تبلیغ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را '
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}}' به '')
جز (جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را ')
خط ۱۲: خط ۱۲:


==معناشناسی تبلیغ==
==معناشناسی تبلیغ==
[[تبلیغ]] از ریشه "ب ـ ل ـ غ" است به معنای رسیدن به چیزی<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۳۰۱ ـ ۳۰۲، «بلغ».</ref>. بعضی آنرا رسیدن به نهایت، یا نزدیک به نهایت یک چیز معنا کرده‌اند<ref>مفردات، ص‌۱۴۴، «بلغ».</ref> و این‌گونه به تمایز این ریشه از واژه وصول اشاره کرده‌اند<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۳۳، «بلغ».</ref>. این واژه در [[زبان فارسی]] کاربردی اصطلاحی یافته و به رساندن [[پیام]] یا خبر [[دینی]] اطلاق می‌شود<ref>لغتنامه، ج‌۴، ص‌۵۵۹۸، «تبلیغ».</ref>. تبلیغ به معنای صحیح و [[واقعی]] عبارت است از رساندن و شناساندن یک [[پیام]] به مردم، [[آگاه]] ساختن مردم به یک پیام و [[معتقد]] کردن و متمایل نمودن و جلب کردن نظرهای مردم به یک پیام<ref>حماسه حسینی، ج۱، ص۱۸۹.</ref>. [[تبلیغ]] مرحله نهایی پیام‌رسانی است که به معنای وقوع بلاغ در میان [[مردم]] است: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي}}<ref>«پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم» سوره اعراف، آیه ۶۲.</ref>.
[[تبلیغ]] از ریشه "ب ـ ل ـ غ" است به معنای رسیدن به چیزی<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۳۰۱ ـ ۳۰۲، «بلغ».</ref>. بعضی آن را رسیدن به نهایت، یا نزدیک به نهایت یک چیز معنا کرده‌اند<ref>مفردات، ص‌۱۴۴، «بلغ».</ref> و این‌گونه به تمایز این ریشه از واژه وصول اشاره کرده‌اند<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۳۳، «بلغ».</ref>. این واژه در [[زبان فارسی]] کاربردی اصطلاحی یافته و به رساندن [[پیام]] یا خبر [[دینی]] اطلاق می‌شود<ref>لغتنامه، ج‌۴، ص‌۵۵۹۸، «تبلیغ».</ref>. تبلیغ به معنای صحیح و [[واقعی]] عبارت است از رساندن و شناساندن یک [[پیام]] به مردم، [[آگاه]] ساختن مردم به یک پیام و [[معتقد]] کردن و متمایل نمودن و جلب کردن نظرهای مردم به یک پیام<ref>حماسه حسینی، ج۱، ص۱۸۹.</ref>. [[تبلیغ]] مرحله نهایی پیام‌رسانی است که به معنای وقوع بلاغ در میان [[مردم]] است: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي}}<ref>«پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم» سوره اعراف، آیه ۶۲.</ref>.


[[تبلیغ]] امروزه در مناسبات [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و سوگیری‌های [[فرهنگی]] جایگاهی ویژه دارد و از این رهگذر شیوه‌ها و ابزارهای متنوعی برای رساندن [[پیام]] پدید آمده است که برای [[آگاهی]] از آن ساز و کارهای [[آموزشی]] گوناگونی تعریف شده است. اصطلاح [[تبلیغ]]، در [[ادبیات]] [[دینی]] کاربردی خاص یافته و به رساندن پیام‌ها و [[آموزه‌های دینی]] اطلاق می‌شود<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۱؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۵۹.</ref>.
[[تبلیغ]] امروزه در مناسبات [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و سوگیری‌های [[فرهنگی]] جایگاهی ویژه دارد و از این رهگذر شیوه‌ها و ابزارهای متنوعی برای رساندن [[پیام]] پدید آمده است که برای [[آگاهی]] از آن ساز و کارهای [[آموزشی]] گوناگونی تعریف شده است. اصطلاح [[تبلیغ]]، در [[ادبیات]] [[دینی]] کاربردی خاص یافته و به رساندن پیام‌ها و [[آموزه‌های دینی]] اطلاق می‌شود<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۱؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۵۹.</ref>.
خط ۴۴: خط ۴۴:
#به فراخور نیاز و ظرفیت مخاطب با [[بشارت]] و [[انذار]] همراه گردد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۲۲۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا}}<ref> و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم؛ سوره سبأ، آیه: ۲۸.</ref> تا برای مخاطب [[اندیشه]] برانگیز باشد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن  را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref>.  
#به فراخور نیاز و ظرفیت مخاطب با [[بشارت]] و [[انذار]] همراه گردد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۲۲۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا}}<ref> و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم؛ سوره سبأ، آیه: ۲۸.</ref> تا برای مخاطب [[اندیشه]] برانگیز باشد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن  را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref>.  


[[قرآن]] با توجه به [[اهداف]] [[دعوت دینی]]، بهره‌گیری از هر سخن و روشی را‌ برای [[تبلیغ دین]] نمی‌پذیرد، بلکه آنرا در [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن منحصر می‌داند: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> "[[حکمت]]"، سخنی است مبتنی بر [[علم]] و [[عقل]] که [[انسان]] را به [[حق]] می‌رساند<ref>مفردات، ص‌۲۴۸ ـ ۲۴۹، «حکم».</ref> به گونه‌ای که هیچ [[شک]] و شبهه‌ای نماند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref>. "[[موعظه]]"، [[یادآوری]] [[کارها]]<ref>مفردات، ص‌۷۷۶، «وعظ».</ref> و نکته‌هایی عبرت‌آموز<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref> است که با شنیدن آن [[دل]] مخاطب نرم شود و [[حق]] را بپذیرد. «[[جدال]]»، سخنی است که به هنگام [[نزاع]]، تنها با [[هدف]] [[برتری]] بر [[خصم]] گفته می‌شود<ref>مفردات، ص‌۱۸۹، «جدل».</ref> و [[روشنگری]] [[حق]] را به دنبال ندارد، بلکه از آنچه [[خصم]] به [[تنهایی]] یا همراه [[مردم]] قبول دارد، برای [[باطل]] کردن سخن او استفاده می‌شود. قید احسن نیز برای این به کار رفته تا مبلغ را در استفاده از مقدمات کاذب بازدارد و تنها سخنش جنبه مناقضه داشته باشد و بطلان  [[عقیده]] طرف مخالف را به [[اثبات]] برساند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref>
[[قرآن]] با توجه به [[اهداف]] [[دعوت دینی]]، بهره‌گیری از هر سخن و روشی را‌ برای [[تبلیغ دین]] نمی‌پذیرد، بلکه آن را در [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن منحصر می‌داند: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> "[[حکمت]]"، سخنی است مبتنی بر [[علم]] و [[عقل]] که [[انسان]] را به [[حق]] می‌رساند<ref>مفردات، ص‌۲۴۸ ـ ۲۴۹، «حکم».</ref> به گونه‌ای که هیچ [[شک]] و شبهه‌ای نماند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref>. "[[موعظه]]"، [[یادآوری]] [[کارها]]<ref>مفردات، ص‌۷۷۶، «وعظ».</ref> و نکته‌هایی عبرت‌آموز<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref> است که با شنیدن آن [[دل]] مخاطب نرم شود و [[حق]] را بپذیرد. «[[جدال]]»، سخنی است که به هنگام [[نزاع]]، تنها با [[هدف]] [[برتری]] بر [[خصم]] گفته می‌شود<ref>مفردات، ص‌۱۸۹، «جدل».</ref> و [[روشنگری]] [[حق]] را به دنبال ندارد، بلکه از آنچه [[خصم]] به [[تنهایی]] یا همراه [[مردم]] قبول دارد، برای [[باطل]] کردن سخن او استفاده می‌شود. قید احسن نیز برای این به کار رفته تا مبلغ را در استفاده از مقدمات کاذب بازدارد و تنها سخنش جنبه مناقضه داشته باشد و بطلان  [[عقیده]] طرف مخالف را به [[اثبات]] برساند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref>


بعضی از [[مفسران]]، [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن را سه روش [[تبلیغ دین]] دانسته‌اند <ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۶؛ المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱؛ من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۱.</ref>؛ اما بعضی دیگر<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۴، ص‌۲۵۲؛التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰؛ مجمع‌البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> آنها را ناظر به محتوا و مضمون [[تبلیغ]]، [[تفسیر]] کرده<ref>ر. ک: من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۴.</ref> و [[حکمت]] را به معنای [[قرآن]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> و [[نبوت]]<ref>التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰.</ref> و [[موعظه]] [[حسنه]] را به معنای [[مواعظ]] [[قرآن]] و {{متن قرآن|وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> را {{عربی|"جادلهم‏ بالكلمة التي‏ هي‏ أحسن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} و منظور از آن را [[قرآن]] و [[بهترین]] [[استدلال]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> یا [[جدال]] بر اساس روش [[قرآن]] که در آن [[ادب الهی]] نهفته است معنا کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۷.</ref>.  
بعضی از [[مفسران]]، [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن را سه روش [[تبلیغ دین]] دانسته‌اند <ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۶؛ المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱؛ من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۱.</ref>؛ اما بعضی دیگر<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۴، ص‌۲۵۲؛التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰؛ مجمع‌البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> آنها را ناظر به محتوا و مضمون [[تبلیغ]]، [[تفسیر]] کرده<ref>ر. ک: من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۴.</ref> و [[حکمت]] را به معنای [[قرآن]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> و [[نبوت]]<ref>التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰.</ref> و [[موعظه]] [[حسنه]] را به معنای [[مواعظ]] [[قرآن]] و {{متن قرآن|وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> را {{عربی|"جادلهم‏ بالكلمة التي‏ هي‏ أحسن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} و منظور از آن را [[قرآن]] و [[بهترین]] [[استدلال]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> یا [[جدال]] بر اساس روش [[قرآن]] که در آن [[ادب الهی]] نهفته است معنا کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۷.</ref>.  


برخی [[مفسران]]، [[تفسیر]] [[حکمت]] به [[قرآن]] را متناسب با معنای اصلی [[حکمت]] که منع است دانسته و گفته‌اند: از آنجا که [[قرآن]] امر به خوبی و [[نهی]] از [[بدی]] را دربردارد، بازدارنده و مانع [[فساد]] است<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref>. اما مفسرانی که این سه را روش‌های [[تبلیغ]] دانسته‌اند. [[حکمت]]، [[موعظه]] و [[جدال]] را به ترتیب با سه روش [[برهان]]، [[خطابه]] و [[جدل]] منطقی، [[تطبیق]] کرده<ref>روح‌المعانی، ج‌۱۴، ص‌۳۷۶؛المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> و  [[دلیل]] به کار رفتن قید "[[حسنه]]" برای "[[موعظه]]" و "احسن" برای "[[جدال]]" را چنین توضیح داده‌اند: قید [[حسنه]] برای [[موعظه]]، نشان می‌دهد که [[موعظه]] دارای دو بخش "حَسَن و غیر حَسَن" است؛ [[موعظه]] غیر حَسَن، موعظه‌ای است که [[واعظ]] به آنچه فرا می‌خواند، پای‌بند نباشد. [[موعظه]] [[حسنه]]، موعظه‌ای است که [[واعظ]]، مفاد سخن و [[دعوت]] خود را [[باور]] داشته باشد و بدان عمل کند. قید "احسن" برای "[[جدال]]" نیز نشان از تقسیم [[جدال]] به سه قسمِ غیر حَسَن، حَسَن و احسن است. [[قرآن]] مورد جایز از [[جدال]] را "[[جدال]] احسن" می‌داند و آنرا جدالی دانسته که [[خصم]] را بر لجبازی و عناد تهییج نکند و در آن از تعبیرهای توهین‌آمیز نسبت به [[خصم]] و [[مقدسات]] او [[پرهیز]] شود و مقدمات آن بر [[دروغ]] و سخن [[باطل]] مبتنی نباشد؛ اما اگر [[خصم]]، مقدمه [[دروغ]] و باطلی را پذیرفته باشد، استفاده از آن برای نقض سخن او جایز است.  
برخی [[مفسران]]، [[تفسیر]] [[حکمت]] به [[قرآن]] را متناسب با معنای اصلی [[حکمت]] که منع است دانسته و گفته‌اند: از آنجا که [[قرآن]] امر به خوبی و [[نهی]] از [[بدی]] را دربردارد، بازدارنده و مانع [[فساد]] است<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref>. اما مفسرانی که این سه را روش‌های [[تبلیغ]] دانسته‌اند. [[حکمت]]، [[موعظه]] و [[جدال]] را به ترتیب با سه روش [[برهان]]، [[خطابه]] و [[جدل]] منطقی، [[تطبیق]] کرده<ref>روح‌المعانی، ج‌۱۴، ص‌۳۷۶؛المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> و  [[دلیل]] به کار رفتن قید "[[حسنه]]" برای "[[موعظه]]" و "احسن" برای "[[جدال]]" را چنین توضیح داده‌اند: قید [[حسنه]] برای [[موعظه]]، نشان می‌دهد که [[موعظه]] دارای دو بخش "حَسَن و غیر حَسَن" است؛ [[موعظه]] غیر حَسَن، موعظه‌ای است که [[واعظ]] به آنچه فرا می‌خواند، پای‌بند نباشد. [[موعظه]] [[حسنه]]، موعظه‌ای است که [[واعظ]]، مفاد سخن و [[دعوت]] خود را [[باور]] داشته باشد و بدان عمل کند. قید "احسن" برای "[[جدال]]" نیز نشان از تقسیم [[جدال]] به سه قسمِ غیر حَسَن، حَسَن و احسن است. [[قرآن]] مورد جایز از [[جدال]] را "[[جدال]] احسن" می‌داند و آن را جدالی دانسته که [[خصم]] را بر لجبازی و عناد تهییج نکند و در آن از تعبیرهای توهین‌آمیز نسبت به [[خصم]] و [[مقدسات]] او [[پرهیز]] شود و مقدمات آن بر [[دروغ]] و سخن [[باطل]] مبتنی نباشد؛ اما اگر [[خصم]]، مقدمه [[دروغ]] و باطلی را پذیرفته باشد، استفاده از آن برای نقض سخن او جایز است.  


بهره‌گیری از روش‌های [[موعظه]] غیر حَسَن و [[جدال]] غیر احسن، با [[اهداف]] [[دعوت دینی]] ناسازگار است، زیرا به‌کارگیری این روش‌ها، زوال و از میان رفتن [[حق]] را در پی دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ }}<ref> بی‌گمان پروردگار تو خود داناتر است که چه کس راه او را گم می‌کند و اوست که به رهیافتگان داناتر است؛ سوره انعام، آیه:۱۱۷.</ref> ذیل همین [[آیه]] را برای توضیح منحصر بودن [[دعوت دینی]] به این سه روش دانسته‌اند؛ به این معنا که [[خداوند]] به حال [[گمراهان]] و [[هدایت]] یافتگان به [[دین]] [[آگاه]] است و می‌داند که تنها همین سه روش، [[هدایت]] را به دنبال دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۸.</ref>
بهره‌گیری از روش‌های [[موعظه]] غیر حَسَن و [[جدال]] غیر احسن، با [[اهداف]] [[دعوت دینی]] ناسازگار است، زیرا به‌کارگیری این روش‌ها، زوال و از میان رفتن [[حق]] را در پی دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ }}<ref> بی‌گمان پروردگار تو خود داناتر است که چه کس راه او را گم می‌کند و اوست که به رهیافتگان داناتر است؛ سوره انعام، آیه:۱۱۷.</ref> ذیل همین [[آیه]] را برای توضیح منحصر بودن [[دعوت دینی]] به این سه روش دانسته‌اند؛ به این معنا که [[خداوند]] به حال [[گمراهان]] و [[هدایت]] یافتگان به [[دین]] [[آگاه]] است و می‌داند که تنها همین سه روش، [[هدایت]] را به دنبال دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۸.</ref>
خط ۵۶: خط ۵۶:
==روش‌های [[تبلیغ]]==
==روش‌های [[تبلیغ]]==
افزون بر اصول کلی [[تبلیغ]] [[دینی]] که در [[قرآن]] آمده، [[تأمل]] و بهره‌گیری از بیان [[آیات]] در جایگاه‌های گوناگون [[دعوت]] و چگونگی مسائلی که برای [[دعوت]] مخاطبان ابراز شده است، می‌تواند راهنمای [[فهم]] روش‌های [[تبلیغی]] [[قرآن]]، نسبت به مخاطبان و موقعیت‌های گوناگون [[تبلیغی]] باشد. بعضی از این روش‌های شکلی و محتوایی عبارت‌اند از:
افزون بر اصول کلی [[تبلیغ]] [[دینی]] که در [[قرآن]] آمده، [[تأمل]] و بهره‌گیری از بیان [[آیات]] در جایگاه‌های گوناگون [[دعوت]] و چگونگی مسائلی که برای [[دعوت]] مخاطبان ابراز شده است، می‌تواند راهنمای [[فهم]] روش‌های [[تبلیغی]] [[قرآن]]، نسبت به مخاطبان و موقعیت‌های گوناگون [[تبلیغی]] باشد. بعضی از این روش‌های شکلی و محتوایی عبارت‌اند از:
#'''بیان تدریجی:''' بعضی، بیان [[احکام اسلام]] را متناسب با ظرفیت [[ایمانی]] مخاطب دانسته و معتقدند در زمان [[پیامبر]]{{صل}}، با بیان مرحله‌ای و تدریجی، زمینه روانی پذیرش فراهم می‌آمده است<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۵۹.</ref> چنان‌که بر اساس [[روایات]]<ref>الکافی، ج‌۶، ص‌۴۰۶ ـ ۴۰۷.</ref> ناظر به چگونگی [[تحریم]] شراب، نخستین آیه‌ای که درباره [[حرمت]] شراب نازل شد [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا }}<ref> از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۹.</ref> است. این [[آیه]] در [[مردم]] [[احساس]] [[حرام]] بودن شراب را پدید آورد؛ اما تعبیر {{متن قرآن|مَنَافِعُ لِلنَّاسِ}}، نشان از بسته نبودن همه راه‌ها دانست. پس از آن [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ }}<ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید.شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟؛ سوره مائده، آیه: ۹۰ - ۹۱.</ref> با شدت بیشتری در این باره نازل شد و شراب را [[پلیدی]] و [[عمل]] [[شیطان]] و دوری از آن را مایه [[رستگاری]] دانست. در نهایت با [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید؛ سوره اعراف، آیه:۳۳.</ref> فرایند [[تشریع]] [[حرمت]] شراب پایان یافت. در ادامه این [[روایت]] تأکید شده است که هرگاه [[خداوند]] [[تشریع]] حکمی را [[اراده]] کند، با بیان تدریجی آن سبب [[آمادگی روحی]] [[مردم]] می‌شود تا به آسانی و با [[آرامش]] آنرا بپذیرند<ref>الکافی، ج۶، ص‌۴۰۷؛ گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۶۰ـ ۶۷.</ref>.
#'''بیان تدریجی:''' بعضی، بیان [[احکام اسلام]] را متناسب با ظرفیت [[ایمانی]] مخاطب دانسته و معتقدند در زمان [[پیامبر]]{{صل}}، با بیان مرحله‌ای و تدریجی، زمینه روانی پذیرش فراهم می‌آمده است<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۵۹.</ref> چنان‌که بر اساس [[روایات]]<ref>الکافی، ج‌۶، ص‌۴۰۶ ـ ۴۰۷.</ref> ناظر به چگونگی [[تحریم]] شراب، نخستین آیه‌ای که درباره [[حرمت]] شراب نازل شد [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا }}<ref> از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۹.</ref> است. این [[آیه]] در [[مردم]] [[احساس]] [[حرام]] بودن شراب را پدید آورد؛ اما تعبیر {{متن قرآن|مَنَافِعُ لِلنَّاسِ}}، نشان از بسته نبودن همه راه‌ها دانست. پس از آن [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ }}<ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید.شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟؛ سوره مائده، آیه: ۹۰ - ۹۱.</ref> با شدت بیشتری در این باره نازل شد و شراب را [[پلیدی]] و [[عمل]] [[شیطان]] و دوری از آن را مایه [[رستگاری]] دانست. در نهایت با [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید؛ سوره اعراف، آیه:۳۳.</ref> فرایند [[تشریع]] [[حرمت]] شراب پایان یافت. در ادامه این [[روایت]] تأکید شده است که هرگاه [[خداوند]] [[تشریع]] حکمی را [[اراده]] کند، با بیان تدریجی آن سبب [[آمادگی روحی]] [[مردم]] می‌شود تا به آسانی و با [[آرامش]] آن را بپذیرند<ref>الکافی، ج۶، ص‌۴۰۷؛ گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۶۰ـ ۶۷.</ref>.
#'''پیوند [[عقیده]] و [[ایمان]] با [[تدبر]] و [[تفکر]] در [[عالم هستی]]:''' [[قرآن]] برای [[دعوت]] [[انسان]]، از دلیل‌های صرفاً انتزاعی استفاده نمی‌کند بلکه [[عقیده]] را با هستی پیوند می‌دهد. در دیدگاه [[قرآن]]، همه هستی [[آیه]] و نشانه‌ای از وجود خداست که نگاه کردنِ همراه با [[تدبر]] و [[تفکر]] در آن، [[انسان]] را به وجود [[خدا]] می‌رساند: {{متن قرآن|قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ }}<ref> دعای  آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره یونس، آیه:۱۰.</ref>، بر همین اساس، [[انسان]] را به نظر و دقت در وجود خود فراخوانده است: {{متن قرآن|وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ}}<ref> و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟؛ سوره ذاریات، آیه:۲۱.</ref> و [[آفرینش آسمان]] و [[زمین]] و گردش [[شب]] و روز را نشانه‌ای برای [[خردمندان]] دانسته که [[اندیشه]] در آن با [[ایمان]] به [[هدفمندی]] [[آفرینش]] همراه است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }}<ref> بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است.همان کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۰ - ۱۱.</ref>.<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۱۷۱ـ ۱۷۶.</ref>
#'''پیوند [[عقیده]] و [[ایمان]] با [[تدبر]] و [[تفکر]] در [[عالم هستی]]:''' [[قرآن]] برای [[دعوت]] [[انسان]]، از دلیل‌های صرفاً انتزاعی استفاده نمی‌کند بلکه [[عقیده]] را با هستی پیوند می‌دهد. در دیدگاه [[قرآن]]، همه هستی [[آیه]] و نشانه‌ای از وجود خداست که نگاه کردنِ همراه با [[تدبر]] و [[تفکر]] در آن، [[انسان]] را به وجود [[خدا]] می‌رساند: {{متن قرآن|قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ }}<ref> دعای  آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره یونس، آیه:۱۰.</ref>، بر همین اساس، [[انسان]] را به نظر و دقت در وجود خود فراخوانده است: {{متن قرآن|وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ}}<ref> و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟؛ سوره ذاریات، آیه:۲۱.</ref> و [[آفرینش آسمان]] و [[زمین]] و گردش [[شب]] و روز را نشانه‌ای برای [[خردمندان]] دانسته که [[اندیشه]] در آن با [[ایمان]] به [[هدفمندی]] [[آفرینش]] همراه است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }}<ref> بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است.همان کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۰ - ۱۱.</ref>.<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۱۷۱ـ ۱۷۶.</ref>
#'''توجه به ظرفیت‌های [[عاطفی]] [[انسان]]:''' هنگام رهسپاری [[موسی]] و [[هارون]] برای [[دعوت]] [[فرعون]]، [[خداوند]] آنان را به [[نرمی]] گفتار سفارش کرد: {{متن قرآن|فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا}}<ref> و با او به نرمی سخن گویید؛ سوره طه آیه:۴۴.</ref>؛ همچنین در [[وصف]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}، [[مهربانی]] و [[ملایمت]] [[پیامبر]] را رحمتی از سوی [[خداوند]] و سبب گرد آمدن [[مردم]] پیرامون آن [[حضرت]] می‌داند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref> یکی از سخنان [[پیامبران]] هنگام [[تبلیغ]]، تأکید بر [[خیرخواهی]] آنان نسبت به [[مردم]] است: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ}}<ref>پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref>. یکی از اهداف این سخن می‌تواند جلب [[محبت]] و عاطفه شنوندگان باشد: {{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}<ref> پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید؛ سوره اعراف، آیه:۷۹.</ref>.
#'''توجه به ظرفیت‌های [[عاطفی]] [[انسان]]:''' هنگام رهسپاری [[موسی]] و [[هارون]] برای [[دعوت]] [[فرعون]]، [[خداوند]] آنان را به [[نرمی]] گفتار سفارش کرد: {{متن قرآن|فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا}}<ref> و با او به نرمی سخن گویید؛ سوره طه آیه:۴۴.</ref>؛ همچنین در [[وصف]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}، [[مهربانی]] و [[ملایمت]] [[پیامبر]] را رحمتی از سوی [[خداوند]] و سبب گرد آمدن [[مردم]] پیرامون آن [[حضرت]] می‌داند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref> یکی از سخنان [[پیامبران]] هنگام [[تبلیغ]]، تأکید بر [[خیرخواهی]] آنان نسبت به [[مردم]] است: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ}}<ref>پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref>. یکی از اهداف این سخن می‌تواند جلب [[محبت]] و عاطفه شنوندگان باشد: {{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}<ref> پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید؛ سوره اعراف، آیه:۷۹.</ref>.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش