وظیفه تفسیر قرآن (وظایف نایب امام): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۲: خط ۱۲:
در این هنگام آن مرد نقاب از چهره برداشت و به طور مستقیم بر جای خود نشست و گفت: این همان جوابی است که می‌خواستم و برای همان به نزد شما آمدم. اکنون به من بگویید آن [[علم]] را [[اوصیاء]] چگونه می‌دانند؟
در این هنگام آن مرد نقاب از چهره برداشت و به طور مستقیم بر جای خود نشست و گفت: این همان جوابی است که می‌خواستم و برای همان به نزد شما آمدم. اکنون به من بگویید آن [[علم]] را [[اوصیاء]] چگونه می‌دانند؟


[[امام]]{{ع}} فرمود: همان‌طور که رسولش{{صل}} می‌داند؛ با این تفاوت که [[رسولان الهی]]{{عم}} [[فرشته وحی]] را می‌بینند و صدای او را می‌شنوند؛ ولی اوصیاء نمی‌بینند، ولی می‌شنوند و [[محدَّث]] هستند. اکنون می‌خواهم سؤال [[سختی]] را از شما بپرسم. به من بگویید این علم چه خصوصیّتی دارد که برای دیگران ظاهر نمی‌شود ولی برای رسولش{{صل}} آشکار می‌گردد؟ پدرم خندید و فرمود: [[خداوند]] چنین [[علمی]] را تنها در [[قلوب]] کسانی قرار می‌دهد که از عهده [[امتحان الهی]] به خوبی برآمده باشند؛ چنان‌که [[رسول خدا]]{{صل}} از عهده آنها برآمد و با وجود اذیّت‌ها و مسخره‌کردن‌های [[قوم]] خود، [[صبر]] کرد و [[احکام الهی]] را در وقت آن [[اعلان]] نمود و کمترین تردیدی در [[دعوت الهی]] به خود راه نداد... .
[[امام]]{{ع}} فرمود: همان‌طور که رسولش{{صل}} می‌داند؛ با این تفاوت که [[رسولان الهی]]{{عم}} [[فرشته وحی]] را می‌بینند و صدای او را می‌شنوند؛ ولی اوصیاء نمی‌بینند، ولی می‌شنوند و [[محدَّث]] هستند. اکنون می‌خواهم سؤال [[سختی]] را از شما بپرسم. به من بگویید این علم چه خصوصیّتی دارد که برای دیگران ظاهر نمی‌شود ولی برای رسولش{{صل}} آشکار می‌گردد؟ پدرم خندید و فرمود: [[خداوند]] چنین [[علمی]] را تنها در [[قلوب]] کسانی قرار می‌دهد که از عهده [[امتحان الهی]] به خوبی برآمده باشند؛ چنان‌که [[رسول خدا]]{{صل}} از عهده آنها برآمد و با وجود اذیّت‌ها و مسخره‌کردن‌های [[قوم]] خود، [[صبر]] کرد و [[احکام الهی]] را در وقت آن [[اعلان]] نمود و کمترین تردیدی در [[دعوت الهی]] به خود راه نداد... .


در این هنگام بود که آن مرد خود را معرفی کرد و گفت: من [[الیاس]] [[نبی]]{{ع}} هستم و همه آنچه فرمودی را می‌دانستم؛ ولی برای [[اطمینان]] اصحابتان آن را سؤال کردم. اکنون مطلبی را به طور [[جدال]] احسن با شما درباره [[امامت]] مطرح می‌کنم تا اگراصحابتان با [[مخالفین]] مطرح کنند، همه آنها را ساکت و مبهوت خواهند کرد، به آنها بگویید: آیا برای رسول خدا{{صل}} راهی جز از [[طریق وحی]] در [[فهم]] [[علوم]] [[الهی]] وجود داشت (علومی که [[مردم]] بنا بر [[برهان لطف]]، در طریق [[هدایت]] محتاج آن هستند و اگر آن علوم به آنها نمی‌رسید، هرگز طریق هدایت را نمی‌یافتند)؟
در این هنگام بود که آن مرد خود را معرفی کرد و گفت: من [[الیاس]] [[نبی]]{{ع}} هستم و همه آنچه فرمودی را می‌دانستم؛ ولی برای [[اطمینان]] اصحابتان آن را سؤال کردم. اکنون مطلبی را به طور [[جدال]] احسن با شما درباره [[امامت]] مطرح می‌کنم تا اگراصحابتان با [[مخالفین]] مطرح کنند، همه آنها را ساکت و مبهوت خواهند کرد، به آنها بگویید: آیا برای رسول خدا{{صل}} راهی جز از [[طریق وحی]] در [[فهم]] [[علوم]] [[الهی]] وجود داشت (علومی که [[مردم]] بنا بر [[برهان لطف]]، در طریق [[هدایت]] محتاج آن هستند و اگر آن علوم به آنها نمی‌رسید، هرگز طریق هدایت را نمی‌یافتند)؟
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش