←روابط بنی قریظه با دیگر قبایل
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
شخصیتهای آنان در این دوره شامل [[زبیر بن باطا بن وهب]]، [[عزال بن شموال]] (سَمْوال) و [[کعب بن اسد]] بودند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۰؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص ۱۰۱.</ref>. [[ابن هشام]] حدود ۱۶ تن از بزرگان ایشان را نام برده است که [[مردم]] به آنها مراجعه میکردند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۰.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref> | شخصیتهای آنان در این دوره شامل [[زبیر بن باطا بن وهب]]، [[عزال بن شموال]] (سَمْوال) و [[کعب بن اسد]] بودند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۰؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص ۱۰۱.</ref>. [[ابن هشام]] حدود ۱۶ تن از بزرگان ایشان را نام برده است که [[مردم]] به آنها مراجعه میکردند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۰.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref> | ||
== | ==روابط [[بنی قریظه]] با دیگر [[قبایل]]== | ||
آنان همپیمان [[قبیله اوس]] بودند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۹؛ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۵۹؛ الکامل، ج ۱، ص ۶۸۰ - ۶۸۱.</ref>، همچنین از همپیمانی آنان با شاخه [[بنیکلاب بن ربیعه]] از [[بنی عامر بن صعصعه]] یاد شده است<ref>تاریخ دمشق، ج ۳، ص ۱۶۶.</ref>. روابط بنیقریظه، با [[یهود]] بنیقینقاع خصمانه بود. [[قرطبی]] از بنیقینقاع به عنوان [[دشمنان]] بنیقریظه یاد کرده است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۱۶.</ref>. این دو [[طایفه]] از یهود به طرفداری از همپیمانان [[عرب]] خود، گاهی در برابر یکدیگر قرار میگرفتند<ref>جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۵۹ ـ ۵۶۰.</ref>. در خصوص روابط آنان با [[بنینضیر]] اطلاعات بیشتری در دست است؛ مناسبات این دو طایفه همراه با [[جنگ]] و [[خونریزی]] بود. آنان بر خلاف [[دستور]] [[تورات]] که هر گونه جنگ و خونریزی و [[اخراج]] یکدیگر از سرزمینشان را منع کرده بود به این [[کارها]] [[دست]] میزدند. بنیقریظه با کمک گرفتن از متحدان [[اوسی]] خود و بنینضیر از خزرجیها به [[کشتار]] یکدیگر پرداخته، پس از جنگ نیز از طریق [[فدیه]] [[اسیران]] خود را [[آزاد]] میکردند. [[خداوند]] با [[یادآوری]] پیمانی که از یهود گرفته بود آنان را از پیمانشکنی باز میدارد و [[رسوایی]] در [[زندگی دنیا]] و [[عذاب]] در [[رستاخیز]] را به آنان گوشزد میکند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ }}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانههاتان آواره نسازید سپس اقرار کردید در حالی که خود (بر آن) گواهی میدهید آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۴-۸۵.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۵۹ ـ ۵۶۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۱۵ ـ ۱۶؛ غررالتبیان، ص ۲۰۸.</ref> | آنان همپیمان [[قبیله اوس]] بودند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۹؛ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۵۹؛ الکامل، ج ۱، ص ۶۸۰ - ۶۸۱.</ref>، همچنین از همپیمانی آنان با شاخه [[بنیکلاب بن ربیعه]] از [[بنی عامر بن صعصعه]] یاد شده است<ref>تاریخ دمشق، ج ۳، ص ۱۶۶.</ref>. روابط بنیقریظه، با [[یهود]] بنیقینقاع خصمانه بود. [[قرطبی]] از بنیقینقاع به عنوان [[دشمنان]] بنیقریظه یاد کرده است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۱۶.</ref>. این دو [[طایفه]] از یهود به طرفداری از همپیمانان [[عرب]] خود، گاهی در برابر یکدیگر قرار میگرفتند<ref>جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۵۹ ـ ۵۶۰.</ref>. در خصوص روابط آنان با [[بنینضیر]] اطلاعات بیشتری در دست است؛ مناسبات این دو طایفه همراه با [[جنگ]] و [[خونریزی]] بود. آنان بر خلاف [[دستور]] [[تورات]] که هر گونه جنگ و خونریزی و [[اخراج]] یکدیگر از سرزمینشان را منع کرده بود به این [[کارها]] [[دست]] میزدند. بنیقریظه با کمک گرفتن از متحدان [[اوسی]] خود و بنینضیر از خزرجیها به [[کشتار]] یکدیگر پرداخته، پس از جنگ نیز از طریق [[فدیه]] [[اسیران]] خود را [[آزاد]] میکردند. [[خداوند]] با [[یادآوری]] پیمانی که از یهود گرفته بود آنان را از پیمانشکنی باز میدارد و [[رسوایی]] در [[زندگی دنیا]] و [[عذاب]] در [[رستاخیز]] را به آنان گوشزد میکند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ }}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانههاتان آواره نسازید سپس اقرار کردید در حالی که خود (بر آن) گواهی میدهید آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۴-۸۵.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۵۹ ـ ۵۶۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۱۵ ـ ۱۶؛ غررالتبیان، ص ۲۰۸.</ref> | ||