←معنای لغوی «اُم»
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==واژه شناسی ام الکتاب== | ==واژه شناسی ام الکتاب== | ||
===معنای لغوی «اُم»=== | ===معنای لغوی «اُم»=== | ||
* اهل لغت به فراخور حضورشان در بُرههای از زمان، از معنی این کلمه و مادّهی آن گزارشهایی را ارائه کردهاند که باید دید به چه میزان با کاربردهای قرآنی مطابقت دارد. | * اهل لغت به فراخور حضورشان در بُرههای از زمان، از معنی این کلمه و مادّهی آن گزارشهایی را ارائه کردهاند که باید دید به چه میزان با کاربردهای قرآنی مطابقت دارد. از برآورد اقوال اهل لغت بهدست میآید که معنای فعلی و مصدری مادّهی «امم»، قصدکردن است. با توجّه به اینکه کلمهی «اُمّ» بر وزن فعل احیاناً از صیغههای صفت مشبّهه باشد و دلالت صیغههای صفت مشبّهه معمولاً بر معانی اسم فاعل یا اسم مفعول جاری است، لذا احتمال داده میشود کلمهی أم در معنای مفعولی، یعنی «مقصود» افادهی معنی کند. بر همین اساس، از آنجایی که جنس مادر مورد قصد و توجّه فرزندان قرار میگیرد، از اینرو به آن، اُمّ اطلاق میشود. | ||
باید گفت کلمهی أم در کاربردهای قرآنی چندین بار بهمعنای مادر بهکار رفته است و روشن است که این استعمال قبل از عصر لغویان بوده است. همین مسأله باعث اندکی تأمّل میشود که چرا اهل لغت به این معنای رایج قرآنی توجّه نداشتهاند. بههرحال، وجه تسمیهی أم به مادر، برگرفته از معنی «قصد» باشد یا وضع مستقل داشته باشد، در آیات قرآنی بهمعنای مادر استعمال شده است. | |||
معنای اصلیّت، ابتدائیّت و رأست که در گزارش برخی لغویان منعکس شده است با برخی از کاربردهای قرآنی همخوانی دارد. باید اذعان کرد که این معانی و معنی مادر - نسبت به معنای قصد - با کاربردهای قرآنی از مطابقت بیشتری برخوردار است. | |||
===برود به پانویس=== | |||
* از کلام خلیل بن احمد فراهیدی (م 175ق.) چنین برمیآید که به هرچیزی که نقش محوری و مرجعی نسبت به عناصر وابسته به خود داشته باشد، اُم گویند. عبارت عربی خلیل گویاتر از ترجمهی آن به فارسی است، آنجا که میگوید: «اِعلم أنّ کلَّ شیء یضمّ إلیه سائر ما یلیه فإنّ العرب تسمّی ذلک الشیء اُمّاً» (کتابالعین، 1414 ق.، ج 1: 104). وی همچنین بهمعنای «قصد» ذیل کلمهی أَم (به فتح الف) - در دو حالت اسمی و فعلی - اشاره کرده است (همان: 108). | * از کلام خلیل بن احمد فراهیدی (م 175ق.) چنین برمیآید که به هرچیزی که نقش محوری و مرجعی نسبت به عناصر وابسته به خود داشته باشد، اُم گویند. عبارت عربی خلیل گویاتر از ترجمهی آن به فارسی است، آنجا که میگوید: «اِعلم أنّ کلَّ شیء یضمّ إلیه سائر ما یلیه فإنّ العرب تسمّی ذلک الشیء اُمّاً» (کتابالعین، 1414 ق.، ج 1: 104). وی همچنین بهمعنای «قصد» ذیل کلمهی أَم (به فتح الف) - در دو حالت اسمی و فعلی - اشاره کرده است (همان: 108). | ||
* ابنسکّیت اهوازی (م 244 ق.) مادّهی «امم» را بهمعنای «قصد» گرفته است، بهطوری که اُمّ - بهعنوان یک فعل - بهمعنی «قَصَدَ» است (ابنسکّیت، 1412 ق.: 59). | * ابنسکّیت اهوازی (م 244 ق.) مادّهی «امم» را بهمعنای «قصد» گرفته است، بهطوری که اُمّ - بهعنوان یک فعل - بهمعنی «قَصَدَ» است (ابنسکّیت، 1412 ق.: 59). | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۲: | ||
* مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب» قرار داده، همچنین هرچیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد، تربیت و اصلاح آن باشد، به أم تعبیر نموده است و میگوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته أو إصلاحه أو مبدئه اُمّ» (راغب اصفهانی، 1416 ق.: 85). بهنظر میرسد که از نظر وی، هرچیزی که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیهی أمّالکتاب را در این میداند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد شدهاند، یا اینکه از آن روی به شهر مکّه «اُمّالقری» گفته میشود که - براساس روایت «أنّ الدُّنیا دُحِیَت مِن تحتها: دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است» (ر.ک: همان: 85). | * مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب» قرار داده، همچنین هرچیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد، تربیت و اصلاح آن باشد، به أم تعبیر نموده است و میگوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته أو إصلاحه أو مبدئه اُمّ» (راغب اصفهانی، 1416 ق.: 85). بهنظر میرسد که از نظر وی، هرچیزی که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیهی أمّالکتاب را در این میداند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد شدهاند، یا اینکه از آن روی به شهر مکّه «اُمّالقری» گفته میشود که - براساس روایت «أنّ الدُّنیا دُحِیَت مِن تحتها: دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است» (ر.ک: همان: 85). | ||
* مصطفوی معنای اصلی این مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همهی مشتقّات آن، این معنی جاری است (مصطفوی، 1416 ق.، ج 1: 135). پیشتر گفته شد که ابنسکّیت اهوازی و ابندُرید نیز یا تنها همین معنی را متذکّر شدهاند، یا گرایش به این معنی داشتهاند (ابنسکّیت، 1412 ق.: 59). صاحب تفسیر روضالجنان و روحالجنان نیز بر این رأی است (ابوالفتوح رازی، 1408 ق.، ج 4: 175). بر این اساس، اُمّ - بر وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبّهه که از فعل لازم گرفته شده - بهمعنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار میگیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ و مرجع هرچیزی» اطلاق میگردد» (مصطفوی، 1416 ق.، ج 1: 135). | * مصطفوی معنای اصلی این مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همهی مشتقّات آن، این معنی جاری است (مصطفوی، 1416 ق.، ج 1: 135). پیشتر گفته شد که ابنسکّیت اهوازی و ابندُرید نیز یا تنها همین معنی را متذکّر شدهاند، یا گرایش به این معنی داشتهاند (ابنسکّیت، 1412 ق.: 59). صاحب تفسیر روضالجنان و روحالجنان نیز بر این رأی است (ابوالفتوح رازی، 1408 ق.، ج 4: 175). بر این اساس، اُمّ - بر وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبّهه که از فعل لازم گرفته شده - بهمعنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار میگیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ و مرجع هرچیزی» اطلاق میگردد» (مصطفوی، 1416 ق.، ج 1: 135). | ||
==کاربرد واژهی «اُمّ» در آیات قرآن== | ==کاربرد واژهی «اُمّ» در آیات قرآن== | ||