دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۱
خط ۱۸۸: خط ۱۸۸:
دین مجموعه‌ای از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است که بر هم اثر می‌گذارند، [[التزام]] به احکام شرعی سبب ساز اخلاق و [[اعتقادات]] الهی است و بالعکس. در همین راستاد چند نمونه از مهمترین تأثیرات دین بر اخلاق عبارتند از: تبیین مفهومی [[ارزش‌های اخلاقی]] و تعیین مصادق آن مانند کیفیت رعایت [[عدالت]] میان [[زن]] و مرد. همچنین در جهت دهی [[توحیدی]] به اخلاق و تأکید بر غایت‌گرایی و دستیابی به [[کمالات انسانی]] که [[تقرب]] الهی است. علاوه بر اینکه [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و جاوادنگی و [[معاد]] مستلزم [[مسؤولیت]] در [[رفتار]] است که نوعی ضمانت اجرایی برای اخلاق است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹؛ مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸؛ ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵؛ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵؛ مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ ـ ۲.</ref>. <ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۱ ـ ۲۲۳.</ref>
دین مجموعه‌ای از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است که بر هم اثر می‌گذارند، [[التزام]] به احکام شرعی سبب ساز اخلاق و [[اعتقادات]] الهی است و بالعکس. در همین راستاد چند نمونه از مهمترین تأثیرات دین بر اخلاق عبارتند از: تبیین مفهومی [[ارزش‌های اخلاقی]] و تعیین مصادق آن مانند کیفیت رعایت [[عدالت]] میان [[زن]] و مرد. همچنین در جهت دهی [[توحیدی]] به اخلاق و تأکید بر غایت‌گرایی و دستیابی به [[کمالات انسانی]] که [[تقرب]] الهی است. علاوه بر اینکه [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و جاوادنگی و [[معاد]] مستلزم [[مسؤولیت]] در [[رفتار]] است که نوعی ضمانت اجرایی برای اخلاق است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹؛ مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸؛ ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵؛ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵؛ مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ ـ ۲.</ref>. <ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۱ ـ ۲۲۳.</ref>


در هویت‌یابی "[[اخلاق دینی]]آنچه اهمیت دارد، شمول [[دین]] بر [[اخلاق]] به عنوان رابطه جزء و کل و ارگانیک میان آنهاست؛ زیرا [[دین]] شامل [[اعتقادات]]، [[اخلاق]] و [[احکام]] می‌‌شود که اقسام سه‌گانه، از [[حدیث]] [[معروف]] [[نبوی]] به خوبی مستقصی و هویداست، آنجا که فرمودند: "همانا [[علم]] سه چیز است: [[آیه]] محکم، فریضه عادله و [[سنت]] پابرجا"<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ}}؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۳۲.</ref>. این سه رکن، همان [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است، که همه خود را درون [[خانواده]] [[دین]]، می‌‌یابند و برهم اثر می‌‌گذارند؛ مثلاً [[التزام]] به [[احکام شرعی]] سبب‌ساز [[اخلاق]] و اعتقاداتی [[الهی]] خواهد بود و بالعکس در موارد مشابه<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۱۹-۲۲۰.</ref>.
در هویت‌یابی «[[اخلاق دینی]]»، آنچه اهمیت دارد، شمول [[دین]] بر اخلاق به عنوان رابطه جزء و کل و ارگانیک میان آنهاست؛ زیرا دین شامل اعتقادات، اخلاق و [[احکام]] می‌‌شود که اقسام سه‌گانه، از [[حدیث]] [[معروف]] [[نبوی]] به خوبی مستقصی و هویداست، آنجا که فرمودند: «همانا [[علم]] سه چیز است: [[آیه]] محکم، فریضه عادله و [[سنت]] پابرجا»<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ}}؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۳۲.</ref>. این سه رکن، همان عقاید، اخلاق و احکام شرعی است، که همه خود را درون [[خانواده]] دین، می‌‌یابند و برهم اثر می‌‌گذارند؛ مثلاً التزام به احکام شرعی سبب‌ساز اخلاق و اعتقاداتی [[الهی]] خواهد بود و بالعکس در موارد مشابه<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۹-۲۲۰.</ref>.


===تاثیرات [[دین]] بر [[اخلاق]]===
===تاثیرات دین بر اخلاق===
آنچه در این بحث مهم است، "تأثیرات [[دین]] بر [[نظام اخلاقی]]" است که در غیر این صورت، نمی‌توان وجه ممیزه روشنی میان [[اخلاق دینی]] و سکولار برشمرد. اهم این کار کردها که در این تحقیق مورد نظرند، یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی و مینوی شدن [[فضائل]]، و در آخر تحقق عملی [[ارزش‌های اخلاقی]] به مدد [[دین]] است که این سه بر هم ترتب منطقی دارند؛ زیرا [[فهم]] درست مفاهیم به مدد [[دین]] بوده، و به مبدأ بازمی‌گردد. پس از ایضاح مفهومی، نوبت ارتقای ارزشی آنهاست که با رنگ گرفتن از [[خداوند]] به عنوان مبدأ هستی تحقق می‌‌یابد، و دست آخر، مسئله ضمانت [[اخروی]] مطرح است، که آن حرکت به مقصد و [[قیامت]] است<ref>جهت مطالعه تأثیر مباحث اعتقادی و کلامی بر آموزه‌های اخلاقی، بنگرید به: دو مقاله از مؤلف با عناوین، «ابعاد هویت‌یابی نظام اخلاقی دین با تأکید بر جنبه‌های کارکردگرایی»، اندیشه نوین دینی، زمستان ۱۳۹۰ و «تأثیر دو باور اعتقادی توحید و معاد بر اخلاق در نهج‌البلاغه»، پژوهش‌نامه اخلاق، بهار ۱۳۹۰.</ref>.
آنچه در این بحث مهم است، «تأثیرات دین بر [[نظام اخلاقی]]» است که در غیر این صورت، نمی‌توان وجه ممیزه روشنی میان اخلاق دینی و سکولار برشمرد. اهم این کار کردها که در این تحقیق مورد نظرند، یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی و مینوی شدن [[فضائل]]، و در آخر تحقق عملی [[ارزش‌های اخلاقی]] به مدد [[دین]] است که این سه بر هم ترتب منطقی دارند؛ زیرا [[فهم]] درست مفاهیم به مدد دین بوده، و به مبدأ بازمی‌گردد. پس از ایضاح مفهومی، نوبت ارتقای ارزشی آنهاست که با رنگ گرفتن از [[خداوند]] به عنوان مبدأ هستی تحقق می‌‌یابد، و دست آخر، مسئله ضمانت [[اخروی]] مطرح است، که آن حرکت به مقصد و [[قیامت]] است<ref>جهت مطالعه تأثیر مباحث اعتقادی و کلامی بر آموزه‌های اخلاقی، بنگرید به: دو مقاله از مؤلف با عناوین، «ابعاد هویت‌یابی نظام اخلاقی دین با تأکید بر جنبه‌های کارکردگرایی»، اندیشه نوین دینی، زمستان ۱۳۹۰ و «تأثیر دو باور اعتقادی توحید و معاد بر اخلاق در نهج‌البلاغه»، پژوهش‌نامه اخلاق، بهار ۱۳۹۰.</ref>.


اهم تأثیرات [[دین]] بر [[اخلاق]] عبارت است از<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۰.</ref>.:
اهم تأثیرات دین بر [[اخلاق]] عبارت است از<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۲۰.</ref>.:


====[[تبیین]] مفهومی [[ارزش‌های اخلاقی]]====
====تبیین مفهومی ارزش‌های اخلاقی====
[[فهم]] درست [[آموزه‌های اخلاقی]] در دو پرده، مخاطبان را با ابهام و [[شبهه]] روبه‌رو خواهد نمود: یکی در پرده "[[کشف]]" که به [[مقام]] ثبوت و واقع مربوط است و دیگری در پرده "[[فهم]]" که به [[مقام]] اثبات و تحقق ناظر است. در هر دوی آنها، اگر [[همکاری]] و رازگشایی [[دین]] نباشد، می‌‌تواند به نسبیت در [[اخلاق]] بینجامد.
فهم درست [[آموزه‌های اخلاقی]] در دو پرده، مخاطبان را با ابهام و [[شبهه]] روبه‌رو خواهد نمود: یکی در پرده «[[کشف]]» که به [[مقام ثبوت]] و واقع مربوط است و دیگری در پرده «فهم» که به مقام اثبات و تحقق ناظر است. در هر دوی آنها، اگر [[همکاری]] و رازگشایی دین نباشد، می‌‌تواند به نسبیت در اخلاق بینجامد.


مراد از "مبادی تصوری" یا "ایضاح مفهومی"، آن است که [[درک]] دقیق، کامل، شفاف و پایدار از مفاهیم [[اخلاقی]] در برخی موارد، به منبعی [[حکیم]] و [[قادر]] و ثابت، سرمد و بی‌طرف [[نیازمند]] است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹.</ref>؛ زیرا [[عقل]] تنها می‌‌تواند، مفاهیم کلّی را درباره رابطه میان [[افعال]] اختیاری و کمال نهایی به دست آورد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۰.</ref>.
مراد از «مبادی تصوری» یا «ایضاح مفهومی»، آن است که [[درک]] دقیق، کامل، شفاف و پایدار از مفاهیم اخلاقی در برخی موارد، به منبعی [[حکیم]] و [[قادر]] و ثابت، سرمد و بی‌طرف [[نیازمند]] است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹.</ref>؛ زیرا [[عقل]] تنها می‌‌تواند، مفاهیم کلّی را درباره رابطه میان [[افعال]] اختیاری و کمال نهایی به دست آورد<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۰.</ref>.


این مفاهیم کلّی برای تعیین مصادیق [[دستورات]] [[اخلاقی]] بسنده نمی‌کند، مثلاً [[عقل]] می‌‌فهمد [[عدل]] نیکوست؛ اما اینکه "[[عدل]]" در هر مورد چه اقتضایی دارد، و چگونه [[رفتاری]] در هر مورد عادلانه است، روشن نیست؛ مانند بحث [[حقوق]] [[زن]] و مرد در یکسان بودن یا تفاوت<ref>مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸.</ref>.
این مفاهیم کلّی برای تعیین مصادیق [[دستورات]] اخلاقی بسنده نمی‌کند، مثلاً عقل می‌‌فهمد [[عدل]] نیکوست؛ اما اینکه «[[عدل]]» در هر مورد چه اقتضایی دارد، و چگونه [[رفتاری]] در هر مورد عادلانه است، روشن نیست؛ مانند بحث [[حقوق]] [[زن]] و مرد در یکسان بودن یا تفاوت<ref>مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸.</ref>.


همچنین [[صدق]] برخی از گزاره‌های [[دینی]] و مذهبی، راه [[فهم]] مابه اتصاف [[افعال]] به اوصاف [[اخلاقی]] است؛ زیرا اگر [[خداوند]] خوبی یک فعل را به ما نگوید، ما خود نمی‌فهمیم که این فعل از [[افعال]] خوب است یا بد، و این در [[مقام]] اثبات و تشخیص مصادیق است؛ یعنی [[مقام]] [[فهم]] ما از واقعیات<ref>ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵.</ref> به تعبیر اسلام‌پژوه [[معروف]]، توشیهکو ایزوتسوکه تحقیقات فراوانی درباره [[اسلام]] به انجام رسانده، [[قرآن]]، مفاهیم [[اخلاقی]] را از ساخت [[اجتماعی]] و انسانی آن، به تراز [[دینی]] می‌‌رساند. در این روند، ساحت تصور و فرمول، هنوز درست همان است که قبلاً بوده است؛ مثلاً درخصوص [[شکر]] در ایام [[جاهلی]] می‌‌گفتند، هرگز در مقابل [[نعمت]]، [[ناسپاسی]] مکن؛ ولی اکنون [[قرآن]] در تراز بلندتر و والاتری که رابطه میان [[خدا]] و [[انسان]] است، این مفاهیم را به کار می‌‌برد. در اینجا دیگر [[نعمت الهی]] در کار است که در برابر آن [[شکرگزاری]] می‌‌کند، یا کفران می‌‌ورزد<ref>ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲.</ref>.
همچنین [[صدق]] برخی از گزاره‌های [[دینی]] و مذهبی، راه [[فهم]] مابه اتصاف [[افعال]] به اوصاف [[اخلاقی]] است؛ زیرا اگر [[خداوند]] خوبی یک فعل را به ما نگوید، ما خود نمی‌فهمیم که این فعل از افعال خوب است یا بد، و این در [[مقام اثبات]] و تشخیص مصادیق است؛ یعنی مقام فهم ما از واقعیات<ref>ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵.</ref> به تعبیر اسلام‌پژوه [[معروف]]، توشیهکو ایزوتسوکه تحقیقات فراوانی درباره [[اسلام]] به انجام رسانده، [[قرآن]]، مفاهیم اخلاقی را از ساخت [[اجتماعی]] و انسانی آن، به تراز دینی می‌‌رساند. در این روند، ساحت تصور و فرمول، هنوز درست همان است که قبلاً بوده است؛ مثلاً درخصوص [[شکر]] در ایام [[جاهلی]] می‌‌گفتند، هرگز در مقابل [[نعمت]]، [[ناسپاسی]] مکن؛ ولی اکنون قرآن در تراز بلندتر و والاتری که رابطه میان [[خدا]] و [[انسان]] است، این مفاهیم را به کار می‌‌برد. در اینجا دیگر [[نعمت الهی]] در کار است که در برابر آن [[شکرگزاری]] می‌‌کند، یا کفران می‌‌ورزد<ref>ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲.</ref>.


در هر صورت، با توجه به ناقص بودن قوای حسی و [[عقلی]] [[بشر]] در تشخیص سره از ناسره، به خصوص در مسائل و موارد اختلافی، مانند رعایت [[عدالت]] میان [[زن]] و مرد، نقش [[دین]]، به عنوان تعیین‌کننده گزینه درست و مسیر صحیح، دارای اهمیت فراوانی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۱.</ref>.
در هر صورت، با توجه به ناقص بودن قوای حسی و [[عقلی]] [[بشر]] در تشخیص سره از ناسره، به خصوص در مسائل و موارد اختلافی، مانند رعایت [[عدالت]] میان زن و مرد، نقش [[دین]]، به عنوان تعیین‌کننده گزینه درست و مسیر صحیح، دارای اهمیت فراوانی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۲۱.</ref>.
====جهت‌دهی [[توحیدی]] به [[اخلاق]]====
====جهت‌دهی [[توحیدی]] به [[اخلاق]]====
"[[اخلاق دینی]]در هدف‌گذاری خود، به دنبال [[فتح]] آخرین قله‌ای است که [[انسان]] متخلق و [[متعبد]] می‌‌تواند به آن دست بیابد که در [[ادبیات]] [[دینی]]، از آن به وصول و [[تقرب]] [[الهی]] یاد می‌‌کنند. درحقیقت [[انسان]] [[دین‌دار]]، اصول [[اخلاقی]] را با رویکرد شریعت‌باوری وصول به [[حق]] پایبند است.
«[[اخلاق دینی]]»، در هدف‌گذاری خود، به دنبال [[فتح]] آخرین قله‌ای است که انسان متخلق و [[متعبد]] می‌‌تواند به آن دست بیابد که در [[ادبیات]] دینی، از آن به وصول و [[تقرب]] [[الهی]] یاد می‌‌کنند. درحقیقت انسان [[دین‌دار]]، اصول اخلاقی را با رویکرد شریعت‌باوری وصول به [[حق]] پایبند است.


یکی از نیازهای [[اخلاق]] به [[دین]] از آن روست که هیچ فعل اختیاری و آگاهانه [[انسان]] بدون [[غایت]] نیست، و نمی‌تواند باشد. کارهای [[اخلاقی]] نیز از این قاعده مستثنا نیست. از سوی دیگر [[ارزش]] [[اخلاقی]] [[کارها]] به [[ارزش]] [[غایت]] آنها وابسته است. هر چه این غایات ارزشمندتر باشد، [[ارزش]] [[اخلاقی]] آنها بیشتر خواهد بود<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۱.</ref>.
یکی از نیازهای [[اخلاق]] به [[دین]] از آن روست که هیچ فعل اختیاری و آگاهانه [[انسان]] بدون [[غایت]] نیست، و نمی‌تواند باشد. کارهای [[اخلاقی]] نیز از این قاعده مستثنا نیست. از سوی دیگر [[ارزش]] اخلاقی [[کارها]] به ارزش غایت آنها وابسته است. هر چه این غایات ارزشمندتر باشد، ارزش اخلاقی آنها بیشتر خواهد بود<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۲۱.</ref>.


کی‌یرکگور، با تقسیم ساحت‌های وجودی [[انسان]] به ساحت‌های احساسی، [[اخلاقی]] و [[دینی]]، [[اخلاق دینی]] را ساحتی می‌‌داند که [[انسان]] در آن، در بالاترین درجه هستی قرار دارد. او همچنین تأکید دارد که صرف بودن در حوزه [[اخلاق]] کافی نیست؛ بلکه باید در حوزه [[اخلاق دینی]] باشیم<ref>وال، نگاهی به پدیدار‌شناسی و فلسفه‌های هست بودن، ص۱۳۵ - ۱۳۲.</ref>.
کی‌یرکگور، با تقسیم ساحت‌های وجودی انسان به ساحت‌های احساسی، اخلاقی و [[دینی]]، [[اخلاق دینی]] را ساحتی می‌‌داند که انسان در آن، در بالاترین درجه هستی قرار دارد. او همچنین تأکید دارد که صرف بودن در حوزه اخلاق کافی نیست؛ بلکه باید در حوزه اخلاق دینی باشیم<ref>وال، نگاهی به پدیدار‌شناسی و فلسفه‌های هست بودن، ص۱۳۵ - ۱۳۲.</ref>.


با بررسی [[آیات قرآن]]<ref>آیاتی مانند: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ  
با بررسی [[آیات قرآن]]<ref>آیاتی مانند: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ  
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}} «بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند  
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}} «بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند  
در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۴-۵۵؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶؛ {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}} «و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}} «ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>، تاکید بر غایت‌گرایی و تلاش برای دستیابی به [[کمالات انسانی]]، به عنوان [[هدف]] نهایی، به وضوح مشهود است. در [[حقیقت]]، [[تقرب]] خداوندی را [[برترین]] [[نعمت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به حساب می‌‌آورد. لذا [[قرآن]] بعد از اینکه می‌‌گوید: {{متن قرآن|جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ}}؛ می‌‌گوید: {{متن قرآن|رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ}}<ref>«و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref>. این، همان مکتبی است که درصدد معرفی [[انسان کامل]] و به تعبیر [[قرآن]]، [[نفس]] مطمئنه است که داخل شدن در سلک [[بندگان]] خاص [[خدا]]، [[پاداش]] او به حساب می‌‌آید و متنعم شدن به [[رضوان]] [[الهی]] در مقابل جنت و [[فردوس]] [[بهشت]] اکبر است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۲.</ref>.
در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۴-۵۵؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶؛ {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}} «و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}} «ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>، تاکید بر غایت‌گرایی و تلاش برای دستیابی به [[کمالات انسانی]]، به عنوان [[هدف]] نهایی، به وضوح مشهود است. در [[حقیقت]]، [[تقرب]] خداوندی را [[برترین]] [[نعمت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به حساب می‌‌آورد؛ لذا [[قرآن]] بعد از اینکه می‌‌گوید: {{متن قرآن|جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ}}؛ می‌‌گوید: {{متن قرآن|رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ}}<ref>«و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref>. این، همان مکتبی است که درصدد معرفی [[انسان کامل]] و به تعبیر [[قرآن]]، [[نفس]] مطمئنه است که داخل شدن در سلک [[بندگان]] خاص [[خدا]]، [[پاداش]] او به حساب می‌‌آید و متنعم شدن به [[رضوان]] [[الهی]] در مقابل جنت و [[فردوس]] [[بهشت]] اکبر است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۲۲.</ref>.
==== ضمانت اجرایی [[اخروی]]====
==== ضمانت اجرایی [[اخروی]]====
اگر [[اعتقاد]] به [[معاد]] نباشد، [[دلیل]] اساسی برای اجتناب افراد [[بشر]] از [[پیروی]] [[هوا و هوس]] وجود نخواهد داشت<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵.</ref>. ازاین‌رو، [[اعتقاد]] به وجود [[خدا]] و جاودانی [[نفس]] مستلزم [[مسئولیت]] در [[رفتار]] است<ref>مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ - ۲.</ref>.
اگر [[اعتقاد]] به [[معاد]] نباشد، [[دلیل]] اساسی برای اجتناب افراد [[بشر]] از [[پیروی]] [[هوا و هوس]] وجود نخواهد داشت<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵.</ref>. ازاین‌رو، اعتقاد به وجود خدا و جاودانی نفس مستلزم [[مسئولیت]] در [[رفتار]] است<ref>مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ - ۲.</ref>.


سخن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نمونه‌ای روشن از [[احادیث]] فراوان [[معصومین]]{{عم}} دراین‌باره است: "[[بندگان خدا]]! از روزی بترسید که [[اعمال]] و [[رفتار]] [[انسان]] وارسی می‌‌شود؛ روزی که پر از تشویش و [[اضطراب]] است و [[کودکان]] در آن روز پیر می‌‌گردند... در [[قیامت]] با [[نیکوکار]] و [[بدکار]] یکسان [[رفتار]] نمی‌شود و به تناسب رفتارشان، به [[نعمت]] یا [[عذاب]] دچار می‌‌شوند"<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۷.</ref> یا: "آن‌کس که از بازگشت خود به [[قیامت]] [[آگاه]] باشد، [[خیانت]] و [[نیرنگ]] ندارد"<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۴۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۲.</ref>.
سخن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نمونه‌ای روشن از [[احادیث]] فراوان [[معصومین]]{{عم}} دراین‌باره است: «[[بندگان خدا]]! از روزی بترسید که [[اعمال]] و رفتار [[انسان]] وارسی می‌‌شود؛ روزی که پر از تشویش و [[اضطراب]] است و [[کودکان]] در آن روز پیر می‌‌گردند... در [[قیامت]] با [[نیکوکار]] و [[بدکار]] یکسان رفتار نمی‌شود و به تناسب رفتارشان، به [[نعمت]] یا [[عذاب]] دچار می‌‌شوند»<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۷.</ref> یا: «آن‌کس که از بازگشت خود به قیامت [[آگاه]] باشد، [[خیانت]] و [[نیرنگ]] ندارد»<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۴۱.</ref><ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۲.</ref>.


خلاصه آنکه [[باور]] به [[قیامت]] و [[معاد]] به صورت خاص از ضمانت‌های مهم در انجام دادن فعل خوب و ترک کارهای بد [[اخلاقی]] است. مسئله [[ثواب]] و [[عقاب]] برای [[نیکوکاران]] و بدکاران، ثبت و ضبط تمام [[اعمال]] انسانی، اعم از صغیره و کبیره و [[نظارت]] [[الهی]] بر آنها از تضمین‌های روی آوردن [[مکلفین]] به سمت نیکی‌هاست؛ تا جایی که نزدیک یک‌سوم [[آیات قرآن]] [[مجید]] متضمن مسئله [[مرگ]] و [[معاد]] است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۳.</ref>.
خلاصه آنکه [[باور]] به قیامت و معاد به صورت خاص از ضمانت‌های مهم در انجام دادن فعل خوب و ترک کارهای بد [[اخلاقی]] است. مسئله [[ثواب]] و [[عقاب]] برای [[نیکوکاران]] و بدکاران، ثبت و ضبط تمام اعمال انسانی، اعم از صغیره و کبیره و [[نظارت]] الهی بر آنها از تضمین‌های روی آوردن [[مکلفین]] به سمت نیکی‌هاست؛ تا جایی که نزدیک یک‌سوم [[آیات قرآن]] [[مجید]] متضمن مسئله [[مرگ]] و معاد است<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۳.</ref>.


==زبان دین==
==زبان دین==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش