بحث:ام‌الکتاب: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۰۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۷
خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:
== علی رضا کمره ای==
== علی رضا کمره ای==
===امّ الکتاب؛ منبع ازلی قرآن===
===امّ الکتاب؛ منبع ازلی قرآن===
یکی‌ از‌ پرسش‌ها‌ دربارة کتاب‌های آسمانی، به ویژه قرآن، این است‌ که‌ جایگاه اصلی کتاب‌های آسمانی کجاست؟ و حقیقت آن‌ها را در کجا باید جست‌وجو کرد؟ در اینجا به این پرسش در دستگاه عرفانی‌ پاسخ‌ داده‌ می‌شود و روشن می‌گردد که اولین ویژگی وحی رسالی داشتن منبعی‌ ازلی است.
یکی‌ از‌ پرسش‌ها‌ درباره کتاب‌های آسمانی، به ویژه قرآن، این است‌ که‌ جایگاه اصلی کتاب‌های آسمانی کجاست؟ و حقیقت آن‌ها را در کجا باید جست‌وجو کرد؟ در اینجا به این پرسش در دستگاه عرفانی‌ پاسخ‌ داده‌ می‌شود و روشن می‌گردد که اولین ویژگی وحی رسالی داشتن منبعی‌ ازلی است<ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۶]</ref>


===صقع ربوبی؛ جایگاه اصلی حقیقت قرآن===
===صقع ربوبی؛ جایگاه اصلی حقیقت قرآن===
از یک نظر در نظام هستی‌شناسی [[ابن عربی]]، قوس‌ نزول‌ با‌ حرکت «حبی» آغاز می‌گردد. آغاز حرکت «حبی» از [[علم ذاتی]] حضرت‌ حق‌ از جهت احدیت و وحدت حقیقیه به سمت مرتبه الوهیت است: «میلاً من استحقاق ذاتی إلی استحقاق‌ إلهی‌ لطلب‌ المألوه»<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۲، ص ۶۱.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۶]</ref>


از یک نظر در نظام هستی‌شناسی ابن عربی، قوس‌ نزول‌ با‌ حرکت «حبی» آغاز می‌گردد. آغاز حرکت «حبی» از علم ذاتی حضرت‌ حق‌ از جهت احدیت و وحدت حقیقیه به سمت مرتبة الوهیت است: «میلاً من استحقاق ذاتی إلی استحقاق‌ إلهی‌ لطلب‌ المألوه.»243
در ادامه، حرکت حبی از مرتبه الوهیت و عدم وجود خارجی‌ عالم‌ که‌ همان اعیان ثابت هستند که در سکون به سر می‌برند به طرف وجود خارجی‌ عالم‌ است‌ تا خود را به نحو وجودی شهود کنند. به دیگر سخن، حرکت حبی از‌ علم‌، کلیت و اجمال، به طرف عین، جزئیت و تفصیل می‌رود. [[ابن عربی]] برای تثبیت حرکت‌ حبی‌، به‌ ظاهر حدیث قدسی «من گنجی پنهان بودم. دوست داشتم که شناخته شوم ...» استناد می‌کند‌<ref>ابن عربی، فصوص الحکم، ص ۲۰۳.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۷]</ref>


در ادامه، حرکت حبی از مرتبة الوهیت و عدم وجود خارجی‌ عالم‌- که‌ همان اعیان ثابت هستند که در سکون به سر می‌برند - به طرف وجود خارجی‌ عالم‌ است‌ تا خود را به نحو وجودی شهود کنند. به دیگر سخن، حرکت حبی از‌ علم‌، کلیت و اجمال، به طرف عین، جزئیت و تفصیل می‌رود. ابن عربی برای تثبیت حرکت‌ حبی‌، به‌ ظاهر حدیث قدسی «من گنجی پنهان بودم. دوست داشتم که شناخته شوم ...» استناد می‌کند‌.244
در این حرکت حبی، نفس رحمانی اسمای الهی را به ظهور می‌رساند. نفس‌ رحمانی‌ ابتدا‌ در حضرت الوهیت، با ایجاد اعیان ثابت، اسمای الهی را به ظهور رساند و سپس آن‌ها‌ را‌ از کانال اعیان ثابت، با ایجاد مظاهر و آثار خارجی آنها متجلّی نمود‌ تا‌ بدین‌ طریق گرفتگی اسمای الهی را بر طرف کند <ref>ابن عربی، فصوص الحکم، ص ۱۴۵.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۷]</ref>
در این حرکت حبی، نفس رحمانی اسمای الهی را به ظهور می‌رساند. نفس‌ رحمانی‌ ابتدا‌ در حضرت الوهیت، با ایجاد اعیان ثابت، اسمای الهی را به ظهور رساند و سپس آن‌ها‌ را‌ از کانال اعیان ثابت، با ایجاد مظاهر و آثار خارجی آنها متجلّی نمود‌ تا‌ بدین‌ طریق گرفتگی اسمای الهی را بر طرف کند.245


از سوی دیگر، قرآن - که هویتی‌ کلامی‌ دارد‌ - به وزان انسان کامل جامع، جملگی حقایق الهی و کونی است.246 از‌ این‌ رو، قرآن به حسب حقیقت، با انسان کامل یکی است. «الإنسان الکلی علی الحقیقة هو القرآن‌ العزیز‌... ولکل حق حقیقة و حقیقة القرآن الإنسان»247
از سوی دیگر، قرآن که هویتی‌ کلامی‌ دارد‌ به وزان انسان کامل جامع، جملگی حقایق الهی و کونی است<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۳، ص ۹۲.</ref> از‌ این‌ رو، قرآن به حسب حقیقت، با انسان کامل یکی است. «الإنسان الکلی علی الحقیقه هو القرآن‌ العزیز‌... ولکل حق حقیقه و حقیقه القرآن الإنسان»<ref>ابن عربی، الإسفار عن نتائج الأسفار، رسائل ابن عربی، ضبط محمد شهاب‌الدین العربی، ص ۴۶۷.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۷]</ref>


به دلیل این همسنگی و هموزنی‌ در‌ حقیقت، همان‌گونه که نظام هستی انسان کبیر‌ است‌، 248 قرآن کبیر نیز هست. «فالوجود کلّه حروف‌ و کلمات‌ و سور و آیات؛ فهو القرآن الکبیر.»249
به دلیل این همسنگی و هموزنی‌ در‌ حقیقت، همان‌گونه که نظام هستی انسان کبیر‌ است‌، <ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۲، ص ۶۸ و ج۳، ص۱۴ و ج۴، ص۱۴۳؛ فصوص الحکم، ص۱۱۱؛ نقش الفصوص، ص ۳.</ref> قرآن کبیر نیز هست. «فالوجود کلّه حروف‌ و کلمات‌ و سور و آیات؛ فهو القرآن الکبیر»<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۴، ص ۱۷۰.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۷]</ref>


بنابراین، خلق و خوی پیامبر اکرم (ص) قرآنی است‌ و هر‌ دو از طرف خداوند متعال‌ به‌ عظمت توصیف‌ شده‌اند‌ و هر‌ یک از امّت حضرت ختمی بخواهد‌ رسول‌ الله (ص) را ببیند، کافی است به قرآن نگاه کند؛ زیرا تفاوتی بین‌ این‌ دو نیست.250
بنابراین، خلق و خوی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} قرآنی است‌ و هر‌ دو از طرف خداوند متعال‌ به‌ عظمت توصیف‌ شده‌اند‌ و هر‌ یک از امّت حضرت ختمی بخواهد‌ [[رسول‌ الله]]{{صل}} را ببیند، کافی است به قرآن نگاه کند؛ زیرا تفاوتی بین‌ این‌ دو نیست<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۴، ص ۶۴.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۷]</ref>


بر اساس جهت‌ اول، جایگاه اصلی حقیقت‌ قرآن‌ را باید در صقع ربوبی‌ جست‌وجو‌ کرد و بر اساس جهت دوم، این همانی حقیقت قرآن و انسان کامل به دست‌ می‌‌آید‌. حال با توجه به اینکه‌ انسان‌ کامل‌ نیز جامع جملگی‌ اسمای‌ الهی و کونی است، 251 باید‌ در علم ذاتی تفصیلی حضرت حق و مرتبة الوهیت، به دنبال جایگاه اصلی حقیقت قرآن‌ و انسان‌ کامل باشیم، و چون در حضرت الوهیت‌، تنها‌ اسم الله‌ جامع‌ جملگی‌ اسمای الهی است، 252 از همین رو، در صقع ربوبی، انسان کامل و حقیقت قرآن عین ثابت و مظهر علمی اسم‌ الله‌ است که جامع جملگی اعیان است‌. قیصری‌ این‌ مطلب‌ را‌ به تصریح بیان‌ می‌کند‌: «قد مرّ أن الاسم «الله» مشتمل علی جمیع الأسماء ... أنّ حقایق العالم فی العلم [در حضرت‌ الوهیت]‌ والعین‌ [در خارج از صقع ربوبی] کلها مظاهر‌ للحقیقة‌ الإنسانیة‌ التی‌ هی‌ مظهر‌ للاسم الله.»253
بر اساس جهت‌ اول، جایگاه اصلی حقیقت‌ قرآن‌ را باید در صقع ربوبی‌ جست‌وجو‌ کرد و بر اساس جهت دوم، این همانی حقیقت قرآن و انسان کامل به دست‌ می‌‌آید‌. حال با توجه به اینکه‌ انسان‌ کامل‌ نیز جامع جملگی‌ اسمای‌ الهی و کونی است،<ref> ابن عربی، عقله المستوفز، ص۹۶ و ۴۵؛ الفتوحات المکیه (چهار جلدی)، ج۲، ص ۳۹۰ و ۴۵۸ و ۶۲۹ و ج۳، ص ۲۶۰.</ref> باید‌ در علم ذاتی تفصیلی حضرت حق و مرتبه الوهیت، به دنبال جایگاه اصلی حقیقت قرآن‌ و انسان‌ کامل باشیم، و چون در حضرت الوهیت‌، تنها‌ اسم الله‌ جامع‌ جملگی‌ اسمای الهی است، <ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۱، ص ۴۸۷ و ۱۴۹ و ۵۲۰ و ۴۷۹.</ref> از همین رو، در صقع ربوبی، انسان کامل و حقیقت قرآن عین ثابت و مظهر علمی اسم‌ الله‌ است که جامع جملگی اعیان است‌. قیصری‌ این‌ مطلب‌ را‌ به تصریح بیان‌ می‌کند‌: «قد مرّ أن الاسم «الله» مشتمل علی جمیع الأسماء ... أنّ حقایق العالم فی العلم «در حضرت‌ الوهیت» والعین‌ «در خارج از صقع ربوبی» کلها مظاهر‌ للحقیقه‌ الإنسانیه‌ التی‌ هی‌ مظهر‌ للاسم الله»<ref>محمد داوود قبصری، شرح فصوص الحکم، ص۱۱۷.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۷]</ref>


از این مطالب، می‌توان چنین نتیجه گرفت: چون حرکت حبی از کلیت و اجمال به طرف جزئیت و تفصیل است، در مرتبة الوهیت، ابتدا حقیقت محمّدی‌ و انسان کامل، که عین ثابت اسم جامع «الله» است اسمی که جملگی اسمای الهی را به نحو اندماجی و اجمالی دارد - جملگی اعیان ثابت را به نحو اندماجی و اجمالی نشان می‌دهد‌، و سپس‌ این اسم جامع الله است که خود را باز کرده و تمامی اسمای الهی را به نحو تفصیلی در حضرت الوهیت نشان می‌دهد، و در پی آن، این حقیقت محمّدی است‌ که‌ خود را باز کرده، تمامی اعیان ثابت را به نحو تفصیلی نشان می‌دهد. همچنین در ادامه و در خارج از صقع ربوبی، همین این‌ حقیقت‌ محمّدی است که جملگی ممکنات‌ - از‌ عقل اول و نفس کل گرفته تا تمامی موجودات مادی - را شامل می‌شود. پس حقیقت قرآن، که با حقیقت محمّدی یکی است، شرح احوال وجودی‌ و سلوکی‌ پیامبر اکرم (ص) است که‌ در‌ آن، شرح احوال وجودی و سلوکی امّت‌ها نیز قرار دارد، و این مطلب اختصاص به پیامبر اکرم (ص) ندارد، بلکه هر کتاب آسمانی شرح احوال پیامبر خویش و امّت اوست.254
از این مطالب، می‌توان چنین نتیجه گرفت: چون حرکت حبی از کلیت و اجمال به طرف جزئیت و تفصیل است، در مرتبه الوهیت، ابتدا حقیقت محمّدی‌ و انسان کامل، که عین ثابت اسم جامع «الله» است اسمی که جملگی اسمای الهی را به نحو اندماجی و اجمالی دارد جملگی اعیان ثابت را به نحو اندماجی و اجمالی نشان می‌دهد‌، و سپس‌ این اسم جامع الله است که خود را باز کرده و تمامی اسمای الهی را به نحو تفصیلی در حضرت الوهیت نشان می‌دهد، و در پی آن، این حقیقت محمّدی است‌ که‌ خود را باز کرده، تمامی اعیان ثابت را به نحو تفصیلی نشان می‌دهد. همچنین در ادامه و در خارج از صقع ربوبی، همین این‌ حقیقت‌ محمّدی است که جملگی ممکنات‌ از‌ عقل اول و نفس کل گرفته تا تمامی موجودات مادی را شامل می‌شود. پس حقیقت قرآن، که با حقیقت محمّدی یکی است، شرح احوال وجودی‌ و سلوکی‌ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که‌ در‌ آن، شرح احوال وجودی و سلوکی امّت‌ها نیز قرار دارد، و این مطلب اختصاص به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ندارد، بلکه هر کتاب آسمانی شرح احوال پیامبر خویش و امّت اوست<ref>محمد بن حمزه فناری، مصباح الأنس، ص ۵۰۶و ۵۹۸.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۸]</ref>


===این همانی امّ‌ الکتاب‌ و حقیقت قرآن===
===این همانی امّ‌ الکتاب‌ و حقیقت قرآن===
ابن عربی وحی قرآنی را «وحی با واسطه» می‌داند که جبرئیل آیات قرآن را بر پیامبر اکرم (ص) نازل می‌کرد، اما آن حضرت با توجه به دو کریمة (و لا‌ تعجل‌ بالقرآن من‌ قبل أن یُقضی إلیک وحیه) (طه: 114) و (لا تحرّک به لسانک لتعجل به) (القیامه: 16) قبل از‌ آنکه وحی آیات قرآن بر او تمام شود، آیات را تلاوت‌ می‌کرد‌. ابن‌ عربی این عجله و شتاب رسول خدا (ص) را از نوع «وحی الهامّ» می‌داند که حضرت حق از طریق ‌‌وجه‌ خاص و بی واسطه- که جبرئیل هیچ اطلاعی از آن ندارد - به آن حضرت‌ تعلیم‌ می‌داد‌، و همچنین او تأدیب بی واسطة خداوند را از این نوع می‌داند. ابن عربی نهی از‌ این عجله و شتاب را در این دو کریمه، از باب رعایت ادب با‌ جبرئیل می‌داند.255 بنابراین‌، پیامبر‌ خاتم (ص) از طریق وجه خاص و بی واسطه قرآن را از منبع اصلی آن دریافت می‌کرد.
ابن عربی وحی قرآنی را «وحی با واسطه» می‌داند که جبرئیل آیات قرآن را بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل می‌کرد، اما آن حضرت با توجه به دو کریمه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}﴾}} <ref> و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!؛ سوره طه، آیه ۱۱۴.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}}﴾}} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامه، آیه ۱۶.</ref> قبل از‌ آنکه وحی آیات قرآن بر او تمام شود، آیات را تلاوت‌ می‌کرد‌. ابن‌ عربی این عجله و شتاب [[رسول خدا]]{{صل}} را از نوع «وحی الهام» می‌داند که حضرت حق از طریق ‌‌وجه‌ خاص و بی واسطه که جبرئیل هیچ اطلاعی از آن ندارد به آن حضرت‌ تعلیم‌ می‌داد‌، و همچنین او تأدیب بی واسطه خداوند را از این نوع می‌داند. ابن عربی نهی از‌ این عجله و شتاب را در این دو کریمه، از باب رعایت ادب با‌ جبرئیل می‌داند<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۳، ص ۳۸۸.</ref> بنابراین‌، [[پیامبر‌ خاتم]]{{صل}} از طریق وجه خاص و بی واسطه قرآن را از منبع اصلی آن دریافت می‌کرد<ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۸]</ref>


همچنین ابن عربی، با توجه به آیة (یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده أم الکتاب) (الرعد‌: 39)، محو بعد از کتابت و اثبات آنچه را که حضرت حق بخواهد را از نوع دگرگونی و تغییر در علم الهی نمی‌داند، بلکه از نوع تغییر و دگرگونی در متعلّق علم می‌داند. سپس‌ با‌ استفاده از ظهور «عنده»، که اضافه به ضمیر «ه» شده، و سیاق علمی آیه، امّ الکتاب را آن علم پیشین و ذاتی حضرت حق می‌داند که تغییر و دگرگونی در آن راه ندارد.256
همچنین [[ابن عربی]]، با توجه به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref>، محو بعد از کتابت و اثبات آنچه را که حضرت حق بخواهد را از نوع دگرگونی و تغییر در علم الهی نمی‌داند، بلکه از نوع تغییر و دگرگونی در متعلّق علم می‌داند. سپس‌ با‌ استفاده از ظهور «عنده»، که اضافه به ضمیر «ه» شده، و سیاق علمی آیه، امّ الکتاب را آن علم پیشین و ذاتی حضرت حق می‌داند که تغییر و دگرگونی در آن راه ندارد<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۳، ص ۴۲۳.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۸]</ref>


این‌ ام الکتاب دربردارندة جملگی کتاب‌های آسمانی است و همان‌گونه که از اسم جامع «الله» اسمای کلی هفت‌گانه ظاهر می‌شود که شامل جملگی اسمای الهی است، از امّ الکتاب نیز آیات‌ هفت‌گانه‌ ظاهر می‌گردد که حاوی ‌ ‌همة آیات الهی است.257
این‌ ام الکتاب دربردارنده جملگی کتاب‌های آسمانی است و همان‌گونه که از اسم جامع «الله» اسمای کلی هفت‌گانه ظاهر می‌شود که شامل جملگی اسمای الهی است، از امّ الکتاب نیز آیات‌ هفت‌گانه‌ ظاهر می‌گردد که حاوی ‌ ‌همه آیات الهی است<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۳، ص ۱۳۱.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۹]</ref>


بنابراین، ابن عربی- با استناد به ظاهر آیات- حقیقت قرآن در مرتبة «واحدیت» را، به لحاظ جامعیتی که دارد، «امّ‌ الکتاب‌» می‌نامد‌؛ زیرا «ام» جامع هر چیزی‌ است‌.258
بنابراین، [[ابن عربی]] با استناد به ظاهر آیات حقیقت قرآن در مرتبه «واحدیت» را، به لحاظ جامعیتی که دارد، «امّ‌ الکتاب‌» می‌نامد‌؛ زیرا «ام» جامع هر چیزی‌ است‌<ref> ابن عربی، الفتوحات المکیه (چهار جلدی) ج۳، ص ۱۶۰.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۹]</ref>


در نتیجه، امّ الکتاب همان حقیقت و منبع ازلی قرآن و دربردارندة هر چیزی است و به لحاظ جامعیتی که دارد، در حضرت الوهیت‌ و علم‌ پیشین‌ حق، مظهر اسم جامع «الله» می‌باشد.
در نتیجه، امّ الکتاب همان حقیقت و منبع ازلی قرآن و دربردارنده هر چیزی است و به لحاظ جامعیتی که دارد، در حضرت الوهیت‌ و علم‌ پیشین‌ حق، مظهر اسم جامع «الله» می‌باشد<ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۹]</ref>


===چگونگی حقایق‌ در‌ ام الکتاب===
===چگونگی حقایق‌ در‌ ام الکتاب===
چون در قوس نزول، هر قدر به سمت مراتب پایین هستی حرکت شود قیود بیشتر می‌گردد و بعکس‌، در‌ قوس‌ صعود، هر قدر به سمت مراتب عالی هستی حرکت شود‌ قیود کمتر می‌گردد، در مرتبة واحدیت- که مرتبة علم ذاتی حق است- رایحه ای از قیود وجودی به‌ مشام‌ نمی‌رسد‌ و اسمای کلی و جزئی و به تبع آن‌ها، اعیان ثابت کلی و جزئی وجود‌ علمی‌ دارند. از این رو، قونوی و شارحان فصوص‌الحکم، مرتبة «واحدیت» را «عالم معانی» نامیده‌اند.259
چون در قوس نزول، هر قدر به سمت مراتب پایین هستی حرکت شود قیود بیشتر می‌گردد و بعکس‌، در‌ قوس‌ صعود، هر قدر به سمت مراتب عالی هستی حرکت شود‌ قیود کمتر می‌گردد، در مرتبه واحدیت که مرتبه علم ذاتی حق است رایحه ای از قیود وجودی به‌ مشام‌ نمی‌رسد‌ و اسمای کلی و جزئی و به تبع آن‌ها، اعیان ثابت کلی و جزئی وجود‌ علمی‌ دارند. از این رو، قونوی و شارحان فصوص‌الحکم، مرتبه «واحدیت» را «عالم معانی» نامیده‌اند<ref>صدرالدین قونوی، مفتاح الغیب، ص ۱۰۶، عبدالرزاق کاشانی، شرح فصوص الحکم، ص۳۳۳؛ محمد داوود قیصری، شرح فصوص الحکم، ص ۶۳۳.</ref><ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۹]</ref>


بنابراین؛ امّ‌ الکتاب‌- که‌ عین ثابت اسم جامع «الله» است - بدین لحاظ که در عالم معانی‌ است‌، تنها‌ شامل معنای حقایق و آیات می‌شود و هیچ لفظی در آن ساحت نیست؛ زیرا لفظ، قید‌ وجودی‌ معناست‌ و به معنا صورت می‌دهد، و همچنین امّ الکتاب به لحاظ جامعیتی که دارد، معانی حقایق‌ و آیاتِ‌ قرآنی به نحو اندماجی در ساحت آن تقرّر دارند.
بنابراین؛ امّ‌ الکتاب‌ که‌ عین ثابت اسم جامع «الله» است بدین لحاظ که در عالم معانی‌ است‌، تنها‌ شامل معنای حقایق و آیات می‌شود و هیچ لفظی در آن ساحت نیست؛ زیرا لفظ، قید‌ وجودی‌ معناست‌ و به معنا صورت می‌دهد، و همچنین امّ الکتاب به لحاظ جامعیتی که دارد، معانی حقایق‌ و آیاتِ‌ قرآنی به نحو اندماجی در ساحت آن تقرّر دارند<ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۹]</ref>
 
بر اساس این مطالب‌، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت که پیامبر اکرم( در عین ثابت خود که اسم جامع «الله» است- امّ‌ الکتاب‌ قرآنی را که به نحو اندماجی و بدون الفاظ است نه فرقانی و تفصیلی یافته‌ است‌.
 
منبع: '''[[وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی (مقاله)]]'''


بر اساس این مطالب‌، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در عین ثابت خود که اسم جامع «الله» است امّ‌ الکتاب‌ قرآنی را که به نحو اندماجی و بدون الفاظ است نه فرقانی و تفصیلی یافته‌ است‌<ref>[http://adyannews.com/files/fa/news/1393/11/7/20660_860.pdf وحی رسالی از دیدگاه ابن‌عربی؛ ص: ۱۰۹]</ref>


حکمت عرفانی » بهار 1391 - شماره 3 (صفحه 107-109)
حکمت عرفانی » بهار 1391 - شماره 3 (صفحه 107-109)
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش