←آخر در دانشنامه معاصر قرآن
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
== آخر از [[فروع]] اسم محیط == | == آخر از [[فروع]] اسم محیط == | ||
[[خداوند]] به سبب [[استقلال]]، [[غنا]]، حضور، [[قدرت]]، [[علم]]، [[حیات]] و سعه وجودی، بر غیر که عین [[فقر]] و تعلّق و ربط به او است، احاطه کامل دارد. در آیاتی نظیر {{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}}<ref>« هر جا باشید او با شماست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ}}<ref>« پس هر سو رو کنید رو به خداوند است» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref>، {{متن قرآن|ٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا}}<ref>« دانش خداوند فراگیر همه چیز است» سوره طلاق، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|َّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>« و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.</ref> و {{متن قرآن|وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>« و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> به این مطلب اشاره شده است؛ بنابراین، هرچیزی که آخر فرض شود، خداوند به سبب احاطه بر آن چیز، بعدِ آن خواهد بود؛ پس خداوند آخر است نه آن چیز. این آخریّت و بعدیّت، زمانی و مکانی نیست؛ زیرا آن دو از ویژگیهای موجودات عالم مادّه است و درباره خداوند ممکن نیست؛ چون او بر هر چیز حتّی بر خود [[زمان]] و مکان محیط است. بدینترتیب آخر از فروع اسم محیط خواهد بود<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۴۵.</ref>.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۵ - ۹۶.</ref> | [[خداوند]] به سبب [[استقلال]]، [[غنا]]، حضور، [[قدرت]]، [[علم]]، [[حیات]] و سعه وجودی، بر غیر که عین [[فقر]] و تعلّق و ربط به او است، احاطه کامل دارد. در آیاتی نظیر {{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}}<ref>« هر جا باشید او با شماست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ}}<ref>« پس هر سو رو کنید رو به خداوند است» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref>، {{متن قرآن|ٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا}}<ref>« دانش خداوند فراگیر همه چیز است» سوره طلاق، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|َّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>« و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.</ref> و {{متن قرآن|وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>« و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> به این مطلب اشاره شده است؛ بنابراین، هرچیزی که آخر فرض شود، خداوند به سبب احاطه بر آن چیز، بعدِ آن خواهد بود؛ پس خداوند آخر است نه آن چیز. این آخریّت و بعدیّت، زمانی و مکانی نیست؛ زیرا آن دو از ویژگیهای موجودات عالم مادّه است و درباره خداوند ممکن نیست؛ چون او بر هر چیز حتّی بر خود [[زمان]] و مکان محیط است. بدینترتیب آخر از فروع اسم محیط خواهد بود<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۴۵.</ref>.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۵ - ۹۶.</ref> | ||
== اول در دانشنامه معاصر قرآن == | |||
اول به معنی آغاز و نخستین، اسم مفرد [[مذکر]] است. جمع آن: اَوَّلین و اَوَّلُون؛ مؤنث آن: اُولی است. راغب گوید: «اَوَّل»، مقابل «[[آخِر]]» است. این [[وصف]] در مورد [[خدا]] به این معنا است که چیزی در وجود، بر او [[سبقت]] نداشته و او بر هر چیزی محیط است: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> یعنی [[خداوند]] پیش از هر چیز بوده و پس از هر چیز خواهد بود. نشانه هستی او بر همه کس آشکار است و [[حقیقت]] ذاتش از همه کس پنهان است. توصیف به اول و آخر بودن، تعبیر لطیفی است از ازلیت و [[ابدیت]] او؛ زیرا او وجودی است بیانتها و [[واجب]] الوجود، یعنی هستیاش از درون ذات اوست نه از بیرون، تا پایان گیرد، یا آغازی داشته باشد، بنابراین از ازل بوده و تا ابد خواهد بود. او سراغاز و ابتدای [[عالم هستی]] است. وجود او بینهایت در بینهایت است. وقتی که چنین باشد به تعبیر [[امام سجاد]]{{ع}} در [[صحیفه سجادیه]]: {{متن حدیث| الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ كَانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ...}} «[[سپاس]] خدایی را که نخستین است بدون اینکه نخستی پیش از او باشد و پایانی است بدون اینکه پایانی پس از او باشد. آنکه دیده دیده وران به [[دیدار]] او، نارسا و [[خیال]] ستایندگان از [[ستودن]] وی [[ناتوان]] است»<ref>صحیفه سجادیه، دعای اول.</ref>. و او است که پس از فنای [[جهان]] نیز، خواهد بود. بنابراین تعبیر به «اول و آخر»، هرگز [[زمان]] خاصی را در بر ندارد و اشاره به مدت معینی نیست. | |||
توصیف به «ظاهر و [[باطن]]» نیز تعبیر دیگری از احاطه وجودی او نسبت به همه چیز است،؛ چراکه آثارش همه جا را گرفته ولی خودش از همه چیز مخفیتر است؛ چون کنه ذاتش بر کسی روشن نیست. آری او، اولی است که آغاز ندارد و آخری است که پایان ندارد، ظاهری است که نزدیک نیست، [[باطنی]] است که پوشیده نیست. او بر همه چیز احاطه دارد و آغاز و انجام و ظاهر و [[باطن]] [[جهان هستی]] است. او آغازگری است در [[نیکیها]]، پایانگری است به [[عفو]] و [[بخشش]]، هنگامی که اطاعتش کنی با [[احسان]] و توفیقش بر تو ظاهر میشود و هنگامی که معصیتش کنی با ستر و [[پوشش]] پنهان میگردد. | |||
[[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ لِأَوَّلِيَّتِهِ ابْتِدَاءٌ وَ لَا لِأَزَلِيَّتِهِ انْقِضَاءٌ هُوَ الْأَوَّلُ وَ لَمْ يَزَلْ وَ الْبَاقِي بِلَا أَجَلٍ... الظَّاهِرُ لَا يُقَالُ مِمَّ وَ الْبَاطِنُ لَا يُقَالُ فِيمَ}}، «برای اولیت او، آغازی نبوده است و برای ازلیت او پایانی نخواهد بود. نخستین است که همواره بوده و جاویدی است که سر آمدی ندارد. آشکاری است که دربارهاش نتوان گفت: از چه چیز پیدا شده؟ و پنهانی است که نتوان گفت در کجاست؟<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۳.</ref>. | |||
از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرموده: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ وَ أَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ وَ أَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ}}، «خدایا، تو اولی هستی که پیش از تو چیزی نبوده و آخری هستی که پس از تو چیزی نخواهد بود و تویی ظاهر که چیزی فوق تو نیست و تویی [[نهان]] که چیزی ماورای تو نیست»<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۲۹۹۰.</ref>. | |||
اول بودن [[خداوند]] به این معنی است که [[ذات الهی]]، اول همه موجودات و مبدأ المبادی است و وجود هر چیزی از او صادر شده است<ref>تفسیر القرآن الکریم، ج۶، ص۱۴۹.</ref>. به این معنا که اگر سلسله موجودات را که به صورت علل و معلولات مرتب شدهاند در نظر بگیریم، ذات [[حق]] نسبت به آنها اول است و همه موجودات دیگر وجودشان را از او گرفتهاند. برخی گفتهاند اولیت [[خدا]] به این معناست که خدا در [[مقام]] احدیتش به گونهای است که چیزی با او نیست<ref>شرح فصوص الحکم، قیصری، ص۳۹۰؛ دائرة المعارف قرآن کریم، ج۵، ص۶۵.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اول - کوشا (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۳۳۸ - ۳۳۹.</ref> | |||
==آخر در دانشنامه معاصر قرآن == | ==آخر در دانشنامه معاصر قرآن == | ||
| خط ۵۹: | خط ۷۰: | ||
روز واپسین با [[انقلاب]] [[عظیم]] فیزیکی در [[جهان]] [[طبیعت]] آغاز میشود و پس از آن [[رستاخیز]] صورت میگیرد. سپس بر اساس آیه {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ}}<ref>«روزی که حساب برپا میشود» سوره ابراهیم، آیه ۴۱.</ref> [[خداوند]] به [[محاسبه]] [[اعمال انسانها]] میپردازد. در این روز [[انسان]] به کارهای از پیش فرستاده خود مینگرد: {{متن قرآن|يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ}}<ref>«در روزی که آدمی بدانچه کرده است مینگرد» سوره نبأ، آیه ۴۰.</ref>. پردهها کنار میرود و [[اسرار]] فاش میشود: {{متن قرآن|يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ}}<ref>«روزی که رازهای نهان، آشکار گردد،» سوره طارق، آیه ۹.</ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ}}<ref>«روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم» سوره غافر، آیه ۵۱. </ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ}}<ref>«روزی در رسد که در آن نه سودا است و نه دوستی» سوره بقره، آیه ۲۵۴.</ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ}}<ref>«روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.</ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«روزی که مردان و زنان مؤمن را بنگری که فروغشان از جلو و کناره راستشان، پیش میشتابد». سوره حدید، آیه ۱۲.</ref>. | روز واپسین با [[انقلاب]] [[عظیم]] فیزیکی در [[جهان]] [[طبیعت]] آغاز میشود و پس از آن [[رستاخیز]] صورت میگیرد. سپس بر اساس آیه {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ}}<ref>«روزی که حساب برپا میشود» سوره ابراهیم، آیه ۴۱.</ref> [[خداوند]] به [[محاسبه]] [[اعمال انسانها]] میپردازد. در این روز [[انسان]] به کارهای از پیش فرستاده خود مینگرد: {{متن قرآن|يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ}}<ref>«در روزی که آدمی بدانچه کرده است مینگرد» سوره نبأ، آیه ۴۰.</ref>. پردهها کنار میرود و [[اسرار]] فاش میشود: {{متن قرآن|يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ}}<ref>«روزی که رازهای نهان، آشکار گردد،» سوره طارق، آیه ۹.</ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ}}<ref>«روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم» سوره غافر، آیه ۵۱. </ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ}}<ref>«روزی در رسد که در آن نه سودا است و نه دوستی» سوره بقره، آیه ۲۵۴.</ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ}}<ref>«روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.</ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«روزی که مردان و زنان مؤمن را بنگری که فروغشان از جلو و کناره راستشان، پیش میشتابد». سوره حدید، آیه ۱۲.</ref>. | ||
روز واپسین دارای [[ارتباط]] وثیق با مبدأ أعلی، [[اعمال انسان]]، [[تاریخ]]، [[حیات دنیوی]]، [[حیات برزخی]]، [[ایمان]] و [[رسولان الهی]] است. کیفیت [[زندگی]] [[انسان]] در [[روز واپسین]] بستگی به [[اعمال]] و [[ایمان]] انسان در [[زندگی دنیوی]] و [[کرم الهی]] دارد. [[اعتقاد]] به روز واپسین، از ارکان [[ایمانی]] مشترک بین [[ادیان]] زرتشتی، [[یهودیت]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]] است.<ref>[[مهوشالسادات علوی|علوی، مهوشالسادات]]، [[آخِر - علوی (مقاله)|مقاله «آخِر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص | روز واپسین دارای [[ارتباط]] وثیق با مبدأ أعلی، [[اعمال انسان]]، [[تاریخ]]، [[حیات دنیوی]]، [[حیات برزخی]]، [[ایمان]] و [[رسولان الهی]] است. کیفیت [[زندگی]] [[انسان]] در [[روز واپسین]] بستگی به [[اعمال]] و [[ایمان]] انسان در [[زندگی دنیوی]] و [[کرم الهی]] دارد. [[اعتقاد]] به روز واپسین، از ارکان [[ایمانی]] مشترک بین [[ادیان]] زرتشتی، [[یهودیت]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]] است.<ref>[[مهوشالسادات علوی|علوی، مهوشالسادات]]، [[آخِر - علوی (مقاله)|مقاله «آخِر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۳۰ - ۳۱.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||