جز
جایگزینی متن - 'اگر نمیدانید از اهل کتاب (آسمانی) بپرسید' به 'اگر نمیدانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید'
جز (جایگزینی متن - 'آزادی فلسفی' به 'آزادی فلسفی') |
جز (جایگزینی متن - 'اگر نمیدانید از اهل کتاب (آسمانی) بپرسید' به 'اگر نمیدانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید') |
||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
# [[مسئولیت انسان]] نسبت به عمل به قضایای [[عقل عملی]] که موضوع آنها به وسیله مدرکات [[عقل نظری]] از طریق [[دلیل]] و [[برهان]] صحیح به اثبات رسیده است. | # [[مسئولیت انسان]] نسبت به عمل به قضایای [[عقل عملی]] که موضوع آنها به وسیله مدرکات [[عقل نظری]] از طریق [[دلیل]] و [[برهان]] صحیح به اثبات رسیده است. | ||
این مسئولیتهای ششگانه در منابع [[دین اسلام]] یعنی [[قرآن کریم]] و [[سنت]] [[معصومین]] مورد [[تأیید]] و تأکید قرار گرفتهاند، [[آیه کریمه]]: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref>و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم؛ اگر نمیدانید از اهل | این مسئولیتهای ششگانه در منابع [[دین اسلام]] یعنی [[قرآن کریم]] و [[سنت]] [[معصومین]] مورد [[تأیید]] و تأکید قرار گرفتهاند، [[آیه کریمه]]: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref>و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم؛ اگر نمیدانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید ؛ سوره نحل، آیه: ۴۳.</ref>. | ||
سؤال از اهل [[دانش]] را [[مسئولیت]] کسی میداند که [[دانش]] ندارد، بنابراین [[انسان]] نسبت به پرسش و جستجو [[مسئول]] است، آنجا که خود به [[دانش]] دست یافت با دستیابی به [[دانش]] به این [[مسئولیت]] عمل کرده است و آنجا که خود از دستیابی مستقیم به [[دانش]] مورد نیاز خویش [[ناتوان]] است باید با پرسش از دانایان به [[مسئولیت]] خود عمل کند. | سؤال از اهل [[دانش]] را [[مسئولیت]] کسی میداند که [[دانش]] ندارد، بنابراین [[انسان]] نسبت به پرسش و جستجو [[مسئول]] است، آنجا که خود به [[دانش]] دست یافت با دستیابی به [[دانش]] به این [[مسئولیت]] عمل کرده است و آنجا که خود از دستیابی مستقیم به [[دانش]] مورد نیاز خویش [[ناتوان]] است باید با پرسش از دانایان به [[مسئولیت]] خود عمل کند. | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
*۱. سؤال و پرسوجو درباره هر قضیه [[اعتقادی]] مؤثر در [[سرنوشت]] [[آدمی]] ـ ولو احتمالاً ـ از نظر [[عقل]] از یکسو [[حق]] عمومی همه انسانهاست و از سوی دیگر [[تکلیف]] [[عقلی]] است زیرا ترک آن موجب [[مذمت]] عقلاء و ملامت [[وجدان]] [[عقلی]] [[آدمی]] است. مبنای این [[حق]] و [[تکلیف]] [[حکم عقل]] به [[وجوب دفع ضرر]] محتمل است و از آنجا که تحقیق درباره قضیهای که صحت و سقم آن میتواند در [[سرنوشت]] خوب و بد [[آدمی]] نقش داشته باشد، مقدمه ضروری دفع ضرر محتمل است، لهذا تحقیق و جستجو و پرسش درباره چنین قضیهای [[حق]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] هر انسانی است. در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که سؤال و پرسوجو دو گونه است: | *۱. سؤال و پرسوجو درباره هر قضیه [[اعتقادی]] مؤثر در [[سرنوشت]] [[آدمی]] ـ ولو احتمالاً ـ از نظر [[عقل]] از یکسو [[حق]] عمومی همه انسانهاست و از سوی دیگر [[تکلیف]] [[عقلی]] است زیرا ترک آن موجب [[مذمت]] عقلاء و ملامت [[وجدان]] [[عقلی]] [[آدمی]] است. مبنای این [[حق]] و [[تکلیف]] [[حکم عقل]] به [[وجوب دفع ضرر]] محتمل است و از آنجا که تحقیق درباره قضیهای که صحت و سقم آن میتواند در [[سرنوشت]] خوب و بد [[آدمی]] نقش داشته باشد، مقدمه ضروری دفع ضرر محتمل است، لهذا تحقیق و جستجو و پرسش درباره چنین قضیهای [[حق]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] هر انسانی است. در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که سؤال و پرسوجو دو گونه است: | ||
*'''نخست''': سؤال استفهامی که برای بهدست آوردن [[حقیقت]] و رفع [[جهل]] و [[شک]] انجام میگیرد، این نوع سؤال همان است که [[حق]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] هر [[انسان]] است. [[انسان]] عقلاً [[حق]] دارد برای آنکه بتواند ضرر ناشی از [[سرنوشت]] بد را از خویش دفع کند درباره هر قضیهای که صحت و سقم آن ـ هر چند احتمالاً ـ میتواند در [[سرنوشت]] خوب یا بد او اثر داشته باشد به سؤال و پرسوجو بپردازد. | *'''نخست''': سؤال استفهامی که برای بهدست آوردن [[حقیقت]] و رفع [[جهل]] و [[شک]] انجام میگیرد، این نوع سؤال همان است که [[حق]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] هر [[انسان]] است. [[انسان]] عقلاً [[حق]] دارد برای آنکه بتواند ضرر ناشی از [[سرنوشت]] بد را از خویش دفع کند درباره هر قضیهای که صحت و سقم آن ـ هر چند احتمالاً ـ میتواند در [[سرنوشت]] خوب یا بد او اثر داشته باشد به سؤال و پرسوجو بپردازد. | ||
*'''دوم''': سؤال غیر استفهامی، یعنی سؤالی که به قصد یافتن [[حقیقت]] و رفع [[جهل]] و [[شک]] انجام نمیگیرد، بلکه برای مقاصدی دیگر نظیر [[امتحان]] یا تعجیز یا هتک [[حرمت]] یا انگیزههای دیگر انجام میگیرد، این نوع سؤال، سؤال [[حقیقی]] نیست و از نظر [[ارزش]] و جایگاهی که در [[میزان]] [[عقل]] دارد بستگی به نوع انگیزهای دارد که مبنا و منشأ سؤال است. بنابر این اصل ـ اصل نخست ـ از آن نظر که پرسش و تحقیق درباره مسائل دخیل در [[سرنوشت]] [[آدمی]] [[حق]] هر [[انسان]] است، [[انسانها]] در پرسوجو و سؤال و تحقیق درباره هر مطلبی که میتواند ـ ولو احتمالاً ـ در [[سرنوشت]] [[آدمی]] دخیل باشد [[حق]] دارند یعنی منع آنان از سؤال و تحقیق در زمینه قضایایی از این دست [[رفتاری]] ناروا و نوعی سلب [[حق]] و [[تجاوز]] و تعدّی بهشمار میآید که از نظر [[عقل]] محکوم است و از آن نظر که این پرسوجو و تحقیق یک [[تکلیف]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] بهشمار میآید زیرا [[حکم عقل]] به [[لزوم]] تحقیق و پرسش در این دسته از مسائل حکمی الزامی است یعنی موجب [[مذمت]] بر ترک است. [[انسانها]] در برابر ترک تحقیق و جستجو و پرسش درباره این دسته از مسائل دخیل در [[سرنوشت]] آزاد نیستند، زیرا ترک پرسش و تحقیق درباره این مسائل [[مذمت]] و ملامت [[عقل]] و عقلاء را در پی دارد. این [[تکلیف]] [[عقلی]] در منابع شرعی نیز مورد تأکید و [[تأیید]] قرار گرفته است، [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref>و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم؛ اگر نمیدانید از اهل | *'''دوم''': سؤال غیر استفهامی، یعنی سؤالی که به قصد یافتن [[حقیقت]] و رفع [[جهل]] و [[شک]] انجام نمیگیرد، بلکه برای مقاصدی دیگر نظیر [[امتحان]] یا تعجیز یا هتک [[حرمت]] یا انگیزههای دیگر انجام میگیرد، این نوع سؤال، سؤال [[حقیقی]] نیست و از نظر [[ارزش]] و جایگاهی که در [[میزان]] [[عقل]] دارد بستگی به نوع انگیزهای دارد که مبنا و منشأ سؤال است. بنابر این اصل ـ اصل نخست ـ از آن نظر که پرسش و تحقیق درباره مسائل دخیل در [[سرنوشت]] [[آدمی]] [[حق]] هر [[انسان]] است، [[انسانها]] در پرسوجو و سؤال و تحقیق درباره هر مطلبی که میتواند ـ ولو احتمالاً ـ در [[سرنوشت]] [[آدمی]] دخیل باشد [[حق]] دارند یعنی منع آنان از سؤال و تحقیق در زمینه قضایایی از این دست [[رفتاری]] ناروا و نوعی سلب [[حق]] و [[تجاوز]] و تعدّی بهشمار میآید که از نظر [[عقل]] محکوم است و از آن نظر که این پرسوجو و تحقیق یک [[تکلیف]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] بهشمار میآید زیرا [[حکم عقل]] به [[لزوم]] تحقیق و پرسش در این دسته از مسائل حکمی الزامی است یعنی موجب [[مذمت]] بر ترک است. [[انسانها]] در برابر ترک تحقیق و جستجو و پرسش درباره این دسته از مسائل دخیل در [[سرنوشت]] آزاد نیستند، زیرا ترک پرسش و تحقیق درباره این مسائل [[مذمت]] و ملامت [[عقل]] و عقلاء را در پی دارد. این [[تکلیف]] [[عقلی]] در منابع شرعی نیز مورد تأکید و [[تأیید]] قرار گرفته است، [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref>و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم؛ اگر نمیدانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید ؛ سوره نحل، آیه: ۴۳.</ref>. | ||
[[ثقه]] الاسلام [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]] (ع) [[روایت]] میکند که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّمَا يَهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا يَسْأَلُونَ}}<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، بَابُ سُؤَالِ الْعَالِمِ وَ تَذَاکُرِه، ج۱، ص۴۰؛ ح۲ .</ref>؛ همچنین به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند از [[امام صادق]] (ع): {{متن حدیث|لَا يَسَعُ النَّاسَ حَتَّى يَسْأَلُوا وَ يَتَفَقَّهُوا وَ يَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ يَسَعُهُمْ أَنْ يَأْخُذُوا بِمَا يَقُولُ وَ إِنْ كَانَ تَقِيَّة}}<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، بَابُ سُؤَالِ الْعَالِمِ وَ تَذَاکُرِه، ج۱، ص۴۰؛ ح۴.</ref>؛ [[سید رضی]] در [[نهج البلاغه]] از [[امیرالمؤمنین]] (ع) [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}} لِسَائِلٍ سَأَلَهُ عَنْ مُعْضِلَةٍ سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً فَإِنَّ الْجَاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبِيهٌ بِالْعَالِمِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْمُتَعَسِّفَ شَبِيهٌ بِالْجَاهِلِ}}<ref> بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۱، ص ۲۲۲، ح۷.</ref> است، زیرا از نظر منطقی اثبات [[حقانیت]] [[شرع]] و [[قانون]] بر آنها متوقف نیست. بنابر این اصل تحقیق درباره قضایایی که در [[سرنوشت]] [[آدمی]] دخیلاند وظیفهای است که [[عقل]] قبل الشرع [[آدمی]] را در برابر آن [[مسئول]] میداند و [[انسان]] را در انجام دادن یا ندادن آن آزاد و غیر [[مسئول]] نمیداند. [[آزادی]] در این حوزه به معنای نفی این [[تکلیف]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] است. [[تکلیف]] [[عقلی]] بودن این پرسوجو افزون بر [[روایات]] فوق الذکر در روایتی که سابقاً اشاره کردیم مورد تأکید قرار گرفته است آنجا که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَبْدِي أَ كُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ كُنْتُ جَاهِلًا قَالَ لَهُ أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّى تَعْمَلَ فَيَخْصِمُهُ وَ ذَلِكَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ}}<ref>الأمالی (للمفید)، النص، ص ۲۲۸.</ref> | [[ثقه]] الاسلام [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]] (ع) [[روایت]] میکند که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّمَا يَهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا يَسْأَلُونَ}}<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، بَابُ سُؤَالِ الْعَالِمِ وَ تَذَاکُرِه، ج۱، ص۴۰؛ ح۲ .</ref>؛ همچنین به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند از [[امام صادق]] (ع): {{متن حدیث|لَا يَسَعُ النَّاسَ حَتَّى يَسْأَلُوا وَ يَتَفَقَّهُوا وَ يَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ يَسَعُهُمْ أَنْ يَأْخُذُوا بِمَا يَقُولُ وَ إِنْ كَانَ تَقِيَّة}}<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، بَابُ سُؤَالِ الْعَالِمِ وَ تَذَاکُرِه، ج۱، ص۴۰؛ ح۴.</ref>؛ [[سید رضی]] در [[نهج البلاغه]] از [[امیرالمؤمنین]] (ع) [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}} لِسَائِلٍ سَأَلَهُ عَنْ مُعْضِلَةٍ سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً فَإِنَّ الْجَاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبِيهٌ بِالْعَالِمِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْمُتَعَسِّفَ شَبِيهٌ بِالْجَاهِلِ}}<ref> بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۱، ص ۲۲۲، ح۷.</ref> است، زیرا از نظر منطقی اثبات [[حقانیت]] [[شرع]] و [[قانون]] بر آنها متوقف نیست. بنابر این اصل تحقیق درباره قضایایی که در [[سرنوشت]] [[آدمی]] دخیلاند وظیفهای است که [[عقل]] قبل الشرع [[آدمی]] را در برابر آن [[مسئول]] میداند و [[انسان]] را در انجام دادن یا ندادن آن آزاد و غیر [[مسئول]] نمیداند. [[آزادی]] در این حوزه به معنای نفی این [[تکلیف]] و [[وظیفه]] [[عقلی]] است. [[تکلیف]] [[عقلی]] بودن این پرسوجو افزون بر [[روایات]] فوق الذکر در روایتی که سابقاً اشاره کردیم مورد تأکید قرار گرفته است آنجا که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَبْدِي أَ كُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ كُنْتُ جَاهِلًا قَالَ لَهُ أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّى تَعْمَلَ فَيَخْصِمُهُ وَ ذَلِكَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ}}<ref>الأمالی (للمفید)، النص، ص ۲۲۸.</ref> | ||