فساد در لغت
مقدمه
فساد در لغت در معنای تباهی و ضد صلاح به کار رفته است.[۱] برخی لغویان گفتهاند: فساد عبارت است از خروج از حدّ اعتدال؛ کم باشد یا زیاد.[۲] این معنا در نفس و بدن و اشیایی که خروج از استقامت و حدّ اعتدال در آنها متصور است به کار میرود[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ کتاب العین و لسان العرب، واژه «فسد».
- ↑ المفردات (راغب)، واژه «فسد».
- ↑ المفردات (راغب)، واژه «فسد».
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵، صفحه ۶۹۳.