بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[قبایل]] بزرگ [[قحطانی]] است که در بعضی از سنگنبشتههای سبأیی از آن نام برده شده است <ref>احمد حسین شرفالدین، دراسات فی انساب قبائل الیمن، ص۴۴.</ref>. | |||
[[دانشمندان]] انساب [[نسب]] وی را چنین آوردهاند: [[اَزد بن الغَوث بن نبت بن مالک بن زَید بن کَهلان بن سبأ بن یَشجُب بن یعرب بن قحطان]]<ref>ابوعبید قاسم بن سلام، کتاب النسب، ص۲۶۷؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، الجزء الثانی، ص۳۳۰ و ۳۸۶؛ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، الجزء الثانی، ص۲.</ref>. | |||
این [[قبیله]] دارای شعبات متعدد و بزرگی است که بعضی از آنها نقش مهمی در [[تاریخ اسلام]] ایفا کردند، از جمله شاخههای آن عبارتند از: | |||
#«[[بنوحارثه بن ثعلَبَة بن عَمرو مُزَیقیاء بن عامر ماءالسماء بن حارثه الغِطریف بن امرئ القیس بن ثَعلَبة بن مازِن بن الازد]]، [[پدر]] [[اوس و خزرج]]<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۹؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، الجزء الثانی، ص۳۳۲؛ هشام بن محمد کلبی، جَمهرة النسب، الجزء الثانی، ص۲۰ و ۳۵.</ref>. | |||
#[[جَفنة بن عمرو مُزَیقیا]]، پدر شاهان [[غسان]] که این نام برگرفته از آبی است که مینوشیدند <ref>ابوعبید قاسم بن سلام، کتاب النسب، ص۲۶۷؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، الجزء الثالث، ص۳۰۲.</ref>. شاخهای از جفنه، [[آلمنذر]] هستند که بر [[حیره]] [[پادشاهی]] داشتند. | |||
#خُزاعه؛ [[بنو عمرو بن ربیعه بن حارثه بن عمرو مُزَیقیاء بن عامر ماء السماءِ]]<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۹۱.</ref>. | |||
#[[عَک بن عُدثان بن عبدالله بن الازد]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، الجزء الثالث، ص۳۰۲؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، الجزء الثانی، ص۳۷۵.</ref>. بعضی از دانشمندان انساب عَک را از [[نسل]] [[عدنان]] میدانند<ref>یعقوبی، البلدان، ص۲۴۷؛ ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۷۴.</ref>. ولی [[یمنی]] بودن آنان پسندیدهتر است؛ زیرا در [[پیکار]] [[صفین]] منادی عکیها در برابر [[مذحج]] فریاد زد: «ای مذحجیان [[خدا]] را خدا را در [[حق]] عک و جُذام، آیا [[حرمت]] [[خویشاوندی]] را به یاد نمیآورید». [[معاویه]] نیز عکیها را همراه [[لَخم]] و [[جُذام]] و [[اشعر]] در برابر [[مذحج]] قرار داد<ref>نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص۳۰۲.</ref>. | |||
#[[غافق بن الشاهد بن عَک بن عُدثان بن عبدالله بن الازد]]<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، الجزء الثانی، ص۳۲۹.</ref>. | |||
#[[غامد بن عبدالله بن کعب بن الحارث بن کعب بن عبدالله بن مالک بن نصر بن الازد]]<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، الجزء الثانی، ص۳۷۷؛ ابوعبید قاسم بن سلام، کتاب النسب، ص۲۹۶؛ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، الجزء الثانی، ص۱۹۴.</ref>. | |||
#[[زهران بن کعب بن الحارث بن کعب بن عبدالله بن مالک بن نصر بن الازد]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمیرة النسب، ص۳۷ و ۲۶۷؛ یاقوت حموی، المقتضب، ص۲۴۶.</ref>. | |||
#[[دَوس بن عُدثان بن عبدالله بن زهران بن کعب بن الحارث بن کعب بن عبدالله بن مالک بن نصر بن الازد]]<ref>ابوعبید قاسم بن سلام، کتاب النسب، ص۲۹۷؛ ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۸۲.</ref>. | |||
#[[راسب بن مَیدَعان بن مالک بن نصر بن الأزد]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، الجزء الثالث، ص۳۰۱؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، الجزء الثانی، ص۳۸۶.</ref>. | |||
#«[[بارِق]]» شعبهای از [[خزاعه]] است که [[نسب]] او چنین است: [[بارق بن عدی بن حارثة بن عمرو مُزَیقیاء بن عامر ماءالسماء بن حارثة الغطریف بن امرئالقیس بن ثعلبة بن مازن بن الازد]]<ref>ابوعبید قاسم بن سلام، کتاب النسب، ص۲۹۳؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، الجزء الثالث، ص۳۰۰؛ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، الجزء الثانی، ص۱۵۰.</ref>. | |||
جایگاه اَزد در [[مأرب]] بود. تا آنجا که اخباریان باز نمودهاند: «[[عمرو بن مُزَیقیاء بن عامر ماء السماء]]» هنگامی که سد شکاف برداشت با گروهی اَزدی [[مهاجرت]] کرد. دستهای از آنان در [[سراة]] [[یمن]] در منطقهای به نام [[طود]] و گروهی به مکَه و اطراف آن و دستهای به [[یثرب]] و گروهی به [[شام]] و دستهای به [[عراق]] و گروهی به [[عمان]] و [[یمامه]] و [[بحرین]] مهاجرت کردند<ref>یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۴۹؛ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۲۶؛ ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۹۱.</ref>. | |||
شاخههای [[غامد]] در سراة در دره «[[دَوقَة]]» در مسیر [[مکه]] و [[صنعا]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، الجزء الثانی، ص۴۸۵ (ذیل کلمه دوقة).</ref> و شاخه [[دَوس]] در سراة مشرف بر تهامه<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، الجزء الأول، ص۳۹۴ (ذیل کلمه دوس).</ref> و دستهای از [[بارق]] و [[بنیراسب]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، الجزء الثانی، ص۱۱۱ (ذیل کلمه راسب).</ref> در سراة ساکن شدند که به «[[اَزدشَنُوءَة]]» شناخته میشدند<ref>یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۴۹؛ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۲۶ الی ۳۳۰.</ref> و مخلاف آنان را نیز به همین نام مینامیدند. دستهای از دَوس در [[حیره]]<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۳۰؛ احمد حسین شرفالدین، دراسات فی انساب قبائل الیمن، ص۴۵.</ref>، [[خزاعه]] در [[مکه]] و اطراف آن. [[مَرالظهران]]، [[تنعیم]]، [[جعرانه]]، [[سرف]]، [[فَخ]]، [[عصم]]، [[عسفان]]، [[قدید]]<ref>عبدالقادر فیاض حرفوش، قبیلة خزاعه فی الجاهلیة والاسلام، ص۳۹.</ref> و [[تهامه]] [[مکه]]<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۹۱؛ یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۴۸.</ref>، [[اوس و خزرج]] در [[یثرب]]<ref>یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۴۹؛ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۳۰.</ref> و [[فرزندان]] [[جَفنة بن عمرو]] در [[شام]] در [[سرزمین]] [[بلقاء]]<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۳۰؛ یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۵۱.</ref> و شاخههایی از دَوس به [[ریاست]] [[مالک بن فهم]] (به نامهای [[مالک]] و [[یَحمُد]]) [[حارث]] و [[عتیک]] (شاخهای از بارق) در [[شِحر]] [[عُمان]] ساکن شدند <ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۳۰؛ یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۵۰.</ref> و از آنجا در [[بحرین]] و [[هَجَر]] پراکنده شدند<ref>یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۵۰.</ref> که به نام اَزد عمان شناخته میشوند. | |||
بدین ترتیب اَزد از [[قبایل]] بزرگ [[یمنی]] است که شاخههای فراوان دارد و به دو قسمت تقسیم میشده: اَزد [[شنوءة]] یا «[[اَزدالسراة]]» که در [[سراة]] سکونت داشتند؛ اَزد عمان، شاخههایی که در عمان سکونت یافتند<ref>یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۴۹.</ref>. در هنگام [[بعثت]] [[نبوی]] [[خزاعه]]، [[اوس و خزرج]] و [[غسان]] به نام اَزد شناخته نمیشدند.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۸۷-۸۹.</ref> | |||
==[[اسلام]] اَزد== | |||
در [[سال نهم هجری]] [[صُرد بن عبدالله اَزدی]] با بیش از ده نفر به [[نمایندگی]] از [[قبیله]] اَزد به [[مدینه]] آمدند و اسلام آوردند. صُرَد بن عبدالله در [[دین]] به خوبی [[پایداری]] کرد و [[رسول خدا]]{{صل}} وی را بر افرادی که از قبیله اَزد [[مسلمان]] شده بودند [[امیر]] کرد و به آنان [[دستور]] داد تا با [[قبایل]] مشرکی که در اطراف [[سرزمین]] ایشانند، [[جنگ]] کند. صُرد به دستور آن [[حضرت]] با همراهان خود به [[جُرش]] رفت و آن را [[فتح]] کرد<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الثانی، ص۵۸۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، الجزء الثانی، ص۳۸۸.</ref>. | |||
همچنین [[رسولالله]]{{صل}} برای [[خالد بن ضماد اَزدی]] و [[جُناده اَزدی]] و [[قوم]] و [[پیروان]] او نامههایی نوشت و در آن آورد که: «تا هنگامی که [[نماز]] بگزارند و [[زکات]] بپردازند و خدای و [[رسول]] را [[فرمان]] برند و از [[غنایم]] سهم [[خدا]] و رسول را بپردازند و از [[مشرکان]] دوری جویند در [[پناه]] خدا و رسول او خواهند بود»<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الأول، ص۲۶۷ و ۲۷۰.</ref>.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۸۹.</ref> | |||
==اسلام غامِد== | |||
در [[ماه رمضان]] [[سال]] دهم ده نفر از [[نمایندگان]] [[غامد]] به مدینه آمدند و در حضور رسولالله{{صل}} مسلمان شدند. وی برای آنان فرمانی صادر کرد که متضمن [[احکام]] و [[شرایع]] اسلام بود و جوایزی نیز به آنان داد و [[ابی بن کعب]] [[قرآن]] به آنها آموخت<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الأول، ص۳۴۵؛ شهابالدین احمد نویری، نهایة الأرب، ترجمه محمود مهدوی، جلد سوم، ص۹۶.</ref>. همچنین رسول خدا{{صل}} نامهای به [[ابوظبیان غامدی]] نوشت و وی و قومش را به اسلام [[دعوت]] کرد. ابوظبیان همراه عدهای از قوم خود به نزد [[پیامبر]] در مدینه آمد و اسلام آورد و پیامبر برای وی فرمانی نوشت<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الأول، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۸۹-۹۰.</ref> | |||
==اسلام غافق== | |||
[[جُلیحة بن شَجار بن صُحار غافقی]] همراه مردانی از قوم خود به حضور پیامبر آمدند و گفتند: «ما سران [[قوم]] خود میباشیم و [[مسلمان]] شدهایم و سهم [[زکات]] خود را از اموالمان جدا کردهایم». [[عَوز بن سُرَیر غافقی]] نیز گفت: «به [[خدا]] [[ایمان]] آوردهایم و از [[رسول]] وی [[پیروی]] میکنیم»<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الأول، ص۳۵۲؛ شهابالدین احمد نویری، نهایة الأرب، ترجمه محمود مهدوی، جلد سوم، ص۱۰۲.</ref>.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۹۰.</ref> | |||
==[[اسلام]] بارق== | |||
[[نمایندگان]] [[بارق]] در [[مدینه]] به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} آمدند و [[پیامبر]] آنان را به اسلام [[دعوت]] فرمود. همگی مسلمان شدند و [[بیعت]] کردند و رسول خدا{{صل}} برای ایشان فرمانی صادر کردند<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الأول، ص۳۵۲.</ref>.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۹۰.</ref> | |||
==اسلام دَوس== | |||
[[طفیل بن عمرو دَوسی]] که مردی شاعر و [[خردمند]] بود به [[مکه]] آمد و علیرغم سفارش [[قریش]] که با [[رسولالله]]{{صل}} تماس نگیرد با وی [[ملاقات]] کرد. رسولالله{{صل}} نیز اسلام را به او عرضه کرد و طفیل بدون درنگ، مسلمان شد و به [[قبیله]] خود بازگشت، ولی هر چه کوشید جز [[پدر]] و همسرش کسی اسلام نیاورد. از این رو، پس از مدتی مجدداً به مکه آمد و گزارش اسلام نیاوردن قبیله خود را به اطلاع رسولالله{{صل}} رساند. آن [[حضرت]] درباره ایشان [[دعا]] کرد و گفت: «بار خدایا دوس را [[هدایت]] فرما». سپس طفیل به قبیله خود بازگشت و به دعوت قبیله خود مشغول شد. وی هنگام [[جنگ خیبر]] با هفتاد یا هشتاد خانوار دوسی در [[خیبر]] به رسول خدا{{صل}} ملحق شد و آن حضرت نیز در [[غنایم]] آنان را سهیم کرد. پس از [[فتح مکه]]، طفیل از پیامبر{{صل}} خواست او را برای [[سوزاندن]] [[بت]] «[[ذوالکفین]]» بت قبیله [[عَمرو بن حُمَمة]] بفرستد. رسول خدا{{صل}} پذیرفت و طفیل بن عمر آن بت را [[آتش]] زد و به نزد [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بازگشت و در مدینه بود تا رسولالله{{صل}} [[رحلت]] کردند<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۳۸۲.</ref>. | |||
شایان توجه است طفیل از [[مسلمانان]] دوران [[بعثت]] است که آزادانه اسلام را پذیرفت و خدمات مهمی به آن کرد و [[مقام]] درخور و شایستهای یافت و سرانجام در [[جنگ]] یمامه به [[شهادت]] رسید<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الأول، ص۳۸۵. </ref>. قبیله دوس نیز با فعالیتهای [[تبلیغی]] [[طفیل]]، قبل از [[قبایل]] دیگر [[یمنی]] و هنگامی که هنوز [[مکه]] [[فتح]] نشده بود، [[اسلام]] آوردند.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۹۰-۹۱.</ref> | |||
==اسلام در [[قبیله]] ازدعمان== | |||
در [[ذیقعده]] [[سال]] هشتم [[رسول خدا]]{{صل}} [[عمرو بن عاص]] را به نزد [[جَیفَر]] [[پادشاه]] عمان و برادرش عبد فرستاد. در نامهای نیز آنان را به اسلام [[دعوت]] کرد. سپس آنها اسلام آوردند و عمرو بن عاص به [[دستور]] [[رسولالله]]{{صل}} نزد آنان ماند. او [[صدقات]] توانگرانشان را میگرفت و بین نیازمندانشان تقسیم میکرد و از [[مجوسیان]] بومی عمان [[جزیه]] گرفت<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الأول، ص۲۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، الجزء الثانی، ص۲۶۲.</ref>. همچنین هیأتی از مسلمانانِ آزادِشهرِ [[دَبا]] در عمان به [[مدینه]] آمدند و در حضور رسول خدا{{صل}} اعتراف به اسلام نمودند. رسولالله{{صل}} نیز [[خُذیفة بارقی]] را برای [[تعلیم]] [[قرآن]] و [[احکام]] و [[گرفتن زکات]] همراه آنان به دَبا بفرستاد<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد السابع، ص۱۰۱.</ref>. | |||
قبیله اَزد از قبایل بزرگ یمنی است که شعبههای آن در مناطق مختلف [[جزیرةالعرب]] سکونت داشتند و هیچگونه [[اتحاد]] و [[همبستگی]] در بین آنان وجود نداشت. حتی شاخههایی که در سراة [[یمن]] [[زندگی]] میکردند و در [[همسایگی]] یکدیگر بودند در [[نزاع]] با هم بودند. از هیأتهای [[نمایندگی]] متعددی که اَزدیها به [[مدینه منوره]] فرستادند بر ما معلوم میگردد که بین آنان [[اختلاف]] و دو دستگی وجود داشته است و [[رهبری]] واحدی نداشتند.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۹۱.</ref> | |||
==جستارهای وابسته== | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع}} | |||
#[[پرونده:1100763.jpg|22px]] [[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|'''نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{قبایل عرب}} | |||
[[رده:ازد]] | [[رده:ازد]] | ||
[[رده:مدخل | [[رده:مدخل]] | ||