روح در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۶۴: خط ۶۴:
در برخی [[روایات]]، واژه [[ملائکه]] در [[آیه]] {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref> به مؤمنانی که از [[علم]] [[آل‌محمد]]{{صل}} برخوردارند و [[روح]] به [[حضرت فاطمه]]{{س}} [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۵۸۲.</ref>. یکی از آیاتی که می‌تواند به [[تبیین]] [[روح]] بپردازد، [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> است که در آن [[مشرکان]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[حقیقت]] مطلق [[روح]] که در [[قرآن]] یاد شده است پرسیدند و [[خدا]] [[روح]] را از [[امر الهی]] خوانده و امر نیز در [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود پس پاکا آنکه فرمانفرمایی  هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.</ref> کلمه ایجاد و از سنخ [[ملکوت]] معرفی شده است<ref> الکاشف، ج ۵، ص ۷۹.</ref>. ([[امر الهی]]) ایجاد همان وجود از حیث انتساب و [[قیام]] آن به [[خدا]] بدون ماده، زمان و مکان است؛ نه از لحاظ اسنادش به [[علل]] و اسباب ظاهری، چنان که این معنا از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>«و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.</ref> ـ که در آن ضمن اینکه [[امر الهی]] واحد شمرده شده، به چشم برهم زدنی [[تشبیه]] شده است ـ فهمیده می‌شود، چون [[تشبیه]] یادشده در امر غیر تدریجی و بی‌ماده و حرکت به کار می‌رود<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>. براین پایه، در چیزهایی که به تدریج با اسباب مادی و منطبق بر زمان و مکان، پدید می‌آیند، جهتی غیر تدریجی هست که خارج از احاطه زمان و مکان است و جهت یاد شده امر، قول و کلمه [[الهی]] است و از همین رو، [[خدا]] [[مسیح]]{{ع}} را کلمه خویش و روحی از خود می‌شمرد، چون او را به [[مریم]] {{س}} از راه‌های غیر عادی بخشیده است: {{متن قرآن|وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست » سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۳.</ref>. جهت تدریجیّت و [[ارتباط]] اشیا با اسباب مادی، جنبه خلقی آنهاست: {{متن قرآن|ِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ}}<ref>«آفرینش و فرمان او راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>، در نتیجه [[روح]]، کلمه [[حیات]] است که [[خدا]] آن را به اشیاء [[القاء]] و با او آنها را زنده می‌کند، از همین رو آن را [[وحی]] می‌خواند و [[القا]] و انزال آن را بر [[پیامبر]]{{صل}} ایحاء<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>، زیرا [[روح]] گرچه موجودی خارجی است، موجوداتی مانند آن، همان‌گونه که از نقایص عالم [[خلق]] برکنارند و متصف به ویژگی طهارت‌اند، کلماتی از [[خدا]] هستند.
در برخی [[روایات]]، واژه [[ملائکه]] در [[آیه]] {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref> به مؤمنانی که از [[علم]] [[آل‌محمد]]{{صل}} برخوردارند و [[روح]] به [[حضرت فاطمه]]{{س}} [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۵۸۲.</ref>. یکی از آیاتی که می‌تواند به [[تبیین]] [[روح]] بپردازد، [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> است که در آن [[مشرکان]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[حقیقت]] مطلق [[روح]] که در [[قرآن]] یاد شده است پرسیدند و [[خدا]] [[روح]] را از [[امر الهی]] خوانده و امر نیز در [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود پس پاکا آنکه فرمانفرمایی  هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.</ref> کلمه ایجاد و از سنخ [[ملکوت]] معرفی شده است<ref> الکاشف، ج ۵، ص ۷۹.</ref>. ([[امر الهی]]) ایجاد همان وجود از حیث انتساب و [[قیام]] آن به [[خدا]] بدون ماده، زمان و مکان است؛ نه از لحاظ اسنادش به [[علل]] و اسباب ظاهری، چنان که این معنا از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>«و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.</ref> ـ که در آن ضمن اینکه [[امر الهی]] واحد شمرده شده، به چشم برهم زدنی [[تشبیه]] شده است ـ فهمیده می‌شود، چون [[تشبیه]] یادشده در امر غیر تدریجی و بی‌ماده و حرکت به کار می‌رود<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>. براین پایه، در چیزهایی که به تدریج با اسباب مادی و منطبق بر زمان و مکان، پدید می‌آیند، جهتی غیر تدریجی هست که خارج از احاطه زمان و مکان است و جهت یاد شده امر، قول و کلمه [[الهی]] است و از همین رو، [[خدا]] [[مسیح]]{{ع}} را کلمه خویش و روحی از خود می‌شمرد، چون او را به [[مریم]] {{س}} از راه‌های غیر عادی بخشیده است: {{متن قرآن|وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست » سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۳.</ref>. جهت تدریجیّت و [[ارتباط]] اشیا با اسباب مادی، جنبه خلقی آنهاست: {{متن قرآن|ِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ}}<ref>«آفرینش و فرمان او راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>، در نتیجه [[روح]]، کلمه [[حیات]] است که [[خدا]] آن را به اشیاء [[القاء]] و با او آنها را زنده می‌کند، از همین رو آن را [[وحی]] می‌خواند و [[القا]] و انزال آن را بر [[پیامبر]]{{صل}} ایحاء<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>، زیرا [[روح]] گرچه موجودی خارجی است، موجوداتی مانند آن، همان‌گونه که از نقایص عالم [[خلق]] برکنارند و متصف به ویژگی طهارت‌اند، کلماتی از [[خدا]] هستند.


براین اساس، القای کلمه [[حیات]] به [[قلب]] [[پیامبر]]{{صل}} انزال [[روح]] به سوی ایشان است و انزال [[روح]] بر حضرت{{صل}} [[وحی قرآن]] به آن حضرت است، چون [[روح]] حامل [[قرآن]] است و از این رو نیازی نیست ـ مانند برخی ـ به لحاظ اینکه [[قرآن]] سبب [[هدایت]]<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۹، ص ۵۸.</ref> و [[حیات]] [[آخرتی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«بی‌گمان زندگی سرای واپسین است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>.<ref>مفردات، ص ۳۶۹، «روح».</ref> [[روح]] را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> [[قرآن]] بدانیم،<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۱۶۲؛ نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۰.</ref> چنان‌که برخی آن را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> به معنای [[وحی]] یا [[قرآن]]، [[جبرئیل]]، [[رحمت]]، [[هدایت]] یا [[ارواح]] [[انسان‌ها]] دانسته‌اند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۹۰ - ۲۹۱؛ نثر طوبی، ج، ص ۳۲۰.</ref>. طبق روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} ذیل این [[آیه]]، [[روح]] فرشته‌ای [[برتر]] از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است که با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} بوده و هست و آنها را [[تأیید]] می‌کند<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۶.</ref>، چنان‌که مضمون این [[روایت]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref> نیز ذکر شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۰۲.</ref>؛ همچنین برپایه روایاتی، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} از پنج [[روح]] بهره‌مندند که [[برترین]] آنها [[روح‌القدس]] است که از [[لهو]]، [[غفلت]] و [[خواب]] پیراسته است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۷۲؛ ج ۲، ص ۲۸۲؛ بصائرالدرجات، ص ۴۵۴.</ref>.
براین اساس، القای کلمه [[حیات]] به [[قلب]] [[پیامبر]]{{صل}} انزال [[روح]] به سوی ایشان است و انزال [[روح]] بر حضرت{{صل}} [[وحی قرآن]] به آن حضرت است، چون [[روح]] حامل [[قرآن]] است و از این رو نیازی نیست ـ مانند برخی ـ به لحاظ اینکه [[قرآن]] سبب [[هدایت]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۵۸.</ref> و [[حیات]] [[آخرتی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«بی‌گمان زندگی سرای واپسین است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>.<ref>مفردات، ص ۳۶۹، «روح».</ref> [[روح]] را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> [[قرآن]] بدانیم،<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۱۶۲؛ نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۰.</ref> چنان‌که برخی آن را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> به معنای [[وحی]] یا [[قرآن]]، [[جبرئیل]]، [[رحمت]]، [[هدایت]] یا [[ارواح]] [[انسان‌ها]] دانسته‌اند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۹۰ - ۲۹۱؛ نثر طوبی، ج، ص ۳۲۰.</ref>. طبق روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} ذیل این [[آیه]]، [[روح]] فرشته‌ای [[برتر]] از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است که با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} بوده و هست و آنها را [[تأیید]] می‌کند<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۶.</ref>، چنان‌که مضمون این [[روایت]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref> نیز ذکر شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۰۲.</ref>؛ همچنین برپایه روایاتی، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} از پنج [[روح]] بهره‌مندند که [[برترین]] آنها [[روح‌القدس]] است که از [[لهو]]، [[غفلت]] و [[خواب]] پیراسته است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۷۲؛ ج ۲، ص ۲۸۲؛ بصائرالدرجات، ص ۴۵۴.</ref>.


به گفته برخی، [[روح]] بر چیزی نمی‌گذرد مگر آن را زنده می‌سازد و [[حیات]] در آن جاری می‌گردد، از این رو [[سامری]] مشتی از خاکی را که [[جبرئیل]] بر آن گذشته بود، در صورتی از گوساله‌ای که با زیورآلات [[بنی‌اسرائیل]] ساخته بود افکند و آن زنده شد و صدای گوساله داد: {{متن قرآن|فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا }}<ref>«مشتی از جای پای آن فرستاده  برداشتم و آن را (در کار تندیس در آتش) افکندم » سوره طه، آیه ۹۶.</ref> و [[جبرئیل]] [[روح]] است<ref>شرح فصوص الحکم، ابن ترکه، ص ۵۶۹؛ شرح فصوص الحکم، قیصری، ص ۸۵۲ - ۸۵۳.</ref>.
به گفته برخی، [[روح]] بر چیزی نمی‌گذرد مگر آن را زنده می‌سازد و [[حیات]] در آن جاری می‌گردد، از این رو [[سامری]] مشتی از خاکی را که [[جبرئیل]] بر آن گذشته بود، در صورتی از گوساله‌ای که با زیورآلات [[بنی‌اسرائیل]] ساخته بود افکند و آن زنده شد و صدای گوساله داد: {{متن قرآن|فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا }}<ref>«مشتی از جای پای آن فرستاده  برداشتم و آن را (در کار تندیس در آتش) افکندم » سوره طه، آیه ۹۶.</ref> و [[جبرئیل]] [[روح]] است<ref>شرح فصوص الحکم، ابن ترکه، ص ۵۶۹؛ شرح فصوص الحکم، قیصری، ص ۸۵۲ - ۸۵۳.</ref>.
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش