بردگی در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
بنابراین، میتوان گفت که استرقاق در صورت قبول آن به عنوان یکی از راههای [[تعیین سرنوشت]] [[اسیران]] جنگی در واقع نوعی [[پیشبینی]] [[مقابله به مثل]] است که در صورت انتخاب این راهحل از طرف دشمن، [[دولت اسلامی]] هم بتواند از باب مقابله به مثل [[رفتار]] مشابهی را اتخاذ کند. | بنابراین، میتوان گفت که استرقاق در صورت قبول آن به عنوان یکی از راههای [[تعیین سرنوشت]] [[اسیران]] جنگی در واقع نوعی [[پیشبینی]] [[مقابله به مثل]] است که در صورت انتخاب این راهحل از طرف دشمن، [[دولت اسلامی]] هم بتواند از باب مقابله به مثل [[رفتار]] مشابهی را اتخاذ کند. | ||
قابل تردید نیست که انتخاب دو راهحل دیگر یعنی {{عربی|منّ}} و {{عربی|فدا}} نیز بر اساس [[مصلحت]] و با توجه به [[تصمیمات]] دشمن در مورد اسرای [[مسلمان]] صورت میگیرد و [[فلسفه]] انتخابی بودن تعیین سرنوشت نهایی اسیران آن است که [[دست امام]] و نماینده او در [[مقابله با دشمن]] باز باشد در این صورت، [[استرقاق]] به عنوان راهحلی که [[دشمن]] آن را [[انتخاب]] میکند، تلقی خواهد شد، نه راهحلی که [[اسلام]] توجیه میکند. | قابل تردید نیست که انتخاب دو راهحل دیگر یعنی {{عربی|منّ}} و {{عربی|فدا}} نیز بر اساس [[مصلحت]] و با توجه به [[تصمیمات]] دشمن در مورد اسرای [[مسلمان]] صورت میگیرد و [[فلسفه]] انتخابی بودن تعیین سرنوشت نهایی اسیران آن است که [[دست امام]] و نماینده او در [[مقابله با دشمن]] باز باشد در این صورت، [[استرقاق]] به عنوان راهحلی که [[دشمن]] آن را [[انتخاب]] میکند، تلقی خواهد شد، نه راهحلی که [[اسلام]] توجیه میکند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۰.</ref>. | ||
==نظریة [[اسکافی]] از [[فقهای شیعه]]== | ==نظریة [[اسکافی]] از [[فقهای شیعه]]== | ||
اسکافی سه حالت: {{عربی|منّ}}، {{عربی|فدا}} و {{عربی|استرقاق}} را به صورت اول یعنی [[دستگیری]] دشمن در حال [[جنگ]] و قبل از پایان آن نیز تعمیم داده و دو صورت قبل و بعد پایان جنگ را یکسان تلقی کرده است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۲۲.</ref>. | اسکافی سه حالت: {{عربی|منّ}}، {{عربی|فدا}} و {{عربی|استرقاق}} را به صورت اول یعنی [[دستگیری]] دشمن در حال [[جنگ]] و قبل از پایان آن نیز تعمیم داده و دو صورت قبل و بعد پایان جنگ را یکسان تلقی کرده است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۲۲.</ref>. | ||
صاحب [[جواهر الکلام]] در مورد این نظریه مینویسد: گرچه مقتضای این نظریه آن است که [[اسیر]] در هر حالتی که دستگیر شده باشد کشته نمیشود ولی از نقطه نظر تعمیم انتخاب سهگانه به اسیر قبل از [[اثخان]]، مردود و [[باطل]] میباشد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۲۲.</ref>. | صاحب [[جواهر الکلام]] در مورد این نظریه مینویسد: گرچه مقتضای این نظریه آن است که [[اسیر]] در هر حالتی که دستگیر شده باشد کشته نمیشود ولی از نقطه نظر تعمیم انتخاب سهگانه به اسیر قبل از [[اثخان]]، مردود و [[باطل]] میباشد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۲۲.</ref>. | ||
متأسفانه نویسنده کتاب «آثار الحرب فی الاسلام» جواز [[قتل]] اسیر را به فقهای شیعه نسبت داده است که همانطور که ملاحظه شد، خلاف واقع است<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۳۱.</ref>. | متأسفانه نویسنده کتاب «آثار الحرب فی الاسلام» جواز [[قتل]] اسیر را به فقهای شیعه نسبت داده است که همانطور که ملاحظه شد، خلاف واقع است<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۳۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۲.</ref>. | ||
==نظریة [[فقهای اهل سنت]]== | ==نظریة [[فقهای اهل سنت]]== | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
این [[استدلال]] به طور کامل مخدوش است؛ زیرا تعارضی بین این دو آیه وجود ندارد و آیه اول درباره اصل [[حکم جهاد]] است و آیه دوم در مورد [[رفتار با اسیران]] [[جنگی]] و تنها آیه قابل استناد در مورد [[اسیران]]، آیه دوم است. | این [[استدلال]] به طور کامل مخدوش است؛ زیرا تعارضی بین این دو آیه وجود ندارد و آیه اول درباره اصل [[حکم جهاد]] است و آیه دوم در مورد [[رفتار با اسیران]] [[جنگی]] و تنها آیه قابل استناد در مورد [[اسیران]]، آیه دوم است. | ||
نویسنده کتاب «آثار الحرب» ضمن رد نظریه [[اجماعی]] فقهای اهل سنت مینویسد: به قتل رساندن برخی از [[اسرا]] در [[صدر اسلام]] به دلیل شرایط خاص زمانی بوده و این مسئله مشابه آن چیزی است که امروز در [[قوانین بینالمللی]] در مورد [[جنایتکاران]] [[جنگی]] [[اعمال]] میشود<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۳۶.</ref>. | نویسنده کتاب «آثار الحرب» ضمن رد نظریه [[اجماعی]] فقهای اهل سنت مینویسد: به قتل رساندن برخی از [[اسرا]] در [[صدر اسلام]] به دلیل شرایط خاص زمانی بوده و این مسئله مشابه آن چیزی است که امروز در [[قوانین بینالمللی]] در مورد [[جنایتکاران]] [[جنگی]] [[اعمال]] میشود<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۳۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۳.</ref>. | ||
==[[استرقاق]] از دیدگاه [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]]== | ==[[استرقاق]] از دیدگاه [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]]== | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
[[استنباط]] جواز استرقاق از [[آیه]] {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً}}<ref>«پس چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید» سوره محمد، آیه ۴.</ref> بسیار عجیب به نظر میرسد؛ زیرا {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} به معنای استیلای کامل بر [[آحاد]] [[دشمن]] و به [[اسارت]] گرفتن آنان است و این معنای هیچگونه ملازمه عرفی و [[عقلی]] با استرقاق ندارد و از سوی دیگر {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} در واقع مقسم دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} میباشد در حالی که اگر معنای {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}}، استرقاق باشد، خود حالت سوم در برابر این دو حالت محسوب میشود و قابل تقسیم به دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} نخواهد بود. بلکه میتوان گفت که دلالت آیه بر [[نفی]] استرقاق از باب مفهوم [[حصر]] معقولتر به نظر میرسد. | [[استنباط]] جواز استرقاق از [[آیه]] {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً}}<ref>«پس چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید» سوره محمد، آیه ۴.</ref> بسیار عجیب به نظر میرسد؛ زیرا {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} به معنای استیلای کامل بر [[آحاد]] [[دشمن]] و به [[اسارت]] گرفتن آنان است و این معنای هیچگونه ملازمه عرفی و [[عقلی]] با استرقاق ندارد و از سوی دیگر {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} در واقع مقسم دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} میباشد در حالی که اگر معنای {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}}، استرقاق باشد، خود حالت سوم در برابر این دو حالت محسوب میشود و قابل تقسیم به دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} نخواهد بود. بلکه میتوان گفت که دلالت آیه بر [[نفی]] استرقاق از باب مفهوم [[حصر]] معقولتر به نظر میرسد. | ||
مهمترین دلیل در مورد جواز استرقاق اسیران جنگی استناد به عمل [[پیامبر]]{{صل}} است که گفته میشود در چند مورد [[اقدام]] به استرقاق اسیران کرده است مانند اسرای جنگی [[هوازن]] و [[بنی المصطلق]]<ref>لسان المیزان، ج۶، ص۳۲۴؛ سبل السلام، ج۴، ص۴۵ به بعد.</ref> و عمل [[پیامبر]]{{صل}} میتواند حاکی از [[مشروعیت]] [[مقابله به مثل]] با [[دشمن]] در [[رفتار]] متقابل با [[اسیران]] [[جنگی]] باشد. به علاوه در [[سنت]] گفتاری [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} هیچ موردی بیانگر جواز [[استرقاق]] دیده نمیشود<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۴۴.</ref>. | |||
مهمترین دلیل در مورد جواز استرقاق اسیران جنگی استناد به عمل [[پیامبر]]{{صل}} است که گفته میشود در چند مورد [[اقدام]] به استرقاق اسیران کرده است مانند اسرای جنگی [[هوازن]] و [[بنی المصطلق]]<ref>لسان المیزان، ج۶، ص۳۲۴؛ سبل السلام، ج۴، ص۴۵ به بعد.</ref> و عمل [[پیامبر]]{{صل}} میتواند حاکی از [[مشروعیت]] [[مقابله به مثل]] با [[دشمن]] در [[رفتار]] متقابل با [[اسیران]] [[جنگی]] باشد. به علاوه در [[سنت]] گفتاری [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} هیچ موردی بیانگر جواز [[استرقاق]] دیده نمیشود<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۴۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۳.</ref>. | |||
==من و [[فدا]] در [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]]== | ==من و [[فدا]] در [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]]== | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۶: | ||
[[علامه حلی]] میگوید: «[[فلسفه]] [[استرقاق]] آنست که اینان هرگاه در دست مسلمین بمانند [[امید]] بیشتری به [[هدایت]] آنان و برخورداری از مواهب [[آزادی]] آیندهگان خواهد بود»<ref>تذکرة الفقها، ج۱، ص۱۳۱.</ref>. | [[علامه حلی]] میگوید: «[[فلسفه]] [[استرقاق]] آنست که اینان هرگاه در دست مسلمین بمانند [[امید]] بیشتری به [[هدایت]] آنان و برخورداری از مواهب [[آزادی]] آیندهگان خواهد بود»<ref>تذکرة الفقها، ج۱، ص۱۳۱.</ref>. | ||
اسرای [[جنگی]] باید در هر صورت، تا [[تصمیم]] نهایی درباره آنها گرفته شود، از [[امنیت]] و معاش لازم برخوردار باشند. علی{{ع}} میفرمود: [[اطعام]] اسیر و [[احسان]] نمودن به وی [[حق]] [[واجب]] او است گرچه مستحق [[اعدام]] باشد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، باب ۱۵ از ابواب جهاد؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۱ و ۱۴۸؛ فقه سیاسی، ج۶، ص۲۲۲-۲۲۱ و ۲۱۲-۲۰۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص | اسرای [[جنگی]] باید در هر صورت، تا [[تصمیم]] نهایی درباره آنها گرفته شود، از [[امنیت]] و معاش لازم برخوردار باشند. علی{{ع}} میفرمود: [[اطعام]] اسیر و [[احسان]] نمودن به وی [[حق]] [[واجب]] او است گرچه مستحق [[اعدام]] باشد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، باب ۱۵ از ابواب جهاد؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۱ و ۱۴۸؛ فقه سیاسی، ج۶، ص۲۲۲-۲۲۱ و ۲۱۲-۲۰۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۳.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||