بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '== پرسشهای وابسته == ==' به '==') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مهدویت}} | {{مهدویت}} | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = امام مهدی | |||
| عنوان مدخل = مخفی بودن ولادت امام مهدی | |||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = امام مهدی (پرسش) | |||
}} | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[حکومت عباسی]] برای یافتن [[حضرت مهدی]]{{ع}} تلاش بسیاری کرد و به همین خاطر، [[حاکمان]] آن [[زمان]]، [[زندگی]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} را بهطور دقیق تحت کنترل خود داشتند و لذا [[تولد]] حضرت مهدی{{ع}} به صورت مخفی صورت گرفت. [[شیخ مفید]] در آغاز شرححال [[امام زمان]]{{ع}} مینویسد: "ولادت آن [[حضرت]] به دلیل [[مشکلات]] آن زمان و جستجوی شدید [[حکومت]] و [[کوشش]] آنان برای یافتن آن حضرت، مخفی ماند"<ref>ارشاد مفید، ص۳۴۵.</ref>. وقتی که "[[معتمد]]" شنید، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} [[بیمار]] است، [[پنج تن]] از خدمتگزاران خویش که "تحریر" [[خادم]] مخصوص [[خلیفه]] هم، در میان آنان بود و چند پزشک و [[قاضی]] القضات را نزد امام حسن عسکری{{ع}} فرستاد و به وزیرش دستور داد که ده تن از [[اصحاب]] مطمئن خود را احضار کند و به [[منزل]] حضرت بفرستد تا شبانهروز در آنجا بمانند. همه این اشخاص آنجا بودند تا آن حضرت [[وفات]] نمود و [[شهر]] [[سامرا]] یکپارچه [[عزادار]] شد. [[سلطان]]، مأموری را به [[خانه]] حضرت فرستاد، [[مأمور]] اتاقها را بررسی کرد و هرچه در آنجا بود، مهر و موم نمود و در جست و جوی فرزند او برآمد. [[کنیزان]] آن حضرت را [[بازرسی]] کردند و یکی از کنیزها که احتمال [[آبستنی]] داشت را در اتاقی نگه داشتند و بر او [[نگهبان]] گماردند. پس از [[دفن]] آن حضرت، سلطان و [[مردم]] به جست و جوی فرزندش برخاستند. [[خانهها]] را بسیار [[تفتیش]] نمودند و بعد از [[یأس]] از آبستن بودن آن [[کنیز]]، اموالش را بین مادرش و برادرش جعفر تقسیم کردند<ref>اصول کافی، ج ۲، ص۴۳۰.</ref>. | [[حکومت عباسی]] برای یافتن [[حضرت مهدی]]{{ع}} تلاش بسیاری کرد و به همین خاطر، [[حاکمان]] آن [[زمان]]، [[زندگی]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} را بهطور دقیق تحت کنترل خود داشتند و لذا [[تولد]] حضرت مهدی{{ع}} به صورت مخفی صورت گرفت. [[شیخ مفید]] در آغاز شرححال [[امام زمان]]{{ع}} مینویسد: "ولادت آن [[حضرت]] به دلیل [[مشکلات]] آن زمان و جستجوی شدید [[حکومت]] و [[کوشش]] آنان برای یافتن آن حضرت، مخفی ماند"<ref>ارشاد مفید، ص۳۴۵.</ref>. وقتی که "[[معتمد]]" شنید، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} [[بیمار]] است، [[پنج تن]] از خدمتگزاران خویش که "تحریر" [[خادم]] مخصوص [[خلیفه]] هم، در میان آنان بود و چند پزشک و [[قاضی]] القضات را نزد امام حسن عسکری{{ع}} فرستاد و به وزیرش دستور داد که ده تن از [[اصحاب]] مطمئن خود را احضار کند و به [[منزل]] حضرت بفرستد تا شبانهروز در آنجا بمانند. همه این اشخاص آنجا بودند تا آن حضرت [[وفات]] نمود و [[شهر]] [[سامرا]] یکپارچه [[عزادار]] شد. [[سلطان]]، مأموری را به [[خانه]] حضرت فرستاد، [[مأمور]] اتاقها را بررسی کرد و هرچه در آنجا بود، مهر و موم نمود و در جست و جوی فرزند او برآمد. [[کنیزان]] آن حضرت را [[بازرسی]] کردند و یکی از کنیزها که احتمال [[آبستنی]] داشت را در اتاقی نگه داشتند و بر او [[نگهبان]] گماردند. پس از [[دفن]] آن حضرت، سلطان و [[مردم]] به جست و جوی فرزندش برخاستند. [[خانهها]] را بسیار [[تفتیش]] نمودند و بعد از [[یأس]] از آبستن بودن آن [[کنیز]]، اموالش را بین مادرش و برادرش جعفر تقسیم کردند<ref>اصول کافی، ج ۲، ص۴۳۰.</ref>. | ||