←نزول تدریجی
| خط ۲۰۰: | خط ۲۰۰: | ||
== [[نزول]] تدریجی== | == [[نزول]] تدریجی== | ||
از برخی [[روایات]] چنین استفاده میشود که [[کتب پیامبران پیشین]] به صورت دفعی و یکپارچه نازل شده است و شاید با همین [[تصوّر]] بود که [[مخالفان]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سؤال کردند که چرا قرآن به گونهای یکپارچه بر وی نازل نشده است: {{متن قرآن| وَقَالَ | از برخی [[روایات]] چنین استفاده میشود که [[کتب پیامبران پیشین]] به صورت دفعی و یکپارچه نازل شده است و شاید با همین [[تصوّر]] بود که [[مخالفان]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سؤال کردند که چرا قرآن به گونهای یکپارچه بر وی نازل نشده است: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا}} <ref> و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۲.</ref>. از آنجا که در ادامه این [[آیات]] به ردّ سخن [[کافران]] نپرداخته است، چنین برداشت میشود که این [[آیه]] هم نوعی [[تأیید]] نزول دفعی کتب پیشین است. صرف نظر از این موضوع، قرآن در این آیه و برخی آیات دیگر به حکمتهای [[نزول تدریجی قرآن]] اشاره کرده است که در اینجا به بیان آنها میپردازیم<ref>محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی، ص۹۸.</ref>. | ||
===حکمتهای نزول تدریجی=== | ===حکمتهای نزول تدریجی=== | ||
با توجه به آیات ۳۲ و ۳۳ [[سوره فرقان]] و آیه ۱۰۶ [[سوره]] [[إسراء]] میتوان سه [[حکمت]] عمده را برای نزول تدریجی قرآن بر شمرد: | با توجه به آیات ۳۲ و ۳۳ [[سوره فرقان]] و آیه ۱۰۶ [[سوره]] [[إسراء]] میتوان سه [[حکمت]] عمده را برای نزول تدریجی قرآن بر شمرد: | ||
#تقویت [[روحی]] [[پیامبر]]{{صل}}: [[خداوند]] در آیه ۳۲ سوره فرقان، پس از تأیید عدم نزول دفعی قرآن بر پیامبر اکرم{{صل}}، [[حکمت]] آن را چنین بیان داشته است: {{متن قرآن| لِنُثَبِّتَ بِهِ | #تقویت [[روحی]] [[پیامبر]]{{صل}}: [[خداوند]] در آیه ۳۲ سوره فرقان، پس از تأیید عدم نزول دفعی قرآن بر پیامبر اکرم{{صل}}، [[حکمت]] آن را چنین بیان داشته است: {{متن قرآن|لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ}} تقویت روحی پیامبر اکرم{{صل}} به وسیله نزول تدریجی قرآن از چند راه به شرح زیر میسّر میشود: | ||
الف) [[تجدید]] [[ارتباط با فرشته]] [[وحی]] و شنیدن سخن خداوند به خودی خود، عامل مهمی برای قوّتِ [[قلب]] بخشیدن به [[پیامبر]]{{صل}} است،؛ چراکه [[کلام خدا]]، روحافزا و جانبخش است و [[روح القدس]] ـ [[فرشته]] [[وحی]] ـ با نزولش بر قلب پیامبر، [[روح]] و [[حیات]] را در [[جان]] پیامبر{{صل}} میدمید. | الف) [[تجدید]] [[ارتباط با فرشته]] [[وحی]] و شنیدن سخن خداوند به خودی خود، عامل مهمی برای قوّتِ [[قلب]] بخشیدن به [[پیامبر]]{{صل}} است،؛ چراکه [[کلام خدا]]، روحافزا و جانبخش است و [[روح القدس]] ـ [[فرشته]] [[وحی]] ـ با نزولش بر قلب پیامبر، [[روح]] و [[حیات]] را در [[جان]] پیامبر{{صل}} میدمید. | ||
ب) در مواقع مختلف و در کوران حوادث سخت، که پیامبر{{صل}} در مقابل [[کافران]] و [[مشرکان]] نیاز به [[دلداری]] داشتند، [[خداوند]] ضمن [[آیات]] وحی، پیامبرش را [[قوّت]] قلب میبخشد و [[نگرانیها]] را از ایشان رفع میکند. در آیات زیادی از [[قرآن]] ملاحظه میکنیم که خداوند با خطاب به پیامبرش او را به [[صبر]] و [[استقامت]] [[دعوت]] میکند و از او میخواهد که نگران سخنان کافران نباشد، چنانکه میفرماید: {{متن قرآن| لَهُمُ | ب) در مواقع مختلف و در کوران حوادث سخت، که پیامبر{{صل}} در مقابل [[کافران]] و [[مشرکان]] نیاز به [[دلداری]] داشتند، [[خداوند]] ضمن [[آیات]] وحی، پیامبرش را [[قوّت]] قلب میبخشد و [[نگرانیها]] را از ایشان رفع میکند. در آیات زیادی از [[قرآن]] ملاحظه میکنیم که خداوند با خطاب به پیامبرش او را به [[صبر]] و [[استقامت]] [[دعوت]] میکند و از او میخواهد که نگران سخنان کافران نباشد، چنانکه میفرماید: {{متن قرآن| لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} <ref> در زندگی این جهان و در جهان واپسین نوید آنان راست. هیچ دگرگونی در کلمات خداوند نیست، این است که رستگاری سترگ است؛ سوره یونس، آیه: ۶۴.</ref> یا اینکه میفرماید: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}} <ref> در زندگی این جهان و در جهان واپسین نوید آنان راست. هیچ دگرگونی در کلمات خداوند نیست، این است که رستگاری سترگ است؛ سوره طه، آیه: ۱۳۰.</ref> و یا میفرماید: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمیخیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!؛ سوره طور، آیه۴۸.</ref>. | ||
بدون [[شک]] اگر خداوند در فواصل مختلف به پیامبرش بگوید که مورد [[عنایت]] او قرار دارد، بالاترین تأثیر را در تقویت قلب پیامبر{{صل}} دارد. | بدون [[شک]] اگر خداوند در فواصل مختلف به پیامبرش بگوید که مورد [[عنایت]] او قرار دارد، بالاترین تأثیر را در تقویت قلب پیامبر{{صل}} دارد. | ||
#حرکت آهسته و پیوسته در مسیر تثبیت [[احکام خدا]]: قرآن به عنوان [[آخرین کتاب آسمانی]] که حاوی [[معارف]] و [[احکام]] آخرین [[شریعت الهی]] است، به طور طبیعی باید با بسیاری از [[عقاید]] و [[اعمال]] نادرست مقابله کند و بسیاری از [[خوبیها]] و راستیها را بنیان نهد. [[بدیهی]] است که در [[جامعه جاهلی]] آن عصر، [[حکمت]] اقتضا میکرد که این کار با درنگ انجام پذیرد و طی مراحلی به کمال برسد. شاید بتوان گفت که در [[آیه]] {{متن قرآن| وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ | #حرکت آهسته و پیوسته در مسیر تثبیت [[احکام خدا]]: قرآن به عنوان [[آخرین کتاب آسمانی]] که حاوی [[معارف]] و [[احکام]] آخرین [[شریعت الهی]] است، به طور طبیعی باید با بسیاری از [[عقاید]] و [[اعمال]] نادرست مقابله کند و بسیاری از [[خوبیها]] و راستیها را بنیان نهد. [[بدیهی]] است که در [[جامعه جاهلی]] آن عصر، [[حکمت]] اقتضا میکرد که این کار با درنگ انجام پذیرد و طی مراحلی به کمال برسد. شاید بتوان گفت که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً}} <ref> و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم؛ سوره اسراء، آیه: ۱۰۶.</ref>. [[هدف]] از درنگ و مکث همین باشد؛ چراکه نمیتوان گفت که این درنگ فقط مربوط به [[خواندن قرآن]] است تا [[مردم]] [[فرصت]] [[حفظ]] آن را داشته باشند؛ زیرا حفظ تدریجی [[قرآن]] پس از [[نزول]] دفعی و یکباره آن نیز امکانپذیر است. از این رو مسئله اصلی، [[عمل به دستورات]] قرآن و [[فهم]] [[معارف قرآن]] است. | ||
#پاسخ بهموقع به مسائل و پیشامدها: [[واقعیت]] آن است که بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] در پاسخ به پرسشهای مردم یا به دنبال وقوع حوادثی نازل شده است. به عنوان مثال در قرآن از [[روح]]، ذو القرنین، [[ماههای حرام]]، [[خمر]] و میسر، [[انفاق]]، خوردنیهای [[حلال]] و [[یتیمان]] سؤال شده است. همچنین در [[آیات]] مربوط به ظهار، [[افک]] و تخلّف از [[جنگ]]، ابتدا حادثهای اتفاق افتاده و سپس آیاتی در روشن کردن [[حکم]] آنها نازل شده است. روشن است که سؤالات و پیشامدها به تدریج و به مرور [[زمان]] به وجود میآیند و نزول آیاتی در باره آنها نیز مستلزم تدریج در [[نزول قرآن]] است. نزول [[آیات قرآن]] به شکلی متناسب با برخوردهای گفتاری و [[رفتاری]] [[مخالفان اسلام]] به دنبال وقوع حوادث مربوطه و [[پرسش]] افراد، به طور قطع تأثیر بهتری در مخاطبان قرآن میگذارد. [[خداوند]] پس از بیان اینکه میفرماید قرآن را به صورت مرتّل و به تدریج نازل کرده است، میفرماید: {{متن قرآن| وَلا | #پاسخ بهموقع به مسائل و پیشامدها: [[واقعیت]] آن است که بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] در پاسخ به پرسشهای مردم یا به دنبال وقوع حوادثی نازل شده است. به عنوان مثال در قرآن از [[روح]]، ذو القرنین، [[ماههای حرام]]، [[خمر]] و میسر، [[انفاق]]، خوردنیهای [[حلال]] و [[یتیمان]] سؤال شده است. همچنین در [[آیات]] مربوط به ظهار، [[افک]] و تخلّف از [[جنگ]]، ابتدا حادثهای اتفاق افتاده و سپس آیاتی در روشن کردن [[حکم]] آنها نازل شده است. روشن است که سؤالات و پیشامدها به تدریج و به مرور [[زمان]] به وجود میآیند و نزول آیاتی در باره آنها نیز مستلزم تدریج در [[نزول قرآن]] است. نزول [[آیات قرآن]] به شکلی متناسب با برخوردهای گفتاری و [[رفتاری]] [[مخالفان اسلام]] به دنبال وقوع حوادث مربوطه و [[پرسش]] افراد، به طور قطع تأثیر بهتری در مخاطبان قرآن میگذارد. [[خداوند]] پس از بیان اینکه میفرماید قرآن را به صورت مرتّل و به تدریج نازل کرده است، میفرماید: {{متن قرآن|وَلا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا}} <ref> و (دشمنانت) هیچ مثلی برای تو نمیآورند مگر آنکه ما (پاسخی) راستین و بیانی نیکوتر برای تو میآوریم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۳.</ref> | ||
[[آیه]] بیانگر آن است که آنچه مورد نظر [[خداوند]] بوده، [[نزول]] برخی از [[آیات]] به دنبال برخی از حوادث یا سخنان [[مخالفان اسلام]] بوده است از این رو میتوان آن را از حکمتهای [[نزول تدریجی قرآن]] دانست<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۹۸-۱۰۰.</ref>. | [[آیه]] بیانگر آن است که آنچه مورد نظر [[خداوند]] بوده، [[نزول]] برخی از [[آیات]] به دنبال برخی از حوادث یا سخنان [[مخالفان اسلام]] بوده است از این رو میتوان آن را از حکمتهای [[نزول تدریجی قرآن]] دانست<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۹۸-۱۰۰.</ref>. | ||