نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Bahmani(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۲ توسط Bahmani(بحث | مشارکتها)
روایات مشهور به الف باب از روایات پر تعدادی است که بیانگر یکی از منابع و مـجاری علوم ائمه(علیهم السلام) است. بر خلاف سایر مجاری علوم اهل بیت(علیهم السلام) کـه طـرح و تـبیین آن بیشتر در زمان امام باقر(علیه السلام) و به صورت گستردهتر در زمان امام صادق(علیه السلام) رخ نمایانده اسـت، روایـات الف باب در موارد متعددی از زبـان امـیرالمؤمنین(علیه السلام) و برخی از صحابه پیامبر و تعدادی از همسران ایـشان بـیان و یا نـقل شـده اسـت، هر چند تبیین حـقایق و جزییاتی از آن در دوره امام صادق(علیه السلام) پدیدار شده است. [۱]
در این روایات با اشاره به دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از امیرالمؤمنین(علیه السلام)، به انتقال دانشی از پیامبر به امیرالمومنین(علیه السلام) در ساعات پایانی عمر حضرت اشاره شده و از تعلیم هزار باب علم که از هر یک هزار باب دانش باز می شود بحث شده است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید:[۲] «قال رسول الله فی مرضه الذی توفی فیه ادعوا لی خلیلی فأرسلتا إلی أبویهما فلما نظر إلیهما رسول الله أعرض عنهما ثم قال ادعوا لی خلیلی فأرسل إلی علی فلما نظر إلیه أکبّ علیه یحدثه فلما خرج لقیاه فقالا له ما حدثک خلیلک فقال حدثنی ألف باب یفتح کل باب ألف باب »[۳]
روایات "الف باب"
روایات "الف باب" از چنان گستردگی برخوردار می باشد که برخی از علما[۴] ادعای متواتر بودن آن را کرده اند و برخی دیگر[۵] اشاره به فراوانی این روایات دارند.[۶]
بر اساس گزارش روایات، مسألۀ تعلیم هزار باب علم به امام علی(علیه السلام) در دوره امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) جزء آموزه ها و باورهای عمومی شیعه محسوب می شود. مؤید این گفتار آغاز سخن ابوبصیر با این جمله است: [۷] «قلت لأبی عبدالله(علیه السلام) بلغنا أن رسول الله عَلَّمَ علیا ألف باب کل باب فتح ألف باب.» حضرت نیز با تصحیح این سخن، اصل گزاره را مورد تایید قرار می دهد: «فقال لی بل علمه بابا واحدا فتح ذلک الباب ألف باب فتح کل باب ألف باب.» [۸]
امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم فرمودند:[۱۱] «اِنَّ رَسُولَ اللهِ(صلی الله علیه و آله) عَلَّمَنى اَلْفَ بَاب مِنَ الْحَلاَلِ وَ الْحَرَامِ وَ مِمَّا کَانَ وَ مِمَّا یَکُونُ اِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، کُلُّ بَاب مِنْهَا یَفْتَحُ اَلْفَ باب فَذلِکَ اَلْفَ اَلْفَ باب حتّی عَلِمْتُ ما کانَ وَ ما یکونُ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ عَلِمْتُ عِلْمَ الْمَنایا وَ الْبَلایا وَ فَصْلَ الْخِطابِ»[۱۲]
یونس بن رباط نقل میکند:[۱۳] همراه کامل تمار در محضر امام صادق(علیه السلام) بودیم که کامل تمار خواستار عرضه روایتی شد که آن را شنیده است، وی عرضه میکند، شنیدهام پیامبر در مریضی پایان عمر در روز وفاتشان هزار باب دانش را به امام علی(علیه السلام) حدیث نمود که هر بابی گشاینده هزار باب بوده است، حضرت با تأیید این گفتار، دانش منتشر شده از ائمه برای شیعیانشان را تا آن دوره یک یا دو باب از آن هزار باب علم معرفی مینماید. این روایت علاوه بر دلالت بر شهرت یافتن این مسئله در عصر امام صادق(علیه السلام) دلالت مینماید دانش انتقالی از امامان(علیهم السلام) به پیروانشان از منبع دانش انتقالی از پیامبر به امام علی(علیه السلام) تغذیه میشود.[۱۴]
مؤید دیگر این گفتار پاسخ امام کاظم(علیه السلام) به چگونگی آگاهی و دانش ائمه است، در حالی که پس از پیامبر نبی دیگر نبوده است و اهل بیت(علیهم السلام) نیز درجه نبوت نداشتهاند؟ حضرت با اشاره به آیۀ: «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ»[۱۵] میفرماید: «آنچه را پیامبر به امر الهی برای دیگران به زبان نیاورد، ما را مخصوص به آن فرمود. از این رو از میان اصحاب خود تنها با علی به نجوا مینشست و پس از نزول آیۀ «وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ»[۱۶] پیامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب به اصحابشان فرمود: «از خدا خواستهام آن را گوش تو قرار دهد.» آنگاه حضرت، گفتار امام علی(علیه السلام) در مسجد کوفه «عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً أَلْفَ بَابٍ یَفْتَحُ کُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَاب» را، از مکنون سرّ و امور اختصاص یافته به حضرت میداند که پس از ایشان تنها امامان(علیهم السلام) آن را به ارث بردهاند[۱۷].[۱۸]
عبدالله بن عمر[۱۹] نیز در گزارش خود از لحظات پایانی عمر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، به مسئله خلوت حضرت با امیرالمؤمنین(علیه السلام) اشاره و مسئلۀ الف باب را مطرح و آنگاه نقل میکند، وقتی از حضرت پرسیده شد آیا آنچه را دریافت نمودی حفظ نمودی، ایشان در جواب با تایید آن، به عمق این ادراک با عبارت "و عقلته" اشاره میفرماید.[۲۰]
ویژگی دانش الف باب
روایت الف باب که هنگام رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تعلیم داده شده است بیانگر این است که در این زمان کوتاه، هر باب از هزار باب اول، اصل یا مطلب جامع و کاملی را در بر مـیگیرد؛ بـه گونهای که از آن، هزار باب دیگر از علم میجوشد و علوم انتقالی هـمراه با تفصیل آن نبوده است. بـه بـیان دیـگر، لُب و جامع اصول[۲۱] و سر شاخۀ علومی متعدد در اختیار امام علی(علیه السلام) قرار گرفته است؛ عناوین و موضوعاتی که هر یک، دارای فروعات گـستردهای اسـت و هر فرع از فروعات آن شامل فروعات مـتعدد دیگری است.[۲۲] این سـخن بـا علوم مختلف کاملاً امکان پذیر است؛ چرا که مهمترین امـر در هـر علمی، صادق بودن و حقیقت داشـتن گـزاره و مـوضوع ریشهای آن و تـرتب صحیح مطالب و عناوین بـعدی بـر آن است، از همین رو، در روایات، تعبیر مفتاح مطرح شده است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «ان فـی صدری هذا لَعلما جماً علّمنیه رسـول الله لو أجـد له حفظة یـرعونه حـق رعـایته و یروونه عنی كما یـسمعونه منی اذاً أودعتهم بعضه فیعلم به كثیراً من العلم. ان العلم مفتاح كل باب، و كل باب یفتح الف باب؛ هـمانا در سـینه من علم فشردهای هست که رسـول خـدا بـه مـن آمـوخته است. اگر نـگاهبانانی بـیابم که به شایستگی از آن مخافظت کنند و همانگونه که از من شنیدهاند روایت کنند، بعض آن را به وی میسپارم که بـا هـمان انـدک، علم زیادی یاد میگیرد. همانا علم کـلید هـر بـابی اسـت و هـر بـابی هزار باب دیگر میگشاید.»[۲۳]. [۲۴]
این بیان با روایاتی که به ازدیاد علم امام و یا تحدیث روزانه و ارتباط همه روزۀ ملائکه با ایشان تصریح دارند، نیز سازگارتر است. از هـمین رو، ابوبصیر وقتی از شیوع عقیده به مجاری علمی به نام الف باب در میان شیعیان با امام صادق(علیه السلام) سخن میگوید، ایشان عقیدۀ وی را تأیید میکند و آنگاه که ابوبصیر از سر تعجب یا کنجکاوی میپرسد: «هذا و الله العلم!»، امام در پاسـخ مـیفرماید: «انه لعـلم و ما هو بذلک ...» و در پایان این حدیث طولانی «ما یحدث باللیل و النهار، الامر من بعد الامر و الشیء بـعد الشیء الی یوم القیامة»[۲۵] را ـ که در برگیرندۀ تصحیح عقیده راوی و توجه او به گـستره عـلم امـام است ـ به عنوان علم معرفی مینماید. مقایسه این تعبیر با روایاتی که سایر محتوای علم امام را تبیین میکنند، تبیین عبارت «انه لعلم و ما هو بذلک» را روشن مینماید؛ چرا که علم ائمـه مجموعهای است که مجاری و سرچشمههای آن شامل جفر، جامعه، الف باب، روح القدس، عمود نور، الهام و تحدیث و غیره اسـت و در کنار یکدیگر متکامل میشوند.[۲۶]
با کمک مجموعه احادیث مطرح در علم امام و سرچشمه آن میتوان گفت، علم انتقال یافته به امام در قالب الف باب، نمیتواند شامل تمام تفصیلات و جزئیات باشد.[۲۷]
نکاتی از روایات "الف باب"
روایات الف باب مشتمل بر نکات متعددی است که به برخی از آنها اشاره می شود:
از روایات الف باب روشن می شود تعلیم پیامبر(صلی الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تدریجی نبوده بلکه آن حضرت به شکل دفعی و یکباره همه علوم را به امیرمؤمنان(علیه السلام) به وراثت آموزش داده است. ایشان در بیماری پایان عمرشان، علی(علیه السلام) را فراخواند و در مدت کوتاه هزار حدیث و یا هزار باب و در از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آنها خود هزار در را میگشاید:[۲۸] «يَفْتَحُ كُلُّ حَدِيثٍ أَلْفَ بَاب»[۲۹]
عدد هزار در این احادیث خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، دلیل بر گسترش فوقالعاده ابواب علمی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به حضرت علی(علیه السلام) آموخت، و نیز اشاره به آن است که این ابواب مشتمل بر یک سلسله اصول کلی بود که از آنها صدها یا هزاران باب دیگر گشوده میشد.[۳۰] روایت اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلالت میکند ابواب تعلیمی به آن حضرت، شامل حلال و حرام الهی و آگاهیهایی نسبت به گذشته و آینده است.[۳۱] این منبع دانش در کنار کتاب جامعه دو منبع اصلی آگاهی کامل امام از حلال و حرام الهی است.[۳۲] هرچند باید ادعا نمود طبق روایات، تعلیمات پیامبر(صلی الله علیه و آله) به امام علی(علیه السلام) منحصر به این امور نبوده بلکه علومی گسترده را شامل می شود.[۳۳]
از نکات دیگری که روایات به آن اشاره نمودهاند، آشکار شدن و ظهور تنها یک باب یا دو باب از آن ابواب است.[۳۴] این امر نیز دلیلی است بر گستردگی و عظمت این ابواب است.[۳۵] ابن عباس که راوی روایت "ألف باب" در چند مورد است،[۳۶] خود در عظمت این دانش و عجز نسبت به درک و فهم آن میگوید: «سمعت من علی حدیثاً لم أدر ما وجهه و لم أنکره، سمعته یقول: ان رسول الله(صلی الله علیه و آله) أسر إلیّ فی مرضه فعلّمنی مفتاح ألف باب من العلم یفتح کل باب ألف باب.»[۳۷]
درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از هزار باب چگونه محقق شده است، چهار دیدگاه مشهور از قدما مطرح است: الف) توسط خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)؛ ب) با تفکر و جستجوی حضرت علی(علیه السلام)؛ ج) با تفکر و جستجوی حضرت علی(علیه السلام)؛ د) شیوه حکم نمودن را به صورت اجمالی تعلیم داده است[۳۸].[۳۹]
پانویس
با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل میشوید:
↑شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 158
↑ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 79 ـ 82؛ عرفانی، محمد نظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 181؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، وبگاه بیان معرفت
↑ر.ک. ینابیع المودة، ص ۸۸، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۹۶ بحارالانوار، ج 40، ص 130
↑ر.ک. مکارم، ناصر، پیام قرآن، ج 7، ص 242؛ ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253؛ مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص 322؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 64
↑ر.ک. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 26، ص 142
↑مؤید این گفتار روایاتی است که در آن راوی از بهرهمندی عامه از دانش پیامبر سؤال میکند و پیشوایان شیعه با تأیید کلی آن، به این تفاوت توجه میدهند که اصول و مبانی و فـصل الخطاب دانش در نزد ایشان است و آنچه نزد دیگران است پراکنده و جزئی از دانش پیامبر است؛ به عنوان نمونه، حضرت میفرماید: «عندنا اهل البیت اصول العـلم و عـراه و ضیائه و اواخیه» ر. ک: بصائر الدرجات، باب نوزدهم، ص363 و 364؛ الاختصاص، ص308
↑ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، در محضر علامه طباطبایی، مرکز اطلاع رسانی غدیر؛ نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48
↑ر.ک. ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253