پرش به محتوا

اسم اعظم: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۵۱۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۷
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:


==رؤیت ملکوت و اسم اعظم==
==رؤیت ملکوت و اسم اعظم==
روایات شریفی که از رؤیت ملکوت آسمانها و زمین توسط امام سخن می گویند را لازم است در مسئلهٔ اسم اعظم مطرح نمود.
روایات شریفی که از رؤیت ملکوت آسمانها و زمین توسط [[امام]] سخن می‌گویند را لازم است در مسئلهٔ اسم اعظم مطرح نمود. روایاتِ رویت ملکوت توسط امام، که در ذیلِ آیات داستان [[ابراهیم]] ورویت ملکوت توسط او مطرح شده، به تبیین مراد از رویت و تفسیر آن پرداخته است و بیان نموده که مقصود از رویت مشاهدهٔ عاملان و کارگزان الهی در آسمانها و زمین و دیدن حقیقت زمین و آسمان و ساکنان پیدا و پنهان آن می‌باشد، که بیانی دیگر از فهم و مشاهدهٔ رابطهٔ مخلوقات الهی و علل و اسباب آن و کارفرمایان تجلی حوادث می‌باشد.
روایاتِ رویت ملکوت توسط امام، که در ذیلِ آیات داستان [[ابراهیم]] ورویت ملکوت توسط او مطرح شده، به تبیین مراد از رویت و تفسیر آن پرداخته است و بیان نموده که مقصود از رویت م[[شاهد]]هٔ عاملان و کارگزان الهی در آسمانها و زمین و دیدن حقیقت زمین و آسمان و ساکنان پیدا و پنهان آن می باشد، که بیانی دیگر از فهم و م[[شاهد]]هٔ رابطهٔ مخلوقات الهی و علل و اسباب آن و کارفرمایان تجلی حوادث می باشد.
 
هشام از [[امام صادق]] {{ع}} نقل می کند که در ذیل آیهٔ {وکذلِک نُرِی [[ابراهیم]] مَلَکوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیکونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ}
[[هشام]] از [[امام صادق]] {{ع}} نقل می‌کند که در ذیل آیهٔ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}﴾}}<ref>  و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و چنین می‌کنیم تا از باورداران گردد؛ سوره انعام، آیه ۷۵.</ref> [[امام]]{{ع}} فرمود:{{عربی|اندازه=150%|«کشِطَ لَهُ عَنِ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَیهَا وَ عَنِ السَّمَاءِ وَ مَا فِیهَا وَ الْمَلَک الَّذِی یحْمِلُهَا وَ الْعَرْشِ وَ مَنْ عَلَیهِ»}}.
امام {{ع}} فرمود:
 
کشِطَ لَهُ عَنِ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَیهَا وَ عَنِ السَّمَاءِ وَ مَا فِیهَا وَ الْمَلَک الَّذِی یحْمِلُهَا وَ الْعَرْشِ وَ مَنْ عَلَیهِ.
مرحوم [[مجلسی]] در توضیح لفظ کشط می‌نویسد: «الکشط رفعک الشی‏ء بعد الشی‏ء قد غشاه و کشط الجل عن الفرس کشفه. تعبیر کشف به جای کشط در برخی روایات هم می تواند به فهم معنای کشط کمک کند».
مرحوم مجلسی در توضیح لفظ کشط مینویسد:
 
«الکشط رفعک الشی‏ء بعد الشی‏ء قد غشاه و کشط الجل عن الفرس کشفه. تعبیر کشف به جای کشط در برخی روایات هم می تواند به فهم معنای کشط کمک کند.»
صاحب مفاتیح الغیب با لحاظ تعبیر «کذلک» در ابتدای آیه، با پیوند معنائی آن به آیهٔ قبل، معتقد است لفظ «کذلک» اشاره به لزوم انقطاع از غیر خدا برای رویت حقایق عالم می‌باشد .
صاحب مفاتیح الغیب با لحاظ تعبیر «کذلک» در ابتدای آیه، باپیوند معنائی آن به آیهٔ قبل، معتقد است لفظ «کذلک» اشاره به لزوم انقطاع از غیر خدا برای رویت حقایق عالم می باشد
 
مرحوم علامه با توجه به آیهٔ شریفۀ{إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکونُ، فَسُبْحانَ الَّذِی بِیدِهِ مَلَکوتُ کلِّ شَی‏ءٍ}  معتقد است که ملکوت هر چیزی، همان کلمه" کن" است که خدای سبحان می گوید، و گفتن او عین فعل و ایجاد او است، و نتیجه گرفته که ملکوت همان وجود اشیاء است، از جهت انتسابی که به خدای سبحان داشته و قیامی که به ذات او دارند، که [[هدایت]]گر انسان به توحید است.   
مرحوم [[علامه طباطبایی]] با توجه به آیهٔ شریفۀ{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}﴾}}<ref> فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود.  پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید؛ سوره یس، آیه ۸۲ - ۸۳.</ref> معتقد است که ملکوت هر چیزی، همان کلمه" کن" است که خدای سبحان می‌گوید، و گفتن او عین فعل و ایجاد او است، و نتیجه گرفته که ملکوت همان وجود اشیاء است، از جهت انتسابی که به خدای سبحان داشته و قیامی که به ذات او دارند، که هدایت‌گر انسان به توحید است.   
و در جمله {وَ کذلِک نُرِی [[ابراهیم]] مَلَکوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...} منظور از نشان دادن ملکوت آسمان و زمین، به خاطر آن است که خداوند خود را به [[ابراهیم]] نشان دهد منتهی از طریق م[[شاهد]]ه اشیاء، و از جهت استنادی که اشیاء به وی دارند.
 
در حدیثی که از [[پیامبر اعظم]] ({{ع}} واله) نقل شده این رویت به هفت آسمان و هفت زمین تعمیم یافته است.  
و در جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}﴾}}<ref>و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و چنین می‌کنیم تا از باورداران گردد؛ سوره انعام، آیه ۷۵.</ref> منظور از نشان دادن ملکوت آسمان و زمین، به خاطر آن است که خداوند خود را به [[ابراهیم]] نشان دهد منتهی از طریق مشاهده اشیاء، و از جهت استنادی که اشیاء به وی دارند.
و در روایت [[امام باقر]] {{ع}} محدودهٔ رویت با بیان حَتَّی رَأَی الْعَرْشَ وَ مَنْ عَلَیهِ ذکر شده است.  
 
کلام [[امیرالمؤمنین]] ({{ع}}) به پیوند این رویت و آگاهی از گذشته و آینده اشاره ای دارد، مفضل از [[امام صادق]] {{ع}} نقل میکند که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود:
در حدیثی که از [[پیامبر اعظم]] ({{ع}} نقل شده این رویت به هفت آسمان و هفت زمین تعمیم یافته است.  
لَقَدْ نَظَرْتُ فِی الْمَلَکوتِ بِإِذْنِ رَبِّی فَمَا غَابَ عَنِّی مَا کانَ قَبْلِی وَ لَا مَا یأْتِی بَعْدِی 
 
با اذن پروردگارم در ملکوت نگاه افکندم پس هیچ امری از آنچه قبل از من بوده و آنچه بعد از من می آید بر من مخفی نماند.
و در روایت [[امام باقر]] {{ع}} محدودهٔ رویت با بیان {{عربی|اندازه=150%|«حَتَّى رَأَى الْعَرْشَ وَ مَنْ عَلَيْه‏»}} ذکر شده است.
در روایات این رویت و کشف لازمهٔ [[امامت]] دانسته شده است، لذا در روایات، [[ائمه]] پس از تبیین رویت ملکوت توسط [[ابراهیم]] نبی، به م[[شاهد]]ه و کشف ملکوت برای پیامبر و [[ائمه]] تاکید نموده اند.
 
این امر با توجه به این نکته که اعطاء مقام [[امامت]] به [[ابراهیم]] در مرحلهٔ پایانیِ عطایای الهی برای [[ابراهیم]] در قرآن تصویر شده، ضرورتی مطابق آیات قرآن برای این جایگاه و مقام دانسته می شود.
کلام [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به پیوند این رویت و آگاهی از گذشته و آینده اشاره‌ای دارد، مفضل از [[امام صادق]] {{ع}} نقل می‌کند که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود:{{عربی|اندازه=150%|«لَقَدْ نَظَرْتُ فِی الْمَلَکوتِ بِإِذْنِ رَبِّی فَمَا غَابَ عَنِّی مَا کانَ قَبْلِی وَ لَا مَا یأْتِی بَعْدِی‏»}}<ref>با اذن پروردگارم در ملکوت نگاه افکندم پس هیچ امری از آنچه قبل از من بوده و آنچه بعد از من می‌آید بر من مخفی نماند.</ref>.
عباراتی مثل فُعِلَ بِمُحَمَّدٍ {{صل}} مِثْلُ ذَلِک وَ إِنِّی لَأَرَی صَاحِبَکمْ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ قَدْ فُعِلَ بِهِمْ مِثْلُ ذَلِک، وَ لَا أَرَی صَاحِبَکمْ إِلَّا وَ قَدْ فُعِلَ بِهِ ذَلِک در روایات بیانگر این مطلبند.
 
اما ثمرهٔ رویت ملکوت در آیهٔ قران یقین تعریف شده است {وَ لِیکونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ} " لام" در کلمۀ" لیکون" برای غایت و گرفتن نتیجه است.
در روایات این رویت و کشف لازمهٔ [[امامت]] دانسته شده است، لذا در روایات، [[ائمه]] پس از تبیین رویت ملکوت توسط [[ابراهیم]] نبی، به مشاهده و کشف ملکوت برای [[پیامبر ]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} تاکید نموده‌اند.
" یقین" عبارت است از" علم صد در صدی که به هیچ وجه شک و تردیدی در آن رخنه نداشته باشد.
 
غرض از ارائه ملکوت، این بوده که [[ابراهیم]] {{ع}} به پایه یقین به آیات خداوند برسد به طوری که در جای دیگر فرموده: {وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یوقِنُونَ}  همان یقینی که نتیجه‏اش یقین به" اسماء حسنی" و صفات علیای خداوند است.  
این امر با توجه به این نکته که اعطاء مقام [[امامت]] به [[ابراهیم]] در مرحلهٔ پایانیِ عطایای الهی برای [[ابراهیم]] در قرآن تصویر شده، ضرورتی مطابق آیات قرآن برای این جایگاه و مقام دانسته می‌شود.
قرآن کریم برای علم یقینی به آیات خداوند، آثاری برشمرده است که یکی از آن آثار این است که: پردهٔ حواس، از روی حقایق عالم کون کنار می رود و از آنچه در پس پرده محسوسات است ـ به مقداری که خدا بخواهد ـ ظاهر می‏شود، که قرآن در این باره فرموده است:
 
{کلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیقِینِ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ}   
عباراتی مثل{{عربی|اندازه=150%|«وَ فُعِلَ بِمُحَمَّدٍ{{صل}} مِثْلُ ذَلِكَ وَ إِنِّي لَأَرَى صَاحِبَكُمْ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ قَدْ فُعِلَ بِهِمْ مِثْلُ ذَلِك‏، وَ لَا أَرَى صَاحِبَكُمْ إِلَّا وَ قَدْ فُعِلَ بِهِ ذَلِك‏‏»}} در روایات بیانگر این مطلبند.
و نیز فرموده:  
 
{کلَّا إِنَّ کتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیینَ، وَ ما أَدْراک ما عِلِّیونَ، کتابٌ مَرْقُومٌ، یشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}.  
اما ثمرهٔ رویت ملکوت در آیهٔ قران یقین تعریف شده است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}﴾}}<ref>  چنین می‌کنیم تا از باورداران گردد؛ سوره انعام، آیه ۷۵.</ref> " لام" در کلمۀ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِيَكُونَ}}﴾}} برای غایت و گرفتن نتیجه است. " یقین" عبارت است از علم صد در صدی که به هیچ وجه شک و تردیدی در آن رخنه نداشته باشد.
 
غرض از ارائه ملکوت، این بوده که [[ابراهیم]] {{ع}} به پایه یقین به آیات خداوند برسد به طوری که در جای دیگر فرموده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}﴾}}<ref> و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتندبرخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما مردم را رهنمایی می‌کردند؛ سوره سجده، آیه ۲۴.</ref> همان یقینی که نتیجه‏‌اش یقین به "اسماء حسنی" و صفات علیای خداوند است. قرآن کریم برای علم یقینی به آیات خداوند، آثاری برشمرده است که یکی از آن آثار این است که: پردهٔ حواس، از روی حقایق عالم کون کنار می رود و از آنچه در پس پرده محسوسات است به مقداری که خدا بخواهد ظاهر می‌‏شود، که قرآن در این باره فرموده است:
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ}}﴾}}<ref> هرگز! اگر به «دانش بی‌گمان» بدانید، به راستی دوزخ را خواهید دید؛ سوره تکاثر، آیه ۵ - ۶.</ref> و نیز فرموده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ  كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ }}﴾}}<ref>  نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟ کارنامه‌ای است نگاشته، که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند.؛ سوره مطففین، آیه ۱۸ - ۲۱.</ref>


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش