رجعت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==واژهشناسی لغوی == | ==واژهشناسی لغوی == | ||
رَجعت یا یوم الکرّه<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۷، ص ۶۱.</ref> به معنای بازگشت، اسم مصدر از ماده «ر، ج، ع» است که معنای مشترک همه صیغههای آن بازگشتن و تکرار است<ref>الکنی و الالقاب؛ ج ۲، ص ۴۵۰.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | *رَجعت یا یوم الکرّه<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۷، ص ۶۱.</ref> به معنای بازگشت، اسم مصدر از ماده «ر، ج، ع» است که معنای مشترک همه صیغههای آن بازگشتن و تکرار است<ref>الکنی و الالقاب؛ ج ۲، ص ۴۵۰.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
*واژۀ "رجعت" از نگاه لغت به معنای «بازگشت» است؛ یعنی برگشتن به جایی که پیشتر در آنجا بوده است. برخی از بزرگان دانش لغت در گزارش از معنای یادشده، در کنار اشاره به برخی از مصادیق آن نوشتهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۴.]</ref>: | |||
واژۀ "رجعت" از نگاه لغت به معنای «بازگشت» است؛ یعنی برگشتن به جایی که پیشتر در آنجا بوده است. برخی از بزرگان دانش لغت در گزارش از معنای یادشده، در کنار اشاره به برخی از مصادیق آن نوشتهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۴.]</ref>: | |||
#«رجعت بازگشت مرد به اهلش بعد از طلاق است و گروهی معتقد به بازگشت به دنیا پیش از روز قیامت هستند»<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، در توضیح واژه رجع.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | #«رجعت بازگشت مرد به اهلش بعد از طلاق است و گروهی معتقد به بازگشت به دنیا پیش از روز قیامت هستند»<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، در توضیح واژه رجع.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | ||
#«به رجعت ایمان دارد. یعنی به بازگشت به دنیا بعد از مردن اعتقاد دارد. و همچنین بازگشت مرد به زن خود پس از طلاق را گویند»<ref>فیروزآبادی، مجدالدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | #«به رجعت ایمان دارد. یعنی به بازگشت به دنیا بعد از مردن اعتقاد دارد. و همچنین بازگشت مرد به زن خود پس از طلاق را گویند»<ref>فیروزآبادی، مجدالدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | ||
#«رجوع: بازگشت به آنچه آغاز از آن بوده،... پس بازگشت را گویند که هم در طلاق به کار میرود و هم در بازگشت به دنیا بعد از مردن؛ از اینرو است که میگویند فلانی رجعت ایمانی دارد»<ref>راغب الاصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، پس از واژۀ الرجوع.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | #«رجوع: بازگشت به آنچه آغاز از آن بوده،... پس بازگشت را گویند که هم در طلاق به کار میرود و هم در بازگشت به دنیا بعد از مردن؛ از اینرو است که میگویند فلانی رجعت ایمانی دارد»<ref>راغب الاصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، پس از واژۀ الرجوع.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | ||
#«الرجعة به فتح، یعنی برگشت پس از مرگ و بعد از ظهور مهدی»<ref>طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، پس از واژۀ رجع.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | #«الرجعة به فتح، یعنی برگشت پس از مرگ و بعد از ظهور مهدی»<ref>طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، پس از واژۀ رجع.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | ||
*چنانچه اشاره شد در همۀ موارد یادشده، با تعبیرهای گوناگون، یک هماهنگی وجود داشت و آن بازگشت به جایی که آغاز از آنجا بوده است. بایستۀ یادآوری است که افزون بر واژۀ رجعت در بحث بازگشت برخی مردگان به دنیا، از واژۀهایی مانند «کَرَة» <ref>[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: « أَيَّامُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ يَوْمُ يَقُومُ الْقَائِمُ وَ يَوْمُ الْكَرَّةِ وَ يَوْمُ الْقِيَامَة»؛الخصال، ج ۱، ص ۱۰۸.</ref>، «اوبة» <ref>[[امام صادق]]{{ع}} در زیارت اربعین میفرماید: «وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِن»؛ تهذیب، ج ۶، ص ۱۱۳.</ref> نیز استفاده شده است که به معنای بازگشت است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | |||
چنانچه اشاره شد در همۀ موارد یادشده، با تعبیرهای گوناگون، یک هماهنگی وجود داشت و آن بازگشت به جایی که آغاز از آنجا بوده است. بایستۀ یادآوری است که افزون بر واژۀ رجعت در بحث بازگشت برخی مردگان به دنیا، از واژۀهایی مانند «کَرَة» <ref>[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: « أَيَّامُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ يَوْمُ يَقُومُ الْقَائِمُ وَ يَوْمُ الْكَرَّةِ وَ يَوْمُ الْقِيَامَة»؛الخصال، ج ۱، ص ۱۰۸.</ref>، «اوبة» <ref>[[امام صادق]]{{ع}} در زیارت اربعین میفرماید: «وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِن»؛ تهذیب، ج ۶، ص ۱۱۳.</ref> نیز استفاده شده است که به معنای بازگشت است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۵.]</ref>. | |||
==اصطلاحشناسی == | ==اصطلاحشناسی == | ||
| خط ۲۱: | خط ۱۹: | ||
*معنای اصطلاحی رجعت، جزو آموزههای اختصاصی [[شیعه]] است. دربارۀ زمان دقیق رجعت، سه احتمال وجود دارد: کمی قبل از قیام، همزمان با آغاز قیام و کمی بعد از قیام [[امام مهدی]] {{ع}} <ref>علامه مجلسی، هر سه احتمال را آورده است؛ مرآة العقول: ج۳ ص۲۰۱.</ref> در هر صورت تعبیر هنگام قیام، هر سه احتمال را در بر میگیرد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>. | *معنای اصطلاحی رجعت، جزو آموزههای اختصاصی [[شیعه]] است. دربارۀ زمان دقیق رجعت، سه احتمال وجود دارد: کمی قبل از قیام، همزمان با آغاز قیام و کمی بعد از قیام [[امام مهدی]] {{ع}} <ref>علامه مجلسی، هر سه احتمال را آورده است؛ مرآة العقول: ج۳ ص۲۰۱.</ref> در هر صورت تعبیر هنگام قیام، هر سه احتمال را در بر میگیرد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>. | ||
*رجعت، به صورت احیای دوبارۀ زندگی دنیاست. بنابراین، باید روح به بدن باز گردد و بازگشتی جسمانی صورت پذیرد، نه صرفاً بازگشتی روحانی. بر اساس احادیث اسلامی، بازگشت روحانی، برای بسیاری از مؤمنان اتفاق میافتد و آنان در مواقعی خاص همچون جمعه، اجازه مییابند که به سوی اهل منزل خود بروند و احوال آنان را مشاهده کنند؛ اما این بازگشت روحانی، غیر از رجعت است که در آن، روح به بدن باز میگردد و انسان، زندگی جسمانی را از سر میگیرد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۷</ref>. | *رجعت، به صورت احیای دوبارۀ زندگی دنیاست. بنابراین، باید روح به بدن باز گردد و بازگشتی جسمانی صورت پذیرد، نه صرفاً بازگشتی روحانی. بر اساس احادیث اسلامی، بازگشت روحانی، برای بسیاری از مؤمنان اتفاق میافتد و آنان در مواقعی خاص همچون جمعه، اجازه مییابند که به سوی اهل منزل خود بروند و احوال آنان را مشاهده کنند؛ اما این بازگشت روحانی، غیر از رجعت است که در آن، روح به بدن باز میگردد و انسان، زندگی جسمانی را از سر میگیرد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۷</ref>. | ||
*در معنای اصطلاحی رجعت، دانشمندان [[شیعه]] به گونههای مختلفی سخن گفتهاند. رجعت در اصطلاح عبارت است از: «بازگشت دو گروه از مردگان مؤمنین خالص و کافرین خالص پس از ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} با همان بدنهایی که از دنیا رفتهاند، تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانی عدل شاد شده، به فیض همراه [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} برسند و کافران از پستی و حقارت ستمگران دردمند شده، و به برخی مکافاتهای دنیوی کارهای خود برسند»<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | |||
در معنای اصطلاحی رجعت، دانشمندان [[شیعه]] به گونههای مختلفی سخن گفتهاند. رجعت در اصطلاح عبارت است از: «بازگشت دو گروه از مردگان مؤمنین خالص و کافرین خالص پس از ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} با همان بدنهایی که از دنیا رفتهاند، تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانی عدل شاد شده، به فیض همراه [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} برسند و کافران از پستی و حقارت ستمگران دردمند شده، و به برخی مکافاتهای دنیوی کارهای خود برسند»<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | *به این معنا در سخنان بزرگان علمای [[شیعه]] این گونه اشاره شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>: | ||
*[[شیخ مفید]] در این باره مینویسد:«خداوند گروهی از مردگان را به صورتهایی که در گذشته بودند، به دنیا برمیگرداند؛ پس گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل میکند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه و نصرت داده و مظلومین را بر ظالمین و ستمگران غلبه میدهد. این واقعه هنگام ظهور [[امام مهدی|مهدی آل محمد]]{{عم}} خواهد بود...»<ref>اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، سلسله مؤلفات مفید ج ۴، ص ۷۷.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | |||
به این معنا در سخنان بزرگان علمای [[شیعه]] این گونه اشاره شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>: | *[[سید مرتضی]] نیز مینویسد:«بدان! عقیدۀ شیعه چنین است، خداوند هنگام ظهور [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} گروهی از شیعیان را که پیش از قیام حضرت از دنیا رفتهاند به دنیا باز میگرداند تا آنان به پاداش یاری و همراهی و درک حکومت آن وجود مقدس نایل آیند و نیز برخی از دانشمندان حضرتش را زنده میکند تا از ایشان انتقام گیرد و آنان برتری حق و منزلت پیروان حق را نگریسته و اندوهگین شوند»<ref>جوابات المسائل الرازیه (رسائل الشریف ج ۱، ص ۱۲۵).</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | ||
*[[شیخ حر عاملی]] در این باره مینویسد:«بدان مراد از رجعت، زندگی بعد از مرگ و پیش از قیامت است. این معنا به ذهن متبادر میشود و علما نیز به آن تصریح کردهاند، چنان که از استعمالات آن فهمیده میشود و در بعضی از احادیث به آن تصریح شده است »<ref>الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، ص ۲۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | |||
[[شیخ مفید]] در این باره مینویسد:«خداوند گروهی از مردگان را به صورتهایی که در گذشته بودند، به دنیا برمیگرداند؛ پس گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل میکند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه و نصرت داده و مظلومین را بر ظالمین و ستمگران غلبه میدهد. این واقعه هنگام ظهور [[امام مهدی|مهدی آل محمد]]{{عم}} خواهد بود...»<ref>اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، سلسله مؤلفات مفید ج ۴، ص ۷۷.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | *[[مرحوم مظفر]] مینویسد:«عقیدۀ [[شیعه]] در رجعت براساس پیروی از [[اهل بیت]] چنین است:«خداوند عدهای از کسانی را که در گذشته از دنیا رفتهاند، به همان اندام و صورت پیشین، زنده کرده و به دنیا باز میگرداند. به برخی از آنان عزّت میدهد و پارهای را ذلیل و خوار خواهد کرد و حقوق حقپرستان را از باطل پرستان میگیرد و داد ستمدیدگان را از ستمگران میستاند و این، یکی از رویدادهایی است که پس از قیام [[امام مهدی|مهدی آل محمد]]{{عم}} پدید میآید. کسانی که پس از مردن به این جهان باز میگردند یا از ایمان بالا برخوردارند یا افرادی در نهایت درجه تباهی و آن گاه دوباره میمیرند....» <ref>عقاید الامامیه، ترجمه علیرضا مسجد جامعی، ص ۲۹۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | ||
*البته برخی رجعت را به بازگشت دولت آل محمد{{عم}} تأویل نمودهاند و بازگشت خود [[ائمه]]{{عم}} را با بدنهای ظاهریاشان منکر شدهاند؛ <ref>سید محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص ۸۵۹.</ref> که سخنشان به جهاتی مردود است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>: | |||
[[سید مرتضی]] نیز مینویسد:«بدان! عقیدۀ شیعه چنین است، خداوند هنگام ظهور [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} گروهی از شیعیان را که پیش از قیام حضرت از دنیا رفتهاند به دنیا باز میگرداند تا آنان به پاداش یاری و همراهی و درک حکومت آن وجود مقدس نایل آیند و نیز برخی از دانشمندان حضرتش را زنده میکند تا از ایشان انتقام گیرد و آنان برتری حق و منزلت پیروان حق را نگریسته و اندوهگین شوند»<ref>جوابات المسائل الرازیه (رسائل الشریف ج ۱، ص ۱۲۵).</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | |||
[[شیخ حر عاملی]] در این باره مینویسد:«بدان مراد از رجعت، زندگی بعد از مرگ و پیش از قیامت است. این معنا به ذهن متبادر میشود و علما نیز به آن تصریح کردهاند، چنان که از استعمالات آن فهمیده میشود و در بعضی از احادیث به آن تصریح شده است »<ref>الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، ص ۲۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۶.]</ref>. | |||
[[مرحوم مظفر]] مینویسد:«عقیدۀ [[شیعه]] در رجعت براساس پیروی از [[اهل بیت]] چنین است:«خداوند عدهای از کسانی را که در گذشته از دنیا رفتهاند، به همان اندام و صورت پیشین، زنده کرده و به دنیا باز میگرداند. به برخی از آنان عزّت میدهد و پارهای را ذلیل و خوار خواهد کرد و حقوق حقپرستان را از باطل پرستان میگیرد و داد ستمدیدگان را از ستمگران میستاند و این، یکی از رویدادهایی است که پس از قیام [[امام مهدی|مهدی آل محمد]]{{عم}} پدید میآید. کسانی که پس از مردن به این جهان باز میگردند یا از ایمان بالا برخوردارند یا افرادی در نهایت درجه تباهی و آن گاه دوباره میمیرند....» <ref>عقاید الامامیه، ترجمه علیرضا مسجد جامعی، ص ۲۹۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | |||
البته برخی رجعت را به بازگشت دولت آل محمد{{عم}} تأویل نمودهاند و بازگشت خود [[ائمه]]{{عم}} را با بدنهای ظاهریاشان منکر شدهاند؛ <ref>سید محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص ۸۵۹.</ref> که سخنشان به جهاتی مردود است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>: | |||
#شبهاتی که ایشان در بحث رجعت با آن مواجه شدهاند، بیپاسخ مانده است؛ در بخش شبهات بیان خواهد شد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | #شبهاتی که ایشان در بحث رجعت با آن مواجه شدهاند، بیپاسخ مانده است؛ در بخش شبهات بیان خواهد شد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | ||
#در روایات فراوانی اشاره به بازگشت جسمانی [[ائمه]]{{عم}} شده است و هرگز این روایات قابل تأویل و توجیه نیست<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | #در روایات فراوانی اشاره به بازگشت جسمانی [[ائمه]]{{عم}} شده است و هرگز این روایات قابل تأویل و توجیه نیست<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | ||
| خط ۴۰: | خط ۳۱: | ||
#رجعتهایی که در امتهای گذشته صورت گرفته و در روایات به آن اشاره شده، همه رجعت مردگان را با همان جسم دنیایی بیان کردهاند. بنابراین رجعت در آخرالزمان نیز همان گونه خواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | #رجعتهایی که در امتهای گذشته صورت گرفته و در روایات به آن اشاره شده، همه رجعت مردگان را با همان جسم دنیایی بیان کردهاند. بنابراین رجعت در آخرالزمان نیز همان گونه خواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | ||
#یکی از اهداف رجعت، انتقام از کفار است و این با تأویل رجعت به دولت ائمه سازگاری ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | #یکی از اهداف رجعت، انتقام از کفار است و این با تأویل رجعت به دولت ائمه سازگاری ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۷.]</ref>. | ||
*[[سید مرتضی]] در پاسخ پرسشهایی که از ری به دستش رسیده بود، دربارۀ این پرسش که حقیقت رجعت چگونه است؟ چرا عدۀ اندکی از امامیها میگویند مراد بازگشت دولت [[اهل بیت]]{{عم}} در زمان [[حضرت قائم]]{{ع}} است نه بازگشت بدنها گفته است:«.... [[امام]] آنها که رجعت را تأویل کرده و گویند مراد بازگشت دولت [[ائمه]]{{عم}} است نه بازگشت مردگان به دنیا، چون نمیتوانند رجعت را اثبات کنند دست به تأویل میزنند، ولی اینجا تأویل راه ندارد، زیرا دلیلش ظاهر اخبار نیست تا قابل تأویل باشد. امر حتمی و قطعی ممکن نیست مدرکش خبر واحدهایی باشد که یقینآور نیست، دلیلش اجماع امامیه است که به اتفاق معتقدند هنگام قیام [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} خداوند جمعی از دوستان و عدهای از دشمنان خود را زنده میکند، پس مطلب قطعی و حتمی است و احتمالی نیست که تأویلپذیر باشد <ref>رسائل المرتضی، ج ۱، ص ۱۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۸.]</ref>. | |||
[[سید مرتضی]] در پاسخ پرسشهایی که از ری به دستش رسیده بود، دربارۀ این پرسش که حقیقت رجعت چگونه است؟ چرا عدۀ اندکی از امامیها میگویند مراد بازگشت دولت [[اهل بیت]]{{عم}} در زمان [[حضرت قائم]]{{ع}} است نه بازگشت بدنها گفته است:«.... [[امام]] آنها که رجعت را تأویل کرده و گویند مراد بازگشت دولت [[ائمه]]{{عم}} است نه بازگشت مردگان به دنیا، چون نمیتوانند رجعت را اثبات کنند دست به تأویل میزنند، ولی اینجا تأویل راه ندارد، زیرا دلیلش ظاهر اخبار نیست تا قابل تأویل باشد. امر حتمی و قطعی ممکن نیست مدرکش خبر واحدهایی باشد که یقینآور نیست، دلیلش اجماع امامیه است که به اتفاق معتقدند هنگام قیام [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} خداوند جمعی از دوستان و عدهای از دشمنان خود را زنده میکند، پس مطلب قطعی و حتمی است و احتمالی نیست که تأویلپذیر باشد <ref>رسائل المرتضی، ج ۱، ص ۱۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۸.]</ref>. | *مرحوم [[طبرسی]] نیز در مجمع البیان این تأویل را ناشی از عدم توانایی بر پاسخگویی به شبهات مطرح شده دانسته و به برخی شبهات پاسخ داده است <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۴۰۶.</ref>. بنابراین در معنای اصطلاحی رجعت، همان تفسیر نخست درست است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۸.]</ref>. | ||
مرحوم [[طبرسی]] نیز در مجمع البیان این تأویل را ناشی از عدم توانایی بر پاسخگویی به شبهات مطرح شده دانسته و به برخی شبهات پاسخ داده است <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۴۰۶.</ref>. بنابراین در معنای اصطلاحی رجعت، همان تفسیر نخست درست است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۸.]</ref>. | |||
==رجعت در قرآن کریم== | ==رجعت در قرآن کریم== | ||
* آیات متعددی از قرآن به موضوع رجعت پرداخته که میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: | *آیات متعددی از قرآن به موضوع رجعت پرداخته که میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: | ||
# آیات رجعت در امتهای پیشین <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که گفتید: ای [[موسی]]! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمیآوریم و در حالی که خود مینگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵- ۵۶.</ref> <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن با هم به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد باری، گفتیم با پارهای از آن گاو بر این کشته بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲- ۷۳.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | #آیات رجعت در امتهای پیشین <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که گفتید: ای [[موسی]]! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمیآوریم و در حالی که خود مینگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵- ۵۶.</ref> <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن با هم به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد باری، گفتیم با پارهای از آن گاو بر این کشته بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲- ۷۳.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
# آیات رجعت در عصر ظهور. | # آیات رجعت در عصر ظهور. | ||
* افزون بر این، آیات دیگری از قرآن دلالت اجمالی بر وقوع رجعت دارد، مانند آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم}}﴾}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> که میفهماند آنچه در امُتهای گذشته رخ داده، در این امُت نیز رخ خواهد داد، و یکی از آن وقایع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در زمان [[ابراهیم]] و [[موسی]] و [[عیسی]] و [[عزیر]] و [[ارمیا]] و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲ ،ص ۱۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | *افزون بر این، آیات دیگری از قرآن دلالت اجمالی بر وقوع رجعت دارد، مانند آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم}}﴾}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> که میفهماند آنچه در امُتهای گذشته رخ داده، در این امُت نیز رخ خواهد داد، و یکی از آن وقایع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در زمان [[ابراهیم]] و [[موسی]] و [[عیسی]] و [[عزیر]] و [[ارمیا]] و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲ ،ص ۱۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
* همچنین از [[رسول خدا]] {{صل}} کلامی نقل شده که به اجمال میفهماند آنچه در امُتهای سابق روی داده است در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۵۳، ص ۱۲۷.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | *همچنین از [[رسول خدا]] {{صل}} کلامی نقل شده که به اجمال میفهماند آنچه در امُتهای سابق روی داده است در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۵۳، ص ۱۲۷.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
* افزون بر آن، روایات بسیاری در باره رجعت وجود دارد که اگر چه تک تک آنها خبر واحد است؛ اما وجوب نقلی اصل رجعت را به تواتر معنوی اثبات مینمایند <ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۷.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | *افزون بر آن، روایات بسیاری در باره رجعت وجود دارد که اگر چه تک تک آنها خبر واحد است؛ اما وجوب نقلی اصل رجعت را به تواتر معنوی اثبات مینمایند <ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۷.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
* برخی مفسران در تفسیر آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ}}﴾}}<ref> آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود؛ سوره بقره، آیه ۲۱۰.</ref> با استناد به روایات میگویند: [[اهل بیت]] [[نبوت]] {{عم}} این آیه را گاهی به روز قیامت، زمانی به رجعت و گاهی به ظهور [[حضرت مهدی]] {{ع}} تفسیر کردهاند. همچنین از [[ائمه]] [[اهل بیت]] {{عم}} روایت شده که ایام خدا سه روز است، روز ظهور [[مهدی]] {{ع}} ، [[روز رجعت]] و [[روز قیامت]]. در برخی دیگر از روایات این سه روز به روز مرگ، [[روز رجعت]] و [[روز قیامت]] تفسیر شده است<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۵۳، ص ۶۳.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | * برخی مفسران در تفسیر آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ}}﴾}}<ref> آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود؛ سوره بقره، آیه ۲۱۰.</ref> با استناد به روایات میگویند: [[اهل بیت]] [[نبوت]] {{عم}} این آیه را گاهی به روز قیامت، زمانی به رجعت و گاهی به ظهور [[حضرت مهدی]] {{ع}} تفسیر کردهاند. همچنین از [[ائمه]] [[اهل بیت]] {{عم}} روایت شده که ایام خدا سه روز است، روز ظهور [[مهدی]] {{ع}} ، [[روز رجعت]] و [[روز قیامت]]. در برخی دیگر از روایات این سه روز به روز مرگ، [[روز رجعت]] و [[روز قیامت]] تفسیر شده است<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۵۳، ص ۶۳.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
* سر اینگونه تفسیرها، همانا وحدت حقیقت و هم سنخی این سه موضوع، در عین اختلاف رتبی آنها است؛ زیرا از یک سو، حقیقت روز قیامت این است که همه مردم در آن روز از قبرها بپا میخیزند و همه اسرارشان آشکار شده و چیزی از ایشان بر خدا پوشیده نمیماند. و از سوی دیگر، گاهی از روز مرگ به [[روز قیامت]] تعبیر میشود؛ چون روز مرگ هم روزی است که پردهها برای میت کنار میرود، روایت شده: هر کس بمیرد قیامتش بر پا میشود. <ref>شرح اصول الکافی؛ ج ۴، ص ۲۷۴.</ref> همچنین رجعت نیز روزی است که آیات خدا به تمام معنا ظاهر میشود، روزی که در آن روز دیگر خدای سبحان نافرمانی نمیشود، بلکه خالصانه عبادت میشود، عبادتی که مشوب و آمیخته با هوای نفس نیست، عبادتی که شیطان و اغوایش هیچ سهمی در آن ندارد. این معنا روشن میسازد روز رجعت خود یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند که از نظر ظهور به روز قیامت نمیرسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازهای امکان دارد، به خلاف روز قیامت که دیگر اثری از شر و فساد نمیماند. و باز به همین جهت روز ظهور [[مهدی]] {{ع}} هم مرتبهای از قیامت و روز رجعت است؛ چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر میشود، هر چند که باز ظهور حق در آن روز کمتر از ظهور در روز رجعت و قیامت است. و این معنا یعنی اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده که گاهی به روز قیامت، گاهی به روز رجعت و گاهی به روز ظهور [[مهدی]] از آنها یاد شود<ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۶ - ۱۰۹.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | *سر اینگونه تفسیرها، همانا وحدت حقیقت و هم سنخی این سه موضوع، در عین اختلاف رتبی آنها است؛ زیرا از یک سو، حقیقت روز قیامت این است که همه مردم در آن روز از قبرها بپا میخیزند و همه اسرارشان آشکار شده و چیزی از ایشان بر خدا پوشیده نمیماند. و از سوی دیگر، گاهی از روز مرگ به [[روز قیامت]] تعبیر میشود؛ چون روز مرگ هم روزی است که پردهها برای میت کنار میرود، روایت شده: هر کس بمیرد قیامتش بر پا میشود. <ref>شرح اصول الکافی؛ ج ۴، ص ۲۷۴.</ref> همچنین رجعت نیز روزی است که آیات خدا به تمام معنا ظاهر میشود، روزی که در آن روز دیگر خدای سبحان نافرمانی نمیشود، بلکه خالصانه عبادت میشود، عبادتی که مشوب و آمیخته با هوای نفس نیست، عبادتی که شیطان و اغوایش هیچ سهمی در آن ندارد. این معنا روشن میسازد روز رجعت خود یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند که از نظر ظهور به روز قیامت نمیرسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازهای امکان دارد، به خلاف روز قیامت که دیگر اثری از شر و فساد نمیماند. و باز به همین جهت روز ظهور [[مهدی]] {{ع}} هم مرتبهای از قیامت و روز رجعت است؛ چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر میشود، هر چند که باز ظهور حق در آن روز کمتر از ظهور در روز رجعت و قیامت است. و این معنا یعنی اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده که گاهی به روز قیامت، گاهی به روز رجعت و گاهی به روز ظهور [[مهدی]] از آنها یاد شود<ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۶ - ۱۰۹.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
* در [[آخر الزمان]] برخی از [[نیکوکاران]] و بدکاران زمانهای گذشته، دوباره زنده میشوند.{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی (را) که از هر امتی دستهای از آنان را که نشانههای ما را دروغ میشمردند گرد میآوریم و آنگاه آنان را به هم میپیوندند؛ سوره نمل، آیه ۸۳.</ref> این آیه فقط به برانگیخته شدن عدهای از مکذبان و نه همه آنها اشاره کرده؛ بدین جهت، [[روایات]] و [[مفسران]] [[شیعه]]، میان مصداق این آیه و قیامت، تفاوت قائل شده و آیه را به [[آخر الزمان]] مربوط دانستهاند که عدهای از [[نیکوکاران]] و بدکاران اعصار گذشته، زنده شده، هر یک نتیجه دنیایی اعمال خویش را خواهد دید.<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۳۶۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۲۸ ـ ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۹۷ و ۳۹۸.</ref> مرگ و زندگی دوباره: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ}}﴾}}<ref> پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶.</ref> عذاب پیش از عذاب بزرگ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بیگمان به آنان از عذاب نزدیکتر (این جهان) پیش از عذاب بزرگتر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند؛ سوره سجده، آیه ۲۱.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶.</ref> [[ظهور بندگان پیکارجو]] پیش از قیامت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ}}﴾}}<ref> و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم؛ سوره اسراء، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج۳، ص۱۳۸ ـ ۱۴۰.</ref> میثاق [[پیامبران]] {{عم}} با خداوند برای ایمان آوردن و یاری رساندن به [[پیامبر خاتم]] {{صل}}: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ}}﴾}}<ref> و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید؛ سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref> <ref>[[عیاشی]]، ج۱، ص۱۸۱.</ref> و منت الهی بر مستضعفان تاریخ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}﴾}}<ref> و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج۴، ص۱۰۷.</ref> همگی به رجعت، [[تفسیر]] و [[تأویل]] شدهاند؛ با این حال در تفسیر آیات پیشین، آرای دیگری نیز گفته شده است<ref>تاریخ ما بعدالظهور، ص۶۳۲ ـ ۶۳۹، ۶۷۴.</ref>. | * در [[آخر الزمان]] برخی از [[نیکوکاران]] و بدکاران زمانهای گذشته، دوباره زنده میشوند.{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی (را) که از هر امتی دستهای از آنان را که نشانههای ما را دروغ میشمردند گرد میآوریم و آنگاه آنان را به هم میپیوندند؛ سوره نمل، آیه ۸۳.</ref> این آیه فقط به برانگیخته شدن عدهای از مکذبان و نه همه آنها اشاره کرده؛ بدین جهت، [[روایات]] و [[مفسران]] [[شیعه]]، میان مصداق این آیه و قیامت، تفاوت قائل شده و آیه را به [[آخر الزمان]] مربوط دانستهاند که عدهای از [[نیکوکاران]] و بدکاران اعصار گذشته، زنده شده، هر یک نتیجه دنیایی اعمال خویش را خواهد دید.<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۳۶۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۲۸ ـ ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۹۷ و ۳۹۸.</ref> مرگ و زندگی دوباره: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ}}﴾}}<ref> پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶.</ref> عذاب پیش از عذاب بزرگ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بیگمان به آنان از عذاب نزدیکتر (این جهان) پیش از عذاب بزرگتر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند؛ سوره سجده، آیه ۲۱.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶.</ref> [[ظهور بندگان پیکارجو]] پیش از قیامت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ}}﴾}}<ref> و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم؛ سوره اسراء، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج۳، ص۱۳۸ ـ ۱۴۰.</ref> میثاق [[پیامبران]] {{عم}} با خداوند برای ایمان آوردن و یاری رساندن به [[پیامبر خاتم]] {{صل}}: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ}}﴾}}<ref> و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید؛ سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref> <ref>[[عیاشی]]، ج۱، ص۱۸۱.</ref> و منت الهی بر مستضعفان تاریخ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}﴾}}<ref> و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج۴، ص۱۰۷.</ref> همگی به رجعت، [[تفسیر]] و [[تأویل]] شدهاند؛ با این حال در تفسیر آیات پیشین، آرای دیگری نیز گفته شده است<ref>تاریخ ما بعدالظهور، ص۶۳۲ ـ ۶۳۹، ۶۷۴.</ref>. | ||
== جایگاه رجعت در اعتقادات [[شیعه]] == | == جایگاه رجعت در اعتقادات [[شیعه]] == | ||
در روایات باور به «رجعت» در میان اعتقادات [[شیعه]] از جایگاه والایی برخوردار است تا جایی که منکر آن را از دایرۀ تشیع بیرون دانسته شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | *در روایات باور به «رجعت» در میان اعتقادات [[شیعه]] از جایگاه والایی برخوردار است تا جایی که منکر آن را از دایرۀ تشیع بیرون دانسته شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود:{{عربی|اندازه=150%|«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا»}}<ref>از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۵۸، ح ۴۵۸۳.</ref> | |||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود:{{عربی|اندازه=150%|«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا»}}<ref>از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۵۸، ح ۴۵۸۳.</ref> | |||
<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | <ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | ||
*در روایتی دیگر آن حضرت یکی از شرایط ایمان را اعتقاد به رجعت دانسته و میفرماید:{{عربی|اندازه=150%|«مَنْ أَقَرَّ بِسَبْعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ ... وَ الْإِيمَانِ بِالرَّجْعَة»}}<ref>هر کس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد مؤمن است... که یکی از آنها ایمان به رجعت است؛ وسائل الشیعة، ج ۲۴، ص ۱۳۲، ش ۳۰۱۶۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | |||
در روایتی دیگر آن حضرت یکی از شرایط ایمان را اعتقاد به رجعت دانسته و میفرماید:{{عربی|اندازه=150%|«مَنْ أَقَرَّ بِسَبْعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ ... وَ الْإِيمَانِ بِالرَّجْعَة»}}<ref>هر کس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد مؤمن است... که یکی از آنها ایمان به رجعت است؛ وسائل الشیعة، ج ۲۴، ص ۱۳۲، ش ۳۰۱۶۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | *از این روایات استفاده میشود اعتقاد به رجعت نیز در کنار اعتقاد به یکتاپرستی و همانند آن از ضروریات به شمار میآید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | ||
*مرحوم [[شیخ مفید]] در توضیح کلام [[امام صادق]]{{ع}} مینویسد:« و اما فرمایش معصوم {{ع}} که فرمود: هر کس قائل به رجعت ما نشد از ما نیست، همانا از آن اراده کرده است مسئله رجعت را که عبارت است از اینکه خداوند گروهی از آل محمد{{عم}} را پس از مردن پیش از روز قیامت زنده میکند و این مذهبی است مختص به آل محمد{{عم}}<ref>المسائل السرویة، (سلسله مؤلفات الشیخ المفید، ج ۷، ص ۳۲).</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۰.]</ref>. | |||
از این روایات استفاده میشود اعتقاد به رجعت نیز در کنار اعتقاد به یکتاپرستی و همانند آن از ضروریات به شمار میآید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | *[[شیخ طوسی]] در این زمینه مینویسد:«پیامبر{{صل}} ما و [[ائمه]] [[معصومین]]{{عم}} همراه با گروهی از امتهای گذشته و آینده باز خواهند گشت و بر این اعتقاد آیات و روایات فروانی دلالت دارد و خداوند فرمود: «و روزی که برمیانگیزیم از هر امتی گروهی را...»، پس اعتقاد به رجعت لازم است <ref>رسالة العقاید الجعفریة، ص ۲۵۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۰.]</ref>. | ||
*شیخ [[حر عاملی]] پس از نقل سخنان برخی دانشمندان دربارۀ ارزش باور به رجعت نزد [[شیعه]] دلیل خود را مبنی بر ضروری بودن این اعتقاد، این گونه بیان میکند:«و از جمله ادلهای که رجعت را صحیح و ضرورت آن را بر هر آشنا با اخبار مسلَم دانسته، این است که: در هیچ یک از ضروریات مثل وجوب نماز و حرمت زنا، بیش از رجعت، حدیث وارد نشده است. شاهد این گفته روایت علمای [[اهل سنت]]؛ چون [[فخر رازی]]، [[نیشابوری]]، [[زمخشری]]، [[شهرستانی]]، [[ابن ابی الحدید]] و ... است که در کتابهای خود، [[شیعه]] را معتقد به رجعت دانسته و به آنان اعتراض میکنند. این خود دلیل است که رجعت صحیح بوده و مختص به امامیه و از ضروریات مذهب ایشان است» <ref>الایقاظ من الهجعة، ص ۶۷.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۰.]</ref>. | |||
مرحوم [[شیخ مفید]] در توضیح کلام [[امام صادق]]{{ع}} مینویسد:« و اما فرمایش معصوم {{ع}} که فرمود: هر کس قائل به رجعت ما نشد از ما نیست، همانا از آن اراده کرده است مسئله رجعت را که عبارت است از اینکه خداوند گروهی از آل محمد{{عم}} را پس از مردن پیش از روز قیامت زنده میکند و این مذهبی است مختص به آل محمد{{عم}}<ref>المسائل السرویة، (سلسله مؤلفات الشیخ المفید، ج ۷، ص ۳۲).</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۰.]</ref>. | *[[فخرالدین طریحی اسدی]] در مجمع البحرین افزون بر بیان معنای رجعت، جایگاه آن را نزد [[شیعه]] این گونه توضیح میدهد:«... و این رجعت از ضروریات مذهب [[امامیه]] است و شواهد قرآنی و روایات وارده از [[اهل بیت]]{{عم}} در این زمینه، مشهورتر از آن است که لازم به یادآوری باشد. حتی از [[ائمه]]{{عم}} وارد شده است: «هر کس به رجعت ما اقرار نداشته باشد از ما نیست» <ref>مجمع البحرین، ج ۲، ص ۶۷۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | ||
*برخی از مفسرین معاصر نیز به روشنی بیان کردهاند که:«رجعت از ضروریات مذهب [[شیعه]] است و نه از ضروریات اسلام...»<ref>تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۵۶۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | |||
[[شیخ طوسی]] در این زمینه مینویسد:«پیامبر{{صل}} ما و [[ائمه]] [[معصومین]]{{عم}} همراه با گروهی از امتهای گذشته و آینده باز خواهند گشت و بر این اعتقاد آیات و روایات فروانی دلالت دارد و خداوند فرمود: «و روزی که برمیانگیزیم از هر امتی گروهی را...»، پس اعتقاد به رجعت لازم است <ref>رسالة العقاید الجعفریة، ص ۲۵۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۰.]</ref>. | |||
شیخ [[حر عاملی]] پس از نقل سخنان برخی دانشمندان دربارۀ ارزش باور به رجعت نزد [[شیعه]] دلیل خود را مبنی بر ضروری بودن این اعتقاد، این گونه بیان میکند:«و از جمله ادلهای که رجعت را صحیح و ضرورت آن را بر هر آشنا با اخبار مسلَم دانسته، این است که: در هیچ یک از ضروریات مثل وجوب نماز و حرمت زنا، بیش از رجعت، حدیث وارد نشده است. شاهد این گفته روایت علمای [[اهل سنت]]؛ چون [[فخر رازی]]، [[نیشابوری]]، [[زمخشری]]، [[شهرستانی]]، [[ابن ابی الحدید]] و ... است که در کتابهای خود، [[شیعه]] را معتقد به رجعت دانسته و به آنان اعتراض میکنند. این خود دلیل است که رجعت صحیح بوده و مختص به امامیه و از ضروریات مذهب ایشان است» <ref>الایقاظ من الهجعة، ص ۶۷.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۰.]</ref>. | |||
[[فخرالدین طریحی اسدی]] در مجمع البحرین افزون بر بیان معنای رجعت، جایگاه آن را نزد [[شیعه]] این گونه توضیح میدهد:«... و این رجعت از ضروریات مذهب [[امامیه]] است و شواهد قرآنی و روایات وارده از [[اهل بیت]]{{عم}} در این زمینه، مشهورتر از آن است که لازم به یادآوری باشد. حتی از [[ائمه]]{{عم}} وارد شده است: «هر کس به رجعت ما اقرار نداشته باشد از ما نیست» <ref>مجمع البحرین، ج ۲، ص ۶۷۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | |||
برخی از مفسرین معاصر نیز به روشنی بیان کردهاند که:«رجعت از ضروریات مذهب [[شیعه]] است و نه از ضروریات اسلام...»<ref>تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۵۶۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | |||
==رجعت از نگاه [[اهل سنت]]== | ==رجعت از نگاه [[اهل سنت]]== | ||
*این باور اگر چه ریشۀ قرآنی دارد، اما از آنجا که در مکتب [[اهل بیت]]{{عم}} به طور ویژه بدان پرداخته شده از همان ابتدای پیدایش مورد ناسزاگویی و استهزای [[اهل سنت]] قرار گرفت. به گونهای که برخی این عقیده را بر گرفته از عقاید یهود و نصاری دانسته و دیگری منشأ اعتقاد به رجعت را پندارهای عرب جاهلیت دانسته<ref>ناصر قفاری، اصول مذهب الشیعة عرض و نقد، ج ۳، ص ۹۱۱؛ اصفهانی، الاغانی، ج ۳، ص ۱۳۹ (حاشیه ۲). محمد مال الله، الشیعة و تحریف القرآن، ص ۲۵.</ref>، دیگری به سبب نفهمیدن درست این اعتقاد، آن را اعتقادی مضحک قلمداد نموده است<ref>ربیع بن محمد سعودی، الشیعة الامامیة الاثناعشریة فی میزان الاسلام، ص ۲۰۲.</ref>. و گروهی نیز آن را از افکار [[عبدالله بن سبا]] و روایاتی دروغین دانسته <ref>همو، الشیعة و التشیع، ص ۳۵۹.</ref>، دیگری منشأ باور به رجعت را تأثیرات فلسفه آفریقایی بر ذهن [[شیعه]] قلمداد کرده است <ref>حسن ابراهیم، تاریخ الاسلام، ج ۴، ص ۲۵۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | *این باور اگر چه ریشۀ قرآنی دارد، اما از آنجا که در مکتب [[اهل بیت]]{{عم}} به طور ویژه بدان پرداخته شده از همان ابتدای پیدایش مورد ناسزاگویی و استهزای [[اهل سنت]] قرار گرفت. به گونهای که برخی این عقیده را بر گرفته از عقاید یهود و نصاری دانسته و دیگری منشأ اعتقاد به رجعت را پندارهای عرب جاهلیت دانسته<ref>ناصر قفاری، اصول مذهب الشیعة عرض و نقد، ج ۳، ص ۹۱۱؛ اصفهانی، الاغانی، ج ۳، ص ۱۳۹ (حاشیه ۲). محمد مال الله، الشیعة و تحریف القرآن، ص ۲۵.</ref>، دیگری به سبب نفهمیدن درست این اعتقاد، آن را اعتقادی مضحک قلمداد نموده است<ref>ربیع بن محمد سعودی، الشیعة الامامیة الاثناعشریة فی میزان الاسلام، ص ۲۰۲.</ref>. و گروهی نیز آن را از افکار [[عبدالله بن سبا]] و روایاتی دروغین دانسته <ref>همو، الشیعة و التشیع، ص ۳۵۹.</ref>، دیگری منشأ باور به رجعت را تأثیرات فلسفه آفریقایی بر ذهن [[شیعه]] قلمداد کرده است <ref>حسن ابراهیم، تاریخ الاسلام، ج ۴، ص ۲۵۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | ||
*برخی پا را از همه آنچه گفته شد فراتر نهاده و باور به رجعت را برابر با تکذیب آیاتب قرآن و کفر دانستهاند <ref>محمد مال الله، الشیعة و تحریف القرآن، ص ۲۵.</ref> و کم نیست این گونه سخنان ناشایست که در طول تاریخ نثار باورمندان رجعت شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | *برخی پا را از همه آنچه گفته شد فراتر نهاده و باور به رجعت را برابر با تکذیب آیاتب قرآن و کفر دانستهاند <ref>محمد مال الله، الشیعة و تحریف القرآن، ص ۲۵.</ref> و کم نیست این گونه سخنان ناشایست که در طول تاریخ نثار باورمندان رجعت شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۱.]</ref>. | ||
*مرحوم [[مظفر]] در این باره نوشته است:«[[اهل سنت ]]عقیده به رجعت را خلاف عقاید اسلامی میداند و آن را هیچ نمیپسندند. نویسندگان و شرح حال نویسان آنها معتقدین به رجعت را طعن و طرد کرده و آن را نشانه طرد روایت راوی میدانند. گویا در نظر آنان عقیده به رجعت در شمار کفر و شرک یا بدتر از آن قرار دارد و به این بهانه [[شیعه]] را می کوبند و ناسزا میگویند. بدون شک این از اقسام دستاویزهای بی اساس و گمراه کنندهای است که فرقههای اسلامی آن را وسیلهای برای طعن و طرد یکدیگر قرار دادهاند، ولی هیچ مجوزی که صحت این دستاویز را روشن کند وجود ندارد، زیرا اعتقاد به رجعت، نه فقط هیچ گونه ایراد و خدشهای در عقیده به یکتاپرستی و نبوت وارد نمیسازد، بلکه به عکس، این هر دو عقیده را تقویت میکند، زیرا رجعت مانند حشر و نشر، دلیل قدرت کامل خداوند بوده و از امور غیرعادی و معجزهای از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} او است. رجعت، در اصل معجزه زنده کردن مردگان است؛ چنان که [[حضرت مسیح]]{{ع}} انجام میداد، اما این رساتر، کاملتر و اعجازش بیشتر است به دلیل این که رجعت در وقتی انجام میگیرد که مردگان همه خاک شدهاند»<ref>عقاید الامامیه، ص ۱۲۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۲.]</ref>. | *مرحوم [[مظفر]] در این باره نوشته است:«[[اهل سنت ]]عقیده به رجعت را خلاف عقاید اسلامی میداند و آن را هیچ نمیپسندند. نویسندگان و شرح حال نویسان آنها معتقدین به رجعت را طعن و طرد کرده و آن را نشانه طرد روایت راوی میدانند. گویا در نظر آنان عقیده به رجعت در شمار کفر و شرک یا بدتر از آن قرار دارد و به این بهانه [[شیعه]] را می کوبند و ناسزا میگویند. بدون شک این از اقسام دستاویزهای بی اساس و گمراه کنندهای است که فرقههای اسلامی آن را وسیلهای برای طعن و طرد یکدیگر قرار دادهاند، ولی هیچ مجوزی که صحت این دستاویز را روشن کند وجود ندارد، زیرا اعتقاد به رجعت، نه فقط هیچ گونه ایراد و خدشهای در عقیده به یکتاپرستی و نبوت وارد نمیسازد، بلکه به عکس، این هر دو عقیده را تقویت میکند، زیرا رجعت مانند حشر و نشر، دلیل قدرت کامل خداوند بوده و از امور غیرعادی و معجزهای از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} او است. رجعت، در اصل معجزه زنده کردن مردگان است؛ چنان که [[حضرت مسیح]]{{ع}} انجام میداد، اما این رساتر، کاملتر و اعجازش بیشتر است به دلیل این که رجعت در وقتی انجام میگیرد که مردگان همه خاک شدهاند»<ref>عقاید الامامیه، ص ۱۲۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۲.]</ref>. | ||
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] نیز جایگاه رجعت در نگاه [[اهل سنت]] را این گونه بیان کرده است:«غیر [[شیعه]]، یعنی [[اهل سنت|اهل تسنن]] اگر چه به ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} اعتراف کردند و آن را به طور متواتر از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل کردند، لکن رجعت را انکار کرده و قول به رجعت را از مشخصات شیعه برشمردهاند و در این ایام بعضی از آنانکه منتسب به [[شیعه]] هستند نیز به آنان محلق شدند»<ref> تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۵۵۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۲.]</ref>. | *مرحوم [[علامه طباطبایی]] نیز جایگاه رجعت در نگاه [[اهل سنت]] را این گونه بیان کرده است:«غیر [[شیعه]]، یعنی [[اهل سنت|اهل تسنن]] اگر چه به ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} اعتراف کردند و آن را به طور متواتر از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل کردند، لکن رجعت را انکار کرده و قول به رجعت را از مشخصات شیعه برشمردهاند و در این ایام بعضی از آنانکه منتسب به [[شیعه]] هستند نیز به آنان محلق شدند»<ref> تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۵۵۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۲.]</ref>. | ||
==آثار تربیتی اعتقاد به رجعت== | ==آثار تربیتی اعتقاد به رجعت== | ||
*همان گونه که انتظار فرج نقش برجسته و به سزایی در پویایی و نشاط جامعه ایفا میکند، باور به رجعت به دنیا در عصر ظهور، نیز میتواند نقش مهم و بهسزایی در نشاط دینی و امید به حضور در حکومت جهانی [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} ایفا کند، چرا که انسان با دیدن افرادی که همۀ عمر خود را در انتظار ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} سپری کردهاند و آنگاه بدون درک ظهور از دنیا میروند، دچار سرخوردگی شده و حتی در جایگاه انتظار نیز دچار ناامیدی خواهد شد و اگر بداند در هنگام ظهور در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام{{ع}} را دارد در امیدواری او نقش بسیاری خواهد داشت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | *همان گونه که انتظار فرج نقش برجسته و به سزایی در پویایی و نشاط جامعه ایفا میکند، باور به رجعت به دنیا در عصر ظهور، نیز میتواند نقش مهم و بهسزایی در نشاط دینی و امید به حضور در حکومت جهانی [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} ایفا کند، چرا که انسان با دیدن افرادی که همۀ عمر خود را در انتظار ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} سپری کردهاند و آنگاه بدون درک ظهور از دنیا میروند، دچار سرخوردگی شده و حتی در جایگاه انتظار نیز دچار ناامیدی خواهد شد و اگر بداند در هنگام ظهور در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام{{ع}} را دارد در امیدواری او نقش بسیاری خواهد داشت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | ||
*افزون بر آن، شخص علاقهمند به درک محضر آخرین حجت الهی، نهایت تلاش خود را به کار خواهد بست که به درجات بالای ایمان رسیده تا در زمرۀ مؤمنان رجعت کننده باشد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | *افزون بر آن، شخص علاقهمند به درک محضر آخرین حجت الهی، نهایت تلاش خود را به کار خواهد بست که به درجات بالای ایمان رسیده تا در زمرۀ مؤمنان رجعت کننده باشد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۷۷: | ||
*امکان به دو قسم تقسیم میشود: امکان ذاتی و امکان وقوعی<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | *امکان به دو قسم تقسیم میشود: امکان ذاتی و امکان وقوعی<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | ||
'''*امکان ذاتی رجعت:''' شکی نیست که رجعت، به خودی خود، دارای امکان ذاتی است؛ چرا که زنده کردن مردگان چه در دنیا و چه در آخرت در توان خداوند است و هیچ خردمندی در آن شک ندارد. خداوند، در آیات فراوانی با ردّ مخالفان، معجزۀ زندهشدن مردگان را به دست پیامبران خود، دلیلی بر معاد، قیامت و زنده شدن مردگان، ارائه کرده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | '''*امکان ذاتی رجعت:''' شکی نیست که رجعت، به خودی خود، دارای امکان ذاتی است؛ چرا که زنده کردن مردگان چه در دنیا و چه در آخرت در توان خداوند است و هیچ خردمندی در آن شک ندارد. خداوند، در آیات فراوانی با ردّ مخالفان، معجزۀ زندهشدن مردگان را به دست پیامبران خود، دلیلی بر معاد، قیامت و زنده شدن مردگان، ارائه کرده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | ||
*'''امکان وقوعی رجعت:'''بهترین دلیل بر امکان یک چیز، وقوع آن است. وقوع رجعت، با بهره از بیانات نورانی قرآن و شواهد تاریخی، به روشنی تمام اثبات شدنی است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | |||
''' | |||
*برخی از منکرین رجعت، نه فقط وقوع آن را غیر ممکن دانستهاند بلکه امکان آن را نیز محال دانستهاند و برخی دیگر امکان ذاتی آن را بدون اشکال دانستهاند و فقط در بخش امکان وقوعی آن را محال ذکر کردهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | *برخی از منکرین رجعت، نه فقط وقوع آن را غیر ممکن دانستهاند بلکه امکان آن را نیز محال دانستهاند و برخی دیگر امکان ذاتی آن را بدون اشکال دانستهاند و فقط در بخش امکان وقوعی آن را محال ذکر کردهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | ||
*دسته سوم کسانی هستند که وقوع آن را در گذشته قبول کردهاند، ولی باور شیعه را نپذیرفتهاند و منکر آن در آینده شدهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | *دسته سوم کسانی هستند که وقوع آن را در گذشته قبول کردهاند، ولی باور شیعه را نپذیرفتهاند و منکر آن در آینده شدهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | ||
| خط ۱۰۷: | خط ۸۳: | ||
*پس از اشاره به برخی از روایات مینویسد:«نظیر این گونه روایات از خاندان پیغمبر{{صل}} فراوان است که بسیاری از آیات را گاهی به قیامت و گاهی به رجعت و گاهی به ظهور مهدی آل محمد{{عم}} تفسیر کردهاند و این نیست مگر به واسطۀ یک سنخیت و مناسبتی که میان این سه روز موجود است»<ref>تفسیر المیزان، ترجمه محمدتقی مصباح، ج ۲، ص ۱۴۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | *پس از اشاره به برخی از روایات مینویسد:«نظیر این گونه روایات از خاندان پیغمبر{{صل}} فراوان است که بسیاری از آیات را گاهی به قیامت و گاهی به رجعت و گاهی به ظهور مهدی آل محمد{{عم}} تفسیر کردهاند و این نیست مگر به واسطۀ یک سنخیت و مناسبتی که میان این سه روز موجود است»<ref>تفسیر المیزان، ترجمه محمدتقی مصباح، ج ۲، ص ۱۴۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | ||
*با این تعبیر آنگاه که رجعت و معاد از یک سنخ دانسته شد دلائل امکان هر دو یک چیز خواهد شد و شکی نیست که ادله فراوانی بر معاد اقامه شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | *با این تعبیر آنگاه که رجعت و معاد از یک سنخ دانسته شد دلائل امکان هر دو یک چیز خواهد شد و شکی نیست که ادله فراوانی بر معاد اقامه شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۴.]</ref>. | ||
*شیخ حر عاملی در اثبات امکان رجعت مینویسد:«دلیلی که بر صحت معاد به آن استدلال کردهاند، حاصلش این امری است ممکن (یعنی محال نیست)، گوینده راستگو هم خبر داده، پس حق است. اما امکانش، که روشن است؛ زیرا مکرر اتفاق افتاده "که مردهای زنده شده" و وقوع دلیل امکان است و اخبار گوینده راست گو هم که به تواتر رسیده چنان که بعداً هر دو موضوع خواهد آمد، و بیان میکنم که عدهای از [[پیامبران]] و [[اوصیاء]]{{عم}} و غیر آنها پس از مرگ زنده شدند، و این دلیل، بر اثبات رجعت بهتر است تا برای اثبات معاد؛ چرا که امر معاد بالاتر، و حالاتش عجیب و غریبتر است، نظیرش تاکنون پیدا نشده به خلاف رجعت، و در قرآن و اخبار هم اشاره به این دلیل است و بر منکران زنده شدن مردگان سخت اعتراض شده است<ref>الایقاظ من الهجعة، انتشارات نوید، ص ۳۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | *شیخ [[حر عاملی]] در اثبات امکان رجعت مینویسد:«دلیلی که بر صحت معاد به آن استدلال کردهاند، حاصلش این امری است ممکن (یعنی محال نیست)، گوینده راستگو هم خبر داده، پس حق است. اما امکانش، که روشن است؛ زیرا مکرر اتفاق افتاده "که مردهای زنده شده" و وقوع دلیل امکان است و اخبار گوینده راست گو هم که به تواتر رسیده چنان که بعداً هر دو موضوع خواهد آمد، و بیان میکنم که عدهای از [[پیامبران]] و [[اوصیاء]]{{عم}} و غیر آنها پس از مرگ زنده شدند، و این دلیل، بر اثبات رجعت بهتر است تا برای اثبات معاد؛ چرا که امر معاد بالاتر، و حالاتش عجیب و غریبتر است، نظیرش تاکنون پیدا نشده به خلاف رجعت، و در قرآن و اخبار هم اشاره به این دلیل است و بر منکران زنده شدن مردگان سخت اعتراض شده است<ref>الایقاظ من الهجعة، انتشارات نوید، ص ۳۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | ||
*کوتاه سخن اینکه:«زندهشدن گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همان گونه که زنده شدن همۀ انسانها در قیامت ممکن است و شگفتی از چنین امری، همچون شگفتی گروهی از مشرکان دوران جاهلیت از مسئله معاد است و تمسخر در برابر آن چونان تمسخر کفار و مشرکان دربارۀ معاد است، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمیداند و قدرت خدا آن چنان گسترده است که همۀ این موارد در برابر آن آسان است»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۵۵۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | *کوتاه سخن اینکه:«زندهشدن گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همان گونه که زنده شدن همۀ انسانها در قیامت ممکن است و شگفتی از چنین امری، همچون شگفتی گروهی از مشرکان دوران جاهلیت از مسئله معاد است و تمسخر در برابر آن چونان تمسخر کفار و مشرکان دربارۀ معاد است، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمیداند و قدرت خدا آن چنان گسترده است که همۀ این موارد در برابر آن آسان است»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۵۵۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | ||
| خط ۱۲۹: | خط ۱۰۵: | ||
# اصحاب کهف نیز به رغم آن که نمرده بودند، به دلیل خواب طولانی چند قرنه، شبیه همین مواردند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا }}﴾}}<ref> سپس آنان را (از خواب) برانگیختیم تا روشن گردانیم کدام یک از دو گروه در ازای درنگی را که (در غار) داشتند بهتر شمارش میکند؛ سوره کهف، آیه ۱۲.</ref>. در حدیثی از [[امام صادق]] {{ع}}، بازگشت اصحاب کهف، رجعت به شمار آمده است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۴</ref>. | # اصحاب کهف نیز به رغم آن که نمرده بودند، به دلیل خواب طولانی چند قرنه، شبیه همین مواردند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا }}﴾}}<ref> سپس آنان را (از خواب) برانگیختیم تا روشن گردانیم کدام یک از دو گروه در ازای درنگی را که (در غار) داشتند بهتر شمارش میکند؛ سوره کهف، آیه ۱۲.</ref>. در حدیثی از [[امام صادق]] {{ع}}، بازگشت اصحاب کهف، رجعت به شمار آمده است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۴</ref>. | ||
# داستان پرندههای چهارگانۀ [[ابراهیم]] {{ع}} که بعد از ذبح، بار دیگر به زندگی باز گشتند تا امکان معاد را در مورد انسانها برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>. | # داستان پرندههای چهارگانۀ [[ابراهیم]] {{ع}} که بعد از ذبح، بار دیگر به زندگی باز گشتند تا امکان معاد را در مورد انسانها برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>. | ||
*با توجه به آنچه گذشت، میتوان نتیجه گرفت که در تاریخ ادیان گذشته نیز رجعت در شکلهای مختلف واقع شده و اعتقاد به آن، به نوعی وجود داشته است. اسلام نیز بر آن تأکید ورزیده و وقوع آن را در [[آخر الزمان]]، بیان نموده است. این که برخی اندیشمندان معاصر گفتهاند که اعتقاد به رجعت، از یهود وارد تشیع شده است، جز از سر تعصب نیست؛ زیرا اگر قرار باشد هر مشابهتی میان اعتقادات اسلامی و اعتقادات سایر ادیان، موجب این باور شود که آن اعتقاد، برگرفته از آن دین است، باید گفت که بسیاری از آموزههای اسلامی، برگرفته از ادیان گذشتهاند. اگر به سخن خداوند در قرآن ایمان داریم که قرآن را تصدیق کنندۀ کتابهای آسمانیِ پیش از خود معرفی میکند، وجود عقاید مشترک، امری بدیهی، بلکه ضروری است. افزون بر این، نمیتوان آیات صریح قرآن را دربارۀ وقوع رجعت، نادیده گرفت. آیا این آیات قرآنی هم از یهود وارد اسلام شدهاند؟<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>. | *با توجه به آنچه گذشت، میتوان نتیجه گرفت که در تاریخ ادیان گذشته نیز رجعت در شکلهای مختلف واقع شده و اعتقاد به آن، به نوعی وجود داشته است. اسلام نیز بر آن تأکید ورزیده و وقوع آن را در [[آخر الزمان]]، بیان نموده است. این که برخی اندیشمندان معاصر گفتهاند که اعتقاد به رجعت، از یهود وارد تشیع شده است، جز از سر تعصب نیست؛ زیرا اگر قرار باشد هر مشابهتی میان اعتقادات اسلامی و اعتقادات سایر ادیان، موجب این باور شود که آن اعتقاد، برگرفته از آن دین است، باید گفت که بسیاری از آموزههای اسلامی، برگرفته از ادیان گذشتهاند. اگر به سخن خداوند در قرآن ایمان داریم که قرآن را تصدیق کنندۀ کتابهای آسمانیِ پیش از خود معرفی میکند، وجود عقاید مشترک، امری بدیهی، بلکه ضروری است. افزون بر این، نمیتوان آیات صریح قرآن را دربارۀ وقوع رجعت، نادیده گرفت. آیا این آیات قرآنی هم از یهود وارد اسلام شدهاند؟<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>. | ||
*در روایات [[اهل سنت]] از بازگشت گروههایی از مردم در زمان [[پیامبر]] {{صل}} و پس از ایشان سخن گفته شده است. تعداد این روایات، بسیار است<ref>از جمله، روایات بیهقی در دلائل النبوة: ج۳ ص۸۹ و البدایة و النهایة: ج۳ ص۲۹۰ و ابن ابی الدنیا در من عاش بعد الموت: ص۳۲.</ref>. در پارهای روایات، به رجوع برخی صحابۀ [[پیامبر خدا]] {{صل}} مانند [[زید بن خارجه]] <ref>[[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۵۵ این حدیث را میآورد و سند آن را صحیح میداند. [[ابن اثیر]] نیز در أسد الغابة: ج۲ ص۳۵۴ ش۱۸۳۱ ماجری بازگشت زید را صحیح میداند. دیگر کتابهایی که از این ماجرا یاد کردهاند، عبارتاند از: التاریخ الکبیر، بخاری: ج۳ ص۳۸۳ ش۱۲۸۱، الاستیعاب: ج۲ ص۱۱۸ ش۸۴۹. الجرح و التعدیل، ابن ابی حاتم: ج۳ ص۵۶۲ ش۲۵۴۱، الثقات: ج۳ ص۱۳۷، مشاهیر علماء الأمصار، ابن حبان: ص۳۷، تهذیب التهذیب: ج۳ ص۲۴۳ ش۲۵۰۰، الإصابة: ج۲ ص۴۹۸ ش۲۹۰۱.</ref> و [[ربیع بن حراش]] <ref>[[ابن سعد]] در الطبقات الکبری: ج۶ ص۱۲۷، [[ابن ابی حاتم]] در الجرح و تعدیل: ج۳ ص۴۵۶، [[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۴۵۴ به آن اشاره کردهاند.</ref> اشاره شده است. روایات بازگشت مردگان به دنیا آن قدر زیادند که ابن ابی الدنیا کتابی با نام من عاش بعد الموت (کسانی که پس از مرگ زیستهاند)، نوشته است و در آن، عجایب زیادی را نقل میکند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>. | *در روایات [[اهل سنت]] از بازگشت گروههایی از مردم در زمان [[پیامبر]] {{صل}} و پس از ایشان سخن گفته شده است. تعداد این روایات، بسیار است<ref>از جمله، روایات بیهقی در دلائل النبوة: ج۳ ص۸۹ و البدایة و النهایة: ج۳ ص۲۹۰ و ابن ابی الدنیا در من عاش بعد الموت: ص۳۲.</ref>. در پارهای روایات، به رجوع برخی صحابۀ [[پیامبر خدا]] {{صل}} مانند [[زید بن خارجه]] <ref>[[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۵۵ این حدیث را میآورد و سند آن را صحیح میداند. [[ابن اثیر]] نیز در أسد الغابة: ج۲ ص۳۵۴ ش۱۸۳۱ ماجری بازگشت زید را صحیح میداند. دیگر کتابهایی که از این ماجرا یاد کردهاند، عبارتاند از: التاریخ الکبیر، بخاری: ج۳ ص۳۸۳ ش۱۲۸۱، الاستیعاب: ج۲ ص۱۱۸ ش۸۴۹. الجرح و التعدیل، ابن ابی حاتم: ج۳ ص۵۶۲ ش۲۵۴۱، الثقات: ج۳ ص۱۳۷، مشاهیر علماء الأمصار، ابن حبان: ص۳۷، تهذیب التهذیب: ج۳ ص۲۴۳ ش۲۵۰۰، الإصابة: ج۲ ص۴۹۸ ش۲۹۰۱.</ref> و [[ربیع بن حراش]] <ref>[[ابن سعد]] در الطبقات الکبری: ج۶ ص۱۲۷، [[ابن ابی حاتم]] در الجرح و تعدیل: ج۳ ص۴۵۶، [[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۴۵۴ به آن اشاره کردهاند.</ref> اشاره شده است. روایات بازگشت مردگان به دنیا آن قدر زیادند که ابن ابی الدنیا کتابی با نام من عاش بعد الموت (کسانی که پس از مرگ زیستهاند)، نوشته است و در آن، عجایب زیادی را نقل میکند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>. | ||
*همچنین روایات زیادی از [[اهل سنت]] نقل شده که [[پیامبر]] {{صل}} پس از مرگ، زنده شده و افرادی ایشان را دیدهاند. میان علما در مورد امکان چنین چیزی، بحثهای زیادی در گرفته، تا جایی که سیوطی کتابی در موضوع امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} و فرشتگان نوشت. او احادیث صحیح را به نقل از [[بخاری]] و [[مسلم]] و [[ابو داوود]] میآورد که در آنها امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} در بیداری، بیان شده است. سپس توضیحات مفصلی در رد منکران امکان رجعت [[پیامبر]] {{صل}} و امکان دیدن ایشان میآورد و اقوال علمایی را آورده که قائل به امکان آن بودهاند و مواردی را نقل کردهاند که [[پیامبر]] {{صل}} را در بیداری دیدهاند و این را از جمله کرامات آنها برشمردهاند. وی کرامت شمردن این دیدار را تنها در صورتی قبول دارد که در بیداری باشد، نه در خواب؛ چرا که دیدن رؤیای [[پیامبر]] {{صل}} برای همه امکان دارد و کرامتی به حساب نمیآید<ref>تنویر الحلک فی امکان رؤیه النبی {{صل}} و الملک: ص۱-۱۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>. | *همچنین روایات زیادی از [[اهل سنت]] نقل شده که [[پیامبر]] {{صل}} پس از مرگ، زنده شده و افرادی ایشان را دیدهاند. میان علما در مورد امکان چنین چیزی، بحثهای زیادی در گرفته، تا جایی که سیوطی کتابی در موضوع امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} و فرشتگان نوشت. او احادیث صحیح را به نقل از [[بخاری]] و [[مسلم]] و [[ابو داوود]] میآورد که در آنها امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} در بیداری، بیان شده است. سپس توضیحات مفصلی در رد منکران امکان رجعت [[پیامبر]] {{صل}} و امکان دیدن ایشان میآورد و اقوال علمایی را آورده که قائل به امکان آن بودهاند و مواردی را نقل کردهاند که [[پیامبر]] {{صل}} را در بیداری دیدهاند و این را از جمله کرامات آنها برشمردهاند. وی کرامت شمردن این دیدار را تنها در صورتی قبول دارد که در بیداری باشد، نه در خواب؛ چرا که دیدن رؤیای [[پیامبر]] {{صل}} برای همه امکان دارد و کرامتی به حساب نمیآید<ref>تنویر الحلک فی امکان رؤیه النبی {{صل}} و الملک: ص۱-۱۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>. | ||
*اما جای این پرسش وجود دارد که چرا [[اهل سنت]]، رجعت به هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز میپذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در [[آخر الزمان]]، به دلیل متضمن بودن رجعت [[امامان]] [[اهل بیت]] {{عم}} و انتقامگیری آنان از دشمنانشان به بحث [[امامت]] بر میگردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمیتوان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم [[رجعت]]، جایی برای انکار آن وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷</ref>. | *اما جای این پرسش وجود دارد که چرا [[اهل سنت]]، رجعت به هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز میپذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در [[آخر الزمان]]، به دلیل متضمن بودن رجعت [[امامان]] [[اهل بیت]] {{عم}} و انتقامگیری آنان از دشمنانشان به بحث [[امامت]] بر میگردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمیتوان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم [[رجعت]]، جایی برای انکار آن وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷</ref>. | ||
*از آنجایی که قرآن پایهای ترین ابزار برای اثبات حقایق دینی است، در مسئله رجعت نیز به عنوان نخستین منبع و اصلیترین آنها، بدان توجه میشود. با یک نگاه گذرا به آیات مربوط به رجعت، پدیدار شدن آن امری مسلم مینماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | *از آنجایی که قرآن پایهای ترین ابزار برای اثبات حقایق دینی است، در مسئله رجعت نیز به عنوان نخستین منبع و اصلیترین آنها، بدان توجه میشود. با یک نگاه گذرا به آیات مربوط به رجعت، پدیدار شدن آن امری مسلم مینماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | ||
*در این دسته از آیات، به روشنی وقوع رجعت میان اقوام و ملل گذشته گزارش شده است؛ مانند: زندهشدن هفتاد نفر از یاران [[حضرت موسی]]{{ع}}{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ }}﴾}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمیآوریم و در حالی که خود مینگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵ - ۵۶.</ref>، زندهشدن کشتۀ است [[بنی اسرائیل]]{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن (با هم) به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲ - ۷۳.</ref>، زندهشدن هزاران نفر{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ}}﴾}}<ref> آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند؛ سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref>، زنده شدن عزیز پس از صد سال{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ}}﴾}}<ref> یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>، زندهشدن مردگان به دست [[حضرت عیسی]]{{ع}} {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ}}﴾}}<ref> و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد؛ سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | *در این دسته از آیات، به روشنی وقوع رجعت میان اقوام و ملل گذشته گزارش شده است؛ مانند: زندهشدن هفتاد نفر از یاران [[حضرت موسی]]{{ع}}{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ }}﴾}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمیآوریم و در حالی که خود مینگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵ - ۵۶.</ref>، زندهشدن کشتۀ است [[بنی اسرائیل]]{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن (با هم) به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲ - ۷۳.</ref>، زندهشدن هزاران نفر{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ}}﴾}}<ref> آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند؛ سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref>، زنده شدن عزیز پس از صد سال{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ}}﴾}}<ref> یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>، زندهشدن مردگان به دست [[حضرت عیسی]]{{ع}} {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ}}﴾}}<ref> و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد؛ سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۵.]</ref>. | ||
*در یک جمع بندی کوتاه، به نکات ذیل میتوان اشاره کرد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>: | *در یک جمع بندی کوتاه، به نکات ذیل میتوان اشاره کرد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>: | ||
#به تصریح آیات قرآن، رجعتهای فراوانی در گذشته پدیدار شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>. | #به تصریح آیات قرآن، رجعتهای فراوانی در گذشته پدیدار شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>. | ||
#افزون بر دانشمندان شیعه، بیشتر دانشمندان [[اهل سنت]] نیز بر این باورند که در گذشته، رجعتهایی صورت گرفته است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>. | #افزون بر دانشمندان شیعه، بیشتر دانشمندان [[اهل سنت]] نیز بر این باورند که در گذشته، رجعتهایی صورت گرفته است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>. | ||
*بنابراین شکی نخواهد ماند که در گذشته، به خواست پروردگار انسانهای فراوانی، پس از مردن، دوباره با همان بدنی که از دنیا رفتهاند زنده شده، به زندگی دنیایی ادامه دادهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>. | *بنابراین شکی نخواهد ماند که در گذشته، به خواست پروردگار انسانهای فراوانی، پس از مردن، دوباره با همان بدنی که از دنیا رفتهاند زنده شده، به زندگی دنیایی ادامه دادهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۶.]</ref>. | ||
| خط ۱۵۴: | خط ۱۲۲: | ||
==ادلۀ اثبات رجعت== | ==ادلۀ اثبات رجعت== | ||
برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: [[قرآن]]، [[احادیث]]، [[عقل]] و [[اجماع]]، تمسک جستهاند. مهمترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref> : | *برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: [[قرآن]]، [[احادیث]]، [[عقل]] و [[اجماع]]، تمسک جستهاند. مهمترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref> : | ||
===ادلۀ قرآنی رجعت=== | ===ادلۀ قرآنی رجعت=== | ||
{{اصلی|دلیل قرآنی رجعت}} | {{اصلی|دلیل قرآنی رجعت}} | ||
ادلۀ متعددی از [[قرآن کریم]] بر وقوع، و به طریق اولی بر امکان رجعت دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از تاریخ رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است که به ادلۀ معاد که در قرآن فراواناند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و معاد، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به قدرت خدا کفر ورزیده است. بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بیخبری است و یا از سر لجاجت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>. | *ادلۀ متعددی از [[قرآن کریم]] بر وقوع، و به طریق اولی بر امکان رجعت دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از تاریخ رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است که به ادلۀ معاد که در قرآن فراواناند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و معاد، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به قدرت خدا کفر ورزیده است. بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بیخبری است و یا از سر لجاجت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>. | ||
*آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراواناند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>؛ از جمله: | |||
آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراواناند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>؛ از جمله: | |||
# آیه ۴۲ سوره ق: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ}}﴾}}<ref>«روزی که بانگ آسمانی حقیقی را بشنوید، روز آمدن است».</ref> | # آیه ۴۲ سوره ق: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ}}﴾}}<ref>«روزی که بانگ آسمانی حقیقی را بشنوید، روز آمدن است».</ref> | ||
# آیه ۸۳ سوره نمل: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا}}﴾}}<ref>«و روزی که از هر امتی، گروهی را محشور میکنیم».</ref> | # آیه ۸۳ سوره نمل: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا}}﴾}}<ref>«و روزی که از هر امتی، گروهی را محشور میکنیم».</ref> | ||
| خط ۱۷۴: | خط ۱۴۱: | ||
===ادلۀ حدیثی رجعت=== | ===ادلۀ حدیثی رجعت=== | ||
احادیث نقل شده از [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} دربارۀ رجعت، به حدی است که برای فردی منصف و بیتعصب، جایی برای تردید باقی نمیگذارد که از منظر اسلام، رجعت، امری حتمی و واقعی است. در کتابهای حدیثی و تاریخی و کتابهایی که در باب زیارت نوشته شدهاند، احادیث بسیاری هستند که مستقیم یا نامستقیم به رجعت، اشاره دارند. این موضوع در احادیث [[اهل سنت]] نیز یافت میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>. | *احادیث نقل شده از [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} دربارۀ رجعت، به حدی است که برای فردی منصف و بیتعصب، جایی برای تردید باقی نمیگذارد که از منظر اسلام، رجعت، امری حتمی و واقعی است. در کتابهای حدیثی و تاریخی و کتابهایی که در باب زیارت نوشته شدهاند، احادیث بسیاری هستند که مستقیم یا نامستقیم به رجعت، اشاره دارند. این موضوع در احادیث [[اهل سنت]] نیز یافت میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>. | ||
*احادیث [[شیعه]] در این باب، چند دستهاند. در این میان، احادیث صحیح و قابل اعتماد زیادی یافت میشوند که به چند دسته از آنها اشاره میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>: | |||
احادیث [[شیعه]] در این باب، چند دستهاند. در این میان، احادیث صحیح و قابل اعتماد زیادی یافت میشوند که به چند دسته از آنها اشاره میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>: | |||
# '''مشابهت این امت با امتهای پیشین'''. دستهای از احادیث میگویند: آنچه در امت پیشین رخ داده است، عیناً در این امت نیز رخ میدهد و از جملۀ این امور، رجعت است<ref>اسناد این احادیث، چندان قوی نیستند و راویان مجهول در میان راویان آنها وجود دارند. از جمله حدیث است که [[حسن بن جهم]] از [[امام رضا]] {{ع}} در مجلس مأمون نقل میکند؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۱ ص۲۱۶ ح۱ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۵۸ ح۴۵.</ref>. اگر این احادیث از [[معصوم]] {{ع}} وارد شده باشد، به این معنا نیستند که تمام جزئیات زندگی آنها در این امت نیز پدید میآید؛ بلکه ظاهر این احادیث، به اموری اشاره دارد که به مسائل دینی مربوطاند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>. | # '''مشابهت این امت با امتهای پیشین'''. دستهای از احادیث میگویند: آنچه در امت پیشین رخ داده است، عیناً در این امت نیز رخ میدهد و از جملۀ این امور، رجعت است<ref>اسناد این احادیث، چندان قوی نیستند و راویان مجهول در میان راویان آنها وجود دارند. از جمله حدیث است که [[حسن بن جهم]] از [[امام رضا]] {{ع}} در مجلس مأمون نقل میکند؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۱ ص۲۱۶ ح۱ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۵۸ ح۴۵.</ref>. اگر این احادیث از [[معصوم]] {{ع}} وارد شده باشد، به این معنا نیستند که تمام جزئیات زندگی آنها در این امت نیز پدید میآید؛ بلکه ظاهر این احادیث، به اموری اشاره دارد که به مسائل دینی مربوطاند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>. | ||
# '''بیان اصل اعتقاد به رجعت'''. [[عبدالله بن عطا]] از [[امام باقر]] {{ع}} نقل میکند که در مِنا گروهی از عراق به دیدار پدرش [[امام زین العابدین]] {{ع}} آمدند و از جنگ مردگان با زندگانی پرسیدند و پدرش از این که اعتقاد به رجعت در میان آنها زنده بود، شادمان گردید و خندید و اصل مطلب را تأیید نمود<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۷ ح۶۲ راویان این حدیث، مورد تأیید رجالیان هستند. تنها در مورد [[عبدالله بن عطا]] برخی تردید کردهاند که کدام است. ثانیاً به دلیل روایت کمی که دارد، چندان شناخته شده نیست. البته هیچ گونه تضعیفی دربارۀ هیچ یک از [[عبدالله بن عطا]] ها نیامده است و این تا حدی حدیث را قابل قبول میسازد، به طوری که اگر با دیکر شواهد تقویت شود، پذیرفتنی میگردد.</ref>. در حدیثی دیگر [[حسن بن شاذان واسطی]] از [[امام رضا]] {{ع}} حکایت میکند که ایشان در پاسخ شکایت وی از ظلم اهل واسط، دستور به شکیبایی تا برپایی دولت حق دادند و از روزگاری گفتند که ستمگران در آن از قبر برمیخیزند و بر صدق وعدههای پیامبران، گواهی میدهند <ref>الکافی: ج۸ ص۲۴۷ ح۳۴۶، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۸۹ ح۸۷. سند این حدیث، قوی نیست؛ زیرا وثاقت [[محمد بن سالم بن ابی سلمه]]، با وجود امامی بودن، ثابت نشده است؛ اما در کنار دیگر روایات باب میتواند یکی از شواهد تقویت کنندۀ این دیدگاه باشد.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳- ۶۴</ref>. | # '''بیان اصل اعتقاد به رجعت'''. [[عبدالله بن عطا]] از [[امام باقر]] {{ع}} نقل میکند که در مِنا گروهی از عراق به دیدار پدرش [[امام زین العابدین]] {{ع}} آمدند و از جنگ مردگان با زندگانی پرسیدند و پدرش از این که اعتقاد به رجعت در میان آنها زنده بود، شادمان گردید و خندید و اصل مطلب را تأیید نمود<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۷ ح۶۲ راویان این حدیث، مورد تأیید رجالیان هستند. تنها در مورد [[عبدالله بن عطا]] برخی تردید کردهاند که کدام است. ثانیاً به دلیل روایت کمی که دارد، چندان شناخته شده نیست. البته هیچ گونه تضعیفی دربارۀ هیچ یک از [[عبدالله بن عطا]] ها نیامده است و این تا حدی حدیث را قابل قبول میسازد، به طوری که اگر با دیکر شواهد تقویت شود، پذیرفتنی میگردد.</ref>. در حدیثی دیگر [[حسن بن شاذان واسطی]] از [[امام رضا]] {{ع}} حکایت میکند که ایشان در پاسخ شکایت وی از ظلم اهل واسط، دستور به شکیبایی تا برپایی دولت حق دادند و از روزگاری گفتند که ستمگران در آن از قبر برمیخیزند و بر صدق وعدههای پیامبران، گواهی میدهند <ref>الکافی: ج۸ ص۲۴۷ ح۳۴۶، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۸۹ ح۸۷. سند این حدیث، قوی نیست؛ زیرا وثاقت [[محمد بن سالم بن ابی سلمه]]، با وجود امامی بودن، ثابت نشده است؛ اما در کنار دیگر روایات باب میتواند یکی از شواهد تقویت کنندۀ این دیدگاه باشد.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳- ۶۴</ref>. | ||
| خط ۱۹۳: | خط ۱۵۹: | ||
===ادله و شبهات مخالفان رجعت=== | ===ادله و شبهات مخالفان رجعت=== | ||
مخالفان رجعت، سعی کردهاند برای موضع خود، ادلهای بیاورند. شیخ [[حر عاملی]]، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است. برخی از آنها صرفاً استبعاد است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیشتر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهمترین استدلالهای مخالفان به شرح زیر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.</ref>: | *مخالفان رجعت، سعی کردهاند برای موضع خود، ادلهای بیاورند. شیخ [[حر عاملی]]، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است. برخی از آنها صرفاً استبعاد است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیشتر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهمترین استدلالهای مخالفان به شرح زیر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.</ref>: | ||
# [[خدای متعال تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند پس چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند؟ (پرسش)|خدای متعال تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند پس چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند؟ ]] | # [[خدای متعال تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند پس چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند؟ (پرسش)|خدای متعال تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند پس چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند؟ ]] | ||
# [[ بازگشت کافران پس از دیدن عذابهای برزخ ظلم نیست؟ (پرسش)|بازگشت کافران پس از دیدن عذابهای برزخ ظلم نیست؟]] | # [[ بازگشت کافران پس از دیدن عذابهای برزخ ظلم نیست؟ (پرسش)|بازگشت کافران پس از دیدن عذابهای برزخ ظلم نیست؟]] | ||
| خط ۲۰۹: | خط ۱۷۵: | ||
# رجوع به دنیا با اعلام به رجعت، جایز نیست؛ زیرا کسی که بداند بار دیگر به دنیا باز میگردد، ممکن است اِغراء شود و تن به تباهی دهد و به اتکالِ بر توبه بعد از رجوع مجدد، مصرانه [[گناه]] کند<ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref>. پاسخ: دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا طبق همین پندار، رجوع شخص به دنیا بدون اعلام جایز است. گذشته از آن که رجعت مانند معاد، همگانی نیست. از اینرو گنهکار در عین اطمینان به اصل رجوع برخی از افراد، علم به رجوع خود ندارد. پس هیچ اغرایی لازم نمیآید<ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۵۰۰. </ref><ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | # رجوع به دنیا با اعلام به رجعت، جایز نیست؛ زیرا کسی که بداند بار دیگر به دنیا باز میگردد، ممکن است اِغراء شود و تن به تباهی دهد و به اتکالِ بر توبه بعد از رجوع مجدد، مصرانه [[گناه]] کند<ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref>. پاسخ: دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا طبق همین پندار، رجوع شخص به دنیا بدون اعلام جایز است. گذشته از آن که رجعت مانند معاد، همگانی نیست. از اینرو گنهکار در عین اطمینان به اصل رجوع برخی از افراد، علم به رجوع خود ندارد. پس هیچ اغرایی لازم نمیآید<ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۵۰۰. </ref><ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
*از روایات [[معصومین]]{{عم}} استفاده میشود، رجعت همزمان با ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} آغاز میشود و در دوران ظهور ادامه خواهد کرد. و همانند برخی از حوادث دیگر جزو کرامات به شمار میآید؛ زندهشدن مردگان و بیرون آمدن از قبرها در حالی که سر و رویشان را غبار و خاک گرفته و آنان از سر میافشانند، حالتی است که مردم آن را ندیدهاند و در آن روز خواهند دید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | *از روایات [[معصومین]]{{عم}} استفاده میشود، رجعت همزمان با ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} آغاز میشود و در دوران ظهور ادامه خواهد کرد. و همانند برخی از حوادث دیگر جزو کرامات به شمار میآید؛ زندهشدن مردگان و بیرون آمدن از قبرها در حالی که سر و رویشان را غبار و خاک گرفته و آنان از سر میافشانند، حالتی است که مردم آن را ندیدهاند و در آن روز خواهند دید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | ||
*ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در نظام آفرینش از چنان ارزشی برخوردار است که افزون بر شادمانی زندگان، خبر ظهور به مردگان نیز داده میشود و آنها که صلاحیت بازگشت دارند، مخیّر میان بازگشت و ماندن در قبرها میشوند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | *ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در نظام آفرینش از چنان ارزشی برخوردار است که افزون بر شادمانی زندگان، خبر ظهور به مردگان نیز داده میشود و آنها که صلاحیت بازگشت دارند، مخیّر میان بازگشت و ماندن در قبرها میشوند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۹۳.]</ref>. | ||
| خط ۲۲۹: | خط ۱۹۴: | ||
==حکمت رجعت== | ==حکمت رجعت== | ||
حکمتهای رجعت را نباید به عنوان دلیل عقلی قطعی در نظر گرفت؛ بلکه هر یک از آنها در جهت معقولسازی و قابل فهم کردن مسئله به کار میآید. فایدۀ این حکمتها، آن است که ذهن انسان را برای فهم و پذیرش موضوع، آماده میکند و مانع انکار بیجا و جاهلانه میشوند. برای رجعت، چند حکمت متصور است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.</ref> : | *حکمتهای رجعت را نباید به عنوان دلیل عقلی قطعی در نظر گرفت؛ بلکه هر یک از آنها در جهت معقولسازی و قابل فهم کردن مسئله به کار میآید. فایدۀ این حکمتها، آن است که ذهن انسان را برای فهم و پذیرش موضوع، آماده میکند و مانع انکار بیجا و جاهلانه میشوند. برای رجعت، چند حکمت متصور است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.</ref> : | ||
# '''پاداش صالحان و مجازات مجرمان:''' ساختار این جهان، بر اساس عدل است. پس این انتظار بهجاست که روزی در همین زندگی دنیاء ظالمانی که خون مستضعفان را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند. البته مجازات اصلی، در آخرت خواهد بود؛ زیرا دنیا ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ عقلانی "ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"؛ <ref>آنچه نمیتوان به همهاش رسید، همهاش رها نمیشود</ref>، خوب است که در این جا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد که به هنگام برپایی دولت عدل مهدوی {{ع}}، بهترینها و بدترینها باز گردند تا خوبان از بدان، انتقام کشند و در اقامۀ عدالت، مشارکت کنند و سینههایشان را از داغ ظلم، شفا دهند <ref>این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از [[امام رضا]] {{ع}} که فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ»}} دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده میبودند، فرا میرسد، و خداوند، سینههای مردم با ایمان را شفا میدهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.</ref> و عزت یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهرهمند گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.</ref>. | # '''پاداش صالحان و مجازات مجرمان:''' ساختار این جهان، بر اساس عدل است. پس این انتظار بهجاست که روزی در همین زندگی دنیاء ظالمانی که خون مستضعفان را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند. البته مجازات اصلی، در آخرت خواهد بود؛ زیرا دنیا ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ عقلانی "ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"؛ <ref>آنچه نمیتوان به همهاش رسید، همهاش رها نمیشود</ref>، خوب است که در این جا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد که به هنگام برپایی دولت عدل مهدوی {{ع}}، بهترینها و بدترینها باز گردند تا خوبان از بدان، انتقام کشند و در اقامۀ عدالت، مشارکت کنند و سینههایشان را از داغ ظلم، شفا دهند <ref>این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از [[امام رضا]] {{ع}} که فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ»}} دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده میبودند، فرا میرسد، و خداوند، سینههای مردم با ایمان را شفا میدهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.</ref> و عزت یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهرهمند گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.</ref>. | ||
# '''تقویت امید و آمادگی منتظران:''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع مؤمنان برای آمادهسازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان درک زمان دولت موعود حق را پیدا کنند، همین، مردمان را تشویق میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در دنیا نیز ثمر خواهد داد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۰.</ref>. | # '''تقویت امید و آمادگی منتظران:''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع مؤمنان برای آمادهسازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان درک زمان دولت موعود حق را پیدا کنند، همین، مردمان را تشویق میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در دنیا نیز ثمر خواهد داد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۰.</ref>. | ||
| خط ۲۳۵: | خط ۲۰۰: | ||
==چیستی و چگونگی رجعت== | ==چیستی و چگونگی رجعت== | ||
از مجموع آیات، روایات و بیان دانشمندان بزرگ [[شیع]]ه که به آنها اشاره خواهد شد، به دست میآید که رجعت، جهانی است با ویژگیهای خاص به خود که نه به طور دقیق چون جهان دنیاست و نه همانند جهان آخرت است و در عین حال، برزخ نیز نیست؛ عالمی است با تعریف خاص به خود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۸.]</ref>. | *از مجموع آیات، روایات و بیان دانشمندان بزرگ [[شیع]]ه که به آنها اشاره خواهد شد، به دست میآید که رجعت، جهانی است با ویژگیهای خاص به خود که نه به طور دقیق چون جهان دنیاست و نه همانند جهان آخرت است و در عین حال، برزخ نیز نیست؛ عالمی است با تعریف خاص به خود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۸.]</ref>. | ||
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] در این باره مینویسد:«رجعت از مراتب روز قیامت است اگر چه در کشف و ظهور پایینتر از روز قیامت است و دلیل پایینتر بودن آن از قیامت، امکان راه یافتن تباهی و شر (فیالجمله) در آن است، به خلاف قیامت که هیچ گونه تباهی و شری در آن راه نخواهد یافت و به همین دلیل روز ظهور حضرت مهدی علیهالسلام نیز گاه ملحق به قیامت شده است به خاطر ظهور و غلبه تامه حق، اگر چه روز ظهور حضرت نیز پایینتر از روز رجعت است»<ref>تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۰۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | |||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] در این باره مینویسد:«رجعت از مراتب روز قیامت است اگر چه در کشف و ظهور پایینتر از روز قیامت است و دلیل پایینتر بودن آن از قیامت، امکان راه یافتن تباهی و شر (فیالجمله) در آن است، به خلاف قیامت که هیچ گونه تباهی و شری در آن راه نخواهد یافت و به همین دلیل روز ظهور حضرت مهدی علیهالسلام نیز گاه ملحق به قیامت شده است به خاطر ظهور و غلبه تامه حق، اگر چه روز ظهور حضرت نیز پایینتر از روز رجعت است»<ref>تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۰۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | *روشن است که مرحوم علامه رستاخیز بزرگ را در بالاترین درجۀ کشف و شهود دانسته و رجعت، در رتبۀ میانی است و پایینتر از این دو، ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | ||
*دستاورد سخن اینکه اگر چه رجعت، در همین دنیای مادی و با این مشخصههای ویژه اتفاق خواهد اتفاد؛ اما مقیاسهایی که در آن روز بزرگ به وقوع خواهد پیوست، آن را به کلی از نحوۀ زندگی در زمان ما جدا و متفاوت خواهد کرد و بیگمان تبیین زوایای آن، امروزه کاری بس سخت مینماید؛ همان گونه که حقیقت معاد همچنان جزو رازهای خداوند است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | |||
روشن است که مرحوم علامه رستاخیز بزرگ را در بالاترین درجۀ کشف و شهود دانسته و رجعت، در رتبۀ میانی است و پایینتر از این دو، ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | |||
دستاورد سخن اینکه اگر چه رجعت، در همین دنیای مادی و با این مشخصههای ویژه اتفاق خواهد اتفاد؛ اما مقیاسهایی که در آن روز بزرگ به وقوع خواهد پیوست، آن را به کلی از نحوۀ زندگی در زمان ما جدا و متفاوت خواهد کرد و بیگمان تبیین زوایای آن، امروزه کاری بس سخت مینماید؛ همان گونه که حقیقت معاد همچنان جزو رازهای خداوند است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>. | |||
==رجعت سبب بازگشت از فعلیت== | ==رجعت سبب بازگشت از فعلیت== | ||
یکی از شبهههایی که درباره رجعت مطرح شده این است که: وقتی انسان از زندگی دنیایی جدا شد و وارد جهان برزخ شد، در حقیقت از جهان طبیعت به جهان "ماوراء" وارد شده و این خود، در او کمال پدید میآورد؛ یعنی همۀ آنچه در او "بالقوه" بوده، به "فعلیت" رسیده و حال آر از جهان غیب به جهان ماده برگردد چنانچه در رجعت چنین است بایسته است آنچه که برای او به فعلیت رسیده، دوباره بالقوه شود و این از نظر عقل محال است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۴.]</ref>. | *یکی از شبهههایی که درباره رجعت مطرح شده این است که: وقتی انسان از زندگی دنیایی جدا شد و وارد جهان برزخ شد، در حقیقت از جهان طبیعت به جهان "ماوراء" وارد شده و این خود، در او کمال پدید میآورد؛ یعنی همۀ آنچه در او "بالقوه" بوده، به "فعلیت" رسیده و حال آر از جهان غیب به جهان ماده برگردد چنانچه در رجعت چنین است بایسته است آنچه که برای او به فعلیت رسیده، دوباره بالقوه شود و این از نظر عقل محال است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۴.]</ref>. | ||
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] همین شبهه را به صورت علمیتر مطرح کرده مینویسد:«بعضی میگویند: به طوری که در جای خود ثابت شده، موجودی که قوه کمال و فعلیت را دارد هنگامی که از قوه به فعل آید؛ یعنی کمالات استعدادی آن، جنبه وجودی فعلی به خود بگیرد، چنین چیزی نمیتواند به حال اول باز گردد؛ زیرا رجوع از فعلیت به قوه محال است، همچنین هر موجودی که دارای وجود کاملتر است در مسیر تکامل خود به وجود ناقصتر "از آن نظر که ناقصتر است" بر نمیگردد، بنابراین چون نفس انسان بر اثر مردن تجرّد از ماده پیدا میکند و یک موجود مجرد مثالی یا علی میشود و ناگفته پیداست که این دو مرتبه "تجرد مثالی و عقلی" فوق مرتبه ماده بوده و وجود آنها قویتر از وجود مادی است با این حال محال است که مجدداً نفس بعد از مرگ به ماده تعلق پیدا کند، زیرا مستلزم رجوع از فعلیت به قوه است»<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۷۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | |||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] همین شبهه را به صورت علمیتر مطرح کرده مینویسد:«بعضی میگویند: به طوری که در جای خود ثابت شده، موجودی که قوه کمال و فعلیت را دارد هنگامی که از قوه به فعل آید؛ یعنی کمالات استعدادی آن، جنبه وجودی فعلی به خود بگیرد، چنین چیزی نمیتواند به حال اول باز گردد؛ زیرا رجوع از فعلیت به قوه محال است، همچنین هر موجودی که دارای وجود کاملتر است در مسیر تکامل خود به وجود ناقصتر "از آن نظر که ناقصتر است" بر نمیگردد، بنابراین چون نفس انسان بر اثر مردن تجرّد از ماده پیدا میکند و یک موجود مجرد مثالی یا علی میشود و ناگفته پیداست که این دو مرتبه "تجرد مثالی و عقلی" فوق مرتبه ماده بوده و وجود آنها قویتر از وجود مادی است با این حال محال است که مجدداً نفس بعد از مرگ به ماده تعلق پیدا کند، زیرا مستلزم رجوع از فعلیت به قوه است»<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۷۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | *در اینجا به دو صورت میتوان پاسخ داد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>: | ||
*اول اینکه محال بودن بازگشت از فعل به قوه درست است، اما کسی نگفته است که رجعت از این نوع است؛ توضیح اینکه: چنانچه دیده میشود، شبهه از یک صغری و یک کبری فراهم آمده است و صغری این است که لازمه رجعت و بازگشت، خروج از فعلیت به قوه است و کبری، خروج از فعلیت به قوه که محال است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | |||
در اینجا به دو صورت میتوان پاسخ داد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>: | *اما کبری کاملاً صحیح و مورد قبول است و کسی شک در آن ندارد، ولی آنچه که میبایست به آن توجه شود، صغری است و باید از فعل به قوه باشد. چرا که وقتی عالم رجعت از سنخ معاد شمرده شد دیگر بازگشت به دنیایی که پیش از مرگ داشته نخواهد بود، بلکه خود در طول رسیدن به کمال خواهد بود و بازگشت هیچ گونه کمالی را کم نخواهد کرد<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۷۵ - ۲۷۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | ||
*افزون بر آنچه یاد شد آنچه در نظام آفرینش در نمونههای فراوان رخ داده، زنده شدن برخی از مردگان و ادامۀ زندگی آنها است که در قرآن به آنها اشاره شده است. و حتی کسانی که این شبهه را مطرح میکنند آن را به عنوان یک واقعیت قرآنی پذیرفتهاند حال چگونه اتفاق آن در آخرالزمان چنین دشواری را دارد در حالی که رجعت در امتهای گذشته نداشته؟! خدا میداند!<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | |||
اول اینکه محال بودن بازگشت از فعل به قوه درست است، اما کسی نگفته است که رجعت از این نوع است؛ توضیح اینکه: چنانچه دیده میشود، شبهه از یک صغری و یک کبری فراهم آمده است و صغری این است که لازمه رجعت و بازگشت، خروج از فعلیت به قوه است و کبری، خروج از فعلیت به قوه که محال است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | |||
اما کبری کاملاً صحیح و مورد قبول است و کسی شک در آن ندارد، ولی آنچه که میبایست به آن توجه شود، صغری است و باید از فعل به قوه باشد. چرا که وقتی عالم رجعت از سنخ معاد شمرده شد دیگر بازگشت به دنیایی که پیش از مرگ داشته نخواهد بود، بلکه خود در طول رسیدن به کمال خواهد بود و بازگشت هیچ گونه کمالی را کم نخواهد کرد<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۷۵ - ۲۷۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | |||
افزون بر آنچه یاد شد آنچه در نظام آفرینش در نمونههای فراوان رخ داده، زنده شدن برخی از مردگان و ادامۀ زندگی آنها است که در قرآن به آنها اشاره شده است. و حتی کسانی که این شبهه را مطرح میکنند آن را به عنوان یک واقعیت قرآنی پذیرفتهاند حال چگونه اتفاق آن در آخرالزمان چنین دشواری را دارد در حالی که رجعت در امتهای گذشته نداشته؟! خدا میداند!<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>. | |||
==رجعت همان [[تناسخ]]== | ==رجعت همان [[تناسخ]]== | ||
یکی دیگر از شبهاتی که در بحث رجعت بر اثر نفهمی باورهای [[شیعه]] همواره از طرف مخالفان به آن دامن زده شده این است که قول به رجعت، مستلزم قول به [[تناسخ]] است و چون [[تناسخ]] باطل است قول به رجعت نیز باطل است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | *یکی دیگر از شبهاتی که در بحث رجعت بر اثر نفهمی باورهای [[شیعه]] همواره از طرف مخالفان به آن دامن زده شده این است که قول به رجعت، مستلزم قول به [[تناسخ]] است و چون [[تناسخ]] باطل است قول به رجعت نیز باطل است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | ||
*پیش از هرگونه توضیحی در این زمینه مناسب است نخست معنای [[تناسخ]] روشن شود تا تفاوت رجعت و [[تناسخ]] روشن شود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | |||
پیش از هرگونه توضیحی در این زمینه مناسب است نخست معنای [[تناسخ]] روشن شود تا تفاوت رجعت و [[تناسخ]] روشن شود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | *"تناسخ" در لغت از ریشه "نسخ" گرفته شده است. [[راغب اصفهانی]] در مفردات نسخ را این گونه تعریف کرده است:«النسخ هو ازلة شیء بشیء یتعقبه کنسخ الشمس الظل، الظل الشمس و الشیب الشباب»<ref>نسخ یعنی از میانبردن چیزی که در پی آن در میآید. چونان که خورشید سایه را، سایه نور خورشید را و پیری جوانی را از میان برد؛ المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۹۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | ||
*اما معنای اصطلاحی [[تناسخ]] این است: نفسی که هنگام ارتباط به بدن کمالاتی را کسب کرده، بعد از جداشدن از آن، به بدن دیگر بپیوندد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | |||
"تناسخ" در لغت از ریشه "نسخ" گرفته شده است. [[راغب اصفهانی]] در مفردات نسخ را این گونه تعریف کرده است:«النسخ هو ازلة شیء بشیء یتعقبه کنسخ الشمس الظل، الظل الشمس و الشیب الشباب»<ref>نسخ یعنی از میانبردن چیزی که در پی آن در میآید. چونان که خورشید سایه را، سایه نور خورشید را و پیری جوانی را از میان برد؛ المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۹۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | *[[شیخ مفید]] درباره معنای [[تناسخ]] میگوید: «و معنی التناسخ هو ان تتکرر الادوار الی مالا نهایه و ان الثواب و العقاب فی هذه الدار لافیدار اخری لاعمل فیها و ان اعمالنا التی نحن فیها انما هی اجزیة علی اعمال سلف فی الادوار الماضیة، فاراحة و السرور و الفرح هی مرتبة علی البر التی سلف منا فی الادوار الماضیة، و الغم و الحزن مرتبة علی اعمال الفجور التی سلفت و قد ابطل هولاء جمیع الشرایع و السنن»<ref>معنای تناسخ یعنی تکرار دورههای زندگی تا بینهایت. و اینکه پاداش و کیفر در این دنیا باشد نه در جهانی دیگر. و کارهایی که اکنون میکنیم نتیجۀ کارهای گذشته در دورههای پیشین است. پس آسایش، شادی و شادمانی آن مترتب بر کارهای خیر در دورههای گذشته است و غم و غصه مترتب بر کارهای زشت گذشته است. و این را همۀ شریعتها و سنتها آن را باطل دانستهاند؛ شیخ مفید، المسائل السروریه، ص ۴۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | ||
*[[سید مرتضی]] با صراحت تمام کسانی که معتقد به [[تناسخ]] هستند را کافر دانسته مینویسد:«.... لان اهل التناسخ لا یعدون من المسلمین... لکفرهم و ضلالتهم»<ref> برای اینکه پیروان [[تناسخ]] از مسلمانان شمرده نمیشوند... به خاطر کفر و گمراهی آنها؛ رسائل المرتضی، ج ۱، ص ۴۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>. | |||
اما معنای اصطلاحی [[تناسخ]] این است: نفسی که هنگام ارتباط به بدن کمالاتی را کسب کرده، بعد از جداشدن از آن، به بدن دیگر بپیوندد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | *مرحوم [[علامه طباطبایی]] در این باره میفرماید:«... [[تناسخ]] عبارت از این است که بگوییم: نفس آدمی بعد از آن که به نوعی کمال، استکمال کرد، و از بدن جدا شد، به بدن دیگری منتقل شود، یا خود نفس دارد، یا ندارد، اگر نفس مورد گفتگو میخواهد به آن منتقل شود، و این فرضیهای محال است، چون بدنی که نفس مورد گفتگو میخواهد به آن منتقل شود، یا خودش نفس دارد یا ندارد، اگر نفس داشته باشد مستلزم آن است که یک بدن دارای دو نفس بشود، و این همان وحدت کثیر و کثرت واحد است که محال بودنش روشن است، و اگر نفس ندارد، مستلزم آن است که چیزی که به فعلیت رسیده، دوباره برگردد بالقوه شود، مثلاً پیرمرد برگردد کودک شود که محال بودن این نیز روشن است<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۱۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>. | ||
*برخی از مفسرین معاصر نیز درباره رجعت چنین نوشتهاند: «عقیدهمندان به [[تناسخ]] چنین میپندارند که انسان بعد از مرگ، بار دیگر به همین زندگی باز میگردد؛ منتها روح او در جسم دیگر و نطفه دیگر حلول کرده و زندگی مجددی را در همین دنیا آغاز میکند و این مسئله ممکن است بارها تکرار شود، این زندگی تکراری در این جهان را [[تناسخ]] یا "عود ارواح" مینامند<ref>تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۶۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>. | |||
[[شیخ مفید]] درباره معنای [[تناسخ]] میگوید: «و معنی التناسخ هو ان تتکرر الادوار الی مالا نهایه و ان الثواب و العقاب فی هذه الدار لافیدار اخری لاعمل فیها و ان اعمالنا التی نحن فیها انما هی اجزیة علی اعمال سلف فی الادوار الماضیة، فاراحة و السرور و الفرح هی مرتبة علی البر التی سلف منا فی الادوار الماضیة، و الغم و الحزن مرتبة علی اعمال الفجور التی سلفت و قد ابطل هولاء جمیع الشرایع و السنن»<ref>معنای تناسخ یعنی تکرار دورههای زندگی تا بینهایت. و اینکه پاداش و کیفر در این دنیا باشد نه در جهانی دیگر. و کارهایی که اکنون میکنیم نتیجۀ کارهای گذشته در دورههای پیشین است. پس آسایش، شادی و شادمانی آن مترتب بر کارهای خیر در دورههای گذشته است و غم و غصه مترتب بر کارهای زشت گذشته است. و این را همۀ شریعتها و سنتها آن را باطل دانستهاند؛ شیخ مفید، المسائل السروریه، ص ۴۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>. | |||
[[سید مرتضی]] با صراحت تمام کسانی که معتقد به [[تناسخ]] هستند را کافر دانسته مینویسد:«.... لان اهل التناسخ لا یعدون من المسلمین... لکفرهم و ضلالتهم»<ref> برای اینکه پیروان [[تناسخ]] از مسلمانان شمرده نمیشوند... به خاطر کفر و گمراهی آنها؛ رسائل المرتضی، ج ۱، ص ۴۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>. | |||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] در این باره میفرماید:«... [[تناسخ]] عبارت از این است که بگوییم: نفس آدمی بعد از آن که به نوعی کمال، استکمال کرد، و از بدن جدا شد، به بدن دیگری منتقل شود، یا خود نفس دارد، یا ندارد، اگر نفس مورد گفتگو میخواهد به آن منتقل شود، و این فرضیهای محال است، چون بدنی که نفس مورد گفتگو میخواهد به آن منتقل شود، یا خودش نفس دارد یا ندارد، اگر نفس داشته باشد مستلزم آن است که یک بدن دارای دو نفس بشود، و این همان وحدت کثیر و کثرت واحد است که محال بودنش روشن است، و اگر نفس ندارد، مستلزم آن است که چیزی که به فعلیت رسیده، دوباره برگردد بالقوه شود، مثلاً پیرمرد برگردد کودک شود که محال بودن این نیز روشن است<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۱۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>. | |||
برخی از مفسرین معاصر نیز درباره رجعت چنین نوشتهاند: «عقیدهمندان به [[تناسخ]] چنین میپندارند که انسان بعد از مرگ، بار دیگر به همین زندگی باز میگردد؛ منتها روح او در جسم دیگر و نطفه دیگر حلول کرده و زندگی مجددی را در همین دنیا آغاز میکند و این مسئله ممکن است بارها تکرار شود، این زندگی تکراری در این جهان را [[تناسخ]] یا "عود ارواح" مینامند<ref>تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۶۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>. | |||
==تفاوت رجعت با [[تناسخ]]== | ==تفاوت رجعت با [[تناسخ]]== | ||
[[مرحوم مظفر]] در پاسخ کسانی که رجعت را نوعی [[تناسخ]] میدانند مینویسد: «کسی که رجعت را به عنوان [[تناسخ]]، باطل میداند، فرق میان [[تناسخ]] و [[معاد جسمانی]] را در نیافته است. رجعت از اقسام [[معاد جسمانی]] است و [[تناسخ]]، انتقال روح از جسمی به جسم دیگر و جداشدن از جسم اول است و این، معاد جسمانی نیست. معاد جسمانی، یعنی بازگشت روح با همان مشخصات به بدن اول و معنای رجعت نیز همین است و اگر رجعت همان [[تناسخ]] باشد، زندهشدن مردگان به دست [[حضرت عیسی]] نیز [[تناسخ]] است یا حشر و نشر در قیامت و معاد جسمانی نیز باید [[تناسخ]] باشد<ref>عقاید الامامیه، ص ۱۲۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>. | *[[مرحوم مظفر]] در پاسخ کسانی که رجعت را نوعی [[تناسخ]] میدانند مینویسد: «کسی که رجعت را به عنوان [[تناسخ]]، باطل میداند، فرق میان [[تناسخ]] و [[معاد جسمانی]] را در نیافته است. رجعت از اقسام [[معاد جسمانی]] است و [[تناسخ]]، انتقال روح از جسمی به جسم دیگر و جداشدن از جسم اول است و این، معاد جسمانی نیست. معاد جسمانی، یعنی بازگشت روح با همان مشخصات به بدن اول و معنای رجعت نیز همین است و اگر رجعت همان [[تناسخ]] باشد، زندهشدن مردگان به دست [[حضرت عیسی]] نیز [[تناسخ]] است یا حشر و نشر در قیامت و معاد جسمانی نیز باید [[تناسخ]] باشد<ref>عقاید الامامیه، ص ۱۲۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>. | ||
*از آنچه گفته شد روشن میشود که [[تناسخ]] مردود، و به طور کامل با رجعت تفاوت میکند و ایراد شبهاتی از این دست، دلیلی غیر از تعصب و جهالت نداشته است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>. | |||
از آنچه گفته شد روشن میشود که [[تناسخ]] مردود، و به طور کامل با رجعت تفاوت میکند و ایراد شبهاتی از این دست، دلیلی غیر از تعصب و جهالت نداشته است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>. | |||
==بازگشت کفار و مجرمین از اعمال بدشان== | ==بازگشت کفار و مجرمین از اعمال بدشان== | ||
«و قد قال قوم من المخالفین لنا: کیف یعود کفار الملۀ بعد الموت الی طغیانهم و قد عاینوا عذاب الله تعالی فی البزرخ، و تیقنوا لذلک انهم مبطلون؟!» بدون شک عذاب کفار و اشرار از همان ابتدای لحظات مرگ آغاز میشود. حال چگونه ممکن است آنها در عالم بزرخ انواع و اقسام عذابها را ببینند. و پس از رجعت، دوباره همان روش بد خود را ادامه دهند؟. مرحوم [[شیخ مفید]] با طرح این شبهه در ادامه این گونه پاسخ داده است: البته این عجیبتر نیست از کفار آنچنانی که در برزخ انواع عذابها را میبینند و میدانند که هیچ گونه جدایی از عذاب برای آنها نیست و بر آنها به خاطر گمراهیاشان در دنیا احتجاج میشود. پس در آن هنگام میگوید ای کاش برگردانده میشدیم و هرگز آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم و از جمله مؤمنین میبودیم. پس خداوند در پاسخ آنها میفرماید: بلکه همچنان به کارهای قبلی خود ادامه میدهند به درستی که آنها دروغگویانند. پس برای مخالف پس از این دلیل جای هیچ گونه شبههای باقی نخواهد ماند تا بر بحث وارد نمایند<ref>المسائل السرویه (سلسله مؤلفات المفید)، المؤتمر العالمی لالفیۀ الشیخ المفید، ج ۷، ص ۳۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>. | *«و قد قال قوم من المخالفین لنا: کیف یعود کفار الملۀ بعد الموت الی طغیانهم و قد عاینوا عذاب الله تعالی فی البزرخ، و تیقنوا لذلک انهم مبطلون؟!» بدون شک عذاب کفار و اشرار از همان ابتدای لحظات مرگ آغاز میشود. حال چگونه ممکن است آنها در عالم بزرخ انواع و اقسام عذابها را ببینند. و پس از رجعت، دوباره همان روش بد خود را ادامه دهند؟. مرحوم [[شیخ مفید]] با طرح این شبهه در ادامه این گونه پاسخ داده است: البته این عجیبتر نیست از کفار آنچنانی که در برزخ انواع عذابها را میبینند و میدانند که هیچ گونه جدایی از عذاب برای آنها نیست و بر آنها به خاطر گمراهیاشان در دنیا احتجاج میشود. پس در آن هنگام میگوید ای کاش برگردانده میشدیم و هرگز آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم و از جمله مؤمنین میبودیم. پس خداوند در پاسخ آنها میفرماید: بلکه همچنان به کارهای قبلی خود ادامه میدهند به درستی که آنها دروغگویانند. پس برای مخالف پس از این دلیل جای هیچ گونه شبههای باقی نخواهد ماند تا بر بحث وارد نمایند<ref>المسائل السرویه (سلسله مؤلفات المفید)، المؤتمر العالمی لالفیۀ الشیخ المفید، ج ۷، ص ۳۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>. | ||
*به این پرسش به دو صروت میتوان پاسخ داد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>: | |||
به این پرسش به دو صروت میتوان پاسخ داد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>: | *۱. این گونه نیست که دیدن حقایق همواره آثار حتمی داشته باشد و کسی که حقیقت را دید، دست از باطل خود بردارد. همانگونه که در تاریخ کم نبودهاند کسانی که معجزات و کراماتی را از انبیاء و اولیاء دیدند، ولی همچنان بر باطل خود پافشاری میکردند. دلیل مطلب این است آنچه که باعث دشمنی میشود فقط نادانی به حقیقت نیست، بلکه عوامل پرشماری دست به یکدیگر داده و شخص را از پذیرش حق دور میسازد. هوای نفسانی و وسوسههای شیطانی از جمله مهمترین این عوامل هستند. | ||
۱. این گونه نیست که دیدن حقایق همواره آثار حتمی داشته باشد و کسی که حقیقت را دید، دست از باطل خود بردارد. همانگونه که در تاریخ کم نبودهاند کسانی که معجزات و کراماتی را از انبیاء و اولیاء دیدند، ولی همچنان بر باطل خود پافشاری میکردند. دلیل مطلب این است آنچه که باعث دشمنی میشود فقط نادانی به حقیقت نیست، بلکه عوامل پرشماری دست به یکدیگر داده و شخص را از پذیرش حق دور میسازد. هوای نفسانی و وسوسههای شیطانی از جمله مهمترین این عوامل هستند. | |||
خداوند این حقیقت را در ضمن دو آیه شریف قرآن چنین بیان فرموده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ }}﴾}} <ref> و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم چنین نیست بلکه آنچه از پیش پنهان میداشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ و ۲۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>. | خداوند این حقیقت را در ضمن دو آیه شریف قرآن چنین بیان فرموده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ }}﴾}} <ref> و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم چنین نیست بلکه آنچه از پیش پنهان میداشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ و ۲۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>. | ||
*با بیان این آیات از قرآن دیگر هیچ گونه جای سخن برای مخالفین در این باره، باقی نخواهد ماند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>. | |||
با بیان این آیات از قرآن دیگر هیچ گونه جای سخن برای مخالفین در این باره، باقی نخواهد ماند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>. | *۲. پروردگار متعال آنگاه که کفار را در رجعت باز گرداند تا از آنها انتقام بگیرد، هرگز توبه آنها را نخواهد پذیرفت؛ همان گونه که وقتی فرعون در آستانه غرق شدن قرار گرفت در آن حال توبه کرده و اظهار ایمان کرد و خداوند نپذیرفت: | ||
۲. پروردگار متعال آنگاه که کفار را در رجعت باز گرداند تا از آنها انتقام بگیرد، هرگز توبه آنها را نخواهد پذیرفت؛ همان گونه که وقتی فرعون در آستانه غرق شدن قرار گرفت در آن حال توبه کرده و اظهار ایمان کرد و خداوند نپذیرفت: | |||
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}﴾}} <ref> گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم؛ سوره یونس، آیه ۹۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>. | {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}﴾}} <ref> گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم؛ سوره یونس، آیه ۹۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>. | ||
*خداوند در پاسخ فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref> آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟؛ سوره یونس، آیه ۹۱.</ref> بنابراین از آنجایی که کارهای خداوند از روی حکمت است گاهی در شرایط خاصی توبه پذیرفته میشود و گاهی توبه پذیرفته نخواهد شد و این اشکال نیز وارد نخواهد بود<ref>الفصول المختاره، ج ۲، ص ۱۵۳.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | |||
خداوند در پاسخ فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref> آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟؛ سوره یونس، آیه ۹۱.</ref> بنابراین از آنجایی که کارهای خداوند از روی حکمت است گاهی در شرایط خاصی توبه پذیرفته میشود و گاهی توبه پذیرفته نخواهد شد و این اشکال نیز وارد نخواهد بود<ref>الفصول المختاره، ج ۲، ص ۱۵۳.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | |||
==کیفر در رجعت و ناسازگاری با دنیا== | ==کیفر در رجعت و ناسازگاری با دنیا== | ||
برخی با بیان این شبهه که پذیرفتن رجعت به دنیا برای کیفر و پاداش، با طبیعت این دنیا که سرای عمل است نه حساب، سازگاری ندارد؛ و قرآن نیز به آن اشاره کرده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | *برخی با بیان این شبهه که پذیرفتن رجعت به دنیا برای کیفر و پاداش، با طبیعت این دنیا که سرای عمل است نه حساب، سازگاری ندارد؛ و قرآن نیز به آن اشاره کرده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | ||
*و القول بالرجعة بعد الموت الی الدنیا لمجازاة المسیئین و اثابة المحسنین ینافی طبیعۀ هذا الدنیا و انها لیست دار جزاء و انما توفون اجورکم یوم القیمةفمن زحزح عن النار و ادخل الجنة فقد فاز و ما الحیوة الدنیا الا متع الا متع الغرور؛ و همانا روز رستاخیز پاداشهایتان به طور کامل به شما داده میشود. پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت در آورند قطعاً کامیاب شده است؛ و زندگی دنیا جز مایه فریب نیست<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | |||
و القول بالرجعة بعد الموت الی الدنیا لمجازاة المسیئین و اثابة المحسنین ینافی طبیعۀ هذا الدنیا و انها لیست دار جزاء و انما توفون اجورکم یوم القیمةفمن زحزح عن النار و ادخل الجنة فقد فاز و ما الحیوة الدنیا الا متع الا متع الغرور؛ و همانا روز رستاخیز پاداشهایتان به طور کامل به شما داده میشود. پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت در آورند قطعاً کامیاب شده است؛ و زندگی دنیا جز مایه فریب نیست<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | *پاسخ اینکه<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>: | ||
*اولاً، برخی پاداشها و مجازاتها، دنیوی است و فرقی میان همین دنیا و زندگی معمولی و رجعت نیست و آیات قرآن نیز منافاتی با آن ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | |||
پاسخ اینکه<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>: | *ثانیاً، رجعت فقط برای پاداش و مجازات نیست، بلکه حکمتهای فراوان دیگر نیز دارد که بسیاری از آنها بر ما پوشیده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | ||
اولاً، برخی پاداشها و مجازاتها، دنیوی است و فرقی میان همین دنیا و زندگی معمولی و رجعت نیست و آیات قرآن نیز منافاتی با آن ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | |||
ثانیاً، رجعت فقط برای پاداش و مجازات نیست، بلکه حکمتهای فراوان دیگر نیز دارد که بسیاری از آنها بر ما پوشیده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | |||
==تعارض رجعت با فلسفه معاد== | ==تعارض رجعت با فلسفه معاد== | ||
چنانچه معتقدین به این تعارض گفتهاند: «کما اینکه اعتقاد به رجعت مایه تضعیف اعتقاد به روز قیامت میشود و روشن میشود که این "یعنی تضعیف اعتقاد به معاد" از جمله اهداف کسانی است که این اعتقاد را فراهم آوردند و آنها دوازده امامیها بودند که آیات معاد را تأویل به رجعت کردند و از جمله تأثیرات این اعتقاد این بود که برخی از فرقههای منسوب به شیعه معاد را انکار کردند و به تناسخ اعتقاد پیدا کردند...» <ref>ناصر القفاری، اصول مذهب الشیعه عرض و نقد، ج ۳، ص ۹۲۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | *چنانچه معتقدین به این تعارض گفتهاند: «کما اینکه اعتقاد به رجعت مایه تضعیف اعتقاد به روز قیامت میشود و روشن میشود که این "یعنی تضعیف اعتقاد به معاد" از جمله اهداف کسانی است که این اعتقاد را فراهم آوردند و آنها دوازده امامیها بودند که آیات معاد را تأویل به رجعت کردند و از جمله تأثیرات این اعتقاد این بود که برخی از فرقههای منسوب به شیعه معاد را انکار کردند و به تناسخ اعتقاد پیدا کردند...» <ref>ناصر القفاری، اصول مذهب الشیعه عرض و نقد، ج ۳، ص ۹۲۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>. | ||
*با ذکر تفاوتهایی که میان رجعت و معاد وجود دارد به راحتی پاسخ این اشکال داده خواهد شد و این تفاوتها عبارتند از<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>: | |||
با ذکر تفاوتهایی که میان رجعت و معاد وجود دارد به راحتی پاسخ این اشکال داده خواهد شد و این تفاوتها عبارتند از<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>: | |||
#رجعت مربوط به همه مردگان نیست، بلکه مخصوص یک گروه ویژه است، در حالی که معاد عبارت از زندهشدن جمیع مردگان در روز قیامت است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | #رجعت مربوط به همه مردگان نیست، بلکه مخصوص یک گروه ویژه است، در حالی که معاد عبارت از زندهشدن جمیع مردگان در روز قیامت است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | ||
#رجعت پیش از قیامت و در همین دنیا صورت میپذیرد، در حالی که قیامت و معاد در زمانی معین در جهانی دیگر است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | #رجعت پیش از قیامت و در همین دنیا صورت میپذیرد، در حالی که قیامت و معاد در زمانی معین در جهانی دیگر است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | ||
#زندگی زجعت کنندگان محدود بوده و دوام ندارد، اما زندگی بعد از قیامت هم برای اهل بشت و هم برای دوزخیان جاودانه خواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | #زندگی زجعت کنندگان محدود بوده و دوام ندارد، اما زندگی بعد از قیامت هم برای اهل بشت و هم برای دوزخیان جاودانه خواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | ||
*بنابراین میتوان گفت رجعت به نوعی در راستای تکامل مؤمنان محض و تحمیل کیفرهای دنیوی برای کافران محض به شمار میآید. یعنی گروهی از مؤمنان خالص که زمینۀ رسیدن به کمالات والا را داشتهاند، اما به سبب موانعی از رسیدن به آن دور ماندهاند، در زمان رجعت این حرکت را کامل میکنند و افزون بر شاهد بودن برپایی حکومت حق خود نیز در آن نقش خواهند داشت و در برابر گروهی که در کفر محض غوطهور شدهاند در همین دنیا به کیفرهای دنیوی خود میرسند. اگر چه در برخی روایات هدف از رجعت نیکان را انتقام از دشمنان و تشفی قلب ذکر کردهاند، ولی به نظر میرسد افزون بر آن، امر مهمتری نیز مدنظر بوده که مورد اشاره قرار گرفت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | |||
بنابراین میتوان گفت رجعت به نوعی در راستای تکامل مؤمنان محض و تحمیل کیفرهای دنیوی برای کافران محض به شمار میآید. یعنی گروهی از مؤمنان خالص که زمینۀ رسیدن به کمالات والا را داشتهاند، اما به سبب موانعی از رسیدن به آن دور ماندهاند، در زمان رجعت این حرکت را کامل میکنند و افزون بر شاهد بودن برپایی حکومت حق خود نیز در آن نقش خواهند داشت و در برابر گروهی که در کفر محض غوطهور شدهاند در همین دنیا به کیفرهای دنیوی خود میرسند. اگر چه در برخی روایات هدف از رجعت نیکان را انتقام از دشمنان و تشفی قلب ذکر کردهاند، ولی به نظر میرسد افزون بر آن، امر مهمتری نیز مدنظر بوده که مورد اشاره قرار گرفت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۱.]</ref>. | |||
==رجعت از عقاید یهودی== | ==رجعت از عقاید یهودی== | ||
برخی میپندارند شیعه باور به رجعت را از اعتقادات یهودیان گرفتهاند: رجعت از عقاید دیرینه یهود است، منشا این عقیده در آنان حدیث معروف عزیر و به ویژه داستان هارون بود. بعد از آن که هارون در بیابان وفات کرد، یهود همصدا گفتتند: [[موسی]] از روی حسد او را کشته است و چون نسبت به [[هارون]] بیش از [[موسی]]{{ع}} متمایل و علاقهمند بود در نتیجه علاقهمندی قائل به رجعت وی شده، همواره منتظرش بودند<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۹۳.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | *برخی میپندارند شیعه باور به رجعت را از اعتقادات یهودیان گرفتهاند: رجعت از عقاید دیرینه یهود است، منشا این عقیده در آنان حدیث معروف عزیر و به ویژه داستان هارون بود. بعد از آن که هارون در بیابان وفات کرد، یهود همصدا گفتتند: [[موسی]] از روی حسد او را کشته است و چون نسبت به [[هارون]] بیش از [[موسی]]{{ع}} متمایل و علاقهمند بود در نتیجه علاقهمندی قائل به رجعت وی شده، همواره منتظرش بودند<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۹۳.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | ||
*این شبهه از دو جهت قابل بحث است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>: | |||
این شبهه از دو جهت قابل بحث است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>: | *۱. یهودیها قائل به رجعت افرادی در گذشته هستند که نه فقط آنها بلکه آیاتی از قرآن مجید نیز به آن تصریح نموده است، که در بخش آیات مربوط به وقوع رجعت در گذشته برخی از آنها مطرح شد. و اگر چنانچه اشکال کننده مقصودش این است که [[شیعه]] اعتقاد به رجعت را از این اعتقاد یهودیها گرفته است به طور کامل در اشتباهاند. [[شیعه]] فقط برای بیان امکان رجعت به وقوع آن در امتهای گذشته آن هم از آیات قرآن استشهاد نموده است. و آنگاه ضمیمه به انبوهی از روایات که عموم [[اهل سنت]] بدانها قائل هستند حتی بیش از آنچه بدان معتقد است معتقدند هر آنچه در امتهای پیش رخ داده طبق فرمایش پیامبر{{صل}} میبایست در امت اسلام رخ دهد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | ||
*۲. یهودیها قائل به رجعت افرادی در [[آخر الزمان]] هستند. اگر چه این قول دوم به اعتقاد [[شیعه]] درباره رجعت نزدیک است، ولی شباهت و نزدیکی دو اعتقاد نسبت به هم نه دلیل بر گرفتن آن اعتقاد از دیگری میشود و نه دلیل بر بطلان آن، و اگر چنین باشد در میان [[اهل سنت]] موارد فراوانی از این دست یافت میشود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | |||
۱. یهودیها قائل به رجعت افرادی در گذشته هستند که نه فقط آنها بلکه آیاتی از قرآن مجید نیز به آن تصریح نموده است، که در بخش آیات مربوط به وقوع رجعت در گذشته برخی از آنها مطرح شد. و اگر چنانچه اشکال کننده مقصودش این است که [[شیعه]] اعتقاد به رجعت را از این اعتقاد یهودیها گرفته است به طور کامل در اشتباهاند. [[شیعه]] فقط برای بیان امکان رجعت به وقوع آن در امتهای گذشته آن هم از آیات قرآن استشهاد نموده است. و آنگاه ضمیمه به انبوهی از روایات که عموم [[اهل سنت]] بدانها قائل هستند حتی بیش از آنچه بدان معتقد است معتقدند هر آنچه در امتهای پیش رخ داده طبق فرمایش پیامبر{{صل}} میبایست در امت اسلام رخ دهد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | *برخی در دین یهود به زمان داوری بر زمین، معتقدند. در تورات آمده: «مردگان تو مجددا زنده خواهند شد، و اموات ما بر خواهند خاست؛ ای شما که در خاک خفتهاید بیدار شده و شادی نمایید، زیرا شبنم تو مثل شبنم گیاهها است و زمین مردگان را باز پس خواهد داد»<ref>کتاب مقدس، کتاب اِشَعیاه، فصل بیست و ششم، آیه ۱۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | ||
*و چون یهود اعتقادی به آخرت ندارد بعضی معتقدند که مراد زنده شدن مردگان در همین جهان است برای بار دوم و در این روز قضاوت و داوری صورت گرفته و خوبان بدور از ستمگران و بدان به زندگی موعود و مطلوب خود خواهند رسید. بنابراین وجد شباهت هیچ دلیلی بر اخذ آن از اعتقاد پیش و یا بطلان آن نخواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | |||
۲. یهودیها قائل به رجعت افرادی در [[آخر الزمان]] هستند. اگر چه این قول دوم به اعتقاد [[شیعه]] درباره رجعت نزدیک است، ولی شباهت و نزدیکی دو اعتقاد نسبت به هم نه دلیل بر گرفتن آن اعتقاد از دیگری میشود و نه دلیل بر بطلان آن، و اگر چنین باشد در میان [[اهل سنت]] موارد فراوانی از این دست یافت میشود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | |||
برخی در دین یهود به زمان داوری بر زمین، معتقدند. در تورات آمده: «مردگان تو مجددا زنده خواهند شد، و اموات ما بر خواهند خاست؛ ای شما که در خاک خفتهاید بیدار شده و شادی نمایید، زیرا شبنم تو مثل شبنم گیاهها است و زمین مردگان را باز پس خواهد داد»<ref>کتاب مقدس، کتاب اِشَعیاه، فصل بیست و ششم، آیه ۱۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۲.]</ref>. | |||
و چون یهود اعتقادی به آخرت ندارد بعضی معتقدند که مراد زنده شدن مردگان در همین جهان است برای بار دوم و در این روز قضاوت و داوری صورت گرفته و خوبان بدور از ستمگران و بدان به زندگی موعود و مطلوب خود خواهند رسید. بنابراین وجد شباهت هیچ دلیلی بر اخذ آن از اعتقاد پیش و یا بطلان آن نخواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | |||
==منافات رجعت با تلقین میت== | ==منافات رجعت با تلقین میت== | ||
در برخی روایات تلقین میت آمده است که چون میت را در قبر گذارند بگویند: این اولین روز از روزهای آخرت و آخرین روز از روزهای دنیاست، از اینجا معلوم میشود که این مرده دیگر به دنیا باز نمیگردد و عمر دنیاییش تمام شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | *در برخی روایات تلقین میت آمده است که چون میت را در قبر گذارند بگویند: این اولین روز از روزهای آخرت و آخرین روز از روزهای دنیاست، از اینجا معلوم میشود که این مرده دیگر به دنیا باز نمیگردد و عمر دنیاییش تمام شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | ||
*پاسخ اینکه<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>: | |||
پاسخ اینکه<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>: | *اولاً، رجعت عمومی نیست و مادامی که نمیدانیم کسی از اهل رجعت است یا نه، مستحب است این دعا در تلقینش خواهند شود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | ||
*دوماً، رجعت واسطۀ میان دنیا و آخرت است، هم ممکن است آن را دنیا نامید و هم آخرت؛ اهل لغت دنیایش گویند و در احادیث نیز گاهی دنیا و گاهی آخرت گفته شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | |||
اولاً، رجعت عمومی نیست و مادامی که نمیدانیم کسی از اهل رجعت است یا نه، مستحب است این دعا در تلقینش خواهند شود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | *سوماً، زندگی پیش از مرگ نسبت به زندگی بعد از آن به حسب وضع لغوی دنیاست، چون دنیا مشتق از "دنو" «=نزدیکی» یا از "دنائت" «=پستی» است. اما اطلاق آن بر زندگی دوم، نیاز به قرینه است، زیرا اگر چه در برابر رستاخیز بزرگ میتوان رجعت را دنیا گفت، امّا به طور اطلاق نمیتوان نام دنیا بر آن نهاد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | ||
*چهارماً، حدیث مورد نظر روایت واحدی است و اگر صریح در معارضه و مخالفت هم بود با ادله رجعت تاب مقاومت نداشت، تا چه رسد که صریح هم نباشد <ref>شیخ حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ص ۴۱۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | |||
دوماً، رجعت واسطۀ میان دنیا و آخرت است، هم ممکن است آن را دنیا نامید و هم آخرت؛ اهل لغت دنیایش گویند و در احادیث نیز گاهی دنیا و گاهی آخرت گفته شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | |||
سوماً، زندگی پیش از مرگ نسبت به زندگی بعد از آن به حسب وضع لغوی دنیاست، چون دنیا مشتق از "دنو" «=نزدیکی» یا از "دنائت" «=پستی» است. اما اطلاق آن بر زندگی دوم، نیاز به قرینه است، زیرا اگر چه در برابر رستاخیز بزرگ میتوان رجعت را دنیا گفت، امّا به طور اطلاق نمیتوان نام دنیا بر آن نهاد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | |||
چهارماً، حدیث مورد نظر روایت واحدی است و اگر صریح در معارضه و مخالفت هم بود با ادله رجعت تاب مقاومت نداشت، تا چه رسد که صریح هم نباشد <ref>شیخ حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ص ۴۱۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | |||
==رجعت و [[امامت]] فاضل بر افضل== | ==رجعت و [[امامت]] فاضل بر افضل== | ||
بنابر قول رجعت لازم میآید غیر افضل [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} بر افضل [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} و...[[امامت]] کند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | *بنابر قول رجعت لازم میآید غیر افضل [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} بر افضل [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} و...[[امامت]] کند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۳.]</ref>. | ||
*آنچه میتوان در پاسخ گفت اینکه [[انبیا]] و [[اولیا]] تسلیم محض ارادۀ الهی هستند و از آنجایی که خداوند [[امامت ]] بالفعل را در زمان رجعت از آن آخرین وصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} دانسته، بنابراین سایرین در مقابل ارادۀ الهی سر فرود خواهند آورد؛ چنانچه در روایات فروانی گفته شده است: [[ائمه]] [[معصومین]]{{عم}} یک نور واحد هستند و [[شیعیان]] از مقایسه میان آنها میبایست پرهیز نمایند. و شاید هم بتوان افزود که لزوماً [[امام]]{{ع}} برای کسانی است که نیازمند [[امامت ]] و پیشوایی فرد دیگر هستند و هنگامی که انوار پاک معصومین به عنوان انسان کامل در نظام خلقت مطرح هستند، نیازی به [[امامت]] دیگری ندارند و در عصر [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، آن حضرت برای دیگران [[امام]] است و [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} در رجعت خود، امام خویش خواهند بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | |||
آنچه میتوان در پاسخ گفت اینکه [[انبیا]] و [[اولیا]] تسلیم محض ارادۀ الهی هستند و از آنجایی که خداوند [[امامت ]] بالفعل را در زمان رجعت از آن آخرین وصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} دانسته، بنابراین سایرین در مقابل ارادۀ الهی سر فرود خواهند آورد؛ چنانچه در روایات فروانی گفته شده است: [[ائمه]] [[معصومین]]{{عم}} یک نور واحد هستند و [[شیعیان]] از مقایسه میان آنها میبایست پرهیز نمایند. و شاید هم بتوان افزود که لزوماً [[امام]]{{ع}} برای کسانی است که نیازمند [[امامت ]] و پیشوایی فرد دیگر هستند و هنگامی که انوار پاک معصومین به عنوان انسان کامل در نظام خلقت مطرح هستند، نیازی به [[امامت]] دیگری ندارند و در عصر [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، آن حضرت برای دیگران [[امام]] است و [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} در رجعت خود، امام خویش خواهند بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | *البته از برخی روایات به دست میآید در آن زمان تکلیف از رجعت کنندگان ساقط است، فقط زنده میشوند تا وعدههای خدا را ببینند. یا اینکه ممکن است مکلف باشند، اما به تکلیف به خصوص، نه به [[نبوت]] و [[امامت]]، زیرا در احادیثی رسیده است که خداوند به [[پیغمبر ]]{{صل}} در آخر عمر وحی کرد: دوران پیامبریت پایان یافت و مدتت تمام شد، علم و [[ایمان]] و میراث [[نبوت]] را در نسلت قرار ده<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | ||
*احتمال دیگر اینکه شاید رجعت [[ائمه]]{{عم}} بعد از وفات [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} باشد، زیرا در حدیثهای فراوانی آمده است اول کسی که به دنیا بر میگردد، [[امام حسین|حسین]]{{ع}} بوده که در آخر عمر [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} بیاید و هنگامی که مردم او را شناختند و [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} از دنیا رفت غسلش میدهد و این مدت ناچیز که هر دو [[امام]]{{ع}} در دنیا هستند به جهت ضرورت یا به سبب انقطاع تکلیف [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در وقت احتضار مستثنی است، ولی البته [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در زمان دیگر زنده خواهد شد <ref>شیخ حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ص ۴۱۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | |||
البته از برخی روایات به دست میآید در آن زمان تکلیف از رجعت کنندگان ساقط است، فقط زنده میشوند تا وعدههای خدا را ببینند. یا اینکه ممکن است مکلف باشند، اما به تکلیف به خصوص، نه به [[نبوت]] و [[امامت]]، زیرا در احادیثی رسیده است که خداوند به [[پیغمبر ]]{{صل}} در آخر عمر وحی کرد: دوران پیامبریت پایان یافت و مدتت تمام شد، علم و [[ایمان]] و میراث [[نبوت]] را در نسلت قرار ده<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | *به نظر میرسد هیچ یک از پاسخ یادشده کافی نیست، چرا که از برخی روایات به دست میآید که در عصر رجعت نیز تکلیف به جای خود باقی است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | ||
*افزون بر آن، این که مکلف نبودن به [[نبوت]] و [[امامت]]، [[نبی]] بودن و [[امام]] بودن ایشان را از میان نخواهد برد و از سوی دیگر، روایات فراوانی وجود دارد که [[پیامبر]] و[[ علی]] علیهالسلام و [[امام حسین]] و بسیاری از [[پیامبران]] و نیکان همزمان رجعت خواهند کرد و یا اینکه حداقل مدت زمانی را با یکدیگر خواهند بود. بنابراین آنچه در ابتدای پاسخ ذکر شد مناسبتر مینماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | |||
احتمال دیگر اینکه شاید رجعت [[ائمه]]{{عم}} بعد از وفات [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} باشد، زیرا در حدیثهای فراوانی آمده است اول کسی که به دنیا بر میگردد، [[امام حسین|حسین]]{{ع}} بوده که در آخر عمر [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} بیاید و هنگامی که مردم او را شناختند و [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} از دنیا رفت غسلش میدهد و این مدت ناچیز که هر دو [[امام]]{{ع}} در دنیا هستند به جهت ضرورت یا به سبب انقطاع تکلیف [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در وقت احتضار مستثنی است، ولی البته [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در زمان دیگر زنده خواهد شد <ref>شیخ حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ص ۴۱۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | |||
به نظر میرسد هیچ یک از پاسخ یادشده کافی نیست، چرا که از برخی روایات به دست میآید که در عصر رجعت نیز تکلیف به جای خود باقی است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | |||
افزون بر آن، این که مکلف نبودن به [[نبوت]] و [[امامت]]، [[نبی]] بودن و [[امام]] بودن ایشان را از میان نخواهد برد و از سوی دیگر، روایات فراوانی وجود دارد که [[پیامبر]] و[[ علی]] علیهالسلام و [[امام حسین]] و بسیاری از [[پیامبران]] و نیکان همزمان رجعت خواهند کرد و یا اینکه حداقل مدت زمانی را با یکدیگر خواهند بود. بنابراین آنچه در ابتدای پاسخ ذکر شد مناسبتر مینماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۴.]</ref>. | |||
==رجعت در تعارض با برخی آیات== | ==رجعت در تعارض با برخی آیات== | ||
یکی دیگر از اشکالاتی که به اعتقاد رجعت وارد کردهاند ذیل آیه ۳۱ سوره یس است. در این آیه میخوانیم: مگر ندیدهاند که چه بسیار نسلها را پیش از آنان هلاک گردانیدیم که دیگر آنها به سویشان باز نمیگردند؟<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | *یکی دیگر از اشکالاتی که به اعتقاد رجعت وارد کردهاند ذیل آیه ۳۱ سوره یس است. در این آیه میخوانیم: مگر ندیدهاند که چه بسیار نسلها را پیش از آنان هلاک گردانیدیم که دیگر آنها به سویشان باز نمیگردند؟<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | ||
*منکران رجعت پس از آن که آیه را دلیلی بر نفی رجعت دانستهاند به کلام ابن عباس استشهاد نموده که گفت: اگر چنان باشد که [[امام علی|علی]]{{ع}} رجعت نماید چه بد مردمانی هستیم که همسران او را تزویج نمودیم. و بالاخره در پایان از آیه و روایت فوق حکم به کفر قائلین به رجعت نموده میگوید:«و یجب اکفار الروافض فی قولهم بان علیاً و اصحابه یرجعون الی الدنیا...»<ref>اسماعیل حقی، روح البیان، ج ۷، ص ۳۹۰.</ref>؛ اما اینکه چگونه به راحتی از آیه چنین برداشتی میشود بس مشکل مینماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | |||
منکران رجعت پس از آن که آیه را دلیلی بر نفی رجعت دانستهاند به کلام ابن عباس استشهاد نموده که گفت: اگر چنان باشد که [[امام علی|علی]]{{ع}} رجعت نماید چه بد مردمانی هستیم که همسران او را تزویج نمودیم. و بالاخره در پایان از آیه و روایت فوق حکم به کفر قائلین به رجعت نموده میگوید:«و یجب اکفار الروافض فی قولهم بان علیاً و اصحابه یرجعون الی الدنیا...»<ref>اسماعیل حقی، روح البیان، ج ۷، ص ۳۹۰.</ref>؛ اما اینکه چگونه به راحتی از آیه چنین برداشتی میشود بس مشکل مینماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | *صدرالمتألهین در تفسیر خود پس از نقل کلام زمخشری میگوید:«و فیه نظر لا یخفی علی المصنف؛ آنگاه ادامه میدهد که عدم رجعت برخی از کفاری که به هلاکت ابد رسیدهاند هیچ گونه دلالتی بر عدم رجعت دیگران ندارد»<ref>صدرالمتألهین، تفسیر، ج ۶، ص ۷۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | ||
*آنگاه مینویسد:«و قد صح عندنا بالروایات المتظافره عن ائمتنا و ساداتنا من اهل بیت النبوة و العلم حقیقۀ مذهب الرجعة و وقوعها عند ظهور القائم آل محمد. العقل ایضاً لا یمنعه لوقوع کثیراً من احیاء الموتی باذن الله....»<ref>صدرالمتألهین، تفسیر، ج ۶، ص ۷۸.</ref>؛ و در پایان صدر المتألهین این احتمال را بعید ندانسته که معنای اهلاک، اهلاک به معنای مرگ حاصل از جهل کفر و دشمنی است نه هلاکت جسمانی و اگر چنین شد دیگر ارتباطی به رجعت نخواهد داشت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | |||
صدرالمتألهین در تفسیر خود پس از نقل کلام زمخشری میگوید:«و فیه نظر لا یخفی علی المصنف؛ آنگاه ادامه میدهد که عدم رجعت برخی از کفاری که به هلاکت ابد رسیدهاند هیچ گونه دلالتی بر عدم رجعت دیگران ندارد»<ref>صدرالمتألهین، تفسیر، ج ۶، ص ۷۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | |||
آنگاه مینویسد:«و قد صح عندنا بالروایات المتظافره عن ائمتنا و ساداتنا من اهل بیت النبوة و العلم حقیقۀ مذهب الرجعة و وقوعها عند ظهور القائم آل محمد. العقل ایضاً لا یمنعه لوقوع کثیراً من احیاء الموتی باذن الله....»<ref>صدرالمتألهین، تفسیر، ج ۶، ص ۷۸.</ref>؛ و در پایان صدر المتألهین این احتمال را بعید ندانسته که معنای اهلاک، اهلاک به معنای مرگ حاصل از جهل کفر و دشمنی است نه هلاکت جسمانی و اگر چنین شد دیگر ارتباطی به رجعت نخواهد داشت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | |||
==تکلیف در زمان رجعت== | ==تکلیف در زمان رجعت== | ||
یکی از پرسشهایی که مطرح است اینکه آیا انسانها همانند حیات پیشین خود دارای تکلیف خواهند بود یا خیر؟<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | *یکی از پرسشهایی که مطرح است اینکه آیا انسانها همانند حیات پیشین خود دارای تکلیف خواهند بود یا خیر؟<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۵.]</ref>. | ||
*در یک بررسی اجمالی در این باره به سه قول بر میخوریم<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>: | |||
در یک بررسی اجمالی در این باره به سه قول بر میخوریم<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>: | *۱. برخی بر این اعتقادند که زمان رجعت، همچون قیامت زمان پاداش و مجازات است و تکلیف در آن راهی ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | ||
*استدلال این گروه این است که کفاری که رجعت میکنند با توجه به شهود برزخی حقایق در عالم برزخ، توبه خواهند کرد و بنابراین نقض غرض خواهد شد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | |||
۱. برخی بر این اعتقادند که زمان رجعت، همچون قیامت زمان پاداش و مجازات است و تکلیف در آن راهی ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | *توبه و هدایت در پیش گیرند و در میان امتهای گذشته بسیاری بودهاند که با دیدن معجزات [[انبیاء]] حتی عذابهای الهی، همچنان راه دشمنی در پیش گرفتهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | ||
*۲. برخی نیز اعتقاد دارند در رجعت تکلیف وجود دارد، چرا که رجعت در دنیا تحقق مییابد نه در آخرت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | |||
استدلال این گروه این است که کفاری که رجعت میکنند با توجه به شهود برزخی حقایق در عالم برزخ، توبه خواهند کرد و بنابراین نقض غرض خواهد شد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | *۳. برخی نیز قائل به تفصیل شدهاند که اگر چه دار تکلیف نیست، ولی انجام کارهای خوب ثواب و کارهای بد جزا به دنبال خواهد داشت و یا اینکه خوبان و مؤمنان تکلیف داشته به یاری [[معصومین]]{{عم}} همت میگمارند و فقط برای کفار و دشمنان دار مجازات است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | ||
*مرحوم [[علامه مجلسی]] در این باره مینویسد:«ان زمان الرجعة لیس زمان التکلیف فقط بل هو واسطة بین الدنیا و الآخره، فالنسبة الی جماعة دار تکلیف و بالنسبة الی جماعة دار جزاء»<ref> همانا زمان رجعت فقط زمان تکلیف نیست، بلکه واسطۀ میان دنیا و آخرت است، پس به نسبت گروهی دار تکلیف و نسبت به گروهی دار مجازات است؛ بحار الانوار، ج ۲۵، ص ۱۰۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | |||
توبه و هدایت در پیش گیرند و در میان امتهای گذشته بسیاری بودهاند که با دیدن معجزات [[انبیاء]] حتی عذابهای الهی، همچنان راه دشمنی در پیش گرفتهاند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | *مشکل گفتۀ علامه این است که مشخص نشده برای چه کسانی دار تکلیف و برای چه کسانی دار جزاء است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | ||
*[[سید مرتضی]] در رسائل شریف خود به این نکته اشاره کرده که رجعت هیچگونه منافاتی ندارد<ref>«.... و ذکرنا ان التکلیف کما یصح مع ظهور المعجزات الباهرۀ فکذلک مع الرجعۀ، لانه لیس فی جمیع ذلک ملجیء الی فعل الواجب و الامتناع من فعل القبیح...»؛ سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۱، ص ۱۲۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | |||
۲. برخی نیز اعتقاد دارند در رجعت تکلیف وجود دارد، چرا که رجعت در دنیا تحقق مییابد نه در آخرت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | *هم ایشان در محلی دیگر بر ادعای خود این گونه دلیل میآورد که: «بدون شک بر کسانی که رجعت میکنند یاری کردن امام واجب است، چه اینکه دفاع از آن حضرت و یاری کردن او در برابر دشمنان تکلیف خواهد شد». پس نمیتوان گفت تکلیف ندارند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | ||
*البته ایشان در ادامه تکلیفداشتن کفاری که رجعت میکنند را نپذیرفته؛ رجعت آنها را صرفاً جهت چشیدن عذاب و ذلت ذکر کرده است <ref>سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۳، ص ۱۳۷.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | |||
۳. برخی نیز قائل به تفصیل شدهاند که اگر چه دار تکلیف نیست، ولی انجام کارهای خوب ثواب و کارهای بد جزا به دنبال خواهد داشت و یا اینکه خوبان و مؤمنان تکلیف داشته به یاری [[معصومین]]{{عم}} همت میگمارند و فقط برای کفار و دشمنان دار مجازات است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | *به نظر میرسد در دوران رجعت نیز همچنان تکلیف ادامه خواهد داشت، به لحاظ اینکه آیات و روایات فراوانی دنیا را دار تکلیف شمرده است. و در این میان مؤمنان با یاری [[معصومین]]{{عم}} بر پاداش خود خواهند افزود، و چون رجعت کفار فقط برای کیفر دنیایی خواهد بود، از این رو تکلیف برای آنها موضوعیّت ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | ||
*افزون بر آن، اگر گفته شود هیچ گونه تکلیفی وجود نخواهد داشت؛ اوّلاً روایاتی که بخشی از فلسفه رجعت را یاری [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} و [[معصومین]]{{عم}} دانسته مشکل پیدا خواهد کرد و دیگر اینکه رجعت بیهوده خواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | |||
مرحوم [[علامه مجلسی]] در این باره مینویسد:«ان زمان الرجعة لیس زمان التکلیف فقط بل هو واسطة بین الدنیا و الآخره، فالنسبة الی جماعة دار تکلیف و بالنسبة الی جماعة دار جزاء»<ref> همانا زمان رجعت فقط زمان تکلیف نیست، بلکه واسطۀ میان دنیا و آخرت است، پس به نسبت گروهی دار تکلیف و نسبت به گروهی دار مجازات است؛ بحار الانوار، ج ۲۵، ص ۱۰۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | *اگر چه در روایات اشاره چندانی به فلسفۀ رجعت نشده، ولی از مجموع احادیث و سخنان بزرگان از علمای شیعه میتوان موارد ذیل را به عنوان فلسفه و اهداف برپایی رجعت برشمرد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>: | ||
مشکل گفتۀ علامه این است که مشخص نشده برای چه کسانی دار تکلیف و برای چه کسانی دار جزاء است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | |||
[[سید مرتضی]] در رسائل شریف خود به این نکته اشاره کرده که رجعت هیچگونه منافاتی ندارد<ref>«.... و ذکرنا ان التکلیف کما یصح مع ظهور المعجزات الباهرۀ فکذلک مع الرجعۀ، لانه لیس فی جمیع ذلک ملجیء الی فعل الواجب و الامتناع من فعل القبیح...»؛ سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۱، ص ۱۲۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۶.]</ref>. | |||
هم ایشان در محلی دیگر بر ادعای خود این گونه دلیل میآورد که: «بدون شک بر کسانی که رجعت میکنند یاری کردن امام واجب است، چه اینکه دفاع از آن حضرت و یاری کردن او در برابر دشمنان تکلیف خواهد شد». پس نمیتوان گفت تکلیف ندارند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | |||
البته ایشان در ادامه تکلیفداشتن کفاری که رجعت میکنند را نپذیرفته؛ رجعت آنها را صرفاً جهت چشیدن عذاب و ذلت ذکر کرده است <ref>سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۳، ص ۱۳۷.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | |||
به نظر میرسد در دوران رجعت نیز همچنان تکلیف ادامه خواهد داشت، به لحاظ اینکه آیات و روایات فراوانی دنیا را دار تکلیف شمرده است. و در این میان مؤمنان با یاری [[معصومین]]{{عم}} بر پاداش خود خواهند افزود، و چون رجعت کفار فقط برای کیفر دنیایی خواهد بود، از این رو تکلیف برای آنها موضوعیّت ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | |||
افزون بر آن، اگر گفته شود هیچ گونه تکلیفی وجود نخواهد داشت؛ اوّلاً روایاتی که بخشی از فلسفه رجعت را یاری [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} و [[معصومین]]{{عم}} دانسته مشکل پیدا خواهد کرد و دیگر اینکه رجعت بیهوده خواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | |||
اگر چه در روایات اشاره چندانی به فلسفۀ رجعت نشده، ولی از مجموع احادیث و سخنان بزرگان از علمای شیعه میتوان موارد ذیل را به عنوان فلسفه و اهداف برپایی رجعت برشمرد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>: | |||
#تکامل بیشتر مؤمنان: دستهای از روایات یکی از حکمتهای رجعت را رسیدن به کمال برای مؤمنان ذکر کرده است <ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۸۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | #تکامل بیشتر مؤمنان: دستهای از روایات یکی از حکمتهای رجعت را رسیدن به کمال برای مؤمنان ذکر کرده است <ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۸۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | ||
#تحمل کیفرهای دنیایی و عذاب کفار به هنگام دیدن دولت حق در همین دنیا: از دیگر فلسفههای رجعت رسیدن عذابهای دنیوی بر کفار شمرده شده است <ref>سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۱، ص ۳۰۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | #تحمل کیفرهای دنیایی و عذاب کفار به هنگام دیدن دولت حق در همین دنیا: از دیگر فلسفههای رجعت رسیدن عذابهای دنیوی بر کفار شمرده شده است <ref>سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۱، ص ۳۰۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref>. | ||
#لذّت بردن مؤمنان از دیدن برپایی حکومت حق: دستهای از روایات نیز حکایت از لذتبردن مؤمنان از اقامه حکومت جهانی عدل است <ref>سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۱، ص ۱۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref> | #لذّت بردن مؤمنان از دیدن برپایی حکومت حق: دستهای از روایات نیز حکایت از لذتبردن مؤمنان از اقامه حکومت جهانی عدل است <ref>سید مرتضی، رسائل الشریف، ج ۱، ص ۱۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۷.]</ref> | ||
#انتقامجویی از دشمنان: و بالاخره پارهای از روایات نیز سخن از انتقام گرفتن از دشمنان [[اهل بیت]]{{عم}} و کفار به میان آورده است<ref> تفسیر قمی، ج ۲، ص ۶۵؛ دلائل الامامه، ص ۲۶۰؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۷۹، ح ۱۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۸.]</ref> | #انتقامجویی از دشمنان: و بالاخره پارهای از روایات نیز سخن از انتقام گرفتن از دشمنان [[اهل بیت]]{{عم}} و کفار به میان آورده است<ref> تفسیر قمی، ج ۲، ص ۶۵؛ دلائل الامامه، ص ۲۶۰؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۷۹، ح ۱۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۸.]</ref> | ||
*بنابراین درباره مجازات و پاداش میتوان گفت فقط مجازات کافران در رجعت، دیدن حکومت عدل جهانی است که از این طریق عذاب خواهند شد، اگر چه روایات فراوانی نیز گرفتن انتقام از دشمنان [[اهل بیت]]{{عم}} را در رجعت بیان نمودهاند. بیش از این مجازات و پاداش موکول به قیامت خواهد شد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۸.]</ref> | |||
بنابراین درباره مجازات و پاداش میتوان گفت فقط مجازات کافران در رجعت، دیدن حکومت عدل جهانی است که از این طریق عذاب خواهند شد، اگر چه روایات فراوانی نیز گرفتن انتقام از دشمنان [[اهل بیت]]{{عم}} را در رجعت بیان نمودهاند. بیش از این مجازات و پاداش موکول به قیامت خواهد شد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۸.]</ref> | *در پایان یادآوری این نکته بایسته است که برخی از پرسشها و شبههها به خاطر ابهامها و اجمالهایی است که در روایات رجعت به سبب حقیقت زندهشدن مردگان است که بررسیهای کارشناسانه و ژرف میتواند به هر چه روشنتر شدن حقایق این باور سترگ بیانجامد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۸.]</ref> | ||
در پایان یادآوری این نکته بایسته است که برخی از پرسشها و شبههها به خاطر ابهامها و اجمالهایی است که در روایات رجعت به سبب حقیقت زندهشدن مردگان است که بررسیهای کارشناسانه و ژرف میتواند به هر چه روشنتر شدن حقایق این باور سترگ بیانجامد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۸.]</ref> | |||
== اقسام رجعت == | == اقسام رجعت == | ||