جز
جایگزینی متن - '*[' به '* ['
جز (جایگزینی متن - '*[' به '* [') |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[آیه]] دربردارنده چند نکته است: | * [[آیه]] دربردارنده چند نکته است: | ||
#بر اساس این [[آیه امامت]] آخرین مرحله [[سیر]] تکاملی [[ابراهیم]] بوده است؛ زیرا او پس از [[نبوت]] به [[امامت]] رسیده است. [[مقام]] مزبور که بعد از مراحل سخت و آزمایشهای گوناگون دوران [[نبوت]] به [[ابراهیم]] اعطا گردید، بالاتر از [[مقام نبوت]] است. البته [[امامت]] به معنای [[رهبری]] [[باطنی]] و [[هدایت]] [[معنوی]] که [[هدایت]] در آن از نوع "[[ایصال الی المطلوب]]" است از [[نبوّت]] به معنای [[هدایت]] از نوع "[[ارائه طریق]]"، مهمتر و [[برتر]] است<ref>ر.ک: المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳.</ref>. این [[مقام]]، [[امامت]] و [[رهبری]] همه جانبه مادی و [[معنوی]] ظاهری و [[باطنی]] است. [[امام]] با [[نیروی معنوی]] خود افراد [[شایسته]] را در مسیر تعالی و [[تکامل معنوی]]، [[رهبری]] میکند و با [[قدرت]] [[علمی]] خویش افراد [[نادان]] را [[تعلیم]] میدهد و با نیروی حکومتش اصول [[عدالت]] را [[اجرا]] میکند، و [[مردم]] را به راه [[حق]] و [[حقیقت]] [[هدایت]] میکند. با این بیان، [[امام]] دارای کمال [[روحی]] و تعالی [[اخلاقی]] فزاینده است که به عنوان یک "[[انسان کامل]]" مطرح است، و لذا میتواند پیشوای دیگران باشد. | #بر اساس این [[آیه امامت]] آخرین مرحله [[سیر]] تکاملی [[ابراهیم]] بوده است؛ زیرا او پس از [[نبوت]] به [[امامت]] رسیده است. [[مقام]] مزبور که بعد از مراحل سخت و آزمایشهای گوناگون دوران [[نبوت]] به [[ابراهیم]] اعطا گردید، بالاتر از [[مقام نبوت]] است. البته [[امامت]] به معنای [[رهبری]] [[باطنی]] و [[هدایت]] [[معنوی]] که [[هدایت]] در آن از نوع "[[ایصال الی المطلوب]]" است از [[نبوّت]] به معنای [[هدایت]] از نوع "[[ارائه طریق]]"، مهمتر و [[برتر]] است<ref>ر.ک: المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳.</ref>. این [[مقام]]، [[امامت]] و [[رهبری]] همه جانبه مادی و [[معنوی]] ظاهری و [[باطنی]] است. [[امام]] با [[نیروی معنوی]] خود افراد [[شایسته]] را در مسیر تعالی و [[تکامل معنوی]]، [[رهبری]] میکند و با [[قدرت]] [[علمی]] خویش افراد [[نادان]] را [[تعلیم]] میدهد و با نیروی حکومتش اصول [[عدالت]] را [[اجرا]] میکند، و [[مردم]] را به راه [[حق]] و [[حقیقت]] [[هدایت]] میکند. با این بیان، [[امام]] دارای کمال [[روحی]] و تعالی [[اخلاقی]] فزاینده است که به عنوان یک "[[انسان کامل]]" مطرح است، و لذا میتواند پیشوای دیگران باشد. | ||
#درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} از [[خداوند]] مبنی بر [[استمرار امامت]] در فرزندانش به صورت کلی پذیرفته نشد؛ زیرا [[خداوند]] در پاسخ او با این جمله که [[عهد]] و [[پیمان]] من ([[امامت]]) به [[ستمکاران]] نمیرسد، فهماند که این [[مقام]] زیبنده هر کس نیست، بلکه [[آمادگی]] قبلی و [[توانایی]] فوقالعادهای را میطلبد، و گذر از گردنههای سخت را اقتضا میکند تا [[شایستگی]] [[امامت]] بروز کند. | #درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} از [[خداوند]] مبنی بر [[استمرار امامت]] در فرزندانش به صورت کلی پذیرفته نشد؛ زیرا [[خداوند]] در پاسخ او با این جمله که [[عهد]] و [[پیمان]] من ([[امامت]]) به [[ستمکاران]] نمیرسد، فهماند که این [[مقام]] زیبنده هر کس نیست، بلکه [[آمادگی]] قبلی و [[توانایی]] فوقالعادهای را میطلبد، و گذر از گردنههای سخت را اقتضا میکند تا [[شایستگی]] [[امامت]] بروز کند. | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
==[[امام]] به چه معناست و چه جایگاهی را برای [[حضرت ابراهیم]] [[اثبات]] میکند؟== | ==[[امام]] به چه معناست و چه جایگاهی را برای [[حضرت ابراهیم]] [[اثبات]] میکند؟== | ||
*[[امام]] در لغت معنای کسی است که از او [[پیروی]] میشود و یا طریق و راه است<ref>مجمع البحرین، ج۶، ص۱۰.</ref>. هر کس یا چیزی که در [[کارها]] به او [[اقتدا]] شود<ref>معجم مقائیس اللغة، ص۴۸، {{عربی|الامام کل من اقتدی به و قدم فی الأمور}}، لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷ {{عربی|الامام کل من ائتمَّ به قوم}}.</ref>. [[رهبری عمومی]] (ریاسةالعامه) و [[رهبری]] [[مسلمانان]] (رئاسةالمسلمین) نیز، دو معنایی است که برخی لغتشناسان گفتهاند <ref>اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ فؤائدالمعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷.</ref>. | * [[امام]] در لغت معنای کسی است که از او [[پیروی]] میشود و یا طریق و راه است<ref>مجمع البحرین، ج۶، ص۱۰.</ref>. هر کس یا چیزی که در [[کارها]] به او [[اقتدا]] شود<ref>معجم مقائیس اللغة، ص۴۸، {{عربی|الامام کل من اقتدی به و قدم فی الأمور}}، لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷ {{عربی|الامام کل من ائتمَّ به قوم}}.</ref>. [[رهبری عمومی]] (ریاسةالعامه) و [[رهبری]] [[مسلمانان]] (رئاسةالمسلمین) نیز، دو معنایی است که برخی لغتشناسان گفتهاند <ref>اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ فؤائدالمعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷.</ref>. | ||
*[[راغب اصفهانی]]، [[امام]] را به معنای [[انسانی]] که به او در قول یا فعل [[اقتدا]] میشود، آورده است؛ خواه این [[اقتدا]] بر [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]. او جمع [[امام]] را "[[ائمه]]" دانسته است. از نگاه او، لغت [[امامت در قرآن]] بار ارزشی خاصی ندارد؛ زیرا هم بر [[ائمه]] [[ایمان]] و هم بر [[ائمه کفر]] اطلاق شده است. | * [[راغب اصفهانی]]، [[امام]] را به معنای [[انسانی]] که به او در قول یا فعل [[اقتدا]] میشود، آورده است؛ خواه این [[اقتدا]] بر [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]. او جمع [[امام]] را "[[ائمه]]" دانسته است. از نگاه او، لغت [[امامت در قرآن]] بار ارزشی خاصی ندارد؛ زیرا هم بر [[ائمه]] [[ایمان]] و هم بر [[ائمه کفر]] اطلاق شده است. | ||
*{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>. | *{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>. | ||
*{{متن قرآن|وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ}}<ref>«و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>. | *{{متن قرآن|وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ}}<ref>«و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>. | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
*برخی دیگر، براین باورند که مقصود از [[امامت]]، [[سرپرستی]] و [[حق اطاعت]] است، که [[خدا]] به [[ابراهیم]]{{ع}} پس از [[نبوت]] و [[رسالت]] داده<ref>سبحانی، جعفر (۱۴۲۵ق)، منشور جاوید، ج۵، ص۲۵۳.</ref>. بعضی [[مقام امامت]] در [[آیه]] را [[الگو]] و [[اسوه]] بودن همه جانبه و تمام عیار [[ابراهیم]]{{ع}} دانستهاند<ref>منشور جاوید، ج۵، ص۲۳۴ -۲۳۷.</ref> و همچنین [[علامه طباطبائی]]، [[امامت]] را دستیابی به [[مقام]] [[هدایت باطنی]] [[تفسیر]] نمودهاند<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳؛ تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۳۸.</ref>. | *برخی دیگر، براین باورند که مقصود از [[امامت]]، [[سرپرستی]] و [[حق اطاعت]] است، که [[خدا]] به [[ابراهیم]]{{ع}} پس از [[نبوت]] و [[رسالت]] داده<ref>سبحانی، جعفر (۱۴۲۵ق)، منشور جاوید، ج۵، ص۲۵۳.</ref>. بعضی [[مقام امامت]] در [[آیه]] را [[الگو]] و [[اسوه]] بودن همه جانبه و تمام عیار [[ابراهیم]]{{ع}} دانستهاند<ref>منشور جاوید، ج۵، ص۲۳۴ -۲۳۷.</ref> و همچنین [[علامه طباطبائی]]، [[امامت]] را دستیابی به [[مقام]] [[هدایت باطنی]] [[تفسیر]] نمودهاند<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳؛ تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۳۸.</ref>. | ||
*در میان دیدگاههای یاد شده، نگاه مرحوم [[علامه طباطبایی]] از قوت بیشتری برخوردار بوده و مؤید به ادلّه بیشتری است. | *در میان دیدگاههای یاد شده، نگاه مرحوم [[علامه طباطبایی]] از قوت بیشتری برخوردار بوده و مؤید به ادلّه بیشتری است. | ||
*[[هدایت باطنی]] از سنخ [[راهنمایی]] و [[ارائه طریق]] نبوده، از مقوله ایصال به مطلوب و رساندن به مقصود است. چنین [[هدایتگری]] در گرو برخورداری از [[کمال وجودی]] و [[مقام معنوی]] ویژهای است که پس از مجاهدتهای بسیار به دست میآید. | * [[هدایت باطنی]] از سنخ [[راهنمایی]] و [[ارائه طریق]] نبوده، از مقوله ایصال به مطلوب و رساندن به مقصود است. چنین [[هدایتگری]] در گرو برخورداری از [[کمال وجودی]] و [[مقام معنوی]] ویژهای است که پس از مجاهدتهای بسیار به دست میآید. | ||
*[[امام]]، با امری ملکوتی که در [[اختیار]] دارد، [[هدایت]] میکند، پس [[امامت]] از نگاه [[باطن]]، [[باطن]]، [[ولایتی]] است که [[امام]] در [[اعمال]] [[مردم]] دارد و هدایتش چون [[هدایت]] [[انبیا]] و [[رسولان]] رسولان و [[مؤمنان]]، فقط [[راهنمایی]] از راه [[نصیحت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] و آدرس دادن نیست، نیست، بلکه [[هدایت]] [[امام]]، [[دست]] [[خلق]] گرفتن و به راه [[حق]] رساندن است<ref>ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۶۷ ب به بعد.</ref>. | * [[امام]]، با امری ملکوتی که در [[اختیار]] دارد، [[هدایت]] میکند، پس [[امامت]] از نگاه [[باطن]]، [[باطن]]، [[ولایتی]] است که [[امام]] در [[اعمال]] [[مردم]] دارد و هدایتش چون [[هدایت]] [[انبیا]] و [[رسولان]] رسولان و [[مؤمنان]]، فقط [[راهنمایی]] از راه [[نصیحت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] و آدرس دادن نیست، نیست، بلکه [[هدایت]] [[امام]]، [[دست]] [[خلق]] گرفتن و به راه [[حق]] رساندن است<ref>ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۶۷ ب به بعد.</ref>. | ||
*[[شهید مطهری]] مینویسد: دقیقترین کلمهای که بر کلمه "[[امامت]]" منطبق میشود، کلمه "[[رهبری]]" است. فرق [[نبوّت]] و [[امامت]] در این است که [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] و [[امامت]]، [[رهبری]] است. [[نبوّت]]، [[ابلاغ]]، [[اخبار]]، اطّلاع دادن، [[اتمام حجّت]] و [[راهنمایی]] است. [[راهنما]] چه میکند؟ راه را نشان میدهد. وظیفهاش بیش از این نیست که راه را نشان دهد، ولی [[بشر]] علاوه بر [[راهنمایی]] به [[رهبری]] نیاز دارد؛ یعنی [[نیازمند]] است به افراد یا گروه و دستگاهی که قوا و نیروهای وی را [[بسیج]] کنند، حرکت دهند، سامان و سازمان بخشند. [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] است و یک [[منصب]] است، امّا [[امامت]]، [[رهبری]] است و [[منصب]] دیگری است. [[پیغمبران]] بزرگ، هم [[نبی]] و هم [[امام]] هستند. [[پیغمبران]] کوچک فقط [[نبی]] بودند و [[امام]] نبودند، رهنما بودند، ولی [[رهبر]] نبودند، اما [[پیغمبران]] بزرگ هر دو [[منصب]] و هر دو [[شأن]] را داشتهاند، هم [[شأن]] [[راهنمایی]] و هم [[شأن]] [[رهبری]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] هر کدام رهنما و رهبرند. [[خاتم الانبیاء]] "رهنمای [[رهبر]]" است. [[قرآن مجید]] بر این اصل بسیار تکیه میکند و در [[معارف]] [[شیعه]]، این اصل [[قرآنی]]، جای [[شایسته]] خود را دارد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۳، ص۳۱۸.</ref>. | * [[شهید مطهری]] مینویسد: دقیقترین کلمهای که بر کلمه "[[امامت]]" منطبق میشود، کلمه "[[رهبری]]" است. فرق [[نبوّت]] و [[امامت]] در این است که [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] و [[امامت]]، [[رهبری]] است. [[نبوّت]]، [[ابلاغ]]، [[اخبار]]، اطّلاع دادن، [[اتمام حجّت]] و [[راهنمایی]] است. [[راهنما]] چه میکند؟ راه را نشان میدهد. وظیفهاش بیش از این نیست که راه را نشان دهد، ولی [[بشر]] علاوه بر [[راهنمایی]] به [[رهبری]] نیاز دارد؛ یعنی [[نیازمند]] است به افراد یا گروه و دستگاهی که قوا و نیروهای وی را [[بسیج]] کنند، حرکت دهند، سامان و سازمان بخشند. [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] است و یک [[منصب]] است، امّا [[امامت]]، [[رهبری]] است و [[منصب]] دیگری است. [[پیغمبران]] بزرگ، هم [[نبی]] و هم [[امام]] هستند. [[پیغمبران]] کوچک فقط [[نبی]] بودند و [[امام]] نبودند، رهنما بودند، ولی [[رهبر]] نبودند، اما [[پیغمبران]] بزرگ هر دو [[منصب]] و هر دو [[شأن]] را داشتهاند، هم [[شأن]] [[راهنمایی]] و هم [[شأن]] [[رهبری]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] هر کدام رهنما و رهبرند. [[خاتم الانبیاء]] "رهنمای [[رهبر]]" است. [[قرآن مجید]] بر این اصل بسیار تکیه میکند و در [[معارف]] [[شیعه]]، این اصل [[قرآنی]]، جای [[شایسته]] خود را دارد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۳، ص۳۱۸.</ref>. | ||
*[[علامه]] برای [[اثبات]] این نظریه به دستهای از [[آیات قرآن]] استناد کرده است: | * [[علامه]] برای [[اثبات]] این نظریه به دستهای از [[آیات قرآن]] استناد کرده است: | ||
#آیاتی که پس از اشاره به [[مقام امامت]] [[پیامبران]] از [[هدایتگری]] آنان سخن گفته است: | #آیاتی که پس از اشاره به [[مقام امامت]] [[پیامبران]] از [[هدایتگری]] آنان سخن گفته است: | ||
##{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>. | ##{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>. | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
*تبیین مقدمه نخست: غیر معصوم از [[حدود الهی]] [[تجاوز]] میکند و هر کس که از [[حدود الهی]] [[تجاوز]] کند، [[ظالم]] است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.</ref>. | *تبیین مقدمه نخست: غیر معصوم از [[حدود الهی]] [[تجاوز]] میکند و هر کس که از [[حدود الهی]] [[تجاوز]] کند، [[ظالم]] است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.</ref>. | ||
*مقدمه دوّم نیاز به تبیین ندارد؛ چراکه [[خدای متعال]] فرموده است، [[امامت]] به [[ظالمان]] نمیرسد: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}. | *مقدمه دوّم نیاز به تبیین ندارد؛ چراکه [[خدای متعال]] فرموده است، [[امامت]] به [[ظالمان]] نمیرسد: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}. | ||
*[[شهید]] [[قاضی]] [[نورالله شوشتری]] و [[علامه طباطبایی]] دلالت این [[آیه]] را بر [[عصمت امامان]] چنین تقریر نمودهاند: [[انسانها]] به تقسیم [[عقلی]]، از چهار گونه بیرون نیستند<ref>احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲، ص۳۹۶: {{عربی|إن سؤال الإمامة إما أن کان لبعض ذریته المسلمین العادلین مدة عمرهم أو لذریته الظالمین فی تمام عمرهم أو لذریته المسلمین العادلین فی بعض أیام عمرهم الظالمین فی البعض الآخر، لکن یکون مقصوده إیصال ذلک إلیهم حال الإسلام و عدالتهم أو للأعم من ذلک، فعلی الاول یلزم عدم مطابقة الجواب للسؤال، و علی الثانی یلزم طلب الخلیل ذلک المنصب الجلیل للظالم حال ظلمه فی هذا لا یصدر عن عاقل بل جاهل من أمته فضلا عنه، و علی الثالث و الرابع یلزم المطلوب و هو أن الامامة مما لا ینالها من کان کافرا ظالما فی الجملة و فی بعض أیام عمره}}؛ الصوارم المهرقة فی رد الصواعق المحرقة، ص۵۴؛ المیزان، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. | * [[شهید]] [[قاضی]] [[نورالله شوشتری]] و [[علامه طباطبایی]] دلالت این [[آیه]] را بر [[عصمت امامان]] چنین تقریر نمودهاند: [[انسانها]] به تقسیم [[عقلی]]، از چهار گونه بیرون نیستند<ref>احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲، ص۳۹۶: {{عربی|إن سؤال الإمامة إما أن کان لبعض ذریته المسلمین العادلین مدة عمرهم أو لذریته الظالمین فی تمام عمرهم أو لذریته المسلمین العادلین فی بعض أیام عمرهم الظالمین فی البعض الآخر، لکن یکون مقصوده إیصال ذلک إلیهم حال الإسلام و عدالتهم أو للأعم من ذلک، فعلی الاول یلزم عدم مطابقة الجواب للسؤال، و علی الثانی یلزم طلب الخلیل ذلک المنصب الجلیل للظالم حال ظلمه فی هذا لا یصدر عن عاقل بل جاهل من أمته فضلا عنه، و علی الثالث و الرابع یلزم المطلوب و هو أن الامامة مما لا ینالها من کان کافرا ظالما فی الجملة و فی بعض أیام عمره}}؛ الصوارم المهرقة فی رد الصواعق المحرقة، ص۵۴؛ المیزان، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. | ||
#در همه [[عمر]] [[معصوم]] باشند. | #در همه [[عمر]] [[معصوم]] باشند. | ||
#در همه [[عمر]] [[گناه]] کار باشند. | #در همه [[عمر]] [[گناه]] کار باشند. | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۳: | ||
در [[سوره بقره]] آیه ۱۲۴ چند نکته باقی میماند که [[تذکّر]] آن خالی از فایده نیست: | در [[سوره بقره]] آیه ۱۲۴ چند نکته باقی میماند که [[تذکّر]] آن خالی از فایده نیست: | ||
*از آیه فوق استفاده میشود که [[مقام امامت]] از [[مقام]] [[نبوّت]] [[برتر]] است؛ زیرا [[نصب]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به مقام امامت در اواخر [[عمر]] او بود؛ در حالی که از قبل دارای مقام «[[عبودیت]]»، «نبوّت»، «[[رسالت]]» و «خلعت» بوده است. کافی از [[جابر]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ قَالَ لَهُ- يَا إِبْرَاهِيمُ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} قَالَ يَا رَبِّ {{متن قرآن|وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>اصول کافی، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه{{عم}}، حدیث ۴.</ref>. یعنی، [[حضرت]] فرمود: «به [[راستی]] خدا [[ابراهیم]] را به [[بندگی]] خود پذیرفت پیش از آنکه او را پیامبر خود برگزیند، و او را پیامبر برگرفت پیش از آنکه رسولش سازد، و به رسالتش برگزید پیش از آنکه [[خلیل]] خودش برگیرد و او را خلیل خودش برگرفت پیش از آنکه [[امام]] گیردش، و چون همه این [[مقامات]] را برای او فراهم نمود - و کف خود را برای نمودن مقامات بست - به او فرمود: ای [[ابراهیم]]: (به [[راستی]] من تو را برای [[مردم]] امام ساختم). از بس این [[مقام]] به نظر ابراهیم بزرگ آمد، (عرض کرد: پروردگارا و از نژاد و [[ذریه]] من هم؟ [[خدا]] فرمود: [[عهد]] من به [[ستمکاران]] نرسد). | *از آیه فوق استفاده میشود که [[مقام امامت]] از [[مقام]] [[نبوّت]] [[برتر]] است؛ زیرا [[نصب]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به مقام امامت در اواخر [[عمر]] او بود؛ در حالی که از قبل دارای مقام «[[عبودیت]]»، «نبوّت»، «[[رسالت]]» و «خلعت» بوده است. کافی از [[جابر]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ قَالَ لَهُ- يَا إِبْرَاهِيمُ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} قَالَ يَا رَبِّ {{متن قرآن|وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>اصول کافی، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه{{عم}}، حدیث ۴.</ref>. یعنی، [[حضرت]] فرمود: «به [[راستی]] خدا [[ابراهیم]] را به [[بندگی]] خود پذیرفت پیش از آنکه او را پیامبر خود برگزیند، و او را پیامبر برگرفت پیش از آنکه رسولش سازد، و به رسالتش برگزید پیش از آنکه [[خلیل]] خودش برگیرد و او را خلیل خودش برگرفت پیش از آنکه [[امام]] گیردش، و چون همه این [[مقامات]] را برای او فراهم نمود - و کف خود را برای نمودن مقامات بست - به او فرمود: ای [[ابراهیم]]: (به [[راستی]] من تو را برای [[مردم]] امام ساختم). از بس این [[مقام]] به نظر ابراهیم بزرگ آمد، (عرض کرد: پروردگارا و از نژاد و [[ذریه]] من هم؟ [[خدا]] فرمود: [[عهد]] من به [[ستمکاران]] نرسد). | ||
*[[امامت]] همانند [[نبوّت]] یک سمت [[انتصابی]] است نه انتخابی. این مقام [[عهد الهی]] است و جز خدا هیچ کس [[حق]] ندارد و نمیتواند در این زمینه اظهار نظر کند. {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>. بنابراین، امامت شورایی [[نامشروع]] است چنان که [[استخلاف]] ناصحیح است. [[اجماع امّت]] حق [[نصب]] یا [[انتخاب امام]] را ندارد، چنان که اهلّ حل و [[عقد]] نمیتوانند «عهد الهی» را به کسی بدهند یا از او بگیرند... | * [[امامت]] همانند [[نبوّت]] یک سمت [[انتصابی]] است نه انتخابی. این مقام [[عهد الهی]] است و جز خدا هیچ کس [[حق]] ندارد و نمیتواند در این زمینه اظهار نظر کند. {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>. بنابراین، امامت شورایی [[نامشروع]] است چنان که [[استخلاف]] ناصحیح است. [[اجماع امّت]] حق [[نصب]] یا [[انتخاب امام]] را ندارد، چنان که اهلّ حل و [[عقد]] نمیتوانند «عهد الهی» را به کسی بدهند یا از او بگیرند... | ||
*با توجّه به مقام والای ابراهیم، صحیح نیست که کسی [[تصوّر]] کند که او برای انسانهای [[ظالم]] بالفعل تقاضای چنین ستمی را کرده باشد. توضیح این که، [[انسانها]] را از این نظر به چهار قسم میتوان تقسیم کرد: | *با توجّه به مقام والای ابراهیم، صحیح نیست که کسی [[تصوّر]] کند که او برای انسانهای [[ظالم]] بالفعل تقاضای چنین ستمی را کرده باشد. توضیح این که، [[انسانها]] را از این نظر به چهار قسم میتوان تقسیم کرد: | ||
#کسانی که در ابتدای [[عمر]] خود ظالم بوده و اکنون نیز بالفعل ظالمند. | #کسانی که در ابتدای [[عمر]] خود ظالم بوده و اکنون نیز بالفعل ظالمند. | ||