←ضرورت امامت نزد اشاعره
| خط ۱۴۹: | خط ۱۴۹: | ||
*اشاعره، وجوب [[امامت]] را "وجوب علی الناس" و "نقلی" میدانند چون به حسن و قبح عقلی اعتقاد ندارند. | *اشاعره، وجوب [[امامت]] را "وجوب علی الناس" و "نقلی" میدانند چون به حسن و قبح عقلی اعتقاد ندارند. | ||
*'''ادله اشاعره بر ضرورت [[امامت]]:''' | *'''ادله اشاعره بر ضرورت [[امامت]]:''' | ||
*'''۱. اجماع:''' عمدهترین دلیل آنان، اجماع صحابه و دیگران بر این امر است. میگویند: آنگاه که [[ابوبکر]] گفت: باید برای جانشینی [[پیامبر]] فردی انتخاب شود هیچ کس نگفت که نیازی به [[امام]] نداریم و همه لزوم جانشینی را تایید کردند. پس از صحابه، امت اسلام نیز به عمل آنان، مهر تایید زد و از طرفی در حدیث آمده:{{عربی|اندازه=150%|" | *'''۱. اجماع:''' عمدهترین دلیل آنان، اجماع صحابه و دیگران بر این امر است. میگویند: آنگاه که [[ابوبکر]] گفت: باید برای جانشینی [[پیامبر]] فردی انتخاب شود هیچ کس نگفت که نیازی به [[امام]] نداریم و همه لزوم جانشینی را تایید کردند. پس از صحابه، امت اسلام نیز به عمل آنان، مهر تایید زد و از طرفی در حدیث آمده:{{عربی|اندازه=150%|" لا تجتمع أمّتي على الضلالة "}} | ||
*'''نقد دلیل اجماع:''' | *'''نقد دلیل اجماع:''' | ||
*اول) این اجماع با هیچ یک از معانی معتبر اجماع در نزد [[اهل سنت]]، سازگاری ندارد؛ چرا که اجماع از نظر [[اهل سنت]] یکی از موارد ذیل است: | *اول) این اجماع با هیچ یک از معانی معتبر اجماع در نزد [[اهل سنت]]، سازگاری ندارد؛ چرا که اجماع از نظر [[اهل سنت]] یکی از موارد ذیل است: | ||
| خط ۱۵۸: | خط ۱۵۸: | ||
*در سقیفه، اجماع به هیچ یک از معانی فوق، حاصل نشد. زیرا [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[حضرت زهرا]]{{س}} و [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} و .... [[سعد بن عباده]] و جمعی از صحابه بزرگ مانند [[سلمان فارسی]] و [[ابوذر]] و [[مقداد]] و [[عمار]] و... که از بزرگان اهل حل و عقد، از اعاظم علمای اسلام به شمار میآمدند، در سقیفه حضور نداشتند . | *در سقیفه، اجماع به هیچ یک از معانی فوق، حاصل نشد. زیرا [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[حضرت زهرا]]{{س}} و [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} و .... [[سعد بن عباده]] و جمعی از صحابه بزرگ مانند [[سلمان فارسی]] و [[ابوذر]] و [[مقداد]] و [[عمار]] و... که از بزرگان اهل حل و عقد، از اعاظم علمای اسلام به شمار میآمدند، در سقیفه حضور نداشتند . | ||
[ص 127 و 128 امامت پژوهی] | [ص 127 و 128 امامت پژوهی] | ||
*دوم) استدلال به اجماع، مشتمل بر مغاطلۀ {{عربی|اندازه=150%|" | *دوم) استدلال به اجماع، مشتمل بر مغاطلۀ {{عربی|اندازه=150%|"اخذ ما لیس بعلة علة "}} است زیرا اجماع مزبور، اخص از مدعاست. چرا که مدعا، اصل وجوب شرعی نصب [[امام]] به طور عام است، اما دلیل، اجماعی است که بر یکی از مصادیق مدعا صورت گرفته است. | ||
*سوم) ایراد دیگر این است که این اجماع در صورتی معتبر است که مستند به یک دلیل شرعی باشد. | *سوم) ایراد دیگر این است که این اجماع در صورتی معتبر است که مستند به یک دلیل شرعی باشد. | ||
*صحابه با چه دلیلی بر وجوب نصب [[امام]]، بر مردم اجماع نمودند؟ | *صحابه با چه دلیلی بر وجوب نصب [[امام]]، بر مردم اجماع نمودند؟ | ||
| خط ۱۷۵: | خط ۱۷۵: | ||
*'''نقد دلیل:''' [[خواجه نصیر الدین طوسی]] میگوید: مقدمه اول قیاس مذکور، از باب حسن و قبح عقلی است که رازی آن را قبول ندارد و مقدمۀ دوم آن، چنان وضوح عقلی دارد که نیازی به اجماع نیست . | *'''نقد دلیل:''' [[خواجه نصیر الدین طوسی]] میگوید: مقدمه اول قیاس مذکور، از باب حسن و قبح عقلی است که رازی آن را قبول ندارد و مقدمۀ دوم آن، چنان وضوح عقلی دارد که نیازی به اجماع نیست . | ||
[ص 132 تا 134 امامت پژوهی] | [ص 132 تا 134 امامت پژوهی] | ||
۶. '''حدیث {{عربی|اندازه=150%|" | ۶. '''حدیث {{عربی|اندازه=150%|" مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً "}}:''' معرفت [[امام]]، به حکم حدیث فوق، شرعاً واجب است و از آن جا که معرفت، فرع بر حصول و تعیین است، باید گفت که تعیین و انتخاب امام، شرعاً بر مردم واجب است. | ||
*[[تفتازانی]] در مقام اعتراض میگوید: بنابر حدیثی، [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرمایند: "خلافت بعد از من، سی سال است و بعد از آن، به سلطنت گزنده تبدیل میگردد". | *[[تفتازانی]] در مقام اعتراض میگوید: بنابر حدیثی، [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرمایند: "خلافت بعد از من، سی سال است و بعد از آن، به سلطنت گزنده تبدیل میگردد". | ||
*لازمۀ دو حدیث فوق، این است که پس از خلفای راشدین، زمان و مکان، از [[امام]]، خالی شود و همه امت، عاصی گردند و مردمانشان، مردن جاهلیت باشد. | *لازمۀ دو حدیث فوق، این است که پس از خلفای راشدین، زمان و مکان، از [[امام]]، خالی شود و همه امت، عاصی گردند و مردمانشان، مردن جاهلیت باشد. | ||
*[[ملاصدرا]] در شرح اصول کافی مینویسد: بر فرض که دلیل یاد شده، تمام باشد، مفاد آن، صرفاً وجوب معرفت [[امام]] است نه وجوب نصب آن. | *[[ملاصدرا]] در شرح اصول کافی مینویسد: بر فرض که دلیل یاد شده، تمام باشد، مفاد آن، صرفاً وجوب معرفت [[امام]] است نه وجوب نصب آن. | ||
[ص 135 و 136 امامت پژوهی] | [ص 135 و 136 امامت پژوهی] | ||
===ضرورت [[امامت]] نزد ماتریدیه=== | ===ضرورت [[امامت]] نزد ماتریدیه=== | ||
*ماتریدیه با اشاعره همداستاناند و دلیل عقلی خالص –مستقلات عقلیه- را بر وجوب [[امامت]] قبول ندارند. | *ماتریدیه با اشاعره همداستاناند و دلیل عقلی خالص –مستقلات عقلیه- را بر وجوب [[امامت]] قبول ندارند. | ||