اسم اعظم: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۷
خط ۷۲: خط ۷۲:
ج. اعتبار ذات به حسب مقام واحدیت و جمع اسما و صفات. <ref>چهل حديث، ص‌۶۲۴.</ref> نخستین حقیقتی که در این مقام تعین می‌یابد، اسم اعظم یعنی «اللّه» است و از تجلّی آن جمیع اسمای دیگر ظاهر می‌شود<ref>مصباح‌الهدايه، ص‌۱۷ ‌ـ‌ ۱۹، ۳۴؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۶.</ref>، به همین دلیل اسم اعظم، بالذّات بر اسمای دیگر تقدّم داشته و به عالم قدس نزدیک‌تر است<ref>شرح فصوص الحكم، ص‌۱۱۷؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۶؛ مصباح الهدايه، ص‌۱۹.</ref>. البتّه این امر بدان معنا نیست که دیگر اسمای الهی، جامع همه حقایق اسما نبوده و در ذات خود ناقص‌اند، بلکه همه اسمای الهی، جامع جمیع اسما، و مشتمل بر همه حقایق و کمالات‌اند، زیرا همه اسما با ذات مقدّس و با یکدیگر متّحدند. فرق اسم اعظم با دیگر اسما این است که در اسمای دیگر، یکی از کمالات ظهور دارد و کمال دیگر باطن است؛ مثلا در اسمای جمال، جمال ظاهر و جلال باطن است و در اسمای جلال، جلال ظاهر و جمال باطن است؛ ولی اسم اعظم در حدّ اعتدال و استقامت است و هیچ یک از جمال و جلال در آن بر دیگری غلبه ندارد و هیچ یک از ظاهر و باطن بر دیگری حاکم نیست، پس اسم اعظم در عین بطون، ظاهر و در عین ظهور، باطن و درعین آخریت، اوّل و در عین اوّلیت، آخر است.<ref>مصباح الهدايه، ص‌۱۹ ‌ـ‌۲۰؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۹۳ ‌ـ‌ ۶۹۴.</ref> ناگفته نماند که عارفان، اسمای الهی را به اسمای ذات، صفات و افعال تقسیم کرده و اسم اعظم را از اسمای ذات دانسته‌اند<ref>شرح فصوص الحكم، ص‌۴۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۵.]</ref>.
ج. اعتبار ذات به حسب مقام واحدیت و جمع اسما و صفات. <ref>چهل حديث، ص‌۶۲۴.</ref> نخستین حقیقتی که در این مقام تعین می‌یابد، اسم اعظم یعنی «اللّه» است و از تجلّی آن جمیع اسمای دیگر ظاهر می‌شود<ref>مصباح‌الهدايه، ص‌۱۷ ‌ـ‌ ۱۹، ۳۴؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۶.</ref>، به همین دلیل اسم اعظم، بالذّات بر اسمای دیگر تقدّم داشته و به عالم قدس نزدیک‌تر است<ref>شرح فصوص الحكم، ص‌۱۱۷؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۶؛ مصباح الهدايه، ص‌۱۹.</ref>. البتّه این امر بدان معنا نیست که دیگر اسمای الهی، جامع همه حقایق اسما نبوده و در ذات خود ناقص‌اند، بلکه همه اسمای الهی، جامع جمیع اسما، و مشتمل بر همه حقایق و کمالات‌اند، زیرا همه اسما با ذات مقدّس و با یکدیگر متّحدند. فرق اسم اعظم با دیگر اسما این است که در اسمای دیگر، یکی از کمالات ظهور دارد و کمال دیگر باطن است؛ مثلا در اسمای جمال، جمال ظاهر و جلال باطن است و در اسمای جلال، جلال ظاهر و جمال باطن است؛ ولی اسم اعظم در حدّ اعتدال و استقامت است و هیچ یک از جمال و جلال در آن بر دیگری غلبه ندارد و هیچ یک از ظاهر و باطن بر دیگری حاکم نیست، پس اسم اعظم در عین بطون، ظاهر و در عین ظهور، باطن و درعین آخریت، اوّل و در عین اوّلیت، آخر است.<ref>مصباح الهدايه، ص‌۱۹ ‌ـ‌۲۰؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۹۳ ‌ـ‌ ۶۹۴.</ref> ناگفته نماند که عارفان، اسمای الهی را به اسمای ذات، صفات و افعال تقسیم کرده و اسم اعظم را از اسمای ذات دانسته‌اند<ref>شرح فصوص الحكم، ص‌۴۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۵.]</ref>.


کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ نمی‌دانند، به روایاتی نیز استدلال کرده‌اند، چنان‌که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: خدای متعالی اسمی را آفرید که با حروف به صوت نمی‌آید و با‌الفاظ تکلّم نمی‌شود ... <ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۱۱۲؛ الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۳.</ref> و در روایات دیگری آمده‌است که اسم اعظم ۷۳ حرف دارد، برخی پیامبران تعدادی از حروف آن را و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ۷۲ حرف آن را می‌دانستند و یک حرف آن را خداوند در حجاب قرار داده یا آنکه برای خود برگزیده است<ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۲۳۰؛ ميزان الحكمه، ج‌۲، ص‌۱۳۶۷.</ref> روشن است که مقصود از حروف در این روایات، حروف معمول نیست، زیرا اگر اسم‌اعظم اسمی لفظی بود که با مجموع حروفش بر معنایی دلالت می‌کرد و دانستن برخی از آن‌حروف، هیچ سودی برای [[پیامبران]]{{عم}} نداشت <ref>الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۶.</ref> و در حجاب بودن حرفی از حروف الفبا، نامعقول‌بود<ref>رسائل توحيدى، ص‌۷۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶.]</ref>.
کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ نمی‌دانند، به روایاتی نیز استدلال کرده‌اند، چنان‌که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: خدای متعالی اسمی را آفرید که با حروف به صوت نمی‌آید و با‌ الفاظ تکلّم نمی‌شود ... <ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۱۱۲؛ الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۳.</ref> و در روایات دیگری آمده‌است که اسم اعظم ۷۳ حرف دارد، برخی پیامبران تعدادی از حروف آن را و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ۷۲ حرف آن را می‌دانستند و یک حرف آن را خداوند در حجاب قرار داده یا آنکه برای خود برگزیده است<ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۲۳۰؛ ميزان الحكمه، ج‌۲، ص‌۱۳۶۷.</ref> روشن است که مقصود از حروف در این روایات، حروف معمول نیست، زیرا اگر اسم‌اعظم اسمی لفظی بود که با مجموع حروفش بر معنایی دلالت می‌کرد و دانستن برخی از آن‌ حروف، هیچ سودی برای [[پیامبران]]{{عم}} نداشت <ref>الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۶.</ref> و در حجاب بودن حرفی از حروف الفبا، نامعقول‌بود<ref>رسائل توحيدى، ص‌۷۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶.]</ref>.


==برخورداران از اسم اعظم==
==برخورداران از اسم اعظم==
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش