بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۲: | خط ۲: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = فدک | | موضوع مرتبط = فدک | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = فدک | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[فدک در کلام اسلامی]] - [[فدک در تاریخ اسلامی]] - [[فدک در فقه سیاسی]] - [[فدک در معارف و سیره فاطمی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''فدک''' روستایی آباد و حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] بود که در سال ۷ هجری بدون خونریزی به دست [[پیامبر]]{{صل}} [[فتح]] شد و براساس [[آیات قرآن]] به عنوان، "فیئ" و ملک شخصی پیامبر{{صل}} بود و حضرت به [[دستور خداوند]] آن را به [[حضرت زهرا]]{{س}} بخشید. اما بعد از ایشان [[خلیفه اول]] براساس اهداف [[سیاسی]] آن را [[غصب]] کرد و در برابر استدلالات و [[بینه]] حضرت حاضر به پس دادن آن نشد. [[غصب فدک]] نمادی از [[مظلومیت اهل بیت]]{{ع}} است. | '''فدک''' روستایی آباد و حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] بود که در سال ۷ هجری بدون خونریزی به دست [[پیامبر]]{{صل}} [[فتح]] شد و براساس [[آیات قرآن]] به عنوان، "فیئ" و ملک شخصی پیامبر{{صل}} بود و حضرت به [[دستور خداوند]] آن را به [[حضرت زهرا]]{{س}} بخشید. اما بعد از ایشان [[خلیفه اول]] براساس اهداف [[سیاسی]] آن را [[غصب]] کرد و در برابر استدلالات و [[بینه]] حضرت حاضر به پس دادن آن نشد. [[غصب فدک]] نمادی از [[مظلومیت اهل بیت]]{{ع}} است. | ||
خط ۱۶۵: | خط ۱۶۴: | ||
[[علی بن برهان الدین حلبی]] مینویسد: {{عربی|إنه کتب لها بفدک و دخل علیه عمر فقال: ما هذا؟ فقال کتبته لفاطمة... ثم أخذ الکتاب فشقه}}<ref>السیره الحلبیه ج ۳ ص۳۶۳</ref>. [[ابوبکر]] برای [[فاطمه زهرا]]{{س}} درباره [[فدک]]، قبالهای نوشت، [[عمر]] نزد او آمد و گفت: این چیست؟ گفت: برای [[فاطمه]]{{س}} نوشتهام... سپس عمر آن نوشته را گرفت و پاره کرد. [[استقلال]] عمر در برابر [[خلیفه]] به جایی رسیده بود که به [[فرمان]] او گوش نمیداد؛ چنانکه [[قضاوت]] خلیفه را درباره فرزندش [[عاصم]] نپذیرفت؛ آنجا که ابوبکر [[حکم]] کرد: [[حق]] نگهداری کودکش عاصم که عمر [[مادر]] او را [[طلاق]] داده بود با مادر بزرگش باشد، اما عمر با وجود حکم ابوبکر آن را رد کرد و فرزندش را گرفت<ref>السیرة الحلبیة، علی بن برهان الدین الحلبی، ج۳، ص۳۶۲.</ref>. از این رو [[اشعث بن قیس]] به عمر میگفت: [[راز]] آنکه من نسبت به ابوبکر [[نافرمانی]] میکنم آن است که تو دستورهای او را زیر پا میگذاری<ref>شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، ص ۱۷۱۴.</ref> | [[علی بن برهان الدین حلبی]] مینویسد: {{عربی|إنه کتب لها بفدک و دخل علیه عمر فقال: ما هذا؟ فقال کتبته لفاطمة... ثم أخذ الکتاب فشقه}}<ref>السیره الحلبیه ج ۳ ص۳۶۳</ref>. [[ابوبکر]] برای [[فاطمه زهرا]]{{س}} درباره [[فدک]]، قبالهای نوشت، [[عمر]] نزد او آمد و گفت: این چیست؟ گفت: برای [[فاطمه]]{{س}} نوشتهام... سپس عمر آن نوشته را گرفت و پاره کرد. [[استقلال]] عمر در برابر [[خلیفه]] به جایی رسیده بود که به [[فرمان]] او گوش نمیداد؛ چنانکه [[قضاوت]] خلیفه را درباره فرزندش [[عاصم]] نپذیرفت؛ آنجا که ابوبکر [[حکم]] کرد: [[حق]] نگهداری کودکش عاصم که عمر [[مادر]] او را [[طلاق]] داده بود با مادر بزرگش باشد، اما عمر با وجود حکم ابوبکر آن را رد کرد و فرزندش را گرفت<ref>السیرة الحلبیة، علی بن برهان الدین الحلبی، ج۳، ص۳۶۲.</ref>. از این رو [[اشعث بن قیس]] به عمر میگفت: [[راز]] آنکه من نسبت به ابوبکر [[نافرمانی]] میکنم آن است که تو دستورهای او را زیر پا میگذاری<ref>شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، ص ۱۷۱۴.</ref> | ||
==منابع== | ==منابع== |