شریعت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n\n\n\n +\n\n)
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">\n: +))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n\n\n\n +\n\n))
خط ۱۰۱: خط ۱۰۱:
==تاویل‌گرایی در شریعت==
==تاویل‌گرایی در شریعت==
افراد و گروه‌های تأویل‌گرا شریعت را دارای ظاهر و [[باطن]] و شریعت بی‌تأویل را بی‌ارزش می‌دانند. <ref>نک: وجه دین، ص۶۶؛ اسماعیلیه، ص۲۵۳. </ref> [[ملاصدرا]] قرار گرفتن دیواری میان [[مؤمنان]] و [[منافقان]] در [[قیامت]] را که یک سوی آن [[رحمت]] و سوی دیگرش [[کیفر]] است {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref> تمثیلی از وجود ظاهر و باطن برای شریعت شمرده است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۲۰۵. </ref> [[اسماعیلیه]] گزاره‌های [[تشریعی]] قرآن را دارای معنایی [[باطنی]] و نمادین دانسته‌اند؛<ref>فرق الشیعه، ص۷۵؛ نک: وجه دین، ص۶۱ - ۶۷ و ۲۸۰ - ۲۸۱. </ref> برای نمونه [[فرمان خداوند]] به انجام [[حجّ]] [[تمتع]] و [[عمره]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>، {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> را در [[باطن]] به معنای [[فرمان]] [[شناخت امام]] و [[حجت]] می‌دانند و [[حجّ]] و [[عمره]] را به جست‌وجو برای شناخت امام و حجت [[تأویل]] می‌کنند. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۵۰ - ۱۵۱. </ref> آمدن حجگزاران از سرزمین‌های گوناگون برای حجّ، در [[باطن]] به معنای آمدن [[مردم]] از هر سو برای [[بیعت با امام]] است. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۷۲، ۱۸۳ - ۱۸۴. </ref> برخی متصوفه در توجیه شریعت‌گریزی خود به آیاتی استناد می‌کنند؛ آنان [[دستور]] به [[عبادت]] [[پروردگار]] تا رسیدن به [[یقین]]: {{متن قرآن|وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ}}<ref>«و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.</ref> را گویای عدم نیاز به [[شریعت]] پس از رسیدن به یقین دانسته‌اند. <ref>بیان السعاده، ج ۲، ص۴۰۶. </ref> افزون بر این، گزارش [[قرآن]] از [[اقدام]] [[خضر]] به انجام دادن پاره‌ای کارهای به ظاهر مخالف شریعت {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا}}<ref>«پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بی‌گمان کاری شگفت کردی!» سوره کهف، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا}}<ref>«گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا}}<ref>«(موسی) گفت: مرا برای آنچه از یاد بردم بازخواست مکن و کار مرا بر من سخت مگیر!» سوره کهف، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا}}<ref>«پس راه افتادند تا هنگامی که پسربچه‌ای دیدند و او را کشت؛ (موسی) گفت: آیا انسانی بی‌گناه را بی‌آنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ به راستی کاری ناپسند کردی!» سوره کهف، آیه ۷۴.</ref> را دلیلی بر جدایی شریعت از [[طریقت]] برشمرده‌اند. <ref> نک: روح المعانی، ج۱۵، ص۳۳۱. </ref> با این حال، بیشتر [[مفسران]] با استناد به [[سیاق آیه]] ۹۹ [[سوره حجر]] / ۱۵ و پاره‌ای [[روایات]]، «[[یقین]]» را به [[مرگ]] [[تفسیر]] کرده و [[آیه]] را دلیل بر استمرار [[تکلیف]] به [[شریعت]] تا هنگام مرگ برشمرده‌اند. <ref> مجمع البیان، ج۶، ص۵۳۴؛ روض الجنان، ج۱۱، ص۳۵۳؛ تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۶۴. </ref> افزون بر این، [[مکلف]] بودن [[پیامبر]] در عین برخورداری از یقین و [[بصیرت]] {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا می‌خوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref> را دلیل نادرستی دیدگاه متصوفه دانسته‌اند. <ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref>.<ref>[[مهدی ملک‌محمدی|ملک‌محمدی، مهدی]]، [[شریعت (مقاله)|مقاله «شریعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>
افراد و گروه‌های تأویل‌گرا شریعت را دارای ظاهر و [[باطن]] و شریعت بی‌تأویل را بی‌ارزش می‌دانند. <ref>نک: وجه دین، ص۶۶؛ اسماعیلیه، ص۲۵۳. </ref> [[ملاصدرا]] قرار گرفتن دیواری میان [[مؤمنان]] و [[منافقان]] در [[قیامت]] را که یک سوی آن [[رحمت]] و سوی دیگرش [[کیفر]] است {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref> تمثیلی از وجود ظاهر و باطن برای شریعت شمرده است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۲۰۵. </ref> [[اسماعیلیه]] گزاره‌های [[تشریعی]] قرآن را دارای معنایی [[باطنی]] و نمادین دانسته‌اند؛<ref>فرق الشیعه، ص۷۵؛ نک: وجه دین، ص۶۱ - ۶۷ و ۲۸۰ - ۲۸۱. </ref> برای نمونه [[فرمان خداوند]] به انجام [[حجّ]] [[تمتع]] و [[عمره]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>، {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> را در [[باطن]] به معنای [[فرمان]] [[شناخت امام]] و [[حجت]] می‌دانند و [[حجّ]] و [[عمره]] را به جست‌وجو برای شناخت امام و حجت [[تأویل]] می‌کنند. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۵۰ - ۱۵۱. </ref> آمدن حجگزاران از سرزمین‌های گوناگون برای حجّ، در [[باطن]] به معنای آمدن [[مردم]] از هر سو برای [[بیعت با امام]] است. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۷۲، ۱۸۳ - ۱۸۴. </ref> برخی متصوفه در توجیه شریعت‌گریزی خود به آیاتی استناد می‌کنند؛ آنان [[دستور]] به [[عبادت]] [[پروردگار]] تا رسیدن به [[یقین]]: {{متن قرآن|وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ}}<ref>«و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.</ref> را گویای عدم نیاز به [[شریعت]] پس از رسیدن به یقین دانسته‌اند. <ref>بیان السعاده، ج ۲، ص۴۰۶. </ref> افزون بر این، گزارش [[قرآن]] از [[اقدام]] [[خضر]] به انجام دادن پاره‌ای کارهای به ظاهر مخالف شریعت {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا}}<ref>«پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بی‌گمان کاری شگفت کردی!» سوره کهف، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا}}<ref>«گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا}}<ref>«(موسی) گفت: مرا برای آنچه از یاد بردم بازخواست مکن و کار مرا بر من سخت مگیر!» سوره کهف، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا}}<ref>«پس راه افتادند تا هنگامی که پسربچه‌ای دیدند و او را کشت؛ (موسی) گفت: آیا انسانی بی‌گناه را بی‌آنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ به راستی کاری ناپسند کردی!» سوره کهف، آیه ۷۴.</ref> را دلیلی بر جدایی شریعت از [[طریقت]] برشمرده‌اند. <ref> نک: روح المعانی، ج۱۵، ص۳۳۱. </ref> با این حال، بیشتر [[مفسران]] با استناد به [[سیاق آیه]] ۹۹ [[سوره حجر]] / ۱۵ و پاره‌ای [[روایات]]، «[[یقین]]» را به [[مرگ]] [[تفسیر]] کرده و [[آیه]] را دلیل بر استمرار [[تکلیف]] به [[شریعت]] تا هنگام مرگ برشمرده‌اند. <ref> مجمع البیان، ج۶، ص۵۳۴؛ روض الجنان، ج۱۱، ص۳۵۳؛ تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۶۴. </ref> افزون بر این، [[مکلف]] بودن [[پیامبر]] در عین برخورداری از یقین و [[بصیرت]] {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا می‌خوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref> را دلیل نادرستی دیدگاه متصوفه دانسته‌اند. <ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref>.<ref>[[مهدی ملک‌محمدی|ملک‌محمدی، مهدی]]، [[شریعت (مقاله)|مقاله «شریعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>


==شریعت در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
==شریعت در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش