جز
جایگزینی متن - 'محیط' به 'محیط'
جز (جایگزینی متن - 'مظلومیت پیامبر' به 'مظلومیت پیامبر') |
جز (جایگزینی متن - 'محیط' به 'محیط') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
[[بعثت پیامبر]]{{صل}} موجی توفنده و شرارهای فراگیر به [[جان]] [[شرک]] و [[کفر]] و [[جاهلیت]] بود. با تلاشی خستگی ناپذیر، دنیای شرک را که به مقابله برخاسته بود خسته کرد. با آن همه [[رنجها]] در ماجرای شعب و [[محاصره اقتصادی]] با [[امتحان]] سخت و ناگوار [[وفات خدیجه]] و [[حضرت]] [[ابوطالب]] مواجه شد. آن اسوههای [[ایثار]] و [[حمایت]] را در [[قبرستان]] اجداد النبی به [[خاک]] سپرد و آماده مأموریتی دیگر شد و آن هجرت به طائف و [[هدایت مردم]] آن دیار بود. | [[بعثت پیامبر]]{{صل}} موجی توفنده و شرارهای فراگیر به [[جان]] [[شرک]] و [[کفر]] و [[جاهلیت]] بود. با تلاشی خستگی ناپذیر، دنیای شرک را که به مقابله برخاسته بود خسته کرد. با آن همه [[رنجها]] در ماجرای شعب و [[محاصره اقتصادی]] با [[امتحان]] سخت و ناگوار [[وفات خدیجه]] و [[حضرت]] [[ابوطالب]] مواجه شد. آن اسوههای [[ایثار]] و [[حمایت]] را در [[قبرستان]] اجداد النبی به [[خاک]] سپرد و آماده مأموریتی دیگر شد و آن هجرت به طائف و [[هدایت مردم]] آن دیار بود. | ||
پیامبر{{صل}} پس از [[مرگ ابوطالب]] [[تصمیم]] گرفت | پیامبر{{صل}} پس از [[مرگ ابوطالب]] [[تصمیم]] گرفت محیط پر [[اختناق]] [[مکه]] را رها کرده و به محیط دیگری برود. [[طائف]] در آن [[زمان]] مرکزیت خوبی داشت، زیر محیطی بود که میوه مکه و اطراف را به خاطر داشتن باغستانهای خرم تأمین میکرد. همچنین یکی از مراکز [[دینی]] [[عرب جاهلی]] به شمار میرفت و [[بت]] [[عزی]] در آنجا دارای [[حرم]] و چراگاه بود و [[اعراب]] برای [[زیارت]] آن به آنجا رهسپار میشدند. پیامبر{{صل}} درصدد برآمد برای [[دعوت]] [[مردم]] به [[اسلام]] به آنجا [[سفر]] کند؛ زیرا در صورت [[موفقیت]] یکی از پایگاههای [[بتپرستی]] برچیده میشد و با [[مسلمان]] شدن مردم طائف مرکزیتی برای [[تبلیغ اسلام]] به وجود میآمد و اسلام جایگاهی جدید مییافت؛ لذا رهسپار طائف گردید. | ||
در آنجا بزرگان [[شهر]] را به اسلام دعوت نمود، لیکن آنها از [[ترس]] به خطر افتادن منافعشان از [[قبول اسلام]] خودداری کردند و ترسیدند که اگر اسلام آورند به [[روابط]] اقتصادیشان با مکه لطمههایی وارد آید و [[مشرکان قریش]] آنان را تحت فشار [[اقتصادی]] قرار دهند<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۴۱۹.</ref>. | در آنجا بزرگان [[شهر]] را به اسلام دعوت نمود، لیکن آنها از [[ترس]] به خطر افتادن منافعشان از [[قبول اسلام]] خودداری کردند و ترسیدند که اگر اسلام آورند به [[روابط]] اقتصادیشان با مکه لطمههایی وارد آید و [[مشرکان قریش]] آنان را تحت فشار [[اقتصادی]] قرار دهند<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۴۱۹.</ref>. | ||