بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
اینها شرایط مرجع تقلید و [[رهبر]] است. هرکس یکی از این صفات و شرایط را نداشته باشد، نمیتواند رهبر و مرجع تقلید شود و [[حق ولایت]] پیدا نمیکند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۵.</ref>. | اینها شرایط مرجع تقلید و [[رهبر]] است. هرکس یکی از این صفات و شرایط را نداشته باشد، نمیتواند رهبر و مرجع تقلید شود و [[حق ولایت]] پیدا نمیکند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۵.</ref>. | ||
==[[بلوغ]]== | == ویژگیهای [[فقیه جامع الشرایط]] == | ||
=== [[بلوغ]] === | |||
اولین شرط [[مرجع تقلید]] شدن و [[رهبری]]، رسیدن به سن بلوغ است؛ بنابراین بچه نمیتواند مرجع تقلید باشد، دلیل این مطلب نیز [[اجماع]] فقهای [[امت]] است؛ یعنی [[فقها]] به اتفاق آرا، بلوغ را شرط [[مرجعیت]] و رهبری میدانند، حتی صاحب کتاب بسیار [[ارزشمند]] "جواهر" آن را از جمله ضروریات میداند. | اولین شرط [[مرجع تقلید]] شدن و [[رهبری]]، رسیدن به سن بلوغ است؛ بنابراین بچه نمیتواند مرجع تقلید باشد، دلیل این مطلب نیز [[اجماع]] فقهای [[امت]] است؛ یعنی [[فقها]] به اتفاق آرا، بلوغ را شرط [[مرجعیت]] و رهبری میدانند، حتی صاحب کتاب بسیار [[ارزشمند]] "جواهر" آن را از جمله ضروریات میداند. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۱: | ||
بنابراین، اگر کسی در [[دوران کودکی]] و قبل از بلوغ رسمی، از نظر [[علمی]] و [[فقهی]]، به [[درجه]] [[اجتهاد]] و [[استنباط]] برسد، نمیتواند مرجع تقلید و یا [[رهبر]] [[مسلمانان]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۲۵.</ref>. | بنابراین، اگر کسی در [[دوران کودکی]] و قبل از بلوغ رسمی، از نظر [[علمی]] و [[فقهی]]، به [[درجه]] [[اجتهاد]] و [[استنباط]] برسد، نمیتواند مرجع تقلید و یا [[رهبر]] [[مسلمانان]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۲۵.</ref>. | ||
==عقل== | === عقل === | ||
شخص [[فقیه]] و مجتهد باید [[عاقل]] باشد تا به [[منصب رهبری]] و یا مرجعیت نائل شود، بر همین اساس، [[مجنون]] و سفیه نمیتواند مرجع تقلید و یا رهبر شود و عنوان [[ولیّفقیه]] بر او [[صدق]] نمیکند هر چند که قبل از دوران دیوانگیاش به درجه اجتهاد رسیده باشد، [[ضرورت]] وجود [[عقل]] در [[مرجعیت]] و [[رهبری]]، به چند دلیل است: | شخص [[فقیه]] و مجتهد باید [[عاقل]] باشد تا به [[منصب رهبری]] و یا مرجعیت نائل شود، بر همین اساس، [[مجنون]] و سفیه نمیتواند مرجع تقلید و یا رهبر شود و عنوان [[ولیّفقیه]] بر او [[صدق]] نمیکند هر چند که قبل از دوران دیوانگیاش به درجه اجتهاد رسیده باشد، [[ضرورت]] وجود [[عقل]] در [[مرجعیت]] و [[رهبری]]، به چند دلیل است: | ||
# عقل، ملاک بازشناسی [[نیک]] و بد و صحیح و سقیم از یکدیگر بوده و موجب [[شرافت]] و تمایز [[انسان]] از حیوان است. | # عقل، ملاک بازشناسی [[نیک]] و بد و صحیح و سقیم از یکدیگر بوده و موجب [[شرافت]] و تمایز [[انسان]] از حیوان است. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۷: | ||
# [[اجماع]] و [[اتفاق نظر]] جمیع فقهای قدیم و جدید بر این است که [[مرجع تقلید]] باید [[عاقل]] باشد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۶.</ref>. | # [[اجماع]] و [[اتفاق نظر]] جمیع فقهای قدیم و جدید بر این است که [[مرجع تقلید]] باید [[عاقل]] باشد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۶.</ref>. | ||
==[[ایمان]]== | === [[ایمان]] === | ||
منظور از [[ایمان]] این است که [[مرجع تقلید]] و [[رهبر]] [[مسلمانان]] باید [[مسلمان]] دوازده امامی باشد. [[تقلید]] از مسلمان غیر دوازده امامی صحیح نیست، و [[رهبری]] او نیز نافذ نیست. | منظور از [[ایمان]] این است که [[مرجع تقلید]] و [[رهبر]] [[مسلمانان]] باید [[مسلمان]] دوازده امامی باشد. [[تقلید]] از مسلمان غیر دوازده امامی صحیح نیست، و [[رهبری]] او نیز نافذ نیست. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۶: | ||
قید "از شما" در هر دو [[حدیث]] دلالت بر [[شرط تشیع]] و [[دوازده]] امامی بودن دارد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۷.</ref>. | قید "از شما" در هر دو [[حدیث]] دلالت بر [[شرط تشیع]] و [[دوازده]] امامی بودن دارد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۷.</ref>. | ||
==[[عدالت]]== | === [[عدالت]] === | ||
یکی دیگر از شرایط مهم مرجعیت و [[رهبری]] در [[اسلام]]، داشتن "عدالت" است. مقابل [[عدالت]]، [[فسق]] است؛ یعنی اگر کسی [[عادل]] نباشد، [[فاسق]] است، اما حالتی نیز بین عدالت و فسق وجود دارد که "وثاقت" و موثقبودن است. پس، [[رهبر]] و [[مرجع]] باید عادل باشد حتی موثقبودن نیز کافی نیست، اما عدالت و عادلبودن چیست و چه مفهومی دارد؟ | یکی دیگر از شرایط مهم مرجعیت و [[رهبری]] در [[اسلام]]، داشتن "عدالت" است. مقابل [[عدالت]]، [[فسق]] است؛ یعنی اگر کسی [[عادل]] نباشد، [[فاسق]] است، اما حالتی نیز بین عدالت و فسق وجود دارد که "وثاقت" و موثقبودن است. پس، [[رهبر]] و [[مرجع]] باید عادل باشد حتی موثقبودن نیز کافی نیست، اما عدالت و عادلبودن چیست و چه مفهومی دارد؟ | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۳: | ||
صاحب عروةالوثقی که یکی از [[علما]] و فقهای بزرگ متأخر است و [[فقها]] شروح زیادی بر کتاب او نوشتهاند، در تعریف عدالت مینویسد: "(حضور [[ذهنی]] دایم و مستمر یک معنا در [[انسان]] را ملکه مینامند) و عدالت عبارت است از اینکه، انجام [[واجبات]] و ترک [[محرّمات]] برای انسان به صورت ملکه در آید"<ref>{{عربی|العدالة عبارة عن ملکة اتیان الواجبات و ترک المحرّمات}}؛ مستمسک العروة الوثقی، ج۱، ص۴۶.</ref>. | صاحب عروةالوثقی که یکی از [[علما]] و فقهای بزرگ متأخر است و [[فقها]] شروح زیادی بر کتاب او نوشتهاند، در تعریف عدالت مینویسد: "(حضور [[ذهنی]] دایم و مستمر یک معنا در [[انسان]] را ملکه مینامند) و عدالت عبارت است از اینکه، انجام [[واجبات]] و ترک [[محرّمات]] برای انسان به صورت ملکه در آید"<ref>{{عربی|العدالة عبارة عن ملکة اتیان الواجبات و ترک المحرّمات}}؛ مستمسک العروة الوثقی، ج۱، ص۴۶.</ref>. | ||
از مجموع دو تعریف فوق این مطلب به دست میآید که شخص عادل، کسی را گویند که ملتزم به [[واجبات الهی]] بوده و از [[معاصی]] بپرهیزد و از [[خدا]] بترسد و در [[خدمت]] و خط [[ظلمه]] و [[دشمنان اسلام]] نباشد. | از مجموع دو تعریف فوق این مطلب به دست میآید که شخص عادل، کسی را گویند که ملتزم به [[واجبات الهی]] بوده و از [[معاصی]] بپرهیزد و از [[خدا]] بترسد و در [[خدمت]] و خط [[ظلمه]] و [[دشمنان اسلام]] نباشد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، کتاب قضاء، ابواب صفات قاضی.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۸.</ref> | ||
از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|لاَ تَصْلُحُ اَلْإِمَامَةُ إِلاَّ لِرَجُلٍ فِيهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ اَلْوَلاَيَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ اَلرَّحِيمِ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى يَكُونَ لِلرَّعِيَّةِ كَالْأَبِ اَلرَّحِيمِ}}؛<REF>الکافی، ج ۱، باب ما یجب من [[حق]] الامام، ح ۸، ص ۴۰۷.</REF> [[امامت]] (و [[رهبری]]) [[شایسته]] نیست جز برای کسی که سه [[خصلت]] در او باشد؛ ورعی که او از [[نافرمانی خدا]] باز دارد، حلمی که با داشتن آن بر [[خشم]] و [[غضب]] خویش غالب شود، و [[مدیریت]] خوب در قلمرو [[ولایت]] و [[سرپرستی]] خویش، تا جایی که [[مردم]] همچون [[پدری]] [[مهربان]] باشد. در [[حدیث]] دیگری، [[امام حسین]]{{ع}} این دو شرط را چنین بیان فرموده است: {{متن حدیث|مَا اَلْإِمَامُ إِلاَّ اَلْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ اَلْقَائِمُ بِالْقِسْطِ اَلدَّائِنُ بِدِينِ اَلْحَقِّ اَلْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اَللَّهِ وَ اَلسَّلاَمُ }}<REF>«تنها کسی میتواند [[امام]] و [[حاکم]] [[مسلمانان]] باشد که از روی [[قرآن]] [[حکم]] کند، مجری کامل [[عدالت]] باشد، [[متدین]] به [[دین حق]] بوده و جلو همه هواهای نفس خویش را گرفته باشد.» الارشاد فی معرفة حجج [[الله]] [[علی]] العباد، ج ۲، ص ۳۹.</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref> | |||
==مرد بودن== | === مرد بودن === | ||
یکی دیگر از اوصاف و شرایطی که برای [[مرجعیت]] ذکر شده مرد بودن است؛ طبق این قول، [[زن]] [[مجتهد]] نمیتواند [[مرجع تقلید]] باشد و لذا در صورت [[فقاهت]] نیز [[ولایت]] پیدا نمیکند. | یکی دیگر از اوصاف و شرایطی که برای [[مرجعیت]] ذکر شده مرد بودن است؛ طبق این قول، [[زن]] [[مجتهد]] نمیتواند [[مرجع تقلید]] باشد و لذا در صورت [[فقاهت]] نیز [[ولایت]] پیدا نمیکند. | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۴: | ||
امّا در مورد [[استدلال]] به این دو [[روایت]] و استفاده [[حصر]] "مرد بودن" ایرادهایی وارد شده که در کتابهای مفصّل [[فقهی]]، مذکور است و به جز اینها، دلیل عمدهای در این باب به چشم نمیخورد، جز اینکه به [[احساسات]] لطیف [[زنان]] و مغایرت آن با [[مسؤولیت]] [[مرجعیت]] و [[رهبری]]، استناد شده است<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۹.</ref>. | امّا در مورد [[استدلال]] به این دو [[روایت]] و استفاده [[حصر]] "مرد بودن" ایرادهایی وارد شده که در کتابهای مفصّل [[فقهی]]، مذکور است و به جز اینها، دلیل عمدهای در این باب به چشم نمیخورد، جز اینکه به [[احساسات]] لطیف [[زنان]] و مغایرت آن با [[مسؤولیت]] [[مرجعیت]] و [[رهبری]]، استناد شده است<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۹.</ref>. | ||
==[[اجتهاد]] | === [[اجتهاد]] و آگاهی از [[اسلام]] === | ||
چون [[جامعۀ اسلامی]] باید براساس این [[قوانین]] اداره شود، [[حاکم]] [[جامعه]] باید از این محتوا [[آگاهی]] کافی داشته باشد؛ به همین [[دلیل]] باید در همه [[فروع]] [[اسلامی]] و [[احکام]] فردی و [[اجتماعی]]، صاحبنظر باشد؛ یعنی به وسیله [[علوم]] مختلف [[اسلامی]] [[توانایی]] استخراج [[احکام خدا]] را از منابع آنکه [[قرآن]] و [[سنت]] [[معصومان]] است داشته باشد. به چنین کسی [[مجتهد]] و [[فقیه]] میگویند<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>. | |||
البته یکی از شرایط [[مرجع تقلید]] و رهبری، "مجتهد مطلق" بودن است. [[مجتهد]] متجزی (مجتهدی که در چند مورد محدود، دارای [[استنباط]] و [[فتوا]] میباشد) نمیتواند مرجع تقلید بشود؛ اما کسی که در اکثر مسائل و [[احکام]] [[مبتلا]] به فقهی، دارای [[قدرت]] استنباط میباشد، میتواند مرجع تقلید شود، مشروط بر این که مجتهدی که از او [[اعلم]] باشد، در قید [[حیات]] و [[زندگی]] نباشد<ref>ر.ک: تفصیل الشریعه، ص۸۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۹.</ref> | |||
== حیات == | === حیات === | ||
یکی دیگر از شرایط مرجعیت و [[زعامت]]، حیات و زنده بودن است. کسی نمیتواند ابتداءاً از شخص مرده [[تقلید]] نماید؛ اما اگر کسی از مجتهد و [[فقیه]] زندهای تقلید نماید و او بمیرد، در صورتی که یک مجتهد زنده دیگر اجازه بدهد، آنگاه میتواند در تقلید خود باقی بماند و این، اصطلاحاً "بقای بر میّت" نامیده میشود. با توجه به اینکه خود بقای بر میّت باید با اجازه و تقلید از مجتهد زنده صورت بگیرد، میتوان گفت که اساساً تقلید از زنده است و نه مرده و میّت. این ویژگی خاص [[فقه شیعی]] است. | یکی دیگر از شرایط مرجعیت و [[زعامت]]، حیات و زنده بودن است. کسی نمیتواند ابتداءاً از شخص مرده [[تقلید]] نماید؛ اما اگر کسی از مجتهد و [[فقیه]] زندهای تقلید نماید و او بمیرد، در صورتی که یک مجتهد زنده دیگر اجازه بدهد، آنگاه میتواند در تقلید خود باقی بماند و این، اصطلاحاً "بقای بر میّت" نامیده میشود. با توجه به اینکه خود بقای بر میّت باید با اجازه و تقلید از مجتهد زنده صورت بگیرد، میتوان گفت که اساساً تقلید از زنده است و نه مرده و میّت. این ویژگی خاص [[فقه شیعی]] است. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۸: | ||
علاوه بر روایاتی که جواز تقلید از میّت و انسداد باب علم را مردود میشمارند، [[عقل]] و [[سیره عقلا]] نیز برخلاف آن است، برای اینکه در مسائل نوظهور و مستحدثه [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، معاملاتی و [[اقتصادی]]، [[انسان]] باید از کسی [[تبعیت]] کند که خودش زنده بوده و آن شرایط را بفهمد و واقعیّات را ببیند و بر آن اساس، [[فتوا]] بدهد و مرده چیزی نمیفهمد و نمیتواند نظری بدهد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۰.</ref>. | علاوه بر روایاتی که جواز تقلید از میّت و انسداد باب علم را مردود میشمارند، [[عقل]] و [[سیره عقلا]] نیز برخلاف آن است، برای اینکه در مسائل نوظهور و مستحدثه [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، معاملاتی و [[اقتصادی]]، [[انسان]] باید از کسی [[تبعیت]] کند که خودش زنده بوده و آن شرایط را بفهمد و واقعیّات را ببیند و بر آن اساس، [[فتوا]] بدهد و مرده چیزی نمیفهمد و نمیتواند نظری بدهد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۰.</ref>. | ||
==[[حلال]] زادگی== | === [[حلال]] زادگی === | ||
یکی دیگر از شرایط [[مرجعیت]] و مقام افتا، حلالزادگی است. بنابراین، زنازاده و حرامزاده نمیتواند [[مرجع تقلید]] شود و [[زعامت]] پیدا کند، هرچند دارای مقام اجتهاد باشد. در اینباره [[آیه]] و [[حدیثی]] وجود ندارد و از [[ائمه]] ما اشارهای به این مسأله نشده است. | یکی دیگر از شرایط [[مرجعیت]] و مقام افتا، حلالزادگی است. بنابراین، زنازاده و حرامزاده نمیتواند [[مرجع تقلید]] شود و [[زعامت]] پیدا کند، هرچند دارای مقام اجتهاد باشد. در اینباره [[آیه]] و [[حدیثی]] وجود ندارد و از [[ائمه]] ما اشارهای به این مسأله نشده است. | ||
[[مدرک]] فقهی آن، [[اجماع]] مستمر و بلا وقفه [[علما]] و [[فقهای شیعه]] میباشد که همگی به اتفاق آرا، آن را از شرایط مرجعیت معرفی کردهاند؛ برای [[امامت]] [[نماز جماعت]] نیز این مسأله شرط است؛ یعنی [[امام جماعت]] باید حلالزاده باشد؛ پس یک [[رهبر]] و مرجع تقلید به طریق اولی باید حلالزاده باشد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۱.</ref>. | [[مدرک]] فقهی آن، [[اجماع]] مستمر و بلا وقفه [[علما]] و [[فقهای شیعه]] میباشد که همگی به اتفاق آرا، آن را از شرایط مرجعیت معرفی کردهاند؛ برای [[امامت]] [[نماز جماعت]] نیز این مسأله شرط است؛ یعنی [[امام جماعت]] باید حلالزاده باشد؛ پس یک [[رهبر]] و مرجع تقلید به طریق اولی باید حلالزاده باشد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۱.</ref>. | ||
==اعلم بودن== | === اعلم بودن === | ||
قاطبه علما و فقهای اسلام معتقدند که مرجع تقلید باید از دیگر [[مجتهدان]]، [[افضل]]، [[اعلم]] و أورع ([[باتقواتر]]) باشد. | قاطبه علما و فقهای اسلام معتقدند که مرجع تقلید باید از دیگر [[مجتهدان]]، [[افضل]]، [[اعلم]] و أورع ([[باتقواتر]]) باشد. | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۲: | ||
در مسأله [[مرجع تقلید]] نیز چنین است، آنجا که چندین فقیه دارای شرایط موجود باشد، [[انسان]] باید با تقواترین و [[داناترین]] آنها را برگزیند و از ایشان [[اطاعت]] و [[پیروی]] نماید<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۱.</ref>. | در مسأله [[مرجع تقلید]] نیز چنین است، آنجا که چندین فقیه دارای شرایط موجود باشد، [[انسان]] باید با تقواترین و [[داناترین]] آنها را برگزیند و از ایشان [[اطاعت]] و [[پیروی]] نماید<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۱.</ref>. | ||
==جاه طلب و حریص به [[دنیا]] نباشد== | === [[تدبیر]] و [[مدیریت]] === | ||
به [[حکم عقل]] و [[منطق]] صحیح، [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]] باید [[توانایی]] [[مدیریت]] و [[رهبری]] را دارا باشد و در [[روایات اسلامی]] نیز به این اصل [[عقلی]] تصریح شده است. [[امیر المؤمنین]] [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ اَلنَّاسِ بِهَذَا اَلْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اَللَّهِ فِيهِ}}<REF>«ای [[مردم]]! [[شایستهترین]] افراد برای اینکار [[امامت]] و [[حکومت]] کسی است که بر آن تواناتر و از [[حکم خدا]] دربارۀ آن آگاهتر است» نهج البلاغه، [[خطبه ۱۷۳]].</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref> | |||
=== جاه طلب و حریص به [[دنیا]] نباشد === | |||
یکی دیگر از [[شرایط رهبری]] و [[مرجعیت]] این است که نسبت به دنیا حریص و درصدد طلب [[مال]] و [[ثروت]] و جاه دنیا و علاقهمند به آن نباشد و در جمعآوری و تحصیلش نکوشد<ref>تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله، ج۱، ص۸.</ref>. | یکی دیگر از [[شرایط رهبری]] و [[مرجعیت]] این است که نسبت به دنیا حریص و درصدد طلب [[مال]] و [[ثروت]] و جاه دنیا و علاقهمند به آن نباشد و در جمعآوری و تحصیلش نکوشد<ref>تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله، ج۱، ص۸.</ref>. | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۷: | ||
ممکن است در دنیا و یا [[ایران]] ضد آمریکایی زیاد باشد. اما هر ضدّ آمریکایی "فقیه [[زاهد]] و متّقی" نیست و این تنها، فقیه زاهد بود که تیرش به [[هدف]] خورد که رمز [[رهایی]] و [[نجات]] [[مستضعفان]] در آن بود و سرانجام [[اسیران]] و [[محرومان]] [[جهان]]، [[آزادی]] خود را در [[پیام]] مردی از [[شرق]] دیدند که از [[اسلام]] و [[قرآن]] [[الهام]] گرفته و تجسم "ولایت فقیه" بود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۲.</ref>. | ممکن است در دنیا و یا [[ایران]] ضد آمریکایی زیاد باشد. اما هر ضدّ آمریکایی "فقیه [[زاهد]] و متّقی" نیست و این تنها، فقیه زاهد بود که تیرش به [[هدف]] خورد که رمز [[رهایی]] و [[نجات]] [[مستضعفان]] در آن بود و سرانجام [[اسیران]] و [[محرومان]] [[جهان]]، [[آزادی]] خود را در [[پیام]] مردی از [[شرق]] دیدند که از [[اسلام]] و [[قرآن]] [[الهام]] گرفته و تجسم "ولایت فقیه" بود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۲.</ref>. | ||
== پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم== | ||