نزول قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۲۲
خط ۲۱۹: خط ۲۱۹:
==[[فترت]] [[وحی]]==
==[[فترت]] [[وحی]]==
===بررسی معنای فترت===
===بررسی معنای فترت===
معنای لغوی: فترت در لغت، مصدر مرّه از "فَتِرَ یَفْتَرُ فَتراً" است که در دو معنای [[سستی]] و شکستگی یا مدت [[زمان]] میان دو زمان یا دو [[پیامبر]] به کار می‌رود. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن| یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلَی فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِیرٍ وَلاَ نَذِیرٍ فَقَدْ جَاءَکُم بَشِیرٌ وَنَذِیرٌ وَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ}} <ref> ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیآمدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن می‌گرداند تا نگویید نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه: ۱۹.</ref>.
معنای لغوی: فترت در لغت، مصدر مرّه از "فَتِرَ یَفْتَرُ فَتراً" است که در دو معنای [[سستی]] و شکستگی یا مدت [[زمان]] میان دو زمان یا دو [[پیامبر]] به کار می‌رود. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} <ref> ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیآمدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن می‌گرداند تا نگویید نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه: ۱۹.</ref>.


معنای اصطلاحی:در اصطلاح [[علوم قرآنی]] فترت به معنای [[انقطاع وحی]] برای یک مدت است، اما باید دانست که به طور مسلّم چنین نبوده است که در طول بیست و سه سال [[رسالت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هر [[روز]] و هر شب وحی نازل شود. اگر فرض کنیم که در هر شبانه‌روز تنها یک آیه از [[قرآن]] نازل می‌شد، در طول ۲۳ سال باید حدود ۸۰۰۰ آیه نازل شده باشد، در حالی‌که مجموع [[آیات قرآن]] تنها کمی بیش از ۶۲۰۰ آیه است. این در حالی است که بسیاری از [[سوره‌های قرآن]] به صورت دفعی و یک‌جا نازل شده‌اند، چنان‌که در قرآن در چند مورد آمده است: {{متن قرآن| وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ}} <ref> و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن| وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ}} <ref> و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۸۶.</ref> و {{متن قرآن| فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ}} <ref> و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره محمد، آیه: ۲۰.</ref>. بنا بر این طبیعی است که از نظر زمانی فواصل زیادی بین واحدهای [[نزول قرآن]] وجود داشته باشد و نمی‌توان به همه این فواصل [[فترت]] [[وحی]] اطلاق کرد، بلکه فترت وحی به مواردی اطلاق می‌شود که [[پیامبر]]{{صل}} [[انتظار]] آمدن وحی را داشته، اما [[مصلحت الهی]] در این بوده که برای مدتی [[ارتباط]] پیامبر{{صل}} را با [[فرشته]] وحی قطع کند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۰۰.</ref>.
معنای اصطلاحی:در اصطلاح [[علوم قرآنی]] فترت به معنای [[انقطاع وحی]] برای یک مدت است، اما باید دانست که به طور مسلّم چنین نبوده است که در طول بیست و سه سال [[رسالت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هر [[روز]] و هر شب وحی نازل شود. اگر فرض کنیم که در هر شبانه‌روز تنها یک آیه از [[قرآن]] نازل می‌شد، در طول ۲۳ سال باید حدود ۸۰۰۰ آیه نازل شده باشد، در حالی‌که مجموع [[آیات قرآن]] تنها کمی بیش از ۶۲۰۰ آیه است. این در حالی است که بسیاری از [[سوره‌های قرآن]] به صورت دفعی و یک‌جا نازل شده‌اند، چنان‌که در قرآن در چند مورد آمده است: {{متن قرآن|وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ}} <ref> و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ}} <ref> و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۸۶.</ref> و {{متن قرآن|فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ}} <ref> و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره محمد، آیه: ۲۰.</ref>. بنا بر این طبیعی است که از نظر زمانی فواصل زیادی بین واحدهای [[نزول قرآن]] وجود داشته باشد و نمی‌توان به همه این فواصل [[فترت]] [[وحی]] اطلاق کرد، بلکه فترت وحی به مواردی اطلاق می‌شود که [[پیامبر]]{{صل}} [[انتظار]] آمدن وحی را داشته، اما [[مصلحت الهی]] در این بوده که برای مدتی [[ارتباط]] پیامبر{{صل}} را با [[فرشته]] وحی قطع کند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۰۰.</ref>.


===موارد فترت وحی===
===موارد فترت وحی===
فترت وحی در چند مورد در [[روایات]] گزارش شده است که در زیر به این موارد اشاره می‌کنیم.
فترت وحی در چند مورد در [[روایات]] گزارش شده است که در زیر به این موارد اشاره می‌کنیم.


# بعد از اولین واحدِ [[نزول]]: گفته شده که پس از نزول نخستین وحی و بازگشت پیامبر{{صل}} از [[غار حرا]] مدتی نزول وحی قطع شد. مدت این [[انقطاع]] را از سه [[روز]] یا سه ماه تا سه سال گفته‌اند! <ref>ر. ک: بخاری، الصحیح بیروت، محمد بن اسماعیل، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ص۷۴، (کتاب التفسیر، تفسیر سورۀ مدثّر)؛ تفسیر ابن کثیر، اسماعیل بن کثیر، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ ﻫ، ج ۸، ص۱۶۷؛ مسند احمد، احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بی‌تا، ج ۳، ص۳۲۵ و ۳۷۷؛ ج ۶، ص۲۳۳؛ صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری، بیروت، دار الفکر، بی‌تا، ص۲۵۶، کتاب ایمان؛ صحیح بخاری، بدء الخلق، ص۷؛ بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ ﻫ، ج ۱۸، ص۲۲۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، المطبعة الحیدریه، ۱۳۷۶ ﻫ، ج ۱، ص۴۴؛ فتح الباری، ابن حجر العسقلانی، بیروت، دار المعرفه، بی‌تا، ج ۸، ص۵۴۵؛ کنز العمال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، بی‌تا، ج ۲، ص۱۲.</ref>.مستند این قول روایتی از [[عایشه]] و روایتی از [[جابر بن عبد الله انصاری]] است. [[روایت]] عایشه دلالت دارد که فترت، پس از نزول [[سوره علق]] حاصل شده است و [[روایت]] جابر دلالت دارد که بعد از این [[فترت]] [[سوره مدثر]] نازل شده است. لازم به ذکر است که [[آیات]] سوره مدثر هیچ گونه دلالتی بر وقوع [[فترت وحی]] ندارد.
# بعد از اولین واحدِ [[نزول]]: گفته شده که پس از نزول نخستین وحی و بازگشت پیامبر{{صل}} از [[غار حرا]] مدتی نزول وحی قطع شد. مدت این [[انقطاع]] را از سه [[روز]] یا سه ماه تا سه سال گفته‌اند! <ref>ر. ک: بخاری، الصحیح بیروت، محمد بن اسماعیل، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ص۷۴، (کتاب التفسیر، تفسیر سورۀ مدثّر)؛ تفسیر ابن کثیر، اسماعیل بن کثیر، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ ﻫ، ج ۸، ص۱۶۷؛ مسند احمد، احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بی‌تا، ج ۳، ص۳۲۵ و ۳۷۷؛ ج ۶، ص۲۳۳؛ صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری، بیروت، دار الفکر، بی‌تا، ص۲۵۶، کتاب ایمان؛ صحیح بخاری، بدء الخلق، ص۷؛ بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ ﻫ، ج ۱۸، ص۲۲۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، المطبعة الحیدریه، ۱۳۷۶ ﻫ، ج ۱، ص۴۴؛ فتح الباری، ابن حجر العسقلانی، بیروت، دار المعرفه، بی‌تا، ج ۸، ص۵۴۵؛ کنز العمال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، بی‌تا، ج ۲، ص۱۲.</ref>. مستند این قول روایتی از [[عایشه]] و روایتی از [[جابر بن عبد الله انصاری]] است. [[روایت]] عایشه دلالت دارد که فترت، پس از نزول [[سوره علق]] حاصل شده است و [[روایت]] جابر دلالت دارد که بعد از این [[فترت]] [[سوره مدثر]] نازل شده است. لازم به ذکر است که [[آیات]] سوره مدثر هیچ گونه دلالتی بر وقوع [[فترت وحی]] ندارد.
# پیش از [[نزول]] [[سوره ضحی]]: برخی از [[روایات]] حکایت از آن دارد که قبل از نزول سوره ضحی نیز فترت [[وحی]] اتفاق افتاده است. برخی این امر را قبل از نزول [[سوره علق]] و برخی آن را قبل از [[سوره]] تبّت می‌دانند. از این روایات چنین بر می‌آید که [[شاهد]] [[قرآنی]] این فترت، [[آیه]] ۳ سوره ضحی است که می‌فرماید: {{متن قرآن| مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی}} <ref> که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است؛ سوره ضحی، آیه: ۳.</ref>. در حالی‌که این آیه و آیات پس از آن حاکی از آن است که [[مشرکان]]، از دست رفتن برخی از نعمت‌های [[دنیوی]] [[پیامبر]]{{صل}} مانند [[مرگ]] [[فرزندان]] و [[تهی‌دست]] شدن آن [[حضرت]] را بر اثر [[بخشش]] اموالی که از همسرش [[خدیجه]] نزد خود داشت، نشانه وانهادگی و [[خشم]] [[پروردگار]] می‌دانستند، که این آیات، این [[تصور]] [[باطل]] را رد کرده و نعمت‌های [[اخروی]] را از نعمت‌های دنیوی [[برتر]] شمرده و ضمن برشمردن برخی نعمت‌هایی که [[خدا]] در [[دنیا]] به آن حضرت داده است، به او اعطای نعمتی [[رضایت‌بخش]] را [[وعده]] می‌دهد. بنا بر این این سوره، نظیر بسیاری از سوره‌های دیگر به منظور [[آرامش‌بخشی]] به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[پاسخ به شبهات]] مشرکان نازل شده است<ref>درآمدی بر تاریخ‌گذاری قرآن، جعفر نکونام، تهران، هستی‌نما، ۱۳۸۰ ش، ص۲۴۸ ـ ۲۴۷.</ref>. گذشته از این، مواردی به عنوان علت [[انقطاع]] وحی ذکر شده است که با [[شأن]] پیامبر{{صل}}، وحی و [[نزول قرآن]] سازگاری ندارد<ref>ر. ک: أسباب النزول، ابو الحسن علی بن احمد واحدی، تحقیق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۱۱ ﻫ، ص۳۰۲؛ الدّر المنثور فی التفسیر المأثور، جلال الدین سیوطی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۶، ص۳۷۰؛ جامع البیان، محمد بن جریر طبری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ ﻫ، ج ۱۲، ص۶۲۴.</ref>.
# پیش از [[نزول]] [[سوره ضحی]]: برخی از [[روایات]] حکایت از آن دارد که قبل از نزول سوره ضحی نیز فترت [[وحی]] اتفاق افتاده است. برخی این امر را قبل از نزول [[سوره علق]] و برخی آن را قبل از [[سوره]] تبّت می‌دانند. از این روایات چنین بر می‌آید که [[شاهد]] [[قرآنی]] این فترت، [[آیه]] ۳ سوره ضحی است که می‌فرماید: {{متن قرآن|مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}} <ref> که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است؛ سوره ضحی، آیه: ۳.</ref>. در حالی‌که این آیه و آیات پس از آن حاکی از آن است که [[مشرکان]]، از دست رفتن برخی از نعمت‌های [[دنیوی]] [[پیامبر]]{{صل}} مانند [[مرگ]] [[فرزندان]] و [[تهی‌دست]] شدن آن [[حضرت]] را بر اثر [[بخشش]] اموالی که از همسرش [[خدیجه]] نزد خود داشت، نشانه وانهادگی و [[خشم]] [[پروردگار]] می‌دانستند، که این آیات، این [[تصور]] [[باطل]] را رد کرده و نعمت‌های [[اخروی]] را از نعمت‌های دنیوی [[برتر]] شمرده و ضمن برشمردن برخی نعمت‌هایی که [[خدا]] در [[دنیا]] به آن حضرت داده است، به او اعطای نعمتی [[رضایت‌بخش]] را [[وعده]] می‌دهد. بنا بر این این سوره، نظیر بسیاری از سوره‌های دیگر به منظور [[آرامش‌بخشی]] به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[پاسخ به شبهات]] مشرکان نازل شده است<ref>درآمدی بر تاریخ‌گذاری قرآن، جعفر نکونام، تهران، هستی‌نما، ۱۳۸۰ ش، ص۲۴۸ ـ ۲۴۷.</ref>. گذشته از این، مواردی به عنوان علت [[انقطاع]] وحی ذکر شده است که با [[شأن]] پیامبر{{صل}}، وحی و [[نزول قرآن]] سازگاری ندارد<ref>ر. ک: أسباب النزول، ابو الحسن علی بن احمد واحدی، تحقیق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۱۱ ﻫ، ص۳۰۲؛ الدّر المنثور فی التفسیر المأثور، جلال الدین سیوطی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۶، ص۳۷۰؛ جامع البیان، محمد بن جریر طبری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ ﻫ، ج ۱۲، ص۶۲۴.</ref>.
#پیش از [[نزول]] [[سوره کهف]]:در [[سبب نزول]] [[سوره]] [[مبارک]] کهف آمده است که:وقتی [[قریش]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمده و از [[قصه]] [[اصحاب کهف]] و داستان ذو ‌القرنین سؤال نمودند، [[پیامبر]] فرمود تا [[مشرکان]] فردا برای جواب حاضر شوند. فردای آن [[روز]] [[جبرئیل]] نیامد و ایامی به تأخیر افتاد، سپس جبرئیل آمد و این [[آیات]] را نازل کرد. [[ابن مردویه]] در [[تفسیر]] خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] می‌کند که پس از سؤال، چهل شب گذشت و سپس [[وحی]] نازل شد<ref>نمونۀ بیّنات در شأن نزول آیات، محمد باقر محقّق، تهران، اسلامی، ۱۳۵۹ ش، چاپ دوم، ص۵۱۸.</ref>.
#پیش از [[نزول]] [[سوره کهف]]:در [[سبب نزول]] [[سوره]] [[مبارک]] کهف آمده است که:وقتی [[قریش]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمده و از [[قصه]] [[اصحاب کهف]] و داستان ذو ‌القرنین سؤال نمودند، [[پیامبر]] فرمود تا [[مشرکان]] فردا برای جواب حاضر شوند. فردای آن [[روز]] [[جبرئیل]] نیامد و ایامی به تأخیر افتاد، سپس جبرئیل آمد و این [[آیات]] را نازل کرد. [[ابن مردویه]] در [[تفسیر]] خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] می‌کند که پس از سؤال، چهل شب گذشت و سپس [[وحی]] نازل شد<ref>نمونۀ بیّنات در شأن نزول آیات، محمد باقر محقّق، تهران، اسلامی، ۱۳۵۹ ش، چاپ دوم، ص۵۱۸.</ref>.


این سبب نزول با آنچه که در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف آمده است، سازگار است. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن| وَلا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدًا إِلاَّ أَن یَشَاء اللَّهُ وَاذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَی أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا}} <ref> و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود».مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی نزدیک‌تر از این رهنمایی کند؛ سوره کهف، آیه: ۲۳ - ۲۴.</ref>
این سبب نزول با آنچه که در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف آمده است، سازگار است. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا}}<ref>و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود».مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی نزدیک‌تر از این رهنمایی کند؛ سوره کهف، آیه: ۲۳ - ۲۴.</ref>


بنا بر این گرچه در این مورد هم به طور [[قطعی]] نمی‌توان گفت که [[فترت]] وحی رخ داده است، اما امکان آن نیز منتفی نیست. در بین [[سوره مریم]]: برخی از [[روایات]] [[اسباب نزول]] حکایت از آن دارد که در فاصله بین آیات سوره مریم نیز [[فترت وحی]] رخ داده است. برخی از روایات همان داستانی را بیان می‌کنند که در باره سوره کهف گفته شد.۱ در برخی دیگر نیز آمده است که چندی جبرئیل نزد پیامبر{{صل}} نیامده بود، سپس وقتی که آمد، رسول خدا به او گفت: "چه چیزی تو را مانع گردید که نزد ما بیایی؟ [[جبرئیل]] گفت: چگونه نزد قومی بیایم که ناخن خود را نمی‌چینند و [[مسواک]] نمی‌کنند؟ و این [[آیه]] را قرائت کرد: {{متن قرآن| وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ مَا بَیْنَ أَیْدِینَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَیْنَ ذَلِکَ وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیًّا}} <ref> و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref><ref>أسباب النزول، ابو الحسن علی بن احمد واحدی، تحقیق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۱۱ ﻫ، ص۲۰۳.</ref>
بنا بر این گرچه در این مورد هم به طور [[قطعی]] نمی‌توان گفت که [[فترت]] وحی رخ داده است، اما امکان آن نیز منتفی نیست. در بین [[سوره مریم]]: برخی از [[روایات]] [[اسباب نزول]] حکایت از آن دارد که در فاصله بین آیات سوره مریم نیز [[فترت وحی]] رخ داده است. برخی از روایات همان داستانی را بیان می‌کنند که در باره سوره کهف گفته شد.۱ در برخی دیگر نیز آمده است که چندی جبرئیل نزد پیامبر{{صل}} نیامده بود، سپس وقتی که آمد، رسول خدا به او گفت: "چه چیزی تو را مانع گردید که نزد ما بیایی؟ [[جبرئیل]] گفت: چگونه نزد قومی بیایم که ناخن خود را نمی‌چینند و [[مسواک]] نمی‌کنند؟ و این [[آیه]] را قرائت کرد: {{متن قرآن|وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا}} <ref>و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref><ref>أسباب النزول، ابو الحسن علی بن احمد واحدی، تحقیق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۱۱ ﻫ، ص۲۰۳.</ref>


مواردی که به عنوان علت [[فترت]] [[وحی]] در [[روایت]] فوق و امثال آن بیان شده است، برای توقف امری مثل وحی نامعقول است. اگر قرار باشد که به خاطر عمل نکردن عده‌ای به چنین دستوراتی وحی قطع شود، به طور اساسی نباید وحی هیچ وقت نازل می‌شد؛ زیرا همیشه به طور عادی در میان [[امّت]] کسانی بودند که به برخی [[دستورات]] [[دینی]] عمل نمی‌کردند. به نظر می‌رسد با توجه به مضمون آیه {{متن قرآن| وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ مَا بَیْنَ أَیْدِینَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَیْنَ ذَلِکَ وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیًّا}} <ref> و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref> چنین داستان‌هایی بر این آیه تطبیق شده است.
مواردی که به عنوان علت [[فترت]] [[وحی]] در [[روایت]] فوق و امثال آن بیان شده است، برای توقف امری مثل وحی نامعقول است. اگر قرار باشد که به خاطر عمل نکردن عده‌ای به چنین دستوراتی وحی قطع شود، به طور اساسی نباید وحی هیچ وقت نازل می‌شد؛ زیرا همیشه به طور عادی در میان [[امّت]] کسانی بودند که به برخی [[دستورات]] [[دینی]] عمل نمی‌کردند. به نظر می‌رسد با توجه به مضمون آیه {{متن قرآن|وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا}}<ref>و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref> چنین داستان‌هایی بر این آیه تطبیق شده است.


نتیجه آنکه، هیچ آیه‌ای از [[قرآن]] در وقوع فترت در وحی به معنای اصطلاحی [[صراحت]] ندارد و [[روایات]] نیز وضعیت [[پریشانی]] دارند. تنها در باره [[سوره کهف]] مضمون آیه با امکان فترت وحی سازگار است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۰۲-۱۰۱.</ref>.
نتیجه آنکه، هیچ آیه‌ای از [[قرآن]] در وقوع فترت در وحی به معنای اصطلاحی [[صراحت]] ندارد و [[روایات]] نیز وضعیت [[پریشانی]] دارند. تنها در باره [[سوره کهف]] مضمون آیه با امکان فترت وحی سازگار است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۰۲-۱۰۱.</ref>.
۱۳۰٬۲۷۱

ویرایش