ضرورت نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۸۰۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ ژوئن ۲۰۱۸
خط ۹۰: خط ۹۰:
* از بُعد اجتماعی نیز می‌توان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکل‌گیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمین‌کننده مسئولیت‌ها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست می‌آید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمی‌تواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که می‌توان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
* از بُعد اجتماعی نیز می‌توان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکل‌گیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمین‌کننده مسئولیت‌ها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست می‌آید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمی‌تواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که می‌توان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
* تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید این قوانین را چگونه می‌توان به دست آورد. باید توجه داشت هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}}، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|"لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ‏ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم‏"}} <ref> [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۹۹. </ref>. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحت‌های ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی [[معصوم]] لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها می‌شود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر [[امام صادق]] {{ع}} نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به [[انبیا|انبیای الهی]] است. {{عربی|اندازه=150%|"ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم‏"}} <ref> [[توحید صدوق (کتاب)|توحید صدوق]]، ص۲۴۹. </ref>. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی می‌کنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان می‌شود، بیان می‌کنند. <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.</ref>.
* تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید این قوانین را چگونه می‌توان به دست آورد. باید توجه داشت هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}}، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|"لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ‏ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم‏"}} <ref> [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۹۹. </ref>. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحت‌های ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی [[معصوم]] لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها می‌شود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر [[امام صادق]] {{ع}} نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به [[انبیا|انبیای الهی]] است. {{عربی|اندازه=150%|"ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم‏"}} <ref> [[توحید صدوق (کتاب)|توحید صدوق]]، ص۲۴۹. </ref>. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی می‌کنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان می‌شود، بیان می‌کنند. <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.</ref>.
==ضرورت عرفانی [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
[[ابن عربی|محیی الدین ابن عربی]]، ضمن پذیرش حسن و قبح و ذاتی بودن آن دو برای اشیاء حسن و قبیح، به توانایی ادراک انسانی برای پاره‌ای از حُسن و قبح‌ها و عدم توانایی ادراک پاره دیگری از حسن و قبح‌ها اعتراف می‌کند و برای شناخت دسته دوم از حسن و قبح‌ها، [[شریعت]] را لازم و ضروری می‌داند. وی تصریح می‌کند که اگر انسانی بمیرد حق‌تعالی از او درباره تکالیف شرعی خواهد پرسید؟؟ بر این اساس، اطاعت و پذیرش عقل از احکام شرعی، لازم و ضروری است.
غایت وجود انسان، سیر و سلوک به‌سوی خداوند متعال است که چهار مرحله دارد: اول: سیر من الخلق إلی الله به نفی "ما سوی" از خود، بلکه به نفی خود نیز از خود دوم: سیر فی الله به مشاهده ذات احدیت به اعتبار تعینی از تعینات صفات سوم: سیر مع الله، به مشاهده هویت مطلقه با تعینی از تعینات خلقیه گویند چهارم: سیر من الله إلی الخلق به حمل اوامر نواهی الهیه و قوانین [[شریعت]] برای هدایت تشنگان عالم امکان. و شک نیست که این اسفار اربعه، مترتب است بعضی بر بعضی و مراد از [[نبی]]، مسافر سفر چهارم است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۹ و ۹۱.</ref>.


==شبهه‌های ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
==شبهه‌های ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
۱۳۰٬۱۳۵

ویرایش