بشارت پیامبر

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل بشارت پیامبر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

بشارت پیامبر به معنای خبر دادن پیامبری به پیامبری شخص دیگری که خود بر صدق مدعای او گواهی دهد و پیامبری او را تأیید کند.

بشارت پیامبر راهی برای اثبات نبوت

  • یکی از راه‌های اثبات حقانیت مدعی پیامبری از طریق معرفی سایر پیامبران است. یعنی یکی از پیامبران الهی بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همان‌گونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام عصمت برخوردارند و یکی از مراتب آن، عصمت از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است[۱].

راه تحقق بشارت پیامبر

  • اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است[۲]:
  1. آنکه گواهی پیامبر مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطه‌ای، شهادت و گواهی پیامبر را بشنویم، یا گواهی او به‌ صورت متواتر برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی انبیا مواردی دیده می‌شود که پیامبر پیشین به فرمان الهی در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند حضرت داوود که به امر خداوند فرزند خود حضرت سلیمان را به‌زعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد[۳] البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم می‌رسیده است، مثل بشارت حضرت یحیی به پیامبری حضرت عیسی[۴][۵].
  2. آن است که اوصاف و نشانه‌های شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری به‌زروشنی تطبیق کند. مانند بشارت حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی(ع) بر نبوت رسول اکرم(ص)؛ چنان که در قرآن حکایت شده است:﴿﴿ وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ [۶][۷].
  • از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمی‌آید اوصاف نبی مکرم اسلام در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان به‌عنوان پیامبر آخرین هیچ‌گونه تردیدی نداشتند:﴿﴿ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۸][۹].
  • البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به‌ ویژه آنکه در مورد نخستین پیامبر از سلسله انبیا، کارایی ندارد[۱۰].
  • بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت پیامبر معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد [۱۱]
  • بشارات انبیا پیشین به رسول گرامی اسلام (ص): همان‌گونه که گذشت، دین نزد خداوند متعال یکی و آن اسلام است، همانی که هسته مشترک و متحد انبیای الهی است و همه پیامبران به آن دعوت کرده‌اند. شهادت به وحدانیت خداوند، و رسالت پیامبر خاتم (ص) از ضروریات اولیه و ذاتی دین اسلام است. در همین راستا رسول خدا (ص) فرمود:"خداوند عظیم‌ الشأن به حضرت عیسی(ع) وحی فرمود: به بنی‌ اسرائیل بگو به من، و به رسول امی من، ایمان آورند[۱۲][۱۳].
  • بدیهی است ایمان و اعتقاد امت‌های انبیای پیشین به این مهم، یعنی رسالت رسول خدا (ص)، مستلزم آن است که این اعتقاد در کتب انبیای گذشته بیان شده، و به ظهور ایشان وعده داده شده باشد. قرآن کریم به ثبت نام و نشان رسول خدا (ص) در تورات و انجیل این‌گونه اشاره می‌فرماید:﴿﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ [۱۴][۱۵].
  • حضرت باقر (ع)، اسامی رسول خدا (ص) را در کتب آسمانی پیشین چنین معرفی می‌فرمایند:"اسم رسول خدا (ص) در صحف ابراهیم، ماحِی؛ در تورات، حادّ؛ در انجیل، احمد، و در قرآن، محمد است. ماحی، به معنی آن است که بت‌ها و هر معبودی جز خداوند رحمان را محو می‌کند. حادّ، به معنای کسی است که با دشمنان خدا و دین، چه درو باشد و چه نزدیک، دشمنی می‌کند. احمد، بدین معناست که به سبب کارهای پسندیده‌ای که دارد، در تمام کتب آسمانی، مورد حمد و ستایش خداوند قرار گرفته است. و محمد، بدین معناست که خداوند، فرشتگان، و همه انبیا و رسولان وی، و همه امت‌های ایشان، وی را ستایش نموده و بر وی درود می‌فرستند[۱۶][۱۷].
  • آیه دیگری از قرآن دلالت می‌کند که دانشمندان اهل کتاب نسبت به رسول خدا (ص)، شناخت دقیق و روشنی داشته‌اند:﴿﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۱۸][۱۹].
  • در راستای اعتقاد به اسلام و مبانی آن، انبیا در طول تاریخ، مردم زمان خویش را به آمدن رسولان بعدی، به‌ویژه رسول خدا (ص) وعده می‌دادند. از این اطلاع‌رسانی در زبان مذهبی با واژه بشارت یاد شده است. قرآن کریم از زبان عیسی بن مریم (ع) می‌فرماید:﴿﴿ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ [۲۰][۲۱].
  • پیامبر بزرگ اسلام (ص) در مورد بشارت به نبوت خود می‌فرمایند:"ای مردم، انبیا و رسولان پیشین، جملگی به من بشارت داده‌اند"[۲۲][۲۳].
  • علاوه بر آیات فوق الذکر، در چندین آیه دیگر از آیات قرآنی موضوع نبوت پیامبر اسلام در کتب آسمانی پیشین و بشارت به آن بزرگوار مطرح گردیده است[۲۴]. این امر از اهمیت و جایگاه این اعتقاد در مکتب انبیا حکایت می‌کند[۲۵].
  • در حال حاضر قدیمی‌ترین کتاب‌های منسوب به انبیای پیشین، کتاب‌های عهدین شامل تورات و انجیل است. گرچه این کتاب‌ها از دستبرد تحریف در امان نمانده‌اند، و گروه‌هایی به منظور باقی ماندن ریاست ظاهری خود، بسیاری از بشارات روشن را که دلالت بر آن حضرت و جانشینان گرامی‌اش داشته‌اند، حذف کرده و یا دلالت‌های آنها را از صراحت انداخته‌اند، ولی بازهم بشاراتی در همین کتاب‌ها باقی مانده است که به دو مورد آن اشاره می‌شود. در سفر تثنیه تورات، وصیت حضرت موسی (ع) قبل از فوتش را چنین بیان می‌کند:"خداوند از سینا برآمد، و از سعیر نمودار گشت، و از کوه فاران نورافشان شد و با ده هزار مقربان ورود نمود، و از دست راستش شریعت ی آتشین برای ایشان رسید" [۲۶][۲۷].
  • مقصود از آمدن خدا در سینا، تورات، در سعیر، انجیل؛ و در فاران، قرآن است. زیرا سینا محل بعثت حضرت موسی (ع)؛ سعیر واقع در جنوب فلسطین، محل بعثت حضرت عیسی (ع)، و فاران در مکه محل بعثت رسول خدا (ص) می‌باشد[۲۸].
  • در انجیل یوحنا، پیامبر اسلام به زبان عبری با نام "فارِقْلیط" معرفی شده است[۲۹]. که به معنای "احمد" در زبان عربی، و "ستوده" در زبان فارسی است. در بعضی از انجیل‌هایی که به زبان عربی ترجمه شده است، از ظهور فارقلیط و دائمی بودن آیین وی سخن گفته شده است، در حالی که در ترجمه‌های فارسی انجیل یوحنا، به جای ترجمه صحیح فارقلیط، که "ستوده" است، از واژه "تسلی دهنده" استفاده شده است تا بشارت حضرت عیسی (ع) را از دلالت بر رسول اکرم خارج سازند[۳۰][۳۱].
  • همچنین در انجیل برنابا، تصریحات زیادی بر نبوت پیامبر اسلام شده است. ازجمله در حکایت بیرون آمدن آدم (ع) از جنت چنین بیان شده است[۳۲]:
  • خداوند خود را ازنظر پنهان داشت و فرشته میکاییل آنها را از بهشت بیرون راند. هنگامی‌ که آدم برمی‌گذشت، متوجه شد بالای دروازه بهشت نوشته است:"لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ مُحَمَّدٌ رَسُولُ‏ اللَّهِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۳۳][۳۴].
  • مجموعه ویژگی‌های رسول خدا (ص) و حکومت ایشان در کتب پیشینیان آن‌قدر صراحت داشته است که به فرموده حضرت صادق (ع)، یهود در کتاب‌های خود، خبر ظهور و هجرت پیامبر آخرالزمان را می‌بینند، و به جهت یاری حضرت به اطراف مدینه رفته، در آنجا ساکن می‌شوند[۳۵][۳۶].
  • بعد از کوچ یهودیان به مدینه، تُبّع اول پادشاه یمن که هزار سال قبل از رسول خدا (ص) می‌زیست در حمله به مدینه، با یهودیان آشنا می‌شود و به پیامبر خاتم ایمان می‌آورد و دو قبیله اوس و خزرج از بستگان خویش در یمن را در کنار یهودیان ساکن می‌کند تا وقتی پیامبر خاتم مبعوث گردید، وی را یاری نمایند. وی همچنین نامه‌ای برای حضرت می‌نویسد و به وزیر خویش می‌دهد تا آیندگان به دست رسول خدا (ص) برسانند. تُبّع در این نامه، ایمان خویش به حضرتش را ظاهر ساخت و از ایشان طلب شفاعت می‌کند [۳۷][۳۸].
  • بشارات دقیق و منقول در کتب آسمانی به‌گونه‌ای بوده است که بعضی از علما و پیروان آن ادیان، علائم و آثار نبوت را در رسول خدا (ص) حتی در سن کودکی و در جوان‌سالی تشخیص داده، ایمان خویش را به نبوتش ظاهر می‌ساختند. آنچه میان بحیرای راهب با حضرت در نخستین سفر ایشان در هشت سالگی با کاروان تجاری حضرت ابوطالب (ع) اتفاق افتاد[۳۹]، و داستان ملاقات حضرت با راهب مسیحی در سفر تجاری حضرت به شام که در بیست و پنج سالگی به وقوع پیوست[۴۰]، نمونه‌هایی است که آماده‌سازی قبلی حضرت مسیح (ع) برای ظهور رسول خدا (ص) را در میان مسیحیان نشان می‌دهد[۴۱].
  • یکی از نکاتی که در بحث بشارت مشخص می‌گردد آن است که اگر منظور از بشارت برای هدایت بوده است، نمی‌تواند به‌صورت پیچیده، و گنگ مطرح شده باشد. لذا بشارات در متون اصلی، بسیار صریح و روشن و غیرقابل تأویل بیان شده است[۴۲].
  • قرآن کریم موضوع بشارت انبیا را در محیطی پر از کینه و دشمنی مطرح می‌سازد. پس اگر چنین ادعایی دروغ بود و آثار بشارات انبیا در کتب سابق یافت نمی‌شد. دشمنان اسلام برای مبارزه با حضرت، یک لحظه آرام نمی‌نشستند و به‌راحتی مکتب اسلام را در نطفه خفه می‌کردند. ازاین‌رو، مخالفت عالمان یهود و نصاری با رسول خدا (ص)، از جهت عدم انطباق بشارت‌ها با ایشان نبوده است، بلکه نوعاً از سر آگاهی، و با اطمینان به حقانیت ایشان صورت می‌گرفت است[۴۳][۴۴].

منابع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع بشارت پیامبر



پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.
  2. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.
  3. کمال الدین، ج ۱، ص ۱۵۵.
  4. کمال الدین، ج ۱، ص ۱۵۸.
  5. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.
  6. و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۴.
  7. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.
  8. کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۱۴۶.
  9. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.
  10. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱- ۱۸۳.
  11. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۱۲۷.
  12. " أَوْحَى‏ اللَّهُ‏ تَعَالَى‏ جَلَّتْ‏ عَظَمَتُهُ‏ إِلَى‏ عِيسَى‏ ... أَخْبِرْهُمْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي النَّبِيِّ الْأُمِّي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ قصص الأنبیاء، ص:۲۷۱.
  13. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  14. همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۵۷.
  15. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  16. من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص:۱۷۷ – ۱۷۸.
  17. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  18. کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۶.
  19. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  20. ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۶.
  21. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  22. " أَيُّهَا النَّاسُ‏ بِي‏ وَ اللَّهِ‏ بُشِّرَ الْأَوَّلُونَ‏ مِنَ‏ النَّبِيِّينَ‏ وَ الْمُرْسَلِينَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ احتجاج، ج۱، ص۶۰.
  23. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  24. بقره / ۸۹ و ۱۰۱؛ آل عمران / ۸۱ – ۸۲ و ۱۸۷؛ انعام / ۲۰؛ شعراء / ۱۹۶ – ۱۹۷.
  25. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  26. کتاب مقدس، عهد عتیق، تورات، سفر تثنیه، باب ۳۳ به نقل از عوامل تحریف، ج۴، ص۱۷ – ۲۰ و ۱۱۴– ۱۱۵.
  27. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  28. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  29. کتاب مقدس، عهد عتیق، تورات، سفر تثنیه، باب ۳۳ به نقل از عوامل تحریف، ج۴، ص۱۷ – ۲۰ و ۱۱۴– ۱۱۵.
  30. عوامل تحریف، ج۴، ص۱۱۴– ۱۲۴؛ جهت مطالعه بیشتر بحث بشارات انبیاء، می‌توان به کتاب‌های انیس الاعلام، سیف المؤمنین فی قتال المشرکین، محضر الشهود، بشارات عهدین، و نقش ائمه در احیای دین، جلد چهارم، مراجعه نمود.
  31. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  32. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  33. انجیل برنابا، فصل ۴۱، آیه ۳۳ – ۳۴.
  34. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  35. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴۹.
  36. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  37. مناقب، ج۱، ص۱۵ – ۱۶؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴۹.
  38. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  39. کمال الدین، ج۱، ص۱۸۲ – ۱۸۸.
  40. کمال الدین، ج۱، ص۱۹۰ – ۱۹۱.
  41. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  42. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.
  43. بقره / ۸۹ و ۱۰۱ و ۱۴۷؛ آل عمران / ۱۸۷؛ نمل / ۱۵؛ صف / ۶.
  44. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.