حجاب در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۵۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۱
خط ۱۶۴: خط ۱۶۴:


استدلال سوم<ref>این استدلال مشروط بر این است که خود اعضای بدن را نیز جزء زینت بدانیم، چنان که مشهور این گونه گفته‌اند: فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج۱۹، ص۴۷۹ و ۴۸۱؛ ولی اگر زینت را فقط منحصر در اشیای خارجی مثل گوشواره النگو، سرمه و لاک ناخن بدانیم، استدلال تمام نیست. قول مشهور و مدلول روایات، احتمال اول است.</ref>: آیه پنهان داشتن زینت زنان را واجب می‌داند و به دلیل اهمیت و تأثیر بالای آن در [[حفظ]] [[عفت]] و [[حجاب]]، در یک [[آیه]] دوبار آن را تکرار می‌کند: {{متن قرآن|وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ... وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ}}. [[موی سر]] نه تنها [[زینت]] که از بارزترین مصادیق [[زیبایی]] و زیبایی‌آفرین برای [[زن]] است؛ به گونه‌ای که اگر کسی مو نداشته باشد یا موهایش ناقص و نامطلوب باشد، درصدد جبران این [[کاستی]] بر می‌آید و با موی مصنوعی با روش‌های دیگر نارسایی ظاهری را می‌پوشاند. همچنین گوش و گردن و سینه از زینت پنهان و مایه زیبایی است که به تصریح و تکرار آیه باید پوشیده شود. در نتیجه به دلالت صریح آیه، پوشاندن آن لازم خواهد بود
استدلال سوم<ref>این استدلال مشروط بر این است که خود اعضای بدن را نیز جزء زینت بدانیم، چنان که مشهور این گونه گفته‌اند: فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج۱۹، ص۴۷۹ و ۴۸۱؛ ولی اگر زینت را فقط منحصر در اشیای خارجی مثل گوشواره النگو، سرمه و لاک ناخن بدانیم، استدلال تمام نیست. قول مشهور و مدلول روایات، احتمال اول است.</ref>: آیه پنهان داشتن زینت زنان را واجب می‌داند و به دلیل اهمیت و تأثیر بالای آن در [[حفظ]] [[عفت]] و [[حجاب]]، در یک [[آیه]] دوبار آن را تکرار می‌کند: {{متن قرآن|وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ... وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ}}. [[موی سر]] نه تنها [[زینت]] که از بارزترین مصادیق [[زیبایی]] و زیبایی‌آفرین برای [[زن]] است؛ به گونه‌ای که اگر کسی مو نداشته باشد یا موهایش ناقص و نامطلوب باشد، درصدد جبران این [[کاستی]] بر می‌آید و با موی مصنوعی با روش‌های دیگر نارسایی ظاهری را می‌پوشاند. همچنین گوش و گردن و سینه از زینت پنهان و مایه زیبایی است که به تصریح و تکرار آیه باید پوشیده شود. در نتیجه به دلالت صریح آیه، پوشاندن آن لازم خواهد بود
===برداشت مفسران===
#[[ملا محسن فیض کاشانی]] در [[تفسیر]] وافی درباره [[آیه]] ۳۱ [[سوره نور]] می‌نویسد: {{متن قرآن|وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ}}: خُمُر جمع خمار و به معنای مقنعه است. مقصود از زدن آن بر گریبان، انداختن آن بر سینه برای پوشاندن آن و بالاتر از آن یعنی گردن است تا [[عادت]] [[جاهلیت]] را [[تغییر]] داده باشند؛ زیرا گریبان [[زنان]] در جاهلیت وسیع بود به طوری که گلو و سینه و اطراف آن آشکار می‌شد و مقنعه را از پشت سر آویزان می‌کردند و پیش رو پیدا بود<ref>الوافی، ج۲۲، ص۶۹۹.</ref>.
#صاحب کنزالعرفان می‌نویسد: «خمر جمع خمار به معنای مقنعه می‌باشد. مراد از "ضرب الخمر" نیز انداختن مقنعه بر روی سینه و گردن است، به طوری که آنها را بپوشاند و عادت [[زمان جاهلیت]] را که محل گردنبند را می‌پوشاندند، ولی سینه و بالاتر از آن نمایان بود،[[ تغییر]] دهد»<ref>کنزالعرفان، ج۲، ص۲۲۲؛ کنزالعرفان (ترجمه)، ج۲، ص۷۱۲.</ref>.
#[[آیت‌الله]] [[منتظری]] در پاسخ [[استفتاء]] می‌نویسد: «در آیه ۳۱ سوره نور می‌خوانیم: {{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ...}}. موی [[زن]] از مصادیق [[زینت]] اوست، و «خمر» جمع خمار به معنای مقنعه بزرگ و [[پوشش]] است. استعمال خمار برای پوشش [[موی سر]] بوده است که [[خداوند]] می‌فرماید: با دو پر مقنعه سینه را نیز بپوشانند. و در [[اخبار]] وارده از [[اهل بیت]]{{عم}} آنچه از [[وجوب]] پوشش استثنا شده است وجه و کفّین و قدمین می‌باشد. و در [[حدیث صحیح]] از [[امام رضا]]{{ع}} سؤال شده آیا مرد می‌تواند به موی خواهرزنش نگاه کند؟ [[حضرت]] فرمودند: نه، مگر اینکه از پیرزنان از کار افتاده باشد. عرض شد خواهرزن همچون زنان غریبه است؟ فرمودند: آری. در این رابطه به آیه ۵۹ [[سوره احزاب]] نیز مراجعه شود»<ref>رساله استفتاءات (منتظری)، ج۲، ص۳۵۴. البته استفتای مراجع تقلید در این باره فراوان است، اما ذکر استفتای آیت‌الله منتظری از این باب است که جناب کدیور بسیار به ایشان ارادات می‌ورزد و خودش را شاگرد ایشان می‌داند و....</ref>.
آیه دوم، آیه ۵۹ [[احزاب]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‌تر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref>.
معنای لغوی جلباب: جلباب روانداز بزرگ و سراسری است و در [[فارسی]] چادر نامیده می‌شود. برخی از لغوی‌ها جلباب را لباسی بزرگ‌تر از خمار و کوچک‌تر از رداء [[[عبا]]] معنا می‌کنند که [[زن]] با آن، سر و سینه‌اش را می‌پوشاند<ref>کتاب العین، ج۶، ص۱۳۲؛ تهذیب اللغة، ج۱۱، ص۶۴؛ المحیط فی اللغة، ج۷، ص۱۱۴؛ المخصص، ج۴، ص۳۹.</ref>. برخی جلباب را خود رداء و پارچه‌ای سراسری چون ملحفه می‌دانند که روی لباس‌های زن کشیده می‌شود و آن را می‌پوشاند<ref>الفائق، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. صاحب [[صحاح]]، جلباب را خود ملحفه معنا می‌کند<ref>الصحاح، ج۱، ص۱۰۱.</ref> و برخی کوچک‌تر از ملحفه می‌دانند<ref>المحکم و المحیط الأعظم، ج۷، ص۴۳۹؛ الإفصاح، ج۱، ص۳۷۱.</ref>. صاحب [[تهذیب]] اللغه پس از آن‌که جلباب را به اِزار معنا کرد، در توضیح ازار می‌نویسد: «مقصود از ازار، لنگی که به کمر می‌بندند نیست، بلکه پارچه‌ای است که [[بدن]] را فرا می‌گیرد و آن را می‌پوشاند؛ همانند ازار شب که لباسی دراز است و شخص خوابیده را فرا می‌گیرد و همه بدنش را [[پوشش]] می‌دهد»<ref>تهذیب اللغة، ج۱۱، ص۶۵.</ref>.
نتیجه آن‌که [[اهل]] لغت [[تفسیر]] خود از جلباب را با تعابیری چون: رداء، ملحفه، ملائه، لباسی بزرگ‌تر از مقنعه و رداء، و مانند آن بیان می‌کنند. از گزارش اهل لغت می‌توان برداشت کرد که فصل مشترک همه تعابیر، روپوشی است که روی همه لباس‌ها و بر همه بدن قرار می‌گیرد. این روانداز سراسری ممکن است از نظر شکل ظاهری در زمان‌ها و نزد [[اقوام]] گوناگون متفاوت باشد؛ ولی در کاربرد و [[فلسفه]] خود مشترک و واحد به شمار می‌رود و آن، پوشاندن کامل [[بدن]] است.<ref>[[حسن علی‌پور وحید|علی‌پور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|مکتب در فرآیند نواندیشی]]، ص ۲۰۹.</ref>


===دلالت [[آیه]]===
===دلالت [[آیه]]===
۸۰٬۳۷۲

ویرایش