←منابع
(←منابع) |
|||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
در جمعبندی بحث بیعت، باید گفت که بیعت در فراهم آوردن [[قدرت]] عادی برای [[ولی امر]] در پیشبرد [[اهداف عالی الهی]] - [[اسلامی]] مؤثر است، بلکه با نظر دقیق میتوان گفت آنچه موجب حصول و ایجاد این قدرت میشود، فقط حضور افرادی است که ولی امر را [[یاری]] و [[فرمان]] او را [[اجرا]] میکنند، اگر چه بیعتی در کار نباشد. نهایت امر آن است که بیعت مقدمهای است بر این حضور و [[امتثال امر]]<ref>مؤمن قمی، الولایة الإلهیة الإسلامیة أو الحکومة الإسلامیة، ص۶.</ref>. این [[پیمان]]، [[بیعتکننده]] را ملزم به [[وفاداری]] به [[حاکم]] و [[سلطان]] میکند و شکستن آن - مگر در شرایطی - مورد [[نکوهش]] قرار گرفته است. [[مردم]] اگر بیعت نکنند و تن به یاری حاکم ندهند، حتی اگر آن حاکم [[مشروع]] و [[منصوص]] باشد، امکان [[تأسیس حکومت]] برای وی وجود ندارد. این بیان با شرطیت بیعت و [[رضایت]] برای [[مشروعیت حکومت]] تفاوتی آشکار دارد. با این حال اگر حاکم مشروع بتواند با تعدادی [[یار وفادار]] [[اقدام]] به [[تشکیل حکومت]] کند، باید چنین کند و مردم موظف به همراهیاند. این [[حکم]] حتی در مورد افرادی که بیعت نکردهاند، صادق است؛ به عبارت دیگر بیعت تنها یکی از راههای به فعلیت رساندن [[حکومت مشروع]] است. در [[دوران غیبت]] نیز بیعت به همان معنا و اثر [[دوران ظهور]] است. [[نقش مردم]] در قالب بیعت نقش تأسیس یا عدم تأسیس حکومت است. اگر مردم از بیعت استنکاف کنند و امکان تأسیس حکومت را فراهم نیاورند، حکومت تشکیل نمیشود.<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۲۰۱.</ref> | در جمعبندی بحث بیعت، باید گفت که بیعت در فراهم آوردن [[قدرت]] عادی برای [[ولی امر]] در پیشبرد [[اهداف عالی الهی]] - [[اسلامی]] مؤثر است، بلکه با نظر دقیق میتوان گفت آنچه موجب حصول و ایجاد این قدرت میشود، فقط حضور افرادی است که ولی امر را [[یاری]] و [[فرمان]] او را [[اجرا]] میکنند، اگر چه بیعتی در کار نباشد. نهایت امر آن است که بیعت مقدمهای است بر این حضور و [[امتثال امر]]<ref>مؤمن قمی، الولایة الإلهیة الإسلامیة أو الحکومة الإسلامیة، ص۶.</ref>. این [[پیمان]]، [[بیعتکننده]] را ملزم به [[وفاداری]] به [[حاکم]] و [[سلطان]] میکند و شکستن آن - مگر در شرایطی - مورد [[نکوهش]] قرار گرفته است. [[مردم]] اگر بیعت نکنند و تن به یاری حاکم ندهند، حتی اگر آن حاکم [[مشروع]] و [[منصوص]] باشد، امکان [[تأسیس حکومت]] برای وی وجود ندارد. این بیان با شرطیت بیعت و [[رضایت]] برای [[مشروعیت حکومت]] تفاوتی آشکار دارد. با این حال اگر حاکم مشروع بتواند با تعدادی [[یار وفادار]] [[اقدام]] به [[تشکیل حکومت]] کند، باید چنین کند و مردم موظف به همراهیاند. این [[حکم]] حتی در مورد افرادی که بیعت نکردهاند، صادق است؛ به عبارت دیگر بیعت تنها یکی از راههای به فعلیت رساندن [[حکومت مشروع]] است. در [[دوران غیبت]] نیز بیعت به همان معنا و اثر [[دوران ظهور]] است. [[نقش مردم]] در قالب بیعت نقش تأسیس یا عدم تأسیس حکومت است. اگر مردم از بیعت استنکاف کنند و امکان تأسیس حکومت را فراهم نیاورند، حکومت تشکیل نمیشود.<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۲۰۱.</ref> | ||
== پرسش مستقیم== | |||
* [[نقش بیعت مردم با حاکم اسلامی در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]] | |||
==منابع== | ==منابع== | ||