←جستارهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
میتوان گفت عزاداری در مقاطع مختلف و متأثر از مجموعه شرایط و عوامل [[سیاسی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]]، تعاریف و کارکردهای مختلفی داشته است. عمومیترین و اصلیترین کارکرد عزاداری مذهبی، [[تبلیغ]] [[دینی]] و اظهار [[دینداری]] است. کنش سیاسی، تقویت [[همبستگی]] و [[نظم اجتماعی]]، [[فراغت]] و [[سرگرمی]] و تسکین [[مصائب]] فردی و اجتماعی را نیز میتوان از کارکردهای عمومی و پنهان عزاداری دانست.<ref>[[محسن حسام مظاهری|مظاهری، محسن حسام]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۴۵.</ref>. | میتوان گفت عزاداری در مقاطع مختلف و متأثر از مجموعه شرایط و عوامل [[سیاسی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]]، تعاریف و کارکردهای مختلفی داشته است. عمومیترین و اصلیترین کارکرد عزاداری مذهبی، [[تبلیغ]] [[دینی]] و اظهار [[دینداری]] است. کنش سیاسی، تقویت [[همبستگی]] و [[نظم اجتماعی]]، [[فراغت]] و [[سرگرمی]] و تسکین [[مصائب]] فردی و اجتماعی را نیز میتوان از کارکردهای عمومی و پنهان عزاداری دانست.<ref>[[محسن حسام مظاهری|مظاهری، محسن حسام]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۴۵.</ref>. | ||
==[[احکام]] [[آداب]] و [[آیینهای عزاداری]] و رفتارهای سوگواران از منظر [[فقهی]]== | |||
«[[فقه]]»، [[دانش]] [[استنباط احکام]] [[شرعی]] درباره موضوعات عرفی و رفتارهای مربوط به [[زندگی]] روزمره و [[دینداری]] افراد [[مسلمان]] است. مقوله [[عزاداری]] از دو جهت در [[فقه شیعه]] مورد توجه بوده است: [[اول]] از جهت حدود و [[قوانین]] [[سوگواری]] برای درگذشت عموم [[مردم]]، و دوم عزاداری مذهبی در سوگ شخصیتهای [[دینی]] خصوصاً [[امام حسین]]{{ع}}. | |||
در کتابهای فقهی [[شیعه]] باب مستقلی به احکام و قوانین شرعی عزاداری برای عموم مردم اختصاص نیافته است و معمولاً در دو باب فقهی از این مقوله بحث میشود: یکی در تتمه «کتاب [[طهارت]]» که به تناسب موضوع تغسیل و [[کفن]] و [[دفن]] میت، احکام و قوانین عزاداری برای میت بیان میشود و دیگری در «کتاب ظهار و ایلاء» که به مناسبت بحث از کفارات، از بعضی صورتهای عزاداری که موجب ثبوت [[کفاره]] است، سخن گفته میشود. | |||
[[روایات فقهی]] درباره محدودیتها و قوانین عزاداری نیز معمولاً در ذیل همین دو باب آمده است. با این حال درباره قوانین و [[احکام فقهی]] عزاداری مذهبی کلاً هیچ بحثی در کتابهای فقه فتوایی و حتی کتابهای فقه استدلالی شیعه وجود ندارد و تنها در بعضی از کتب فقه استدلالی متأخر شیعه، مانند جواهرالکلام، به واسطه بحث از احکام عزاداری برای اموات، اشارهای مختصر و گذرا به [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} شده است. | |||
در وسائلالشیعه نیز [[احادیث]] مربوط به عزاداری امام حسین{{ع}} در «کتاب [[حج]]» و در باب [[زیارات]] آن - که به بیان [[مستحبات]] و [[آداب زیارت]] اختصاص دارد آمده است؛ تحت عنوان {{عربی|بَابُ اسْتِحْبَابِ الْبُكَاءِ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ{{ع}} وَ مَا أَصَابَ أَهْلَ الْبَيْتِ{{عم}} خُصُوصاً يَوْمَ عَاشُورَاءَ وَ اتِّخَاذِهِ يَوْمَ مُصِيبَةٍ وَ تَحْرِيمِ التَّبَرُّكِ بِهِ}}. البته احادیث این باب همگی اختصاص به عزاداری امام حسین{{ع}} ندارد و بیشتر درباره اصل عزاداری است. | |||
در هر حال نظرات فقهای متقدم شیعه درباره احکام و قوانین عزاداری بر ما پوشیده است؛ زیرا از سویی در [[کتب فقهی]] شیعه باب خاصی به این موضوع اختصاص نیافته است و از سوی دیگر بیشتر اشکال [[عزاداری]] در قرنهای اخیر [[ظهور]] و رواج یافتهاند. | |||
نظرات فقهای متأخر [[شیعه]] نیز معمولاً در [[غالب]] پاسخ به سؤالات و استفتائات مقلدان بیان شده است و در توضیح المسائلها یا کتابهای [[فقه]] استدلالی متأخرین بحث مستقل و خاصی درباره فقه عزاداری دیده نمیشود. ظاهراً نخستین [[کتابی]] که در پاسخ به سؤالات، مطالبی را درباره [[احکام فقهی]] [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} بیان نموده است، کتاب مقامع الفضل آقا [[محمد علی بن وحید بهبهانی کرمانشاهی]] است. وی در پاسخ به سؤالی، [[حکم فقهی]] [[تعزیه]] و شبیهخوانی و همچنین استفاده از آلات موسیقی در تعزیه را بررسی کرده است. پس از وی [[میرزای قمی]] در جامع الشتات به بررسی حکم فقهی تعزیه پرداخته است. [[ملااحمد نراقی]] نیز در رسائل و مسائل موضوع [[غنا]] در [[مراثی]] را بررسی کرده است. در پاسخهایی که از ناحیه این [[فقها]] بیان شده، به رسم فقهای گذشته، به [[ادله]] فقه نظرات نیز اشاره شده است. | |||
فقهای معاصر اگرچه با توجه به تنوع و گستردگی عزاداری در عصر حاضر، با سؤالات فراوانی مقلدین خویش درباره [[احکام]] عزاداری روبهرو بوده و پاسخهای متعددی را بیان داشتهاند، ولی با این حال معمولاً به علت بعضی [[مصالح]] مذهبی و [[اجتماعی]] از اظهارنظر صریح درباره پارهای مسائل [[فقهی]] عزاداری خودداری کرده و به صورت کلی به سؤالات درباره عزاداری پاسخ گفتهاند. از این جهت [[سیدمحمد]] [[شریف]] [[تقوی]] (۱۲۷۰-۱۳۵۲ق) - از فقها و مجتهدین عصر [[مشروطه]] - که سخنان بیپرده و صریحی درباره [[انحرافات]] عزاداری دارد، میگوید: «... اگرچه بعضی از [[علما]] توقف فرمودهاند؛ نظر به آنکه راجع به عزای [[حضرت]] [[سیدالشهداء]]{{ع}} است، جرأت آنکه [[حکم]] به [[حرمت]] بدهند نداشتهاند؛ ولی حقیر که از ذراری آن بزرگوارم با کمال جرأت حکم به حرمت میدهم. {{متن قرآن|مَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>. [[یقین]] دارم که جد بزرگوارم [[حسین]]{{ع}} و سایر اجداد طاهرین{{عم}} [[خشنودی]] به بیان من دارند». [[محمدباقر بیرجندی]] نیز در کتاب [[کبریت احمر]] نسبت به توجیهاتی که درباره بعضی از روشهای نادرست [[عزاداری]] میشود، [[انتقاد]] میکند و آنها را ناشی از [[غفلت]] از [[قواعد]] [[اجتهادی]] و «[[غلبه]] [[محبت]] مکنونه [[حسینیه]]» میداند. | |||
با نگاهی به پاسخهای [[فقها]] در رابطه با [[احکام]] [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} میتوان گفت [[استدلال]] فقها برای جواز و [[استحباب]] عزاداری بر دو مبنا صورت گرفته است: [[اول]] استناد به روایاتی که توصیه به عزاداری امام حسین{{ع}} میکنند. بر این اساس [[فقهای شیعه]] [[حکم]] به استحباب هر عملی که مصداق عزاداری امام حسین{{ع}} باشد، دادهاند. و دوم استدلال به قاعده [[تعظیم شعائر الهی]]. از این منظر، [[اهل بیت]]{{عم}} از مصادیق بارز [[شعائر الهی]] هستند و مراسمهای عزاداری، سیاهپوشی و بسیاری از [[رفتارها]] و آیینهایی که در [[ماه محرم]] و دیگر ایام عزاداری اهل بیت{{عم}} انجام میشود، تحت عنوان تعظیم شعائر الهی قرار گرفته و حکم به مطلوبیت و استحباب آنها داده میشود. البته در نحوه [[اثبات]] [[حکم فقهی]] تعظیم شعائر الهی و وسعت آن، میان فقهای شیعه اختلافنظر وجود دارد و برخی از ایشان، همچون [[ملااحمد نراقی]]، [[تمسک]] به [[آیات قرآن]] و بعضی از [[روایات]] برای وسعت دادن حکم تعظیم شعائر الهی را نمیپذیرند و حکم این [[آیات]] را مختص به مسائل [[حج]] میدانند. اگرچه حکم به استحباب عزاداری امام حسین{{ع}} یک حکم [[اجماعی]] میان فقهای شیعه است، ولی با این حال در تعیین مصادیق عزاداری میان فقها [[اختلاف]] وجود دارد و بعضی از روشهای عزاداری به عنوان مصداق عزاداری مورد قبول تمام فقها نیستند و حتی گاه حکم به [[حرمت]] آنها داده شده است. معمولاً قواعد [[فقهی]] «حرمت اضرار به نفس» و «[[لاضرر]] و لا [[ضرار]]» در این تحریمها مورد استناد بوده است. در مقابل، دو قاعده «[[تسامح]] در [[ادله]] [[سنن]]» و «[[تعظیم شعائر]]» در صدور حکم جواز و [[حلیت]] مصادیق [[عزاداری]] مورد استناد [[فقها]] بوده است. | |||
این میان، فتاوای برخی از فقها، به جهت اعتبار خاص صادرکننده آنها یا بحث برانگیزی و تأثیری که بر جا گذاشتند، اهمیت ویژهای در مباحث [[فقهی]] عزاداری پیدا کردهاند؛ از جمله: | |||
[[میرزای قمی]]؛ فتوای او در خصوص بلامانع بودن اجرای [[تعزیه]] از لحاظ [[شرعی]] که در کتاب جامع الشتات وی آمده است، نقش مهمی در [[ترویج]] و گسترش [[تعزیهخوانی]] به خصوص در [[مقطع]] آغازین دوره قاجار داشت. | |||
[[محمد حسین نائینی]]؛ او در پاسخ به استفتای جمعی از [[شیعیان]] [[بصره]] در [[تاریخ]] ۵ [[ربیع الاول]] ۱۳۴۵ق، در نامهای ذیل چهار بند فتاوایی در جواز مجموعهای از [[رفتارها]]، [[آداب]] و [[آیینهای عزاداری]] صادر کرد؛ از جمله: تعزیهخوانی، دستهگردانی، [[لطمزنی]]، [[زنجیرزنی]]، [[قمهزنی]] و استفاده از آلات موسیقی مانند دمام، طبل و شیپور. این [[فتوا]]، تأثیر فراوانی در گسترش عزاداری داشته و مورد استناد بسیاری از فقهای پس از [[نائینی]] در [[حکم]] به [[حلیت]] عزاداریها قرار گرفته است. | |||
[[سید محسن امین]]؛ یکی از جنجالیترین بحثهای [[فقه]] [[امامیه]] هنگامی شکل گرفت که او کتاب «التنزیه لاعمال الشبیه» را در [[انتقاد]] از برخی سوگواریها خصوصاً قمهزنی منتشر کرد. [[امین]] در آن کتاب، ۹ مورد از منکراتی که به نظرش داخل عزاداری شده را برمیشمرد و انجام این امور را در عزاداری از «[[وسوسههای شیطان]]» میداند. انتشار این کتاب، واکنشهای مثبت و منفی زیادی را در محافل [[شیعی]] و به خصوص در [[حوزه نجف]] در پی داشت و موجب شد رسالههای فراوانی در موضوع فقه عزاداری منتشر شود؛ رسالههایی که غالباً علیه امین و نظراتش نگاشته شده بودند. | |||
[[سید ابوالحسن اصفهانی]]؛ فتوایی منتسب به او مشتمل بر [[حرام]] و غیرشرعی دانستن «استفاده از [[شمشیر]] و زنجیر و طبل و بوق و آنچه شبیه آن است در دستهجات عزاداری [[عاشورا]]» موجود است که بازتابهای گستردهای داشته و گفته شده پس از صدور آن، حتی برخی مقلدین وی از او [[عدول]] کرده و به [[تقلید]] از [[نائینی]] پرداختند. | |||
[[سید علی خامنهای]]؛ نظر وی در [[تحریم]] [[قمهزنی]] که هم در قالب [[فتوای فقهی]] و هم در قالب [[حکم حکومتی]] و از جایگاه [[ولی فقیه]] صادر شده، یکی از چالش برانگیزترین و موثرترین فتاوای [[فقهی]] در دوره معاصر بوده است. [[استنباط]] فقهی او در مورد قمهزنی، [[حرمت]] آن در هر [[زمان]] و هر مکانی و به هر شکل حتی پنهانی است. | |||
مهمترین موضوعات و مباحثی که فقهای متأخر نوعاً در پاسخ به استفتای مقلدان درباره آنها صدور [[فتوا]] کردهاند، عبارتند از: سیاهپوشی، [[گریه]]، [[سینهزنی]] (برهنه سینهزدن، سینهزدن شدید و منجر به [[خونریزی]]، هروله کردن و...)، استفاده از موسیقی در مجالس مذهبی ([[غنا]] در [[مداحی]] و استفاده از آلات موسیقی)، [[احکام]] [[آیینهای عزاداری]] (به ویژه [[تعزیهخوانی]]، قمهزنی و [[زنجیرزنی]])، استفاده از نمادهای [[عزاداری]] (مانند [[شمایل]]، [[علم]] و علامت)، مداحی (اشعار نوحهها، زبان حال، روضههای غیر مستند و...)، [[مجالس روضه]] زنانه و مقولات متفرقه دیگر مرتبط با [[مجالس عزاداری]] (مانند [[ریا]] در عزاداری، [[رعایت حقوق دیگران]]، [[نذر]] و [[قربانی]] و...). از این میان، موارد زیر را میتوان مهمترین و پردامنهترین مباحث فقهی درباره عزاداری دانست:<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۶۸.</ref>. | |||
===سیاهپوشی=== | |||
با وجود آنکه عموم [[فقهای شیعه]]، به ویژه متقدمین، با تکیه بر [[احادیث]] [[کراهت]] رنگ سیاه، [[پوشیدن لباس سیاه]] در حال [[نماز]] یا غیر آن را [[مکروه]] دانستهاند، اما فقهای متأخر، اغلب سیاهپوشی در عزاداری عزاداری [[اهل بیت]] خصوصاً [[امام حسین]]{{ع}} را از این [[حکم]] مستثنا کرده و به علاوه امری [[مستحب]] دانستهاند.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۱.</ref>. | |||
===روضهخوانی و گریه=== | |||
با توجه به [[روایات]] فراوانی که با مضمون توصیه به گریه و روضهخوانی در [[مصائب امام حسین]]{{ع}} در [[منابع حدیثی]] آمده است، تمام فقهای شیعه حکم به [[استحباب]] این روش از عزاداری دادهاند و تردیدی در این حکم میان فقهای شیعه وجود ندارد. البته در این موضوع نیز اتفاقنظر است که روضهخوانی باید عاری از [[دروغ]] و ریا باشد. همچنین بعضی از [[فقها]] انتقادهایی درباره فریاد کشیدن و جیغزدن در روضهخوانی، خصوصاً از ناحیه [[زنان]]، داشته و آن را [[حرام]] دانستهاند.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۲.</ref>. | |||
===[[سینهزنی]]=== | |||
یکی از سنتهای [[عزاداری]] که رواج بیشتری نسبت به دیگر انواع عزاداری دارد، سینهزنی است. درباره اصل این عمل، [[مخالفت]] آشکاری میان [[فقهای شیعه]] دیده نمیشود. با این حال مباحث و ادلهای که درباره [[حرمت]] [[قمهزنی]] بیان شد، ممکن است شامل حال بعضی از صورتها و مصادیق سینهزنی نیز بشود و دستهای از [[فقها]] سینهزنی را در صورتی که موجب جراحت در [[بدن]] و وهن [[مذهب تشیع]] شود، حرام بدانند. همچنین یکی از موضوعات مربوط با سینهزنی که جای بحث [[فقهی]] دارد، برهنه شدن در سینهزنی است. بعضی از فقهای گذشته و معاصر، افزون بر اینکه لخت شدن در معرض دید نامحرم را در عزاداری جایز نمیدانند، این عمل را عاملی برای وهن [[مجالس عزاداری]] دانسته و از آن [[نهی]] کردهاند.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۲.</ref>. | |||
===[[تعزیهخوانی]]=== | |||
یکی از [[آیینهای عزاداری]] که به جهت رواج آن به ویژه در دوره قاجار، فقها دربارهاش فراوان سخن گفتهاند، تعزیهخوانی است. در این میان موافقان [[تعزیه]] در پاسخ به استفتائات موضوع تلبس مرد به [[زن]] (در اصطلاحاً «زنخوانی») و [[تشبیه]] به [[معصومین]] در تعزیه را مورد توجه قرار دادهاند و با [[نفی]] حرمت فقهی این موارد، تعزیه را عملی جایز و بلکه [[مستحب]] دانستهاند. در مقابل، برخی فقها، افزون بر [[اختلاف]] نظر در موارد یادشده، بر بحث [[غنا]] و مطرح شدن داستانهای [[کذب]] و غیر واقع در تعزیه تکیه نموده و بر حرمت و منع آن تأکید کردهاند. از این جهت به نظر میرسد مخالفتهای فقهی انجام شده با تعزیه، مربوط به اصل این [[آیین]] نیست، بلکه ناظر به برخی از رفتارهایی است که گاهی در آن انجام میشود. در مجموع میتوان گفت بیشتر فقهای شیعه موافق برگزاری تعزیه بودهاند و در اصل برپایی آن مخالفت فقهی مهمی وجود ندارد.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۲.</ref>. | |||
===قمهزنی=== | |||
یکی از پرچالشترین بحثهای [[فقه]] عزاداری و حتی فقه معاصر [[شیعه]]، [[حکم شرعی]] قمهزنی است. موافقان و [[مخالفان]] قمهزنی برای [[اثبات]] [[حرمت]] و جواز آن، [[دلایل]] مختلفی را ذکر مینمایند که معمولاً سخنان هر دو گروه، ناظر بر استدلالهای طرف مقابل است. در این میان [[مخالفان]] [[قمهزنی]] برای [[حکم]] به حرمت آن به سه دلیل [[تمسک]] میکنند: | |||
====[[بدعت]] بودن قمهزنی==== | |||
مخالفان قمهزنی، معتقدند در [[اسلام]] [[دستور]] خاص یا عامی درباره قمهزنی وجود ندارد و از این جهت انجام آن به عنوان عملی مذهبی، بدعت و [[حرام]] است؛ زیرا نه تنها در تعریف [[شرعی]] [[عزاداری]]، قمهزنی جایگاهی ندارد، بلکه عرف نیز آن را از مصادیق عزاداری به شمار نمیآورد. در مقابل، موافقان قمهزنی آن را نوعی عزاداری میدانند و با تمسک به مضمون بعضی از [[روایات]] درصددند دلیلی خاص برای آن اقامه کنند.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۳.</ref>. | |||
====[[استدلال]] به [[قاعده لاضرر]]==== | |||
یکی از ادلهای که در [[تحریم]] قمهزنی به آن تمسک میشود، قاعده «[[لاضرر]]» است. این قاعده از [[قواعد]] مشهور [[فقهی]] است که در بیشتر [[ابواب فقه]] کاربرد دارد و مضمون آن این است که ضرر در اسلام [[مشروعیت]] نداشته و هرگونه ضرر و اضرار در اسلام [[نفی]] یا [[نهی]] شده است. این قاعده به عنوان ثانوی بر تمام [[احکام فقهی]] و اطلاقات عناوین اولی تقدم دارد. مخالفان قمهزنی معتقدند عزاداری نیز همچون سایر [[عبادات]] تا هنگامی مشروعیت دارد که موجب ضرر و آسیب رساندن به [[بدن]] نشود. در مقابل، بعضی از [[فقها]] معتقدند مقصود از ضرر در این قاعده، آسیب پر اهمیت و قابل توجه است، از همین رو اگر قمهزنی به بدن آسیب جدی نرساند، دلیلی بر حرمت آن وجود ندارد.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۳.</ref>. | |||
====وهن [[مذهب]] بودن==== | |||
«وهن» در لغت به معنای [[تضعیف]] و [[سست]] نمودن کسی یا چیزی است. در اصطلاح فقهی، وهن [[دین]] و مذهب به معنای سبک جلوهدادن دین و مذهب در انظار عمومی دیگر [[ادیان]] و [[مذاهب]] است. در واقع عنوان وهن دین و مذهب، یک عنوان ثانوی است و فقها درباره برخی از [[احکام]] به آن استناد میکنند و میگویند «هر کاری که باعث وهن [[دین]] و [[مذهب]] گردد [[حرام]] است و باید از آن اجتناب شود». [[مخالفان]] [[قمهزنی]] معتقدند قمهزنی، حتی در صورتی که آن را عملی [[مباح]] بدانیم، در حال حاضر موجب وهن دین و مذهب شده و نوعی دلزدگی نسبت به [[دین اسلام]] و [[مذهب شیعه]] به وجود میآورد؛ پس اجتناب از آن مهمتر از انجام آن است. در مقابل، مدافعان قمهزنی معتقدند با قمهزنی پایههای دین تقویت میشود و از آن به عنوان یک نوع [[تبلیغ]] برای مذهب شیعه یاد میکنند که [[قادر]] است دیگران را به [[اسلام]] و [[تشیع]] علاقهمند کند. | |||
اگرچه درباره جواز و [[حرمت]] قمهزنی بحثهای فراوانی شده و رسالهها و آثار مکتوب بسیار زیادی، خصوصاً از ناحیه طرفداران قمهزنی، منتشر شده است، بسیاری از این مباحثات صورت جدلی داشته و از بحثهای [[علمی]] و فقاهتی دور است. امروزه نظرات فقهای معاصر در موضوع قمهزنی طیف متنوعی را شامل میشود که یک طرف آن فتاوایی در [[تحریم]] این رسم در هر شکل حتی به صورت پنهان قرار دارد و در طرف دیگر، فتاوایی که قمهزنی را نه تنها جایز بلکه [[مستحب]] و از مصادیق مهم [[تعظیم شعائر الهی]] میدانند.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۳.</ref>. | |||
===[[زنجیرزنی]]=== | |||
درباره زنجیرزنی اگرچه [[مخالفت]] کمتری نسبت به قمهزنی صورت گرفته است، ولی با این حال بعضی از [[فقها]] نظیر [[سیدابوالحسن اصفهانی]] - این عمل را مشابه قمهزنی مصداق [[عزاداری]] نمیدانند و آن را تحریم کردهاند. البته در میان فقهای معاصر، مخالفت آشکاری با زنجیرزنی در شکل متعارفی که در میان [[شیعیان]] انجام میشود، صورت نگرفته است و به نظر میرسد منتقدین [[فقهی]] این عمل درباره آن [[سکوت]] [[اختیار]] کردهاند.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۴.</ref>. | |||
===[[غنا]]=== | |||
یکی از مسائل مربوط به عزاداری که حداقل از دوره [[صفویه]] به بعد مورد توجه فقها بوده است، غنا در [[نوحهخوانی]] و روضهخوانی است. حرمت غنا مورد [[اجماع]] جمیع فقها است؛ اما این که این حرمت چه در [[نوحه]] بالحق و چه نوحه بالباطل یکسان جاری باشد، مورد [[اختلاف]] است. به عنوان مثال [[میر صدرالدین محمد دشتکی]] (ز۹۷۳ق) پس از اشاره به اینکه «[[امامیه]] و [[شیعه]]، [[غنا]] و آلات آن را به طور مطلق [[حرام]] کردهاند» مینویسد: «اما من میگویم [[خواندن قرآن]] و [[احادیث]] و اشعاری که مشتمل بر [[حکمت]] و [[موعظه]] و [[نصایح]] و [[تحمید]] و [[تمجید]] [[خداوند]] و [[وصف]] [[رسول]] و [[مناقب اهل بیت]]{{عم}} است، اگر راست باشد و به خاطر [[خدا]] و کسب [[ثواب]] و [[نصیحت]] [[مؤمنان]] با صدای [[نیکو]] خوانده شود و از [[زن]] [[اجنبی]] یا پسربچه که شایبه [[فسق]] و [[شهوت]] در آن است صادر نشود، به نظر من اشکالی ندارد، بلکه [[مستحب]] است؛ چراکه به این صورت، تأثیر بیشتری در [[دلها]] میگذارد». همچنین [[مقدس]] اردبیلی۔ [[مجتهد]] دوره صفوی - غنا در [[مرثیهخوانی]] [[اهلبیت]] را فاقد اشکال میدانسته است. اما فتوای او توسط برخی فقهای بعدی مورد اشکال واقع شد. از جمله [[مرتضی انصاری]] - مجتهد دوره قاجار در کتاب [[صراط]] النجاة تصریح میکند: «غنا خواندن حرام است و اجرت بر آن حرام است؛ اما در [[قرآن]] و [[روضه]]، [[معصیت]] و عقابش مضاعف است». [[انصاری]] همچنین این نظر را به تفصیل در کتاب المکاسب خود آورده و به فتوای [[مقدس اردبیلی]] اشکال کرده است.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۴.</ref>. | |||
===[[شمایل]]=== | |||
بسیاری از فقهای معاصر، در مورد شمایل، ضمن تأکید بر مستند نبودن و وجه [[شرعی]] نداشتن این تصاویر، در عین حال بر [[حفظ حرمت]] و [[پرهیز]] از بیاحترامی به آنها به ملاحظه [[اعتقاد]] [[عامه]] [[مردم]] تأکید کردهاند.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۴.</ref>. | |||
===[[علم]] و علامت=== | |||
اغلب فقهای معاصر، استفاده از اشیایی که به طور سنتی در دستههای عزاداری حمل میشود، نظیر علم، علامت و کتل را فینفسه خالی از اشکال و جایز دانستهاند؛ گرچه درعین حال برخی تأکید کردهاند «نباید این امور جزو [[دین]] شمرده شود».<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۴.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||