وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مهٔ ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷: خط ۲۷:
** مبدأ وحی غیر خداوند باشد
** مبدأ وحی غیر خداوند باشد
** اگر الهامی را همگان درک کنند.
** اگر الهامی را همگان درک کنند.
==اقسام وحی==
واژه وحی و مشتقات آن در قرآن کریم حدود ۷۸ بار به کار رفته که بیشترین موارد استعمال آن [[وحی رسالی]] است و تنها چهل مورد آن درباره [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} است.
==کاربردهای مختلف وحی در قرآن==
:۱. '''وحی به زمین''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها}}﴾}}. دیدگاه‌های مختلف در مورد این وحی اینکه:
:#خداوند به زمین [[الهام]] کرد؛
:#خداوند به زمین اجازه داد؛
:#خداوند به‌سوی زمین [[فرشته]] می‌فرستد؛
:#خداوند به زمین امر کرد.
:۲. '''وحی به آسمان''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَوْحى‏ في‏ كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها}}﴾}}. بیشتر مفسران وحی را به معنای خلق و امر را به معنای شأن گرفته‌اند. [[علامه طباطبائی]]: منظور از "امر" حوادث مربوط به زمین است که به اهل آسمان یعنی [[فرشتگان]] ساکن در آن وحی می‌شود تا به زمین  برسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]] ص ۸۰-۸۳.</ref>. وحی به معنای خلق به قرینه نیاز دارد و اساسی‌ترین اشکال بر دیدگاه آخر اینکه از سیاق آیات و ضمیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْرَها}}﴾}} استفاده می‌شود که سخن درباره حوادث آسمان است؛ نه زمین؛ بنابراین "وحی" می‌تواند بر معنای القاء و "امر" نیز به معنای ایجاد امور تکوینی باشد.
:۳. '''وحی به زنبورعسل''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً}}﴾}}. از [[امام باقر]] درباره معنای این آیه پرسیده شد فرمود: منظور [[الهام]] است.
:۴. '''وحی به [[فرشتگان]]''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ يُوحي‏ رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُم‏}}﴾}}. که به معنای القاء معنا در نفس به‌طور پنهانی می‌باشد.
:5. '''وحی به شیاطین''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِم‏‏}}﴾}}. که به معنای القای وسوسه‌های پنهانی است.
:۶. '''وحی به مادر موسی''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏‏‏}}﴾}}. وحی در این آیه یا [[الهام|الهام قلبی]] است و یا همان خوابی که مادر موسی {{س}} دید و یا خبر دادن [[فرشته]] یا انبیای گذشته به مادر موسی <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۸۳-۸۵.</ref>.
:۷. '''وحی به حواریون''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا}}﴾}}. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: به آنان "حواریون" [[الهام]] شده است.
:۸. '''وحی به [[ائمه]]''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ}}﴾}}. وحی در این آیه تسدیدی یا تأییدی است؛ بدین معنا که وحی، آنان را تأیید می‌کند.
:۹. '''وحی به معنای اشاره''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ}}﴾}}.
:۱۰. '''[[وحی رسالی]]''': از مهم‌ترین اقسام وحی است که منظور از آن، وحی به [[پیامبران|پیامبران الهی]] است. یعنی خداوند متعال به طریقی پنهانی، [[شریعت]] را به بندگان برگزیده خود القاء می‌کند. از ظاهر آیات استفاده می‌شود که بر همه پیامبران الهی وحی شده است. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۸۶-۸۹.</ref>. [[حضرت عیسی]] بر ایوب، یونس، هارون و سلیمان مقدم داشته شده و "واو" در این آیه دلالت بر ترتیب نمی‌کند، بلکه اشاره می‌کند که بر همه پیامبران وحی شده است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۰.</ref>.
:[[پیامبران]]، انسان‌های تکامل‌یافته‌ای هستند که آمادگی دریافت وحی را در خودشان فراهم ساخته‌اند. [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]]: {{عربی|اندازه=150%|"لَا بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا وَ لَا نَبِيّاً حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْل"}} وحی خداوند، منحصر در انزال کتب نیست. [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان]] درباره آیه ۵۱ سوره شوری {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}} می‌فرماید: "وحی، گاهی به‌صورت کلام و سخن است... پاره‌ای از آن در قلوب [[انبیا]] القاء می‌شود و بعضی نیز به‌صورت رؤیاست... و برخی هم وحی و تنزیل است که تلاوت... می‌شود... ". [[علامه طباطبائی]] معنای این آیه را چنین بیان می‌کند: در هیچ بشری در این مقام قرار نمی‌گیرد که خدا با او تکلم کند به نوعی از انواع تکلم، مگر به یکی از سه نوع مذکور: ... در این آیه دو قسم اخیر را مقید به قیدی کرده: با این توضیح که در یکی واسطه، [[رسول]] است و در دیگری آن واسطه، حجاب است که وحی از ماورای آن صورت می‌گیرد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۰-۱۹۲.</ref>.
==اقسام [[وحی رسالی]]==
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}}.
:۱. '''سخن گفتن مستقیم با خدا''': وحی مستقیم همان قسمی است که حالت غشیان و سنگینی بر [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} عارض می‌شد. [[امام صادق]] {{ع}}. حالت غشوه وقتی عارض می‌شد که بین خدا و [[پیامبر]] واسطه‌ای نبود <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۱ و ۹۲.</ref>.
:در این قسم معنا و مقصود به‌طور مستقیم و بدون واسطه [[فرشته]] وحی و واسطه دیگری بر قلب [[پیامبر]] القاء شده است. از برخی آیات استفاده می‌شود که [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] تمام قرآن را به‌طور مستقیم از خدای متعال دریافت نموده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ}}﴾}} و: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً}}﴾}}. به‌هرحال وحی مستقیم، بالاترین نوع ارتباط [[انبیا]] با مبدأ عالم هستی است، مانند: عروج نبی مکرم اسلام {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى‏ * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏}}﴾}} {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏‏}}﴾}} <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۲-۱۹۴.</ref>.
:گاهی از این قسم وحی به "[[الهام]]" نیز تعبیر می‌شود. همچنین برخی "رؤیای صادقه" [[انبیا]] را از همین قسم دانسته‌اند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۲.</ref>.
:۲. '''سخن گفتن خدا با [[پیامبر]] از پس پرده''': بدان معنا که خداوند از طریق امواج صوتی خاص با پیامبرش سخن می‌گوید که از دیگران مخفی و پنهان است. یا پیامبرش سخن را می‌شنود، همچون سخنانی که از پشت پرده شنیده می‌شود <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۵.</ref>.
:منظور از پشت پرده این است که سخنی شنیده می‌شود؛ ولی صاحب صدا دیده نمی‌شود. همانطور که خداوند از درخت با موسی {{ع}} سخن می‌گفت: و این از ویژگی‌های [[حضرت موسی]] {{ع}} بوده. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قالَ يا مُوسى‏ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتي‏ وَ بِكَلامي‏‏‏}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: حجاب همان واسطه است اما این واسطه خودش وحی نمی‌کند؛ مانند [[فرشته وحی]] <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۲ و ۹۳.</ref>. علامه طباطبائی وحی در خواب را از این قسم می‌داند.
:۳. '''ارسال [[فرشته]]''': منظور از رسول، [[جبرئیل]] "فرشته وحی" است. مبدأ وحی در اصل خداوند است؛ ولی به اذن خداوند، جبرئیل واسطه شده و وحی را به پیامبر نازل می‌کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمين‏ * عَلى‏ قَلْبِك‏‏‏‏}}﴾}}:
:#گاه فرشته به‌صورت انسانی زیبا برای پیامبر تمثل می‌یافت.
:#گاهی فرشته، وحی را در قلب پیامبر القاء می‌کرد.
:#گاه نیز [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} جبرئیل را به‌صورت اصلی خود مشاهده می‌کرد.
:#برخی نیز معتقدند که روح و باطن پیامبر با [[روح القدس]] ارتباط برقرار می‌کند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۴ و ۹۵.</ref>.
:[[علامه طباطبائی]] درباره آیه ۵۱ شوری {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}} می‌فرماید: "اینکه بعضی از مفسرین، [[رسول]] را، [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] می‌دانند که وحی را به مردم می‌رسانده درست نیست. چون رسول خدا پیام خدا را به مردم ابلاغ می‌کند، نه وحی را و معقول نیست که تبلیغ را وحی بخوانند. ازآنجاکه مبدأ وحی در تمامی این اقسام، خدای متعال است لذا می‌توان وحی را به‌طور مطلق به خدای سبحان نسبت داد. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}} در انتهای آیه، تعلیلی است برای مضمون آیه شریفه. یعنی خدای تعالی به خاطر علو مقامی که از خلق دارد، بزرگ‌تر از آن است که مانند گفتگوی مخلوقات با خلق خود و گفت‌وگو کند، و به خاطر حکمتش، راه وحی را برای سخن گفتن با خلق اختیار کرده. ازآنجاکه عقل همان‌طور که گاهی راه را نشان می‌دهد، گاهی هم به خطا می‌رود و به همین جهت خدای سبحان طریق وحی را برگزیده که از هر خطایی مصون است" <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۷-۱۹۹.</ref>.
===تقسیم دیگری در مورد وحی===
#'''وحی گفتاری "زبانی"''': خداوند یا پیک وحی پیام خاصی را به‌صورت گزاره‌ها و جملات معنادار بر پیامبرش القاء می‌کند. که گاهی تأکید بر محتوا می‌شود؛ مانند احادیث قدسی و گاهی بر الفاظ و محتواست؛ مانند قرآن کریم و گاهی به‌صورت مکتوب ارائه می‌شود؛ مانند الواح موسی.
#'''وحی افعالی''': در این‌گونه از وحی، پیام وجود ندارد بلکه منظور از آن مثلاً تجلی ظهور خدا برای انسان‌ها در عیسی مسیح {{ع}} است که مسلمانان آن را نمی‌پذیرند.


==وحی رسالی==
==وحی رسالی==
خط ۱۴۳: خط ۱۸۵:
ضرورت وحی بیان پاسخ به این پرسش است که بر فرض امکان یک نوع رابطه ویژه بین خدا و برگزیدگانی از بشر، حکمت این کار چیست؟ چه ضرورتی ایجاب می‌کند که شیوه خاصی از تعلیم در سرنوشت انسان به وجود آید؟ البته عناصر محوری [[نبوت]] دو چیز است: یکی قانون "وحی" و دیگری آورنده "[[پیامبر]]" لذا بخشی از دلایل ناظر به ضرورت وحی و بخش دیگر آن ناظر به ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]] است.
ضرورت وحی بیان پاسخ به این پرسش است که بر فرض امکان یک نوع رابطه ویژه بین خدا و برگزیدگانی از بشر، حکمت این کار چیست؟ چه ضرورتی ایجاب می‌کند که شیوه خاصی از تعلیم در سرنوشت انسان به وجود آید؟ البته عناصر محوری [[نبوت]] دو چیز است: یکی قانون "وحی" و دیگری آورنده "[[پیامبر]]" لذا بخشی از دلایل ناظر به ضرورت وحی و بخش دیگر آن ناظر به ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]] است.


==اقسام وحی==
واژه وحی و مشتقات آن در قرآن کریم حدود ۷۸ بار به کار رفته که بیشترین موارد استعمال آن [[وحی رسالی]] است و تنها چهل مورد آن درباره [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} است.
==کاربردهای مختلف وحی در قرآن==
:۱. '''وحی به زمین''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها}}﴾}}. دیدگاه‌های مختلف در مورد این وحی اینکه:
:#خداوند به زمین [[الهام]] کرد؛
:#خداوند به زمین اجازه داد؛
:#خداوند به‌سوی زمین [[فرشته]] می‌فرستد؛
:#خداوند به زمین امر کرد.
:۲. '''وحی به آسمان''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَوْحى‏ في‏ كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها}}﴾}}. بیشتر مفسران وحی را به معنای خلق و امر را به معنای شأن گرفته‌اند. [[علامه طباطبائی]]: منظور از "امر" حوادث مربوط به زمین است که به اهل آسمان یعنی [[فرشتگان]] ساکن در آن وحی می‌شود تا به زمین  برسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]] ص ۸۰-۸۳.</ref>. وحی به معنای خلق به قرینه نیاز دارد و اساسی‌ترین اشکال بر دیدگاه آخر اینکه از سیاق آیات و ضمیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْرَها}}﴾}} استفاده می‌شود که سخن درباره حوادث آسمان است؛ نه زمین؛ بنابراین "وحی" می‌تواند بر معنای القاء و "امر" نیز به معنای ایجاد امور تکوینی باشد.
:۳. '''وحی به زنبورعسل''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً}}﴾}}. از [[امام باقر]] درباره معنای این آیه پرسیده شد فرمود: منظور [[الهام]] است.
:۴. '''وحی به [[فرشتگان]]''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ يُوحي‏ رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُم‏}}﴾}}. که به معنای القاء معنا در نفس به‌طور پنهانی می‌باشد.
:5. '''وحی به شیاطین''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِم‏‏}}﴾}}. که به معنای القای وسوسه‌های پنهانی است.
:۶. '''وحی به مادر موسی''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏‏‏}}﴾}}. وحی در این آیه یا [[الهام|الهام قلبی]] است و یا همان خوابی که مادر موسی {{س}} دید و یا خبر دادن [[فرشته]] یا انبیای گذشته به مادر موسی <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۸۳-۸۵.</ref>.
:۷. '''وحی به حواریون''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا}}﴾}}. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: به آنان "حواریون" [[الهام]] شده است.
:۸. '''وحی به [[ائمه]]''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ}}﴾}}. وحی در این آیه تسدیدی یا تأییدی است؛ بدین معنا که وحی، آنان را تأیید می‌کند.
:۹. '''وحی به معنای اشاره''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ}}﴾}}.
:۱۰. '''[[وحی رسالی]]''': از مهم‌ترین اقسام وحی است که منظور از آن، وحی به [[پیامبران|پیامبران الهی]] است. یعنی خداوند متعال به طریقی پنهانی، [[شریعت]] را به بندگان برگزیده خود القاء می‌کند. از ظاهر آیات استفاده می‌شود که بر همه پیامبران الهی وحی شده است. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۸۶-۸۹.</ref>. [[حضرت عیسی]] بر ایوب، یونس، هارون و سلیمان مقدم داشته شده و "واو" در این آیه دلالت بر ترتیب نمی‌کند، بلکه اشاره می‌کند که بر همه پیامبران وحی شده است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۰.</ref>.
:[[پیامبران]]، انسان‌های تکامل‌یافته‌ای هستند که آمادگی دریافت وحی را در خودشان فراهم ساخته‌اند. [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]]: {{عربی|اندازه=150%|"لَا بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا وَ لَا نَبِيّاً حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْل"}} وحی خداوند، منحصر در انزال کتب نیست. [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان]] درباره آیه ۵۱ سوره شوری {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}} می‌فرماید: "وحی، گاهی به‌صورت کلام و سخن است... پاره‌ای از آن در قلوب [[انبیا]] القاء می‌شود و بعضی نیز به‌صورت رؤیاست... و برخی هم وحی و تنزیل است که تلاوت... می‌شود... ". [[علامه طباطبائی]] معنای این آیه را چنین بیان می‌کند: در هیچ بشری در این مقام قرار نمی‌گیرد که خدا با او تکلم کند به نوعی از انواع تکلم، مگر به یکی از سه نوع مذکور: ... در این آیه دو قسم اخیر را مقید به قیدی کرده: با این توضیح که در یکی واسطه، [[رسول]] است و در دیگری آن واسطه، حجاب است که وحی از ماورای آن صورت می‌گیرد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۰-۱۹۲.</ref>.
==اقسام [[وحی رسالی]]==
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}}.
:۱. '''سخن گفتن مستقیم با خدا''': وحی مستقیم همان قسمی است که حالت غشیان و سنگینی بر [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} عارض می‌شد. [[امام صادق]] {{ع}}. حالت غشوه وقتی عارض می‌شد که بین خدا و [[پیامبر]] واسطه‌ای نبود <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۱ و ۹۲.</ref>.
:در این قسم معنا و مقصود به‌طور مستقیم و بدون واسطه [[فرشته]] وحی و واسطه دیگری بر قلب [[پیامبر]] القاء شده است. از برخی آیات استفاده می‌شود که [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] تمام قرآن را به‌طور مستقیم از خدای متعال دریافت نموده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ}}﴾}} و: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً}}﴾}}. به‌هرحال وحی مستقیم، بالاترین نوع ارتباط [[انبیا]] با مبدأ عالم هستی است، مانند: عروج نبی مکرم اسلام {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى‏ * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏}}﴾}} {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏‏}}﴾}} <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۲-۱۹۴.</ref>.
:گاهی از این قسم وحی به "[[الهام]]" نیز تعبیر می‌شود. همچنین برخی "رؤیای صادقه" [[انبیا]] را از همین قسم دانسته‌اند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۲.</ref>.
:۲. '''سخن گفتن خدا با [[پیامبر]] از پس پرده''': بدان معنا که خداوند از طریق امواج صوتی خاص با پیامبرش سخن می‌گوید که از دیگران مخفی و پنهان است. یا پیامبرش سخن را می‌شنود، همچون سخنانی که از پشت پرده شنیده می‌شود <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۵.</ref>.
:منظور از پشت پرده این است که سخنی شنیده می‌شود؛ ولی صاحب صدا دیده نمی‌شود. همانطور که خداوند از درخت با موسی {{ع}} سخن می‌گفت: و این از ویژگی‌های [[حضرت موسی]] {{ع}} بوده. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قالَ يا مُوسى‏ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتي‏ وَ بِكَلامي‏‏‏}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: حجاب همان واسطه است اما این واسطه خودش وحی نمی‌کند؛ مانند [[فرشته وحی]] <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۲ و ۹۳.</ref>. علامه طباطبائی وحی در خواب را از این قسم می‌داند.
:۳. '''ارسال [[فرشته]]''': منظور از رسول، [[جبرئیل]] "فرشته وحی" است. مبدأ وحی در اصل خداوند است؛ ولی به اذن خداوند، جبرئیل واسطه شده و وحی را به پیامبر نازل می‌کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمين‏ * عَلى‏ قَلْبِك‏‏‏‏}}﴾}}:
:#گاه فرشته به‌صورت انسانی زیبا برای پیامبر تمثل می‌یافت.
:#گاهی فرشته، وحی را در قلب پیامبر القاء می‌کرد.
:#گاه نیز [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} جبرئیل را به‌صورت اصلی خود مشاهده می‌کرد.
:#برخی نیز معتقدند که روح و باطن پیامبر با [[روح القدس]] ارتباط برقرار می‌کند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۹۴ و ۹۵.</ref>.
:[[علامه طباطبائی]] درباره آیه ۵۱ شوری {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}} می‌فرماید: "اینکه بعضی از مفسرین، [[رسول]] را، [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] می‌دانند که وحی را به مردم می‌رسانده درست نیست. چون رسول خدا پیام خدا را به مردم ابلاغ می‌کند، نه وحی را و معقول نیست که تبلیغ را وحی بخوانند. ازآنجاکه مبدأ وحی در تمامی این اقسام، خدای متعال است لذا می‌توان وحی را به‌طور مطلق به خدای سبحان نسبت داد. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}﴾}} در انتهای آیه، تعلیلی است برای مضمون آیه شریفه. یعنی خدای تعالی به خاطر علو مقامی که از خلق دارد، بزرگ‌تر از آن است که مانند گفتگوی مخلوقات با خلق خود و گفت‌وگو کند، و به خاطر حکمتش، راه وحی را برای سخن گفتن با خلق اختیار کرده. ازآنجاکه عقل همان‌طور که گاهی راه را نشان می‌دهد، گاهی هم به خطا می‌رود و به همین جهت خدای سبحان طریق وحی را برگزیده که از هر خطایی مصون است" <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۹۷-۱۹۹.</ref>.
===تقسیم دیگری در مورد وحی===
#'''وحی گفتاری "زبانی"''': خداوند یا پیک وحی پیام خاصی را به‌صورت گزاره‌ها و جملات معنادار بر پیامبرش القاء می‌کند. که گاهی تأکید بر محتوا می‌شود؛ مانند احادیث قدسی و گاهی بر الفاظ و محتواست؛ مانند قرآن کریم و گاهی به‌صورت مکتوب ارائه می‌شود؛ مانند الواح موسی.
#'''وحی افعالی''': در این‌گونه از وحی، پیام وجود ندارد بلکه منظور از آن مثلاً تجلی ظهور خدا برای انسان‌ها در عیسی مسیح {{ع}} است که مسلمانان آن را نمی‌پذیرند.


==منابع==
==منابع==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش