←جستارهای وابسته
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
#الغای یکجانبه پیمانهای [[مشرکان]]، مخصوص کسانی بوده که نشانههایی از [[آمادگی]] آنان برای [[پیمانشکنی]] ظاهر شده بود؛ اما کسانی که بر [[پیمان]] خود [[استوار]] بودند {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}} و هیچگاه بر خلاف شرایط [[پیمان]] گام برنداشتند و کم و کسری در آن ایجاد نکردند {{متن قرآن|ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا}} و نه احدی را بر ضد شما تقویت نمودند {{متن قرآن|وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا}} پیمانشان محترم شمرده میشود؛ | #الغای یکجانبه پیمانهای [[مشرکان]]، مخصوص کسانی بوده که نشانههایی از [[آمادگی]] آنان برای [[پیمانشکنی]] ظاهر شده بود؛ اما کسانی که بر [[پیمان]] خود [[استوار]] بودند {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}} و هیچگاه بر خلاف شرایط [[پیمان]] گام برنداشتند و کم و کسری در آن ایجاد نکردند {{متن قرآن|ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا}} و نه احدی را بر ضد شما تقویت نمودند {{متن قرآن|وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا}} پیمانشان محترم شمرده میشود؛ | ||
# [[خداوند]] اعلام میکند: [[مشرکان]] نباید [[انتظار]] داشته باشند [[خدا]] و فرستادهاش [[پیمان]] آنان را لغو نکنند، در حالی که آنان بارها در عمل نشان داده بودند که هرگاه دستشان برسد [[پیمانشکنی]] میکنند و ضربهای بر [[مسلمانان]] وارد میسازند. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ}} و یک گروه را که در [[اعمال]] خلاف و [[پیمانشکنی]] با سایر [[مشرکان]] [[شریک]] نبودند استثنا کرده، میگوید: مگر کسانی که با آنها نزد [[مسجدالحرام]] [[پیمان]] بستید - [[صلح حدیبیه]] - {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} این گروه مادام که به پیمانشان در برابر شما [[وفادار]] باشند شما هم [[وفادار]] بمانید {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}} زیرا [[خداوند]] [[پرهیزکاران]] – آنها را که از هرگونه [[پیمانشکنی]] اجتناب میورزند - [[دوست]] دارد {{متن قرآن| إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۷۵۶.</ref>. | # [[خداوند]] اعلام میکند: [[مشرکان]] نباید [[انتظار]] داشته باشند [[خدا]] و فرستادهاش [[پیمان]] آنان را لغو نکنند، در حالی که آنان بارها در عمل نشان داده بودند که هرگاه دستشان برسد [[پیمانشکنی]] میکنند و ضربهای بر [[مسلمانان]] وارد میسازند. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ}} و یک گروه را که در [[اعمال]] خلاف و [[پیمانشکنی]] با سایر [[مشرکان]] [[شریک]] نبودند استثنا کرده، میگوید: مگر کسانی که با آنها نزد [[مسجدالحرام]] [[پیمان]] بستید - [[صلح حدیبیه]] - {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} این گروه مادام که به پیمانشان در برابر شما [[وفادار]] باشند شما هم [[وفادار]] بمانید {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}} زیرا [[خداوند]] [[پرهیزکاران]] – آنها را که از هرگونه [[پیمانشکنی]] اجتناب میورزند - [[دوست]] دارد {{متن قرآن| إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۷۵۶.</ref>. | ||
==عهد== | |||
واژه «[[عهد]]» در [[آیه ابتلاء]] به معنای [[امامت]] [[تفسیر]] شده است؛ چراکه در پاسخ به تقاضای [[ابراهیم]]{{ع}} مبنی بر برخورداری [[ذریه]] وی از [[مقام امام]]، واقع شده است<ref>محمد بن الحسن الطوسی، تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۵۵؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۱۹۱ و مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۰۲.</ref>. | |||
در مقاییس اللغة و العین آمده است: | |||
این واژه در اصل به معنای [[حفظ]] و نگهداشتن چیزی و ایجاد [[پیمان]] است و عهدی که برای [[حکام]] و [[والیان]] نوشته میشود و نیز [[وصیت]] و قسم از این باب بوده و جمع آن عهود میباشد. و به خاطر لطفی که در [[باران]] هست و گویی که باران در [[بهار]] متعهدانه میبارد، باران را عهد و عهاد نیز گفتهاند<ref>معجم مقاییس اللغة، ص۶۸۷ و العین، ص۶۹۱.</ref>. | |||
ابن منظور میگوید: | |||
هر آن چیزی که بر آن با [[خداوند]] پیمان ببندند و یا هر آنچه که میان [[بندگان]] از مواثیق و پیمان است، عهد نامیده میشود و نیز بر امر [[یتیم]] و هر آنچه خداوند در [[قرآن کریم]] بدان امر کرده است نیز عهد گفته میشود<ref>لسان العرب، ج۹، ص۴۴۸.</ref>. | |||
صاحب التحقیق مینویسد: | |||
این واژه در اصل به معنای التزامی معین در برابر شخص دیگر یا [[پایبندی]] در امر و کاری میباشد. | |||
و اما حفظ و نگه داشتن در واقع از آثار این [[التزام]] است، همانگونه که قسم، عهد و وصیت از اسباب [[تعهد]] میباشد؛ یعنی آن عهدی که به واسطه [[عقد]] یا وصیت یا قسم - یا هر آنچه که دلالت بر [[معاهده]] یا التزام نماید- حاصل گشته، سپس بر [[ذمه]] و عهده قرار میگیرد و باعث [[وجوب]] نگه داشتن آن میشود. بدین روی عهد دارای مفهومی عام است و اگر مسائلی چون عقد، وصیت و قسم موجب التزام در برابر شخص دیگری گردند، در این صورت از مصادیق عهد به شمار میآیند. | |||
سپس عهد یا از [[خالق]] است یا از مخلوق و هر کدام از این دو یا در ذات و [[تکوین]] است یا در قول و اظهار. | |||
#[[عهد]] [[خدا]] در [[تکوین]] و [[افاضه]] در ذات، مانند: {{متن قرآن|...قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. در واقع این [[آیه]] اشاره به عهدی است که در ذات ایجاد میشود و به وسیله آن [[خلوص]]، [[عصمت]] و [[حقیقت]] [[بندگی]] و کمال تحقق مییابد. | |||
#اظهار و بیان عهد از سوی [[خداوند]]، مانند: {{متن قرآن|...وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ...}}<ref>«...و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طوافکنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوعکنندگان سجدهگزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. {{متن قرآن|...وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ...}}<ref>«و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم» سوره بقره، آیه ۴۰.</ref>. | |||
#اما بیان عهد از سوی [[بندگان]] {{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ}}<ref>«و چون با خداوند پیمان بستید وفا کنید» سوره نحل، آیه ۹۱.</ref>. {{متن قرآن|...وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref>. | |||
#عهد ذاتی از [[عبد]] و بندگان، مانند: {{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref>. این عهد در نفس و ذات عبد تحقق مییابد و برآمده از [[ایمان یقینی]] و [[راسخ]]، [[شهود]] و [[حق الیقین]] است<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۲۴۶-۲۴۷.</ref>. | |||
راغب در مفردات مینویسد: | |||
عهد: [[حفظ]] و نگهداری و رعایت چیزی است که مراعات آن لازم است خداوند میفرماید:. {{متن قرآن|...وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref>. | |||
[[عهد خداوند]] سه مورد و مفهوم دارد. | |||
#عهد گاهی به چیزی است که خداوند در اندیشههای ما آن را ثابت میدارد (عهد [[فطری]]) مانند: {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ...}}<ref>«ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>. | |||
#گاهی به چیزی است که در [[قرآن]] و [[سنت]] پیامبرش ما را به آن امر کرده است ([[عهد]] [[شرعی]]) مانند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>. | |||
#زمانی عهد [[خدا]] به چیزی است که پایبند به آن هستیم ولی در اصول [[شریعت]]، الزامی نیست، مثل [[نذر]] کردن و هر چیزی که در [[حکم]] نذر باشد (عهد قرار دادی، بین [[بنده]] و خدا) مانند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ...}}<ref>«و از ایشان کسانی هستند که با خداوند پیمان بستند» سوره توبه، آیه ۷۵.</ref>. | |||
در [[عرف]] شریعت به پیمانی که با [[کافران]] بسته شده و در [[ذمه]] آنان است نیز «عهد» یا «ذو العهد» میگویند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|لا یقتل مؤمن و لا ذو عهد فی عهده}}؛ «هیچ [[ذمی]] در عهدش کشته نمیشود و همچنین مشرکی که [[امان]] بخواهد و در [[دار الاسلام]] داخل شود». | |||
به عهد و [[پیمان]] و وثیقهای که میان دو نفر بسته شود نیز عهد گفته میشود<ref>مفردات الفاظ القرآن، ص۵۹۱-۵۹۲.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۸۳.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||