بداء در لغت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۱۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

لغت‌شناسان بداء را از ریشه «ب د و» مشتق می‌دانند که معنای حقیقی آن ظهور و پیدا شدن است و اگر با حرف اضافه «لـِ» همراه شود، غالباً بر پیدا شدن رأی جدید دلالت دارد[۱].[۲]

«بداء» در لغت به معنی آشکار شدن است و هرگاه به انسان نسبت داده شود، مقصود این است که چیزی که بر او پنهان بوده، آشکار شده و رای او در مورد آن تغییر کرده است[۳]. اگر بداء به رأی و عقیده استناد یابد در صورتی که شخص مسبوق به رأیی نباشد، به معنای پیدایش رأی است وگرنه به معنای تغییر رأی خواهد بود[۴]. از این رو معنای جهل و تغییر رأی و اراده نیز در آن نهفته است. زمانی که انسان، چیزی را نمی‌داند و سپس بر او آشکار می‌شود و رأی و نظرش دگرگون می‌گردد، می‌‌گویند بداء حاصل شده است[۵].

منابع

پانویس

  1. ابن فارس در معجم مقاییس اللغه (ج ۱، ص۲۱۲)، عبارت «بدا لی فی هذا الامر بداء» را چنین معنا می‌کند: «رأی من نسبت به آن‌چه بود، دگرگون شد». ابن منظور نیز در لسان العرب (ذیل واژه)، از صحاح اللغه جوهری نقل کرده است که «بدالی فی الامر بداء» به معنای پیدا شدن رأی جدید است، و به کسی که رأی نو پیدا می‌کند «ذوبدوات» می‌گویند. در واقع، معمولاً فعل «بدا» وقتی با حرف اضافه «لـِ» همراه می‌شود، مسندالیه آن مصدر «بداء» و فاعل حقیقی این بداء همان متعلق حرف جر است. اما اگر فاعل «بدا» شیء یا شخص باشد، به همان معنای ظهور به کار رفته است. (برای مثال، ر.ک: زمر، آیات ۴۸-۴۷ و جائیه آیه ۳۳) میرداماد نیز در نبراس الضیاء (ص ۵۷)، همین معنا را برای بداء آورده و به لغت‌شناسان نسبت داده است.
  2. طارمی، حسن، مقاله «بداء»، دانشنامه امام علی ج۲ ص ۲۸۵.
  3. لسان العرب، ج۱، ص۴۱-۴۲؛ الصحاح، ج۲، ص۱۱۶۰؛ اقرب الموارد، ج۱، ص۳۴.
  4. مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۲۱۲؛ النهایه، ص‌۱۰۹.
  5. دیبا، حسین، بداء، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵، ص۳۷۴-۳۷۸؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۴۹-۵۰.