جز
جایگزینی متن - 'فرهنگنامه فاطمی ج۵، ج۵ ص' به 'فرهنگنامه فاطمی ج۵، ص'
جز (جایگزینی متن - 'فرهنگنامه فاطمی ج۵، ج۵ ص' به 'فرهنگنامه فاطمی ج۵، ص') |
|||
خط ۱۲۲: | خط ۱۲۲: | ||
«[[یزید بن عبدالمالک]]» بار دیگر آن را باز پس گرفت و تحت تصرف خود درآورد<ref>بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج۲۹، ص۳۴۷.</ref>. در [[حکومت عباسیان]] [[سفاح]] بار دیگر فدک را به تصرف [[حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب]]{{ع}} درآورد<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۴.</ref>. «[[منصور دوانیقی]]»، فدک را از تصرف بنی [[فاطمه]] خارج ساخت<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۴.</ref>. | «[[یزید بن عبدالمالک]]» بار دیگر آن را باز پس گرفت و تحت تصرف خود درآورد<ref>بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج۲۹، ص۳۴۷.</ref>. در [[حکومت عباسیان]] [[سفاح]] بار دیگر فدک را به تصرف [[حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب]]{{ع}} درآورد<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۴.</ref>. «[[منصور دوانیقی]]»، فدک را از تصرف بنی [[فاطمه]] خارج ساخت<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۴.</ref>. | ||
«[[مهدی عباسی]]» دوباره [[فدک]] را به بنی [[فاطمه]]{{س}} داد<ref>معجم البلدان، شهاب الدین أبی عبد الله یاقوت حموی، ج۴، ص۲۴۰.</ref>. «[[هادی عباسی]]» بار دیگر فدک را باز پس گرفت<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۵.</ref>. [[مأمون]] دوباره فدک را به بنی فاطمه{{س}} داد<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۰.</ref>. [[متوکل]] برای آخرین بار فدک را از [[تصرف]] [[فرزندان فاطمه]]{{س}} بیرون آورد<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۷.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، | «[[مهدی عباسی]]» دوباره [[فدک]] را به بنی [[فاطمه]]{{س}} داد<ref>معجم البلدان، شهاب الدین أبی عبد الله یاقوت حموی، ج۴، ص۲۴۰.</ref>. «[[هادی عباسی]]» بار دیگر فدک را باز پس گرفت<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۵.</ref>. [[مأمون]] دوباره فدک را به بنی فاطمه{{س}} داد<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۰.</ref>. [[متوکل]] برای آخرین بار فدک را از [[تصرف]] [[فرزندان فاطمه]]{{س}} بیرون آورد<ref>الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۷، ص۱۹۷.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، ص ۱۶۴۴.</ref> | ||
==شاهدخواهی از [[فاطمه]]{{س}}== | ==شاهدخواهی از [[فاطمه]]{{س}}== | ||
خط ۱۶۰: | خط ۱۶۰: | ||
عمر نوشته را از او گرفت و به ابوبکر گفت: فدک را به فاطمه{{س}} دادی و سند [[مالکیت]] او را نوشتهای؟ ابوبکر گفت: بله! عمر گفت: به [[راستی]] که علی{{ع}} برای استفاده از [[منافع شخصی]] خود این کار را میکند و با این کار [[معیشت]] و زندگانی او [[گشایش]] مییابد و [[ام ایمن]] هم زنی است و بر نوشته، آب دهان انداخت و آن را پاره کرد<ref>شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید معتزلی، ج۱۶، ص۲۷۴.</ref>. در اینجا بود که فاطمه{{س}} فرمود: {{متن حدیث|بَقرت كتابي، بقر الله بطنک}}؛ «حواله مرا پاره کردی، [[خدا]] شکمت را پاره کند»<ref>شرح نهج البلاغة، ج۱۶، ص۲۳۴؛ السیرة الحلبیة، علی بن برهان الدین الحلبی، ج۳، ص۴۰۰؛ صدیقه شهیده، سید عبدالرزاق مقرم، ص۱۴۳.</ref>. | عمر نوشته را از او گرفت و به ابوبکر گفت: فدک را به فاطمه{{س}} دادی و سند [[مالکیت]] او را نوشتهای؟ ابوبکر گفت: بله! عمر گفت: به [[راستی]] که علی{{ع}} برای استفاده از [[منافع شخصی]] خود این کار را میکند و با این کار [[معیشت]] و زندگانی او [[گشایش]] مییابد و [[ام ایمن]] هم زنی است و بر نوشته، آب دهان انداخت و آن را پاره کرد<ref>شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید معتزلی، ج۱۶، ص۲۷۴.</ref>. در اینجا بود که فاطمه{{س}} فرمود: {{متن حدیث|بَقرت كتابي، بقر الله بطنک}}؛ «حواله مرا پاره کردی، [[خدا]] شکمت را پاره کند»<ref>شرح نهج البلاغة، ج۱۶، ص۲۳۴؛ السیرة الحلبیة، علی بن برهان الدین الحلبی، ج۳، ص۴۰۰؛ صدیقه شهیده، سید عبدالرزاق مقرم، ص۱۴۳.</ref>. | ||
[[علی بن برهان الدین حلبی]] مینویسد: {{عربی|إنه کتب لها بفدک و دخل علیه عمر فقال: ما هذا؟ فقال کتبته لفاطمة... ثم أخذ الکتاب فشقه}}<ref>السیره الحلبیه ج ۳ ص۳۶۳</ref>. [[ابوبکر]] برای [[فاطمه زهرا]]{{س}} درباره [[فدک]]، قبالهای نوشت، [[عمر]] نزد او آمد و گفت: این چیست؟ گفت: برای [[فاطمه]]{{س}} نوشتهام... سپس عمر آن نوشته را گرفت و پاره کرد. [[استقلال]] عمر در برابر [[خلیفه]] به جایی رسیده بود که به [[فرمان]] او گوش نمیداد؛ چنانکه [[قضاوت]] خلیفه را درباره فرزندش [[عاصم]] نپذیرفت؛ آنجا که ابوبکر [[حکم]] کرد: [[حق]] نگهداری کودکش عاصم که عمر [[مادر]] او را [[طلاق]] داده بود با مادر بزرگش باشد، اما عمر با وجود حکم ابوبکر آن را رد کرد و فرزندش را گرفت<ref>السیرة الحلبیة، علی بن برهان الدین الحلبی، ج۳، ص۳۶۲.</ref>. از این رو [[اشعث بن قیس]] به عمر میگفت: [[راز]] آنکه من نسبت به ابوبکر [[نافرمانی]] میکنم آن است که تو دستورهای او را زیر پا میگذاری<ref>شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، | [[علی بن برهان الدین حلبی]] مینویسد: {{عربی|إنه کتب لها بفدک و دخل علیه عمر فقال: ما هذا؟ فقال کتبته لفاطمة... ثم أخذ الکتاب فشقه}}<ref>السیره الحلبیه ج ۳ ص۳۶۳</ref>. [[ابوبکر]] برای [[فاطمه زهرا]]{{س}} درباره [[فدک]]، قبالهای نوشت، [[عمر]] نزد او آمد و گفت: این چیست؟ گفت: برای [[فاطمه]]{{س}} نوشتهام... سپس عمر آن نوشته را گرفت و پاره کرد. [[استقلال]] عمر در برابر [[خلیفه]] به جایی رسیده بود که به [[فرمان]] او گوش نمیداد؛ چنانکه [[قضاوت]] خلیفه را درباره فرزندش [[عاصم]] نپذیرفت؛ آنجا که ابوبکر [[حکم]] کرد: [[حق]] نگهداری کودکش عاصم که عمر [[مادر]] او را [[طلاق]] داده بود با مادر بزرگش باشد، اما عمر با وجود حکم ابوبکر آن را رد کرد و فرزندش را گرفت<ref>السیرة الحلبیة، علی بن برهان الدین الحلبی، ج۳، ص۳۶۲.</ref>. از این رو [[اشعث بن قیس]] به عمر میگفت: [[راز]] آنکه من نسبت به ابوبکر [[نافرمانی]] میکنم آن است که تو دستورهای او را زیر پا میگذاری<ref>شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، ص ۱۷۱۴.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == |