آخرت را فراهم سازند. قرآن از این رابطه با تعبیر [[حرث]] یاد می‌کند که به معنای پاشیدن بذر در [[زمین]] و آماده ساختن آن برای زراعت است. ([[شوری]] / ۴۲، ۲۰)<ref>مفردات، ص ۲۲۶، «حرث».</ref> این تعبیر می‌فهماند که [[ثواب]] * آخرت بی‌عمل دنیا به دست نمی‌آید.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۵، ص ۷۹.</ref> [[رسول‌خدا]]{{صل}} [[دنیا]] را مزرعه آخرت خوانده است.<ref>التحفة السنیه، ص ۱۵۲؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲۶۷.</ref> قرآن با بیان [[واقعیت]] دنیا و آخرت در نتیجه‌گیری‌ای منطقی، ترجیح آخرت بر [[زندگی]] فانی دنیا را برابر [[حکم عقل]] (انعام / ۶، ۳۲) و مقتضای [[دانش]] (عنکبوت / ۲۹، ۶۴) می‌داند و خشنودان به [[زندگی دنیا]] را [[سرزنش]] می‌کند: «اَرَضیتُم بِالحَیوةِ الدُّنیا مِنَ الأخِرَةِ». ([[توبه]] / ۹، ۳۸) گرچه رابطه میان [[دنیا]] و [[آخرت]] ناگسستنی است، آن دو با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند، در نتیجه تفاوت‌های بسیاری میان آنها هست؛ برای نمونه در دنیا برخلاف آخرت، [[خیر و شرّ]]، [[سعادت]] و [[شقاوت]]، [[مرگ]] و [[زندگی]]، [[صدق]] و [[کذب]] و [[حق و باطل]] به هم آمیخته‌اند: «... ونَبلوکُم بِالشَّرِّ والخَیرِ فِتنَةً.».. ([[انبیاء]] / ۲۱، ۳۵)؛ امّا این امور در آخرت ـ که [[جهان]] [[پاداش]] و به بار نشستن [[اعمال]] است ـ کامل از هم جدا می‌شوند. ([[نبأ]] / ۷۸، ۱۷؛ مرسلات / ۷۷، ۳۸) (آخرت) مدّت زندگی [[انسان]] در دنیا، در سنجش با آخرت بسیار ناچیز است. [[قرآن]] از زبان [[کافران]]، درنگ آنان در دنیا را به یک [[روز]] یا پاره‌ای از روز مانند می‌کند: «قـلَ کَم لَبِثتُم فِی الاَرضِ عَدَدَ سِنین * قالوا لَبِثنا یَومـًا اَو بَعضَ یَومٍ». (مؤمنون / ۲۳، ۱۱۲ـ۱۱۳)<ref>تفسیر جلالین، ص ۳۵۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۵، ص ۴۳۵.</ref> آنان در [[قیامت]] به این [[واقعیت]] پی می‌برند که [[عمر]] دنیا در برابر عمر آخرت یک روز یا ساعتی بیش نیست؛ لیکن پرده‌های [[غفلت]] و [[غرور]] چنان بر [[قلب]] و [[فکر]] آنان [[غلبه]] کرده بود که دنیا را [[جاودانی]] پنداشته و آخرت را پنداری بیش نمی‌دانستند.<ref> نمونه، ج ۱۴، ص ۳۴۲ـ۳۴۳.</ref> [[آیه]] ۴۶ نازعات / ۷۹ اقامت در دنیا را به اندازه شامگاهی یا چاشتگاهی: «کَاَنَّهُم یَومَ یَرَونَها لَم یَلبَثوا اِلاّ عَشیَّةً اَو ضُحـاها» و آیه ۳۵ احقاف / ۴۶ بخشی از روز می‌داند: «کَاَنَّهُم یَومَ یَرَونَ ما یوعَدونَ لَم یَلبَثوا اِلاّ ساعَةً مِن نَهارٍ». ناچیز بودن عمر دنیا از زبان کافران از آن رو یاد می‌شود که آنان از [[فرصت]] دنیایی‌شان بهره نگرفته و توشه‌ای برای آخرت خود فراهم نکرده‌اند. به گفته‌ای، شدت [[عذاب]]، مقدار درنگشان در دنیا را از یادشان برده است،<ref>روح البیان، ج ۸، ص ۴۹۵.</ref> از این رو گر چه [[دنیا]] در نگاه ایشان طولانی بوده، گویا اصلاً وجود نداشته است.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۴۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
==دنیا ابزار [[تکامل انسان]]==
قوام [[حیات]] بشری در بهره‌وری ـ البته در حد [[اعتدال]] ـ از نعمت‌های دنیاست<ref>المیزان، ج ۸، ص ۸۲.</ref> و مواهب [[جهان مادی]] که همه از نعمت‌های خدایند و وجودشان در [[نظام خلقت]] لازم است، اگر وسیله‌ای برای رسیدن به [[سعادت]] و [[تکامل معنوی]] [[انسان]] قرار گیرند، از هر نظر [[تحسین]] برانگیز است،<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۶۹.</ref> چنان‌که بر اساس [[آیات قرآن]]، [[خدا]] همه لوازم مورد نیاز برای [[رسیدن به کمال]] را از نعمت‌های ظاهری و [[باطنی]] به [[تسخیر]] [[انسان]] در آورده: «اَلَم تَرَوا اَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُم ما فِی السَّمـوتِ وما فِی الاَرضِ واَسبَغَ عَلَیکُم نِعَمَهُ ظـهِرَةً وباطِنَةً.»..([[لقمان]] / ۳۱، ۲۰)<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص ۵۰؛ مجمع البیان، ج ۸، ص ۵۰۱؛ روح البیان، ج ۷، ص ۹۰.</ref> و همه اشیای روی [[زمین]] را ویژه وی دانسته است: «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُم ما فِی الاَرضِ جَمیعـًا» (بقره / ۲، ۲۹)؛ نه تنها استفاده از آنها را [[ناپسند]] نمی‌شمارد، همه آنها را در اصل از آنِ [[مؤمنان]] می‌خواند، گر چه غیر مؤمنان نیز از آنها بهره می‌برند: «قُل مَن حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی اَخرَجَ لِعِبادِهِ والطَّیِّبـتِ مِنَ الرِّزقِ قُل هِیَ لِلَّذینَءامَنوا فِی الحَیوةِ الدُّنیا خالِصَةً یَومَ القِیـمَةِ.»... ([[اعراف]] / ۷، ۳۲)<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۳۸؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۵۹۸؛ روض‌الجنان، ج ۸، ص ۱۷۶.</ref> بر پایه [[تقدیر الهی]]، انسان تنها از [[راه]] [[اعتقاد]] و عمل می‌تواند به کمال و سعادت [[شایسته]] خود برسد، از این رو [[دلبستگی]] میان انسان و دنیا ایجاد شده است، تا [[بشر]] از این طریق [[امتحان]] شود: «اِنّا جَعَلنا ما عَلَی الاَرضِ زینَةً لَها لِنَبلُوَهُم اَیُّهُم اَحسَنُ عَمَلا» (کهف / ۱۸، ۷)<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۲۴۰.</ref> و با [[قدرت]] [[انتخاب]] خدایی‌اش در دنیا [[راه هدایت]] یا [[گمراهی]] را در پیش گیرد: «اِنّا هَدَینـهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِرًا واِمّا کَفورا». ([[انسان]] / ۷۶، ۳) [[نیت]] و نوع نگرش [[آدمیان]]، در چگونگی نگاه به مواهب [[دنیا]]، در نتیجه اصل قرار دادن دنیا یا [[آخرت]] [[تعیین]] کننده است  ([[آل عمران]] / ۳، ۱۵۲)<ref>تفسیر لاهیجی، ج۱، ص ۳۹۰.</ref> و کسانی که دنیا را دارای [[هدف]] می‌دانند، می‌کوشند از آن در [[راه]] هدف مطلوب استفاده کنند، از این رو در [[آیات]] پرشماری از دنیا و امکانات مادی آن [[ستایش]] و [[تمجید]] شده است؛ برای نمونه برخی آیات، [[مال]] را خیر می‌نامند: «کُتِبَ عَلَیکُم اِذا حَضَرَ اَحَدَکُمُ المَوتُ اِن تَرَکَ خَیرًا الوَصِیَّةُ.».. (بقره / ۲، ۱۸۰)<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۴۷۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۸۲؛ التفسیرالکبیر، ج ۵، ص ۲۳۱.</ref> و بعضی از [[مواهب مادی]] به [[فضل]] [[خدا]] تعبیر می‌کنند: «وابتَغوا مِن فَضلِ اللّهِ». ([[جمعه]] / ۶۲، ۱۰، ۴؛ مزمل / ۷۳، ۲۰)<ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۳۵؛ غرائب القرآن، ج ۱، ص ۵۵۸؛ روح‌البیان، ج ۱، ص ۳۱۸.</ref> بیشتر [[مفسران]]، فضل را به روزی [[تفسیر]] کرده‌اند؛<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص ۱۰۸؛ زادالمسیر، ج ۴، ص ۲۸۴.</ref> همچنین «طیبات» که در بسیاری از آیات، [[مؤمنان]] حتی [[پیامبران]] به بهره‌گیری از آنها [[ترغیب]] شده‌اند (مؤمنون / ۲۳، ۵۱)، معنای گسترده‌ای دارد و همه مواهب [[دنیایی]] را شامل می‌شود.<ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص ۷۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص ۲۸۱؛ روح‌المعانی، ج ۹، ص ۲۴۰.</ref> در همین [[جهت]]، برخی، دارالمتقین را در [[آیه]] «ولَنِعمَ دارُ المُتَّقین» (نحل / ۱۶، ۳۰) بدین اعتبار که دنیا جای فراهم کردن توشه برای مؤمنان است، به دنیا تفسیر کرده‌اند.<ref>کشف الاسرار، ج ۵، ص ۳۷۸؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۵۲؛ تفسیرقرطبی، ج ۱۱، ص ۱۰۱.</ref> [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز در واکنش به سخنان کسی که از دنیا بد می‌گفت، [[دنیا]] را چنین [[وصف]] کرد: جایگاه [[صدق]] و [[راستی]] است برای کسی که با آن به راستی [[رفتار]] کند و [[خانه]] تندرستی برای هر که از آن چیزی بفهمد و سرای [[بی نیازی]] برای کسی که از آن توشه برگیرد و جای [[اندرز]] برای آنکه از آن اندرز گیرد و [[مسجد]] [[دوستان]] [[خدا]] و نمازگاه [[فرشتگان]] [[پروردگار]] و محل [[نزول]] [[وحی الهی]] و تجارتخانه [[اولیاء]] [[حق]] و... <ref>نهج البلاغه، شرح عبده، ج ۴، ص ۳۱.</ref>.بر اساس [[تعالیم اسلامی]]، میان [[دنیا]] و [[آخرت]] تقابلی نیست و بحث [[تقابل]] [[دنیا]] و آخرت، [[دین]] و دنیا و تقسیم امور به [[مقدس]] و عرفی یا [[دینی]] و [[دنیایی]] از دیرباز در [[کلام]] [[مسیحیت]] آمده است که پس از رنسانس کسانی با انگیزه‌های گوناگون برای محدود کردن [[قلمرو دین]] و جدایی [[دین]] از [[شئون]] دنیایی ـ که همان [[سکولاریزم]] است ـ این گفتمان را به [[جوامع اسلامی]] کشاندند و بعضی از روشنفکران [[مسلمان]] نیز به گونه‌ای تفکیک میان دو مقوله دنیا و آخرت [[معتقد]] شدند؛ تا جایی که [[هدف]] از [[بعثت پیامبران]] را جز [[دعوت به خدا]] و آخرت ندانستند که این موضوع در [[حقیقت]]، [[پذیرفتن]] دوگانگی میان دنیا و آخرت است.<ref>نک: آخرت و خدا هدف رسالت انبیاء.</ref> همان گونه که در شماری از [[منابع اسلامی]] تصریح بلکه از مسلّمات [[دین اسلام]] شمرده شده است، بهره‌مندی توأمان از دنیا و آخرت شدنی است و برخورداری از نعمت‌های دنیا، مستلزم محرومیّت از آخرت نیست،<ref>مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۵۸۳ ـ ۵۸۴، «سیری در نهج البلاغه».</ref> چنان که [[قرآن]] از کسانی مانند [[سلیمان]]{{ع}} یاد می‌کند که در دنیا بهره‌های فراوانی داشته و در آخرت هم سعادت‌مند هستند؛ نیز مؤمنانی را می‌ستاید که در دعای خود، [[نیکی]] دنیا و آخرت را می‌خواهند. (بقره / ۲، ۲۰۱).<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
==دنیازدگی و پیامدهای آن==
با اینکه دنیا مقدمه آخرت و [[راه]] رسیدن به آن است، برخی تنها به [[مواهب مادی]] دنیا [[دل]] بسته و خواستار چیزی جز زرق و برق و [[زینت]] دنیا نیستند که از آنان به دنیا [[طلب]] ([[هود]] / ۱۱، ۱۵)، دنیا [[دوست]] ([[انسان]] / ۷۶، ۲۷) و [[دنیا]] زده یاد می‌شود. جذابیت دنیا و [[دلبستگی]] بیشتر [[مردم]] به [[لذایذ]] زود گذر آن به اندازه‌ای است که دنیا برای برخی [[هدف]] می‌شود: «... تُریدُونَ عَرَضَ الدُّنیا واللّهُ یُریدُ الأخِرَةَ.».. ([[انفال]] / ۸، ۶۷) و به [[زندگی]] [[دنیایی]] [[دل]] خوش می‌کنند: «... وفَرِحوا بِالحَیوةِ الدُّنیا ومَا الحَیوةُ الدُّنیا فِی الأخِرَةِ اِلاّ مَتـع» (رعد / ۱۳، ۲۶؛ نیز [[یونس]] / ۱۰، ۷)؛ تا آنجا که دنیا را جاودان پنداشته و از [[اندیشه]] به [[عاقبت]] [[امر]] و اینکه شاید [[روزگار]] [[سختی]] در پیش رو داشته باشند، باز می‌مانند: «اِنَّ هـؤُلاءِ یُحِبّونَ العاجِلَةَ ویَذَرونَ وراءَهُم یَومـًا ثَقیلا». ([[انسان]] / ۷۶، ۲۷؛ نیز [[قیامت]] / ۷۵، ۲۰ـ۲۱) نتیجه این [[پندار]]، اصیل دانستن دنیا و پیش داشتن آن بر [[آخرت]] است که جز [[گرفتاری]] همیشگی در [[دوزخ]] ثمری ندارد: «وءاثَرَ الحَیوةَ الدُّنیا * فَاِنَّ الجَحیمَ هِیَ المَأوی». (نازعات / ۷۹، ۳۸ ـ ۳۹) عامل اصلی [[انحراف]] [[بشر]] از برنامه [[رستگاری]] <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۶۶۰.</ref> و پشت کردن به [[دعوت]] [[پیامبران]] نیز همین است: «بَل تُؤثِرونَ الحَیوةَ الدُّنیا». (اعلی / ۸۷، ۱۶) [[مکتب]] مادیگرایی که بنیان آن بر تصادفی پنداشتن دنیا و عدم [[اعتقاد]] به زندگی و مسئولیّتی از پسِ آن است، از این [[تفکر]] سرچشمه می‌گیرد: «وقالوا اِن هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا وما نَحنُ بِمَبعوثین».(انعام / ۶، ۲۹؛ نیز مؤمنون / ۲۳، ۳۷)<ref> مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۱۸.</ref> ماده گرایان، فاعل حوادث گوناگون دنیا از جمله [[مرگ]] و زندگی را دهر (روزگار) دانسته و به هیچ نیروی مؤثر دیگری [[معتقد]] نیستند: «وقالوا ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا نَموتُ ونَحیا وما یُهلِکُنا اِلاَّالدَّهرُ.»... (جاثیه / ۴۵، ۲۴) از دیدگاه ماتریالیست‌ها، [[سعادتمند]] کسی است که عنان نفس خود را در دنیا رها کرده و هر چه می‌تواند از لذت‌های آن بیشتر بهره گیرد.<ref> من هدی القرآن، ج ۱۵، ص ۷۳ـ۷۴.</ref>[[تفکر]] درباره [[مبدأ و معاد]]، [[جسم]] و [[روح]] و مسائل پیرامونی [[انسان]]، از قبیل [[امور معنوی]]، [[روحی]] و مادی، می‌تواند انسان را در [[درک]] فانی بودن [[دنیا]] و نعمت‌های آن و این [[حقیقت]] که نباید به آنها دلبسته شد، [[یاری]] کند،<ref> المیزان، ج ۲، ص ۱۹۷؛ نمونه، ج ۲، ص ۱۲۱ـ۱۲۲.</ref> از این رو [[قرآن]] انسان را به [[تأمل]] و [[تفکر]] در [[امور دنیا]] و [[آخرت]] فرا می‌خواند: «... لَعَلَّکُم تَتَفَکَّرون * فِی الدُّنیا والأخِرَةِ» (بقره / ۲، ۲۱۹ـ۲۲۰) و [[دلبستگی]] به [[زندگی دنیا]] و مقام‌های مادی و [[اطمینان]] و اتکاء به آنها را برخاسته از عدم [[ایمان به معاد]] و [[جهان آخرت]] می‌خواند: «اِنَّ الَّذینَ لا یَرجونَ لِقاءَنا ورَضوا بِالحَیوةِ الدُّنیا واطمَاَنّوا بِها والَّذینَ هُم عَن ءایـتِنا غـفِلون»([[یونس]] / ۱۰، ۷)<ref> مخزن العرفان، ج ۶، ص ۱۳۳.</ref> و [[مؤمنان]] را با توجه دادن به روزی [[برتر]] و [[پایدار]] [[آخرتی]]، از چشم دوختن به بهره‌مندی‌های مادی [[اهل]] دنیا [[نهی]] می‌کند که ابزار [[آزمایش]] آنان است: «ولا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ اِلی ما مَتَّعنا بِهِ اَزوجـًا مِنهُم زَهرَةَ الحَیوةِ الدُّنیا لِنَفتِنَهُم فیهِ ورِزقُ رَبِّکَ خَیرٌ واَبقی». (طه / ۲۰، ۱۳۱) همچنین کسانی را که از [[یاد خدا]] غافل‌اند و تفکر و درکشان از [[لذت‌ها]] و [[شهوات]] دنیا فراتر نمی‌رود، [[نکوهش]] می‌کند: «فَاَعرِض عَن مَن تَوَلّی عَن ذِکرِنا ولَم یُرِد اِلاَّ الحَیوةَ الدُّنیا * ذلِکَ مَبلَغُهُم مِنَ العِلمِ» ([[نجم]] / ۵۳، ۲۹ـ۳۰)<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۱.</ref> و دلخوشی به کالای کم دنیا را نشانه بی اطلاعی از ناچیز بودن دنیا در مقابل آخرت دانسته: «... وفَرِحوا بِالحَیوةِ الدُّنیا ومَا الحَیوةُ الدُّنیا فِی الأخِرَةِ اِلاّ مَتـع» (رعد / ۱۳، ۲۶) و آنان را [[دانا]] به [[ظواهر]] و نمودهای دنیا و [[ناآگاه]] به ماهیت جهان آخرت می‌شناساند ([[روم]] / ۳۰، ۷) که جز خوردن و [[لذت]] مادی چیزی نمی‌فهمند و پرده‌های [[غرور]] و [[غفلت]] و [[آرزوهای دور و دراز]]، چنان بر [[قلب]] آنان [[سیطره]] یافته‌اند که برای درک [[واقعیت]] [[توانایی]] ندارند: «ذَرهُم یَأکُلوا ویَتَمَتَّعوا ویُلهِهِمُ الاَمَلُ فَسَوفَ یَعلَمون».([[حجر]] / ۱۵، ۳)<ref>نمونه، ج ۱۱، ص ۹.</ref>[[دنیا]] جویان، فهمشان فراتر از این [[دنیا]] نمی‌رود؛ حتی درباره [[پیامبران الهی]] نیز که [[مردم]] را به [[مبدأ و معاد]] می‌خواندند، با معیارهای مادی [[داوری]] می‌کنند. (مؤمنون / ۲۳، ۳۳) نگاه استقلالی به دنیا، نگاهی حیوانی و در [[شأن]] [[کافران]] است، چون آنان به مبدأ و معاد [[معتقد]] نبوده و همه چیز را در این دنیا خلاصه می‌کنند و از [[زندگی]] این دنیا تنها [[شهوت]] و پر کردن شکم را می‌فهمند: «والَّذینَ کَفَروا یَتَمَتَّعونَ ویَأکُلونَ کَما تَأکُلُ الاَنعـمُ». ([[محمد]] / ۴۷، ۱۲)<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۵۱.</ref> [[قرآن]]، دلبستگان به دنیا را در [[گمراهی]] دور و درازی دانسته ([[ابراهیم]] / ۱۴، ۳) و علت [[کفر]] ایشان و سرانجام، [[حلول]] [[غضب]] [[خدا]] و [[عذاب الهی]] بر آنان را [[برگزیدن]] [[حیات]] دنیا ـ که [[زندگی مادی]] است و جز بهره‌های حیوانی و پرداختن به خواسته‌های نفس، نتیجه دیگری ندارد ـ بر [[حیات]] [[آخرت]] ـ که حیات همیشگی و زندگی در جوار [[پروردگار]] جهانیان است ـ یاد می‌کند: «... مَن شَرَحَ بِالکُفرِ صَدرًا فَعَلَیهِم غَضَبٌ مِنَ اللّهِ ولَهُم عَذابٌ [[عَظیم]] * ذلِکَ بِاَنَّهُمُ استَحَبُّوا الحَیوةَ الدُّنیا عَلَی الأخِرَةِ...* لا جَرَمَ اَنَّهُم فِی الأخِرَةِ هُمُ الخـسِرون» (نحل / ۱۶، ۱۰۶ـ ۱۰۹)<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۵۴-۳۵۵.</ref> و فروختن آخرت و خریدن دنیا را سبب عذابی بی‌تخفیف و [[محرومیت]] از [[یاری الهی]] می‌داند: «اُولئکَ الَّذینَ اشتَرَوُا الحَیوةَ الدُّنیا بِالأخِرَةِ فَلا یُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ ولا هُم یُنصَرون». (بقره / ۲، ۸۶) [[دنیاخواهان]] در همین [[جهان]]، نتیجه [[دنیایی]] [[اعمال]] خویش را می‌یابند، بی‌آنکه چیزی از آن کم و کاست شود: «مَن کانَ یُریدُ الحَیوةَ الدُّنیا وزینَتَها نُوَفِّ اِلَیهِم اَعمــلَهُم فیها وهُم فیها لا یُبخَسون» ([[هود]] / ۱۱، ۱۵؛ نیز [[شوری]] / ۴۲، ۲۰ و...) و در آخرت از همه چیز بی‌بهره‌اند: «مَن کانَ یُریدُ العاجِلَةَ عَجَّلنا لَهُ فیها ما نَشاءُ لِمَن نُریدُ ثُمَّ جَعَلنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصلـها مَذمومـًا مَدحورا». ([[اسراء]] / ۱۷، ۱۸) آنان که با [[حرص]] و ولع به دنبال کالای [[دنیا]] بوده و برای رسیدن به آن از هیچ [[گناه]] و تضییع [[حق دیگران]] باکی ندارند، آن گاه که در [[آتش جهنم]] می‌افتند، با این خطاب عتاب‌آلود [[الهی]] روبه‌رو می‌شوند که شما در دنیا نعمت‌های پاکیزه‌ای را که [[خدا]] ـ برای هدفی بزرگ ـ در [[اختیار]] شما نهاده بود، ضایع کردید: «اَذهَبتُم طَیِّبـتِکُم فی حَیاتِکُمُ الدُّنیا». (احقاف / ۴۶، ۲۰).<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
==ویژگی‌های دنیا==
[[زندگی دنیا]] چیزی جز بازیچه، [[سرگرمی]]، [[تجمّل‌پرستی]]، [[فخرفروشی]] و افزونخواهی در [[اموال]] و [[فرزندان]]، نیز متاعی [[فریبنده]] بیش نیست: «اَنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا لَعِبٌ ولَهوٌ وزینَةٌ وتَفاخُرٌ بَینَکُم وتَکاثُرٌ فِی الاَمولِ والاَولـدِ... ومَا الحَیوةُ الدُّنیا اِلاّ مَتـعُ الغُرور». ([[حدید]] / ۵۷، ۲۰) به دیده برخی، آغاز [[آیه]] بیانگر دوران‌های پنج‌گانه [[عمر]] [[آدمی]] است که بر یکدیگر مترتب‌اند: در سنین [[کودکی]]، [[انسان]] حریص در [[بازی]] است؛ در آغاز [[بلوغ]] به سرگرمی‌ها علاقه‌مند می‌شود؛ پس از آنکه بلوغش به نهایت رسید، بیشتر به آرایش خود و زندگی‌اش پرداخته و همواره به [[فکر]] تهیه [[لباس]] فاخر، مرکب چشمگیر، [[منزل]] [[زیبا]] و... است؛ در دوران کهولت، امور یاد شده برایش قانع کننده نیست و بیشتر به فکر [[تفاخر]] به [[حسب و نسب]] می‌افتد و چون سالخورده شد، همه [[کوشش]] او در فراخی [[مال]] و [[اولاد]] صرف می‌شود.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۶۴.</ref> به استناد آیه یاد شده و دیگر [[آیات]] می‌توان اوصافی برای دنیا برشمرد که در پی می‌آیند.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
===بازیچه و سرگرمی===
زندگی دنیا تنها بازیچه و سرگرمی است: «ومَا الحَیوةُ الدُّنیا اِلاّ لَعِبٌ ولَهوٌ». (انعام / ۶، ۳۲؛ نیز عنکبوت / ۲۹، ۶۴؛ [[محمد]] / ۴۷، ۳۶؛ حدید / ۵۷، ۲۰) «لعب» عملی است که سود <ref>لسان العرب، ج ۱، ص ۷۳۹، «لعب».</ref> و [[هدف]] صحیحی <ref> مفردات، ص ۷۴۱، «لعب».</ref> در آن نباشد و «[[لهو]]» هر چیزی است که [[انسان]] را از امور مهم باز دارد.<ref>مفردات، ص ۷۴۸، «لهی».</ref>[[دنیا]] بازیچه است، زیرا بر پایه سلسله‌ای از باورهای اعتباری و مقاصد وهمی می‌چرخد؛ نیز [[سرگرمی]] است، چون [[انسان]] را از پرداختن به [[زندگی]] [[واقعی]] [[آخرت]] به خود سرگرم می‌دارد.<ref> المیزان، ج ۷، ص ۵۷.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
=== [[زینت]]===
[[قرآن کریم]] با برشمردن مظاهر گوناگون [[زندگی دنیا]]، مانند [[زنان]]، [[فرزندان]]، [[اموال]] فراوان از طلا و نقره، اسب‌های نشاندار، دام‌ها و کشتزارها، گوشزد دارد که [[دوست داشتن]] آنها برای [[مردم]] زینت داده شده است: «زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَوتِ مِنَ النِّساءِ والبَنینَ والقَنـطیرِ المُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ والفِضَّةِ والخَیلِ المُسَوَّمَةِ والاَنعـمِ والحَرثِ ذلِکَ مَتـعُ الحَیوةِ الدُّنیا». ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۴؛ نیز کهف / ۱۸، ۴۶؛ [[حدید]] / ۵۷، ۲۰) در آیاتی نیز از [[دلبستگی]] به زینت‌های [[دنیا]] و نادیده گرفتن [[فرمان الهی]] و [[سعادت]] [[آخرتی]]، [[نکوهش]] می‌کند: «زُیِّنَ لِلَّذینَ کَفَروا الحَیوةُ الدُّنیا ویَسخَرونَ مِنَ الَّذینَ ءامَنوا.»... (بقره / ۲، ۲۱۲؛ نیز کهف / ۱۸، ۲۸؛ [[احزاب]] / ۳۳، ۲۸) خدای متعالی دنیا را در چشم [[انسان‌ها]] زینت داد تا آنان را بیازماید (کهف / ۱۸، ۸)، در نتیجه [[مؤمنان]]، [[دنیا]] را وسیله‌ای برای رسیدن به آخرت و [[رضوان الهی]] قرار داده و از آن به اندازه مطلوب بهره‌وری می‌کنند؛ ولی [[کافران]] به زینت‌های دنیا فریفته شده و آخرت را فراموش می‌کنند.<ref>المیزان، ج ۳، ص ۹۵ ـ ۹۶؛ نمونه، ج ۲، ص ۴۵۶ ـ ۴۵۸.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
===[[تفاخر]] و [[تکاثر]]===
(حدید / ۵۷، ۲۰) تفاخر * را به معنای [[فخر]] فروختن انسان‌ها بر یکدیگر <ref> تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص ۲۴۴؛ لسان العرب، ج ۵، ص ۴۸، «فخر».</ref> و [[مباهات]] کردن هر یک به چیزهایی خارج از وجود وی، مانند [[مال]]، [[جاه]]، [[نسب]] و [[قدرت]]، دانسته‌اند <ref>مفردات، ص ۶۲۷، «فخر»؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص ۴۶۴؛ تفسیرقرطبی، ج ۱۸، ص ۲۵۵.</ref> و تکاثر آن است که شخص به [[جهت]] بسیاری اموال و فرزندان و... بر دیگران مباهات کند.<ref> التبیان، ج ۹، ص ۵۳۰؛ مفردات، ص ۷۰۳؛ مجمع البحرین، ج ۳، ص ۴۷، «کثر».</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
===متاع زودگذر===
در [[آیات]] پرشماری، از [[زندگی دنیا]] به متاع تعبیر می‌شود: «... وفَرِحوا بِالحَیوةِ الدُّنیا ومَا الحَیوةُ الدُّنیا فِی الأخِرَةِ اِلاّ مَتـع». (رعد / ۱۳، ۲۶؛ نیز [[آل‌عمران]] / ۳، ۱۴، ۱۸۵؛ [[قصص]] / ۲۸، ۶۱؛ [[غافر]] / ۴۰، ۳۹ و...) متاع در لغت، [[منفعت]] <ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۲۹۳، «متع».</ref> و هر چیزی است که [[انسان]] بدان نیاز داشته و از آن بهره می‌برد؛ مانند [[غذا]] و وسایل [[منزل]].<ref>العین، ج ۲، ص ۸۳؛ لسان العرب، ج ۸، ص ۳۳۳، «متع»؛ المصباح، ص ۵۶۲، «المتاع».</ref> به دیده برخی، این واژه در سود اندک و زودگذر به کار می‌رود.<ref>الکلیات، ص ۸۰۴.</ref> به هر روی، [[دنیا]] را در مقایسه با [[آخرت]] به سبب اندک و زودگذر بودنش متاع می‌نامند،<ref> التبیان، ج ۶، ص ۲۴۸؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۴۶.</ref> چنان که در [[آیات]] بسیاری، متاع [[دنیا]] اندک خوانده می‌شود: «قُل مَتـعُ الدُّنیا قَلیلٌ». ([[نساء]] / ۴، ۷۷؛ نیز آل‌عمران / ۳، ۱۹۷؛ [[توبه]] / ۹، ۳۸؛ نحل / ۱۶، ۱۱۷) در آیاتی نیز با واژه عرَض به [[شئون]] ناپایدار دنیا اشاره می‌شود: «تَبتَغونَ عَرَضَ الحَیوةِ الدُّنیا». (نساء / ۴، ۹۴؛ نیز [[انفال]] / ۸، ۶۷؛ [[نور]] / ۲۴، ۳۳؛ [[اعراف]] / ۷، ۱۶۹) عرَض در لغت به معنای متاع<ref> الصحاح، ج ۳، ص ۱۰۸۳؛ تاج العروس، ج ۱۰، ص ۸۰، «عرض».</ref>و شی‌ء بی‌ثبات <ref>مفردات، ص ۵۶۰، «عرض».</ref> است. بهره‌های [[دنیایی]] به [[جهت]] زودگذر بودن عرض نامیده می‌شوند.<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۸۵۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۳۴۰.</ref> در آیات یاد شده، از زیر پا گذاشتن [[احکام الهی]] برای بهره مندی از [[اموال]] ناپایدار دنیا [[نهی]] شده است.ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص ۳۰؛ [[الکشاف]]، ج ۲، ص ۱۷۴؛ روض الجنان، ج ۶، ص ۷۰.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
===[[فریبنده]]===
[[قرآن کریم]] [[انسان‌ها]] را از افتادن در ورطه [[فریب]] * دنیا برحذر می‌دارد: «فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیوةُ الدُّنیا» ([[لقمان]] / ۳۱، ۳۳؛ فاطر / ۳۵، ۵) و در آیات بسیاری دنیا را [[فریبنده]] می‌خواند: «ومَا الحَیوةُ الدُّنیا اِلاّ مَتـعُ الغُرور». ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۸۵؛ نیز انعام / ۶، ۷۰؛ [[اعراف]] / ۷، ۵۱؛ [[حدید]] / ۵۷، ۲۰) «[[غرور]]» در لغت به معنای [[فریب دادن]] و [[غافل]] کردن است<ref>لسان العرب، ج ۵، ص ۱۱؛ مجمع البحرین، ج ۳، ص ۴۲۲؛ التحقیق، ج ۷، ص ۲۰۷، «غرر».</ref> و فریبندگی [[دنیا]] از آن روست که [[انسان‌ها]] را از [[یاد خدا]] غافل و به لذت‌های زودگذر سرگرم می‌کند و به سوی [[گناه]] و ترک [[فرمان خدا]] می‌کشاند<ref>التبیان، ج ۸، ص ۲۸۹، ۴۱۳؛ المیزان، ج ۱۷، ص ۱۷.</ref> و مایه [[فراموشی]] [[آخرت]] (اعراف / ۷، ۵۱)<ref>جامع البیان، ج ۸، ص ۱۴۴؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۳۶۶.</ref> و زمینه ساز [[کفر]] و [[گمراهی]] (انعام / ۶، ۱۳۰) و ورود به [[دوزخ]] (جاثیه / ۴۵، ۳۵) است، در حالی که دنیا فانی و [[لذت]] هایش همراه [[سختی‌ها]] و دردهاست.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۹۰۲؛ المظهری، ج ۲، ص ۱۹۰؛ نمونه، ج ۳، ص ۲۰۲.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
==[[لطف]] و [[خشم خدا]] در دنیا==
لطف و [[رحمت الهی]]، افزون بر آخرت در دنیا نیز شامل [[مؤمنان]] است و آنان از نعمت‌های گوناگون [[خدا]] در دنیا هم بهره‌مند می‌شوند، همان گونه که [[خشم]] و [[عذاب الهی]] در دنیا نیز [[کافران]] را در بر می‌گیرد.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
===مظاهر [[لطف خدا]] به مؤمنان===
# [[ثبات]] در [[عقیده]]: خدا مؤمنان را با [[اعتقاد]] درست و [[استوار]]، در دنیا و آخرت [[ثابت قدم]] می‌دارد: «یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذینَ ءامَنوا بِالقَولِ الثّابِتِ فِی الحَیوةِ الدُّنیا وفِی الأخِرَةِ». ([[ابراهیم]] / ۱۴، ۲۷) بسیاری از [[مفسران]]، تثبیت یاد شده در دنیا را [[ثابت]] نگهداشتن آنان بر [[عقاید]] [[حق]] ـ مانند [[توحید]] ـ و [[حفظ]] آنان از گمراهی دانسته‌اند.<ref>روض الجنان، ج ۱۱، ص ۲۷۴؛ تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص ۱۹۸؛ الجوهر الثمین، ج ۳، ص ۳۵۹.</ref> اقوال دیگری نیز مانند ثابت نگهداشتن آنان در [[کرامت]] و [[ثواب]] [[الهی]]، به [[قدرت]] رساندن ایشان در [[زمین]]، [[یاری]] و [[پیروز]] کردن آنان، در [[تفسیر آیه]] یاد شده‌اند.<ref> مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۸۲.</ref>
# [[نصرت]] و [[ولایت]]: [[خدا]] [[سوگند]] یاد می‌کند که در [[زندگی دنیا]]، فرستادگانش و [[مؤمنان]] را [[یاری]] فرماید: «اِنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا والَّذینَ ءامَنوا فِی‌الحَیوةِ الدُّنیا ویَومَ یَقومُ الاَشهـد». ([[غافر]] / ۴۰، ۵۱) [[مفسران]]، [[نصرت الهی]] را [[یاری رساندن]] به [[پیامبران]] و مؤمنان با [[حجت]] و [[برهان]]، [[پیروزی]] بخشیدن در [[جنگ‌ها]]، [[الطاف]] ویژه و تقویت [[قلب]] و با هلاک کردن [[دشمنان]] و [[انتقام]] گرفتن از آنان دانسته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۸۲۰؛ المنیر، ج ۲۴، ص ۱۴۲ـ ۱۴۳؛ الجدید، ج ۶، ص ۲۲۵.</ref> در آیه‌ای نیز از [[گمان]] داشتن به عدم [[یاری خدا]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[نکوهش]] می‌شود: «مَن کانَ یَظُنُّ اَن لَن یَنصُرَهُ اللّهُ فِی الدُّنیا والأخِرَةِ فَلیَمدُد بِسَبَبٍ اِلَی السَّماءِ ثُمَّ لیَقطَع فَلیَنظُر هَل یُذهِبَنَّ کَیدُهُ ما یَغیظ». ([[حجّ]] / ۲۲، ۱۵) آیاتی از [[ولایت خدا]]: «اَنتَ ولیّی فِی الدُّنیا والأخِرَةِ» ([[یوسف]] / ۱۲، ۱۰۱) و [[فرشتگان الهی]]: «نَحنُ اَولِیاؤُکُم فِی الحَیوةِ الدُّنیا وفِی الأخِرَةِ» (فصّلت / ۴۱، ۳۱) بر مؤمنان گزارش می‌دهند. ولایت خدا، به یاری مؤمنان و [[تدبیر امور]] آنان <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۷۰؛ الصافی، ج ۳، ص ۵۰؛ الجدید، ج ۴، ص ۹۰.</ref> و ولایت [[فرشتگان]]، به [[دوستی]] و یاری مؤمنان، [[الهام]] کردن [[حق]] به آنان، [[ارشاد]] ایشان به خیر و [[صلاح]] و رساندن [[خیرات]] به آنان <ref>زبده التفاسیر، ج ۶، ص ۱۸۱؛ روح البیان، ج ۸، ص ۲۵۷؛ روح المعانی، ج ۱۲، ص ۳۷۳.</ref> [[تفسیر]] شده است.
# [[نیکی]] ها:کسانی که دنیا را ابزاری برای رسیدن به آخرت و [[قرب الهی]] می‌دانند، مواهب [[دنیایی]] را از خدا به نام «[[حسنه]]» درخواست می‌کنند: «ومِنهُم مَن یَقولُ رَبَّنا ءاتِنا فِی الدُّنیا حَسَنَةً وفِی الأخِرَةِ حَسَنَةً وقِنا عَذابَ النّار». (بقره / ۲، ۲۰۱؛ نیز [[اعراف]] / ۷، ۱۵۶) آیاتی نیز از اعطای حسنه به مؤمنان از خدا خبر می‌دهند: «والَّذینَ هاجَروا فِی اللّهِ مِن بَعدِ ما ظُـلِموا لَنُبَوِّئَنَّهُم فِی الدُّنیا حَسَنَةً.»... (نحل / ۱۶، ۳۰، ۴۱، ۱۲۲؛ زمر / ۳۹، ۱۰) در [[تفسیر]] [[حسنه]] در [[دنیا]]، اقوال گوناگونی هست؛ مانند روزی بسیار و [[حلال]]، [[علم]] و [[عبادت]]، [[سلامتی]]، [[امنیت]]، [[همسر]] و [[فرزندان]] [[شایسته]]، [[پیروزی بر دشمن]].<ref>روض الجنان، ج ۳، ص ۱۳۳ ـ۱۳۴؛ المنیر، ج ۲، ص ۲۱۶.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} [[حسنه]] دنیا را به [[گشایش]] در روزی و [[خوش خلقی]] تفسیر فرموده است.<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص ۱۹۹.</ref> به نظر، حسنه مفهوم گسترده‌ای داشته و هر گونه [[نیکی]] و [[زیبایی]] و خوبی را در برمی‌گیرد و آنچه در [[روایات]] و [[تفاسیر]] آمده است، بیان مصادیق روشن آن است.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۴۱۶؛ نمونه، ج ۲، ص ۶۶.</ref>
# [[ثواب]] و [[اجر]]: در آیاتی به ثواب دنیا برای [[مؤمنان]] اشاره می‌شود: «فَـ ٔ تاهُمُ اللّهُ ثَوابَ الدُّنیا وحُسنَ ثَوابِ الأخِرَةِ». ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۴۸؛ نیز [[نساء]] / ۴، ۱۳۴) [[مفسران]]، ثواب دنیا را به معنای [[سعادت]] [[دنیایی]]،<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۰۴.</ref> به دست آوردن سود و دفع زیان،<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۷۲۰.</ref> پیروزی بر دشمن<ref>التحریر و التنویر، ج ۳، ص ۲۴۶؛ التبیان، ج ۳، ص ۱۳.</ref> و گرفتن [[غنیمت]] از وی،<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۸۷؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص ۱۰۲؛ الکشاف، ج ۱، ص ۵۷۴.</ref> به نیکی یاد شدن، [[شرح صدر]] و [[پاک]] شدن [[گناهان]] <ref>التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۳۸۲.</ref> دانسته‌اند.
در آیه‌ای نیز سخن از داده شدن اجر [[ابراهیم]]{{ع}} به وی در دنیاست: «وءاتَینـهُ اَجرَهُ فِی الدُّنیا». (عنکبوت / ۲۹، ۲۷) مراد از [[پاداش]] دنیایی، نیکنامی، [[درود]] فرستاده شدن به وی، داشتن ذریّه پاک و فراوان، [[مقام]] [[پیامبری]]، [[محبوب]] بودن نزد [[پیروان]] همه [[ادیان]]، [[یاری]] شدن در برابر دشمنانش و [[گسترش توحید]] دانسته شده است.<ref>الکشاف، ج ۳، ص ۴۵۱؛ جوامع الجامع، ج ۳، ص ۲۴۵؛ التحریر و التنویر، ج ۲۰، ص ۱۶۱.</ref>
# [[فضل]] و [[رحمت]]: خدای متعالی در [[داستان افک]] که گروهی از [[منافقان]] به یکی از [[همسران پیامبر]]{{صل}} [[تهمت]] زدند و [[مؤمنان]] نیز آن شایعه را تکرار کردند، به [[مسلمانان]] اعلام کرد که اگر [[فضل]] و [[رحمت]] او در [[دنیا]] و [[آخرت]] نبود، به سبب گناهی که انجام داده بودند، [[عذاب]] بزرگی دامنگیرشان می‌شد: «ولَولا فَضلُ اللّهِ عَلَیکُم ورَحمَتُهُ فِی الدُّنیا والأخِرَةِ لَمَسَّکُم فی ما اَفَضتُم فیهِ عَذابٌ [[عَظیم]]». ([[نور]] / ۲۴، ۱۴)<ref>نمونه، ج ۱۴، ص ۳۹۴،۳۹۸.</ref> فضل و [[رحمت خدا]] در دنیا، به [[عجله]] نکردن در [[عقاب]] و مهلت برای [[توبه]] کردن [[تفسیر]] شده است.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۲۰۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص ۳۴۲.</ref>
# [[بشارت]]: برای [[اولیای خدا]] در [[زندگی دنیا]] و در آخرت مژدگانی است: «لَهُمُ البُشری فِی الحَیوةِ الدُّنیا وفِی الأخِرَةِ». ([[یونس]] / ۱۰، ۶۴) در باره مژدگانی در دنیا اقوالی است؛ مانند خواب‌های خوبی که می‌بینند یا دیگران برای آنها می‌بینند، [[مردم]] آنان را [[دوست]] دارند و به [[نیکی]] یاد می‌کنند، بشارت‌های [[قرآن]] به آنان و بشارت [[فرشتگان]] در وقت [[مرگ]] به ایشان.<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۸۱ـ۱۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۲۷۷.</ref>
# [[برگزیدگی]]: [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در دنیا [[برگزیده]] است: «ولَقَدِ اصطَفَینـهُ فِی الدُّنیا». (بقره / ۲، ۱۳۰) در [[تفاسیر]]، مراد از برگزیدگی آن [[حضرت]]، رسیدن وی به [[مقام عبودیت]] و [[تسلیم محض]]،<ref>المیزان، ج ۱، ص ۳۰۰.</ref> [[انتخاب]] او به [[مقام نبوت]] و [[رسالت]]، به دنیا آمدن [[فرزندان]] [[پاک]] از صلب وی،<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۳۶۴.</ref> تضمین مقام نبوت در ذریّه او، [[دستور]] به ساختن [[مسجد]] برای [[یکتاپرستی]] و [[اجابت]] خواسته‌های وی <ref>التحریر و التنویر، ج ۱، ص ۷۰۶.</ref> دانسته شده است.
# [[آبرومندی]]: [[عیسی]]{{ع}} در دنیا و آخرت [[آبرومند]] است: «... اسمُهُ المَسیحُ عیسَی ابنُ مَریَمَ وجیهـًا فِی الدُّنیا والأخِرَةِ». ([[آل‌عمران]] / ۳، ۴۵) [[وجیه]] بودن آن حضرت، به [[قدر]] و [[منزلت]] وی نزد [[خدا]]، مقام نبوت و رسالتش، [[مستجاب الدعوه]] بودن او، الگوی مؤمنان و [[صالحان]] بودنش و ظاهر شدن [[معجزات]] و [[کرامات]] به دست وی [[تفسیر]] شده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۳۶۴؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص ۱۱۹ـ۱۲۰؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص ۲۸۴.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
===مظاهر [[خشم خدا]] از [[کافران]]===
# [[عذاب]] سخت: [[آیه]] ۵۶ [[آل عمران]] / ۳ به کافران از [[یهود]] عذاب شدید در [[دنیا]] و [[آخرت]] را [[وعده]] می‌دهد: «فَاَمَّاالَّذینَ کَفَروا فَاُعَذِّبُهُم عَذابـًا شَدیدًا فِی الدُّنیا والأخِرَةِ». برخی از [[مفسران]]، عذاب دنیا را اموری چون کشته شدن، [[اسارت]]، فرو رفتن در [[زمین]]، [[خواری]] و پرداخت [[جزیه]] دانسته‌اند.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص ۸۳؛ زبدة التفاسیر، ج ۱، ص ۴۹۴؛ روح المعانی، ج ۲، ص ۱۷۷.</ref> براساس آیه‌ای نیز عذابی دردناک در دنیا و آخرت در [[انتظار]] کسانی است که [[دوست]] دارند زشتکاری میان [[مؤمنان]] رواج یابد: «اِنَّ الَّذینَ یُحِبّونَ اَن تَشیعَ الفـحِشَةُ فِی الَّذینَ ءامَنوا لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ فِی الدُّنیا والأخِرَةِ». ([[نور]] / ۲۴، ۱۹) عذاب دنیا را اجرای حدّ بر آنان دانسته‌اند <ref>التبیان، ج ۷، ص ۴۱۹؛ الکشاف، ج ۳، ص ۲۲۱.</ref>.
#عذاب با [[اموال]] و [[فرزندان]]:با اینکه اموال و فرزندان از نعمت‌های خدایند ([[اسراء]] / ۱۷، ۶؛ [[نوح]] / ۷۱، ۱۲)، [[مواهب مادی]] همیشه مایه [[خوشبختی]] [[انسان]] نیستند، چنان که در آیه‌ای مایه عذاب [[منافقان]] و [[دنیاطلبان]] دانسته شده‌اند: «فَلا تُعجِبکَ اَمولُهُم ولا اَولـدُهُم اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُم بِها فِی الحَیوةِ الدُّنیا وتَزهَقَ اَنفُسُهُموهُم کـفِرون» ([[توبه]] / ۹، ۵۵؛ نیز ۸۵)، زیرا این گونه اشخاص معمولاً فرزندانی [[ناصالح]] و اموالی بی [[برکت]] دارند که مایه درد و رنجشان در [[زندگی دنیا]] می‌شود. از سوی دیگر، [[دلبستگی]] به اموال و فرزندان که چشمپوشی از آنها دشوار است، سبب می‌شود که ایمانشان را پای آنها گذاشته و با [[کفر]] از دنیا می‌روند و به سخت‌ترین وضعی [[جان]] می‌دهند.<ref>نمونه، ج ۷، ص ۴۴۹ـ۴۵۰.</ref> هرچه [[آلودگی]] [[انسان]] در دنیا به [[مال]] و [[اولاد]] و زینت‌های [[دنیایی]] زیادتر باشد، عذاب و اندوهش بیشتر می‌شود؛<ref> اطیب البیان، ج ۶، ص ۲۴۲.</ref> ولی دنیاپرستان از [[درک]] این [[واقعیت]] غافل‌اند، چنان که با دیدن [[ثروت]] [[قارون]]، از [[آخرت]] [[غافل]] شده و [[آرزو]] کردند کاش ثروتی مانند وی داشتند: «قالَ الَّذینَ یُریدونَ الحَیوةَ الدُّنیا یــلَیتَ لَنا مِثلَ ما اوتِیَ قـرونُ». ([[قصص]] / ۲۸، ۷۹) براین اساس، تفاوت [[انسان‌ها]] در [[میزان]] بهره مندی از [[مواهب مادی]] هرگز نمی‌تواند دلیل امتیاز آنها در [[مقامات معنوی]] باشد، بلکه [[معیشت]] و روزی‌شان در [[دنیا]] میان آنان قسمت شده و اگر برخی بر بعضی [[برتری]] دارند، به سبب مصالحی است که [[خدا]] برای آنان در نظر دارد: «اَهُم یَقسِمونَ رَحمَتَ رَبِّکَ نَحنُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فِی الحَیوةِ الدُّنیا ورَفَعنا بَعضَهُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجـتٍ لِیَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضـًا سُخریـًّا» (زخرف / ۴۳، ۳۲)؛ حتی [[کافران]] نیز سهم و بهره خود از این دنیا را بر می‌گیرند. (احقاف / ۴۶، ۲۰) ([[رزق]]) در [[تفسیر آیه]] ۵۵ [[توبه]] / ۹ با توجه به [[آیه]] ۵۴، اقوال دیگری نیز در چگونگی [[عذاب]] [[منافقان]] با [[اموال]] و [[فرزندان]] یاد شده است؛ از جمله [[سختی]] [[انفاق]] از روی ناخرسندی برای [[زکات]] یا برای [[جنگ]]، [[دشواری]] گرد آوردن اموال و [[تربیت]] فرزندان و [[اندوه]] از دست دادن آنها و [[ناراحتی]] از دست دادن اموال و [[اسیر]] شدن فرزندان در [[نبردها]] و همه اینها در حالی است که هیچ به [[ثواب]] [[آخرتی]] [[امید]] ندارند.<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص ۱۰۷؛ الجدید، ج ۳، ص ۳۴۷ ـ ۳۴۸.</ref>
# [[خواری]]: کسانی که با خدا و فرستاده‌اش می‌جنگند و در [[زمین]] به [[فساد]] می‌کوشند، می‌بایست کشته یا بر دار آویخته شوند؛ یا دست‌ها و پاهایشان [[بریده]] یا [[تبعید]] شوند و این خواری آنان در دنیاست: «اِنَّما جَزؤُا الَّذینَ یُحارِبونَ اللّهَ ورَسولَهُ ویَسعَونَ فِی الاَرضِ فَسادًا اَن یُقَتَّلوا اَو یُصَلَّبوا اَو تُقَطَّعَ اَیدیهِم واَرجُلُهُم مِن خِلـفٍ اَو یُنفَوا مِنَ الاَرضِ ذلِکَ لَهُم خِزیٌ فِی الدُّنیا». ([[مائده]] / ۵، ۳۳) آیاتی، عوامل خواری را بر می‌شمرند: [[تبعیض]] در عمل به [[کتاب الهی]] (بقره / ۲، ۸۵)؛ [[نفاق]]، [[جاسوسی]] و [[تحریف]] در [[دین]] (مائده / ۵، ۴۱)؛ جلوگیری از [[ذکر خدا]] در [[مساجد]] و تلاش برای [[تخریب]] آنها (بقره / ۲، ۱۱۴)؛ گوساله پرستی ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۲)؛ [[مجادله]] درباره [[خدا]] بی‌هیچ دلیل و حجّتی معتبر ([[حجّ]] / ۲۲، ۸ ـ ۹)؛ [[تکذیب]] [[حق]] (زمر / ۳۹، ۲۵ ـ ۲۶)؛ [[استکبار]] و [[انکار آیات الهی]]. (فصّلت / ۴۱، ۱۵ ـ ۱۶) در [[تفاسیر]] برای [[خواری]] مصادیقی مانند کشته، [[اسیر]] و [[تبعید]] شدن، پرداخت [[جزیه]]،<ref>التبیان، ج ۱، ص ۳۳۷؛ تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص ۲۳۱.</ref> [[عقوبت]] در [[دنیا]] <ref>جامع البیان، ج ۶، ص ۱۴۳.</ref> و انواع گوناگون [[عذاب]] <ref> المیزان، ج ۱۷، ص ۲۵۸.</ref> یاد شده‌اند. [[آیه]] ۹۸ [[یونس]] / ۱۰ [[ایمان به خدا]] را بر دارنده عذاب خوارکننده از [[قوم]] یونس می‌داند: «فَلَولا کانَت قَریَةٌ ءامَنَت فَنَفَعَها ایمـنُها اِلاّ قَومَ یونُسَ لَمّا ءامَنوا کَشَفنا عَنهُم عَذابَ الخِزیِ فِی‌الحَیوةِ الدُّنیا».
# [[لعنت]]: کسانی که خدا و رسولش را [[آزار]] می‌دهند، خدا آنان را در دنیا و [[آخرت]] [[نفرین]] می‌کند: «اِنَّ الَّذینَ یُؤذونَ اللّهَ ورَسولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِی الدُّنیا والأخِرَةِ». ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۷) [[لعنت الهی]] به معنای دور کردن آنان از [[رحمت]] خویش است.<ref> التبیان، ج ۸، ص ۳۶۰؛ روح البیان، ج ۷، ص ۲۳۸؛ الصافی، ج ۴، ص ۲۰۲.</ref> در مقابل، رحمت ویژه [[مؤمنان]]، [[هدایت]] آنان به [[اعتقاد]] درست و عمل نیکوست، پس لعنت کردن به معنای [[محروم]] کردن از این هدایت یعنی همان مهر شدن دل‌هاست، چنان که در [[آیات]] ۱۳ [[مائده]] / ۵، ۴۶ [[نساء]] / ۴ و ۲۳ [[محمد]] / ۴۷ به آن اشاره شده است.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۳۳۹.</ref> [[قرآن]] کسانی را که [[زنان]] پاکدامن را به [[زنا]] متهم می‌کنند، [[لعن]] می‌کند: «اِنَّ الَّذینَ یَرمونَ المُحصَنـتِ الغـفِلـتِ المُؤمِنـتِ لُعِنوا فِی الدُّنیا والأخِرَةِ». ([[نور]] / ۲۴، ۲۳) برخی [[مفسران]]، لعن در دنیا را اجرای حدّ بر آنان و شلاق خوردن دانسته‌اند.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص ۸۱؛ مجمع البیان، ج ۷، ص ۲۱۱.</ref>
# [[حبط عمل]]:آیاتی، از [[حبط اعمال]] [[کافران]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] سخن می‌گویند: «ومَن یَرتَدِد مِنکُم عَن دینِهِ فَیَمُت وهُوَ کافِرٌ فَاُولکَ حَبِطَت اَعمــلُهُم فِی الدُّنیا والأخِرَةِ». (بقره / ۲، ۲۱۷؛ نیز [[آل عمران]] / ۳، ۲۲) گفته شده است: حبط اعمال در دنیا آن است که [[خدا]] [[کفر]] و [[نفاق]] ایشان را بر [[مردم]] آشکار می‌کند، تا دیگر آنان را [[ستایش]] نکنند. <ref>روض الجنان، ج ۳، ص ۲۰۲؛ ج ۴، ص ۲۴۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۳۹۴؛ ج ۷، ص ۱۷۷.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
==مثال‌ها و تشبیهات==
در [[قرآن کریم]] برای روشن شدن چهره [[واقعی]] [[دنیا]]، مثال‌هایی یاد شده‌اند: در آیه‌ای [[مَثَل]] دنیا مانند بارانی دانسته می‌شود که خدا از [[آسمان]] فرومی‌فرستد و مایه روییدن گیاهان گوناگون در [[زمین]] می‌شود که مردم و دام‌ها از آن می‌خورند؛ تا آنجا که زمین [[زیبایی]] خود را یافته و آراسته می‌شود و [[اهل]] آن، مطمئن می‌شوند که می‌توانند از آن بهره برند؛ ناگاه [[فرمان الهی]] در شب یا [[روز]] می‌رسد و همه را به صورت علف‌های درو شده خشک در می‌آورد، به گونه‌ای که گویا اصلاً وجود نداشته‌اند: «اِنَّما مَثَلُ الحَیوةِ الدُّنیا کَماءٍ اَنزَلنـهُ مِنَ السَّماءِ فاختَلَطَ بِهِ نَباتُ الاَرضِ مِمّا یَأکُلُ النّاسُ والاَنعـمُ حَتّی اِذا اَخَذَتِ الاَرضُ زُخرُفَها وازَّیَّنَت وظَنَّ اَهلُها اَنَّهُم قـدِرونَ عَلَیها اَتـاها اَمرُنا لَیلاً اَو نَهارًا فَجَعَلنـها حَصیدًا کَاَن لَم تَغنَ بِالاَمسِ». ([[یونس]] / ۱۰، ۲۴) این [[تشبیه]]، بیانگر سرعت زوال دنیا و نعمت‌های آن پس از فریفته شدن مردم به مظاهر آن است. <ref>التحریر و التنویر، ج ۱۱، ص ۶۰؛ الصافی، ج ۲، ص ۳۹۹؛ الجدید، ج، ص ۴۱۶.</ref> در [[آیه]] ۴۵ کهف / ۱۸ نیز شبیه همین مثَل برای متکبرانی یاد می‌شود که به [[اموال]] خود فریفته شده و از [[همنشینی]] با [[مؤمنان]] [[فقیر]] ابا داشتند، تا [[انسان‌ها]] را از فریفته شدن به دنیا [[پرهیز]] دهد و به [[زهد]] و عمل برای آخرت [[تشویق]] کند.<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص ۱۶۴ ـ ۱۶۵؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۷۳۰ ـ ۷۳۱.</ref> همچنین در [[آیه]] ۱۳۱ طه / ۲۰ ناپایداری [[دنیا]] به شکوفه * درخت مانند می‌شود: «ولا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ اِلی ما مَتَّعنا بِهِ اَزوجـًا مِنهُم زَهرَةَ الحَیوةِ الدُّنیا».<ref> کشف الاسرار، ج ۶، ص ۱۹۸.</ref> در آیه‌ای دیگر با [[تشبیه]] [[انسان‌ها]] به کشاورزانی که اعمالشان، بذرهایشان و نتیجه آن [[کارها]]، زراعت ایشان است، بیان می‌دارد که هر کس خواستار زراعت [[آخرت]] باشد، [[خدا]] به کشتش [[برکت]] و افزایش می‌دهد؛ یعنی در برابر اعمالی که برای آخرت انجام داده، به وی چند برابر [[پاداش]] می‌دهد و هر کس خواستار زراعت دنیا باشد ـ یعنی تنها [[هدف]] از کارهایش رسیدن به دنیا باشد ـ خدا بخشی از دنیا را به وی می‌دهد؛ ولی در آخرت هیچ سهمی نخواهد داشت: «مَن کانَ یُریدُ حَرثَ الأخِرَةِ نَزِد لَهُ فی حَرثِهِ ومَن کانَ یُریدُ حَرثَ الدُّنیا نُؤتِهِ مِنها وما لَهُ فِی الأخِرَةِ مِن نَصیب». ([[شوری]] / ۴۲، ۲۰)<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۴۰ ـ ۴۱.</ref> در آیه‌ای نیز انفاق‌های [[کافران]] در [[زندگی دنیا]] را [[بیهوده]] و خالی از سود برای فرد و [[جامعه]] دانسته و آن را به باد شدید و سوزان یا بسیار سرد و خشک کننده‌ای مانند می‌کند که به کشت و زرعی بوزد و آن را خشک کند: «مَثَلُ ما یُنفِقونَ فی هـذِهِ الحَیوةِ الدُّنیا کَمَثَلِ ریحٍ فیها صِرٌّ اَصابَت حَرثَ قَومٍ ظَـلَموا اَنفُسَهُم فَاَهلَکَتهُ».([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۱۷)<ref>نمونه، ج ۳، ص ۵۹ ـ ۶۰.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==دنیا در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
==دنیا در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
خط ۴۵: خط ۱۰۶:
==منابع==
==منابع==
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
 
# [[پرونده:000064.jpg|22px]] [[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳''']]
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{یادآوری پانویس}}
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش