نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Bahmani(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۱۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۱۳ توسط Bahmani(بحث | مشارکتها)
روایات دیگری هم دربارۀ جفر وارد شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
بعضی از اصحاب امام صادق(علیه السلام) از جفر سوال کردند، حضرت فرمودند:[۱] «پوست گاوی است پر از علم... .»[۲]
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۳] «به درستی جفر پیش ما است و آنها چه میدانند جفر چیست؟ ظرفی است از پوست که در آن علم پیامبران و جانشینان آنها و علمای از بنی اسرائیل است.»[۴]
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «و جفر نزد ما است و آن پوست دباغی شده است، به تحقیق در آن نوشته شد حتی پاچههایش هم پر شد. آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا قیامت، در آن وجود دارد.»[۵]
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۶] «زیدیه مدعی هستند که جفر نزد آنها است، دروغ میگویند؛ اگر راست میگویند، قضاوت های علی(علیه السلام) و احکام و میراثی را که فرموده است و در جفر موجود است، بیرون بیاورند و راجع به میراث خالهها و عمهها از آنها بپرسید، اگر توانستند جواب گویند.»[۷]
از سلیمان صدری از نصر بن قابوس قل شده گفت:[۸] "پیش امام رضا(علیه السلام) در منزلش بودم، امام دست مرا گرفت، و در اطاقی برد، در آن دیدم علی(علیه السلام) فرزند امام را که در دستش کتابی بود و در آن نگاه میکرد". امام فرمود: «ای نصر این را میشناسی»، گفتم: "بلی، این فرزند شما علی(علیه السلام) است"، امام فرمود: «ای نصر آن کتاب را که در آن نگاه میکند میدانی؟» گفتم: "نمیدانم"، امام فرمود: «این کتاب جفر است که در آن جز نبی یا وصی کسی نگاه نمیکند.»[۹]
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۱۰] «... در جفر است علم اولین و آخرین و او نزد ماست و الواح و عصاء موسی نزد ما است و ما وارث نبی هستیم.»[۱۱]
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۱۲] «... نزد ما جفر است، و آن عبارت است از پوست عُکاظی مملو از نوشته ... که در آن آنچه تاکنون واقع شده و آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد، ثبت گردیده است.»[۱۳]
روایات دربارۀ جامعه
روایاتی دربارۀ جامعه وارد شده است مانند:
ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند حضرت فرمودند:[۱۴] «ای ابومحمد! جامعه نزد ما است و آنها چه میدانند جامعه چیست؟» عرض کردم: "قربانت گردم! جامعه چیست؟" فرمود: «صحیفهای است با طول هفتاد ذرع به ذرع رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و املای آن حضرت از دهان مبارکش و دست خط علی(علیه السلام). هر حلال و حرام و هر چیزی که مردم به آن نیاز داشته باشند؛ حتی دیه خراشهای کوچک، در آن است.» امام با دستش به من زد و فرمود: ای ابومحمد! به من اجازه میدهی؟ عرض کردم: قربانت گردم من در اختیار شما هستم. هرچه میخواهید بکن. حضرت همچون کسی که خشمگین است، دست مرا نیشگون گرفت و فرمود: حتی دیه این، عرض کردم: به خدا این علم است. فرمود: این علم است؛ ولی نه همه علم.»[۱۵]
حریز به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد:[۱۶] "چرا عمر شما امامان(علیهم السلام) کوتاه است و مرگ شما به هم نزدیک، با این که مردم به شما نیازمندند؟" امام فرمودند: «هر کدام از ما صحیفهای داریم که در آن هر چه باید در مدت امامت عمل شود، ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسید فهمیده می شود عمر به آخر رسیده و پیامبر(صلی الله علیه و آله) در خواب می آید و خبر مرگ او را به وی می دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش می دهد.»[۱۷]
بکر بن کرب صیرفی می گوید: امام صادق(علیه السلام) میفرمود: «در نزد ماست آنچه با وجود آن نیازی به مردم نداریم و در حقیقت مردم به ما نیاز دارند و به راستی در نزد ما کتابی است از املای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به خط علی(علیه السلام) دفتری است که در آن هر حلال و حرامی ثبت است، شما کاری را به ما رجوع میکنید و دستور میخواهید، ما میدانیم بدان عمل میکنید و یا اینکه آن را ترک میکنید.»[۱۸]
از محمد بن حمران از سلیمان بن خالد نقل شده میگوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم فرمود: «نزد ما صحیفهای است که جامعه گفته میشود، هیچ حلال و حرام نیست مگر آنکه در آن صحیفه ذکر شده، حتی دیه خراشی که بر بدن میافتد.»[۱۹]
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که از ایشان درباره جامعه سؤال کردند امام در جواب گفت:[۲۰] «به خدا سوگند در این کتاب جميع آنچه که مردم به آن احتیاج دارند وجود دارد حتی دیه خراشیدن صورت و تازیانه و نیم تازیانه.»[۲۱]
محمد بن مسلم از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است، حضرت فرمودند:[۲۲] «نزد ما صحیفهای از کتابهای علی(علیه السلام) است که طول آن هفتاد ذراع است و ما از محتوای آن پیروی میکنیم و از آن تجاوز نمیکنیم.»[۲۳]
پانویس
با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل میشوید:
↑ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 67 ـ 71؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 172
↑ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396
↑ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 79 ـ 82؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396؛ عسکری امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟؛ اوجاقی، ناصرالدین، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص 85؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 67 ـ 71؛ بیابانی اسکویی، محمد، امامت، ص 147؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 183؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 66؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 172؛ باقری، سیدمحمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 116 ـ 129؛ رنجبر، جواد، کنکاشی در کیفیت علم و سرچشمه های علم امام، صفحه؟؟؟