حکمت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۵۹۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مارس ۲۰۲۲
خط ۳۰۱: خط ۳۰۱:


و در [[فرهنگ]] عمید گفته: [[حکم]] (به ضمّ حاء و [[سکون]] کاف)؛ یعنی [[قضا]]، [[فرمان]]، [[أمر]]، جمع آن، [[احکام]]، و حکم (به [[فتح]] حاء و کاف)؛ یعنی داور، کسی که برای [[قطع]] و فصل مرافعه دو یا چند نفر [[انتخاب]] شود، و حکم (به کسر حاء و فتح کاف)، جمع حکمت، و [[حکما]](به ضمّ حاء و فتح کاف)، جمع [[حکیم]] است، و حکمت (به کسر حاء)؛ یعنی [[عادل]]، [[علم]]، [[دانش]]، [[بردباری]]، [[فلسفه]]، کلامِ موافقِ [[حق]]، [[راستی و درستی]] امری، جمع آن، حِکَم، و [[حکومت]] (به ضمّ حاء و کاف و فتح میم)؛ یعنی حکم‌دادن، [[فرمانروایی]]، [[داوری]]، و حکیم (به فتح حاء و کسر کاف)؛ یعنی [[دانا]]، [[دانشمندان]] صاحب حکمت، و جمع آن، حکما است<ref>فرهنگ عمید، ص۵۰۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۳۱.</ref>
و در [[فرهنگ]] عمید گفته: [[حکم]] (به ضمّ حاء و [[سکون]] کاف)؛ یعنی [[قضا]]، [[فرمان]]، [[أمر]]، جمع آن، [[احکام]]، و حکم (به [[فتح]] حاء و کاف)؛ یعنی داور، کسی که برای [[قطع]] و فصل مرافعه دو یا چند نفر [[انتخاب]] شود، و حکم (به کسر حاء و فتح کاف)، جمع حکمت، و [[حکما]](به ضمّ حاء و فتح کاف)، جمع [[حکیم]] است، و حکمت (به کسر حاء)؛ یعنی [[عادل]]، [[علم]]، [[دانش]]، [[بردباری]]، [[فلسفه]]، کلامِ موافقِ [[حق]]، [[راستی و درستی]] امری، جمع آن، حِکَم، و [[حکومت]] (به ضمّ حاء و کاف و فتح میم)؛ یعنی حکم‌دادن، [[فرمانروایی]]، [[داوری]]، و حکیم (به فتح حاء و کسر کاف)؛ یعنی [[دانا]]، [[دانشمندان]] صاحب حکمت، و جمع آن، حکما است<ref>فرهنگ عمید، ص۵۰۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۳۱.</ref>
==کاربردهای [[حکمت]] در [[قرآن]]==
در [[قرآن کریم]]، مجموعة بیست بار از واژه حکمت استفاده شده است. در [[آیات]] متعددی، [[خداوند متعال]] از دادن حکمت به [[پیامبران]] خود سخن گفته است<ref>ر.ک: بقره، ۲۵۹؛ آل عمران، ۴۵ و ۱۸۱ نساء، ۵۴؛ مائده، ۱۱۰.</ref>. در بسیاری از آیات نیز [[آموزش]] حکمت به [[مردم]]، یکی از [[وظایف]] پیامبران معرفی شده است<ref>ر.ک: بقره، ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، ۱۶۴؛ جمعه، ۲.</ref>. در آیاتی به [[مسلمانان]]<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و حکمت برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان می‌دهد؛ و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>، همچنین به [[همسران پیامبر]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا}} «و از آیات خداوند و حکمت آنچه را که در خانه‌های شما خوانده می‌شود یاد کنید، بی‌گمان خداوند نازک‌بین آگاهی است» سوره احزاب، آیه ۳۴.</ref> دستور داده شده است حکمت‌هایی را که به آنان گفته شده، یاد کنند. مراد از حکمت در این موارد، سخنان حکمت آمیز [[رسول اکرم]]{{صل}} است<ref>ر.ک: فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸ ص۵۶۰؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۹۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۵، ص۱۶۸؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۲، ص۸.</ref>. در آیاتی دیگر، برخی [[تعالیم]] [[الهی]] آمده است؛ مانند [[عبادت]] نکردن غیر [[خداوند]]؛ [[احسان به پدر و مادر]] و [[تواضع]] در برابر آنان؛ [[کمک به خویشاوندان]] و [[فقرا]] و [[در راه ماندگان]]؛ دوری از [[زیاده روی]]، حتی در [[بخشش]]؛ [[نهی]] از کشتن [[فرزندان]] از [[ترس]] [[فقر]]؛ دوری از [[زنا]]؛ [[پرهیز]] از کشتن فردی بدون مجوز [[شرعی]]؛ پرهیز از دست درازی به [[اموال]] [[یتیمان]]؛ رعایت [[انصاف]] و [[امانت]] در [[تجارت]]؛ پرهیز از [[سخن گفتن]] بدون [[علم]] و پرهیز از [[تکبر]]<ref>ر.ک: اسراء، ۲۳-۳۹.</ref>. خداوند در پایان این [[دستورها]]، به [[پیامبر اعظم]]{{صل}} می‌فرماید: «این (آموزه‌ها)، از حکمت‌هایی است که پروردگارت به تو [[وحی]] کرده»<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ}} «این (بخشی) از آن حکمت است که پروردگارت به تو وحی کرده است و با خداوند خدایی دیگر مگمار که نکوهیده و رانده در دوزخ افتی» سوره اسراء، آیه ۳۹.</ref>.
بنا بر برخی [[تفاسیر]]، دلیل [[حکمت]] شمرده شدن این امور، آن است که [[عقل]] نیز می‌تواند [[فلسفه]] این گونه [[احکام]] را دریابد<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۲۵؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۳۴۴.</ref>. البته این احتمال نیز وجود دارد که حکمت [[ضرورت]] نتیجه [[تعقل]] نباشد؛ بلکه به هر [[دانش]] [[مطابق با واقع]] و [[هدایت‌گری]]، حکمت گفته می‌شود که در مواردی، قابل [[استنباط]] [[عقلی]] نیز هست. شاید روایاتی که مسائلی مانند [[اطاعت خداوند]] و [[شناخت امام]]<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۳-۴۵۲؛ سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن ج۱، ص۵۴۸.</ref>، و [[معرفت]] و [[تفقه در دین]]<ref>محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج۱، ص۱۵۱: {{متن روایت|إِنَّ الْحِكْمَةَ الْمَعْرِفَةُ وَ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ فَمَنْ فَقُهَ مِنْكُمْ فَهُوَ حَكِيمٌ‌}}؛ همچنین ر.ک: محمد قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۲، ص۴۴۴.</ref>، [[قرآن]]<ref>ر.ک: علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۰.</ref> و...؛<ref>ر.ک: سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۴۸: عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۲۸۷؛ محمد قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۲، ص۴۴۴.</ref> را از مصادیق [[حکمت]] معرفی کرده‌اند، مؤید این برداشت باشند. به هر حال، [[ارتباط]] فی الجمله حکمت و [[عقل]] انکارناشدنی است.
[[خداوند]] در صریح‌ترین [[آیه]] درباره حکمت، می‌فرماید: {{متن قرآن|يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند؛ و جز خردمندان در یاد نمی‌گیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>. در آیه‌ای دیگر، خداوند از اعطای حکمت به [[حضرت]] [[لقمان]] خبر داده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی داده‌ایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref>. بنابر قول مشهور میان [[مفسران]] نخستین، لقمان، [[پیامبر]] نبوده است<ref>اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۶، ص۲۹۸: {{عربی|اختلف السلف فی لقمان}}، {{عربی|هل کان نبیا أو عبد صالح من غیر نبوة علی قولین؛ الأکثرون علی الثانی}}؛ همچنین ر.ک: نصر بن محمدبن احمد سمرقندی، بحر العلوم ج۳، ص۲۳؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۱، ص۴۳؛ عبدالرحمن بن محمدبن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۰۹۷ و ج۱۳، ص۸۳۳؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنشور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۱۶۱.</ref>. روایتی از [[رسول خدا]]{{صل}} نیز نقل شده که او را از غیر [[پیامبران]] شمرده است<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۴۹۴: {{عربی|حَقّاً أَقُولُ لَمْ يَكُنْ لُقْمَانُ نَبِيّاً}}؛ همچنین ر.ک: عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۱۹۶: محمد قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۱۰، ص۲۳۹.</ref>. در کاربردهای لغوی، شاهدی که نشان دهد [[قرآن کریم]] معنایی غیر از معنای لغوی حکمت را [[اراده]] کرده، نیامده است. تفسیرهای مفسران نخستین نیز این برداشت را [[تأیید]] می‌کند. از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نقل شده است که با عقل، اعماق حکمت، و با حکمت، اعماق عقل استخراج می‌شود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵: {{متن روایت|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ كَانَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ{{ع}} يَقُولُ بِالْعَقْلِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْحِكْمَةِ وَ بِالْحِكْمَةِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْعَقْلِ}}؛</ref>. این [[حدیث شریف]]، توضیحی درباره رابطه [[عقل]] و [[حکمت]] است. با کمک عقل، گوهرهای حکمت استخراج شده، [[سیر]] و [[تدبر]] در [[علوم]] حکیمانه نیز موجب [[رشد]] [[قوه]] عقل می‌شود.
[[ابن عباس]] در روایتی، حکمت [[لقمان]] را به عقل و [[فهم]] و تیز هوشی غیر پیامبرانه [[تفسیر]] کرده است<ref>ر.ک: جلال الدین سیوطی، الدرالمنشور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۱۶۱.</ref>. وی در [[نقلی]] دیگر، حکمت را به [[علم به قرآن]]، شامل [[علم]] به [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]]، مقدم و مؤخر، [[حلال و حرام]] و مانند آن<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۶۰؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۵۳۱.</ref>، و در نقلی دیگر، به [[نبوت]] تفسیر کرده است<ref>ر.ک: نصر بن محمد بن احمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۱، ص۱۷۹.</ref>. [[ابی الدردا]]، [[صحابی رسول خدا]]{{صل}} نیز در تفسیر حکمت، آن را [[قرائت قرآن]] و [[تفکر]] در آن دانسته است<ref>ر.ک: عبدالرحمن بن محمدبن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۵۳۳.</ref>. در بسیاری از [[تفاسیر]] نخستین، حکمت به فهم [[دین]]، عقل، علم و عمل به آن و رسیدن به [[حق]] در [[کارها]] تفسیر شده است<ref>ر.ک: عبدالرحمن بن محمدبن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۰۹۷؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۱، ص۴۳؛ نصر بن محمدبن احمد سمر قندی، بحر العلوم، ج۳، ص۲۳؛ احمد ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۱۲؛ حسین بن مسعود بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۸۷؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۳، ص۴۳۰؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنشور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۱۶۱.</ref>. با توجه با این تفاسیر و معنای لغوی حکمت، می‌توان گفت که [[مسلمانان]] نخستین نیز فی الجمله از [[ارتباط]] بین عقل و حکمت [[آگاه]] بودند. البته باید توجه داشت که حتی اگر حکمت را ثمره [[تعقل]] بدانیم، تمام مقدمات آن [[ضرورت عقلی]] نیست؛ چنان که در توضیح [[علوم عقلی]] اشاره شد. [[عقل]] ممکن است از راه تجربه با آموزه‌های [[وحیانی]] با مطالب بسیاری آشنا شود که می‌تواند درباره آنها [[تأمل]] کند. در این صورت، اگر عقل به دانشی [[مطابق با واقع]]، اثر گذار و [[هدایتگر]] برسد، آن [[دانش]] [[حکمت]] نامیده می‌شود. بنابر این حکمت با [[فلسفه]] با [[تفکرات]] صرف [[عقلی]] برابر نیست. در حکمت، بر خلاف این [[علوم]]، ممکن است داده‌های نخستین نتیجه [[مشاهده]] طبیعی، شنیدن، خواندن، [[الهام]] و... باشد؛ اما همین داده‌ها با [[تدبر]] و تأمل عقلی، به معارفی حکیمانه می‌انجامند. نگاهی به [[آیات]] یاد شده که برخی از [[تعالیم]] [[الهی]] و [[اخلاقی]] را از مصادیق حکمت بر می‌شمرند، مؤید همین برداشت‌اند که آموزه‌هایی مانند [[عبادت]] نکردن غیر [[خداوند]]، [[احسان به پدر و مادر]] و [[تواضع]] در برابر آنان، و [[کمک به خویشاوندان]] و [[فقرا]] و [[در راه ماندگان]]، اگرچه دستورهایی الهی و دینی‌اند، عقل [[درستی]] و [[مصلحت]] آنها را فی الجمله [[درک]] می‌کند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۰۱.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش