←معناشناسی قرض
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==معناشناسی قرض== | ==معناشناسی قرض== | ||
===معنای لغوی=== | |||
قرض در لغت، به معنای عبور کردن و گذشتن است. چیزی از [[مال]] هم که به [[انسان]] داده میشود، به شرط آنکه عین یا مثل آنرا برگردانند، قرض نامیده میشود<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۷، ص ۲۱۷؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۶۶ و علی اکبر قریشی، قاموس قرآن، ج ۵، ص ص ۳۰۶ - ۳۰۷.</ref>. بریدن با دندان هم دیگر معنایی است که در کتابهای لغت یکی از معانی قرض دانسته شده است و [[دلیل]] اینکه به وام قرض میگویند، این است که آن قسمت از [[مال]] را از بقیه [[اموال]] جدا میکنند و به دیگری میدهند که عین یا مثل آنرا پس از مدتی باز گرداند<ref>لسان العرب، ج۷، ص۲۱۶-۲۱۷ و مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۶۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۵۳.</ref>. | قرض در لغت، به معنای عبور کردن و گذشتن است. چیزی از [[مال]] هم که به [[انسان]] داده میشود، به شرط آنکه عین یا مثل آنرا برگردانند، قرض نامیده میشود<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۷، ص ۲۱۷؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۶۶ و علی اکبر قریشی، قاموس قرآن، ج ۵، ص ص ۳۰۶ - ۳۰۷.</ref>. بریدن با دندان هم دیگر معنایی است که در کتابهای لغت یکی از معانی قرض دانسته شده است و [[دلیل]] اینکه به وام قرض میگویند، این است که آن قسمت از [[مال]] را از بقیه [[اموال]] جدا میکنند و به دیگری میدهند که عین یا مثل آنرا پس از مدتی باز گرداند<ref>لسان العرب، ج۷، ص۲۱۶-۲۱۷ و مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۶۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۵۳.</ref>. | ||
===معنای اصطلاحی=== | |||
در اصطلاح دینی قرضالحسنه وام دادن [[نیکو]] است، قرضی که در آن [[ربا]] نباشد و شرط دریافت [[پول]] اضافی نشود. قرض، پولی است که [[انسان]] به دیگری میدهد و پس از مدتی معین پس میگیرد. اگر شرط کند که هنگام پس دادن قرض، مبلغی اضافه دهد، این "[[ربا]]" و [[حرام]] است، ولی بدون این مبلغ اضافی قرض الحسنه است و بسیار [[ثواب]] دارد و توصیه شده افراد متمکن از [[دارایی]] خود به نیازمندانی که درخواست وام کنند، قرض بدهند و [[پاداش]] آن نزد [[خدا]] از [[صدقه]] بیشتر است، چون قطعاً به دستِ [[نیازمند]] میرسد و مشکل او را حل میکند. اینکه به چنین وام دادنی قرض الحسنه گفتهاند، براساس [[آیات قرآن]] است که چند بار از [[مؤمنان]] خواسته که به [[خداوند]]، قرص [[حسن]] بدهند<ref>{{متن قرآن|وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا}} «و به خداوند وامی نیکو بدهید» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>. گرچه [[خداوند]] [[نیاز]] به [[مال]] [[مردم]] ندارد، ولی قرض الحسنه دادن به دیگری چنان ارزشمند است که گویا به [[خدا]] قرض میدهد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۲.</ref>. | |||
در اصطلاح فقهی قرض، تبدیل وجود [[عینی]] است به وجود ذمی (معاوضه نیست)، قرض تملیک به غیر است که عین در [[ذمه]] او و عهده او موجود باشد<ref>مسأله ربا، ص۱۸۶.</ref>. قرض نه بیع است، نه [[صلح]]، نه اجاره، نه هبه و نه [[ودیعه]]. شخصی که [[مال]] خودش را به دیگری قرض میدهد، با قرض دادن، آنرا از [[ملک]] خودش خارج کرده و دیگری را [[مالک]] آن نموده است که در این جهت با بیع و هبه فرقی نمیکند. بیع، تملیک است و [[اخراج]] از ملکیت خود و داخل کردن در ملکیت غیر. قرض هم اخراج از ملکیت خود و داخل کردن در ملکیت غیر است، با این تفاوت که در اینجا معاوضه نیست<ref>مسأله ربا، ص۷۳.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۳۱.</ref> | در اصطلاح فقهی قرض، تبدیل وجود [[عینی]] است به وجود ذمی (معاوضه نیست)، قرض تملیک به غیر است که عین در [[ذمه]] او و عهده او موجود باشد<ref>مسأله ربا، ص۱۸۶.</ref>. قرض نه بیع است، نه [[صلح]]، نه اجاره، نه هبه و نه [[ودیعه]]. شخصی که [[مال]] خودش را به دیگری قرض میدهد، با قرض دادن، آنرا از [[ملک]] خودش خارج کرده و دیگری را [[مالک]] آن نموده است که در این جهت با بیع و هبه فرقی نمیکند. بیع، تملیک است و [[اخراج]] از ملکیت خود و داخل کردن در ملکیت غیر. قرض هم اخراج از ملکیت خود و داخل کردن در ملکیت غیر است، با این تفاوت که در اینجا معاوضه نیست<ref>مسأله ربا، ص۷۳.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۳۱.</ref> | ||
==قرض در قرآن== | |||
===آیه تداین=== | |||
==[[فضیلت]] قرض دادن== | ==[[فضیلت]] قرض دادن== | ||