جفر در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۰۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

برخی روایات دربارۀ جفر

  • روایات دیگری هم دربارۀ جفر وارد شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
  1. بعضی از اصحاب امام صادق(علیه السلام) از جفر سؤال کردند، حضرت فرمودند:[۱] «پوست گاوی‌ است پر از علم... .»[۲]
  2. امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۳] «به درستی جفر پیش ما است و آنها چه می‌دانند جفر چیست؟ ظرفی است از پوست که در آن علم پیامبران و جانشینان آنها و علمای از بنی اسرائیل است.»[۴]
  3. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «و جفر نزد ما است و آن پوست دباغی شده است، به تحقیق در آن نوشته شد حتی پاچه‌هایش هم پر شد. آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا قیامت، در آن وجود دارد.»[۵]
  4. امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۶] «زیدیه مدعی هستند که جفر نزد آنها است، دروغ می‌گویند؛ اگر راست می‌گویند، قضاوت های علی(علیه السلام) و احکام و میراثی را که فرموده است و در جفر موجود است، بیرون بیاورند و راجع به میراث خاله‌ها و عمه‌ها از آنها بپرسید، اگر توانستند جواب گویند.»[۷]
  5. از سلیمان صدری از نصر بن قابوس قل شده گفت:[۸] "پیش امام رضا(علیه السلام) در منزلش بودم، امام دست مرا گرفت، و در اطاقی برد، در آن دیدم علی(علیه السلام) فرزند امام را که در دستش کتابی بود و در آن نگاه می‌کرد". امام فرمود: «ای نصر این را می‌شناسی»، گفتم: "بلی، این فرزند شما علی(علیه السلام) است"، امام فرمود: «ای نصر آن کتاب را که در آن نگاه می‌کند می‌دانی؟» گفتم: "نمی‌دانم"، امام فرمود: «این کتاب جفر است که در آن جز نبی یا وصی کسی نگاه نمی‌کند.»[۹]
  6. امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۱۰] «... در جفر است علم اولین و آخرین و او نزد ماست و الواح و عصاء موسی نزد ما است و ما وارث نبی هستیم.»[۱۱]
  7. امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۱۲] «... نزد ما جفر است، و آن‌ عبارت‌ است‌ از پوست‌ عُکاظی‌ مملو از نوشته ... که‌ در آن‌ آنچه تاکنون واقع شده و آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد، ثبت‌ گردیده‌ است‌.»[۱۳]

روایات دربارۀ جامعه

  • روایاتی دربارۀ جامعه وارد شده است مانند:
  1. ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند حضرت فرمودند:[۱۴] «ای ابومحمد! جامعه نزد ما است و آنها چه می‌دانند جامعه چیست؟» عرض کردم: "قربانت گردم! جامعه چیست؟" فرمود: «صحیفه‌ای است با طول هفتاد ذرع به ذرع رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و املای آن حضرت از دهان مبارکش و دست خط علی(علیه السلام). هر حلال و حرام و هر چیزی که مردم به آن نیاز داشته باشند؛ حتی دیه خراش‌های کوچک، در آن است.» امام با دستش به من زد و فرمود: ای ابومحمد! به من اجازه می‌دهی؟ عرض کردم: قربانت گردم من در اختیار شما هستم. هرچه می‌خواهید بکن. حضرت همچون کسی که خشمگین است، دست مرا نیشگون گرفت و فرمود: حتی دیه این، عرض کردم: به خدا این علم است. فرمود: این علم است؛ ولی نه همه علم.»[۱۵]
  2. حریز به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد:[۱۶] "چرا عمر شما امامان(علیهم السلام) کوتاه است و مرگ شما به هم نزدیک، با این که مردم به شما نیازمندند؟" امام فرمودند: «هر کدام از ما صحیفه‌ای داریم که در آن هر چه باید در مدت امامت عمل شود، ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسید فهمیده می‌شود عمر به آخر رسیده و پیامبر(صلی الله علیه و آله) در خواب می آید و خبر مرگ او را به وی می دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش می دهد.»[۱۷]
  3. بکر بن کرب صیرفی می گوید: امام صادق(علیه السلام) می‌فرمود: «در نزد ماست آنچه با وجود آن نیازی به مردم نداریم و در حقیقت مردم به ما نیاز دارند و به راستی در نزد ما کتابی است از املای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به خط علی(علیه السلام) دفتری است که در آن هر حلال و حرامی ثبت است، شما کاری را به ما رجوع می‌کنید و دستور می‌خواهید، ما می‌دانیم بدان عمل می‌کنید و یا اینکه آن را ترک می‌کنید.»[۱۸]
  4. از محمد بن حمران از سلیمان بن خالد نقل شده می‌گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم فرمود: «نزد ما صحیفه‌ای است که جامعه گفته می‌‌شود، هیچ حلال و حرام نیست مگر آنکه در آن صحیفه ذکر شده، حتی دیه خراشی که بر بدن می‌‌افتد.»[۱۹]
  5. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که از ایشان درباره جامعه سؤال کردند امام در جواب گفت:[۲۰] «به خدا سوگند در این کتاب جميع آنچه که مردم به آن احتیاج دارند وجود دارد حتی دیه خراشیدن صورت و تازیانه و نیم تازیانه.»[۲۱]
  6. محمد بن مسلم از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است، حضرت فرمودند:[۲۲] «نزد ما صحیفه‌ای از کتاب‌های علی(علیه السلام) است که طول آن هفتاد ذراع است و ما از محتوای آن پیروی می‌کنیم و از آن تجاوز نمی‌کنیم.»[۲۳]

روایات دربارۀ مصحف فاطمه(سلام الله علیها)

برخی از روایات دربارۀ مصحف فاطمه(سلام الله علیها) عبارت است از:

  1. حماد بن عثمان می گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم مصحف فاطمه(سلام الله علیها) چیست؟ فرمود: هنگامی که خداوند متعال پیامبرش را قبض روح فرمود، آنچنان حزن شدیدی بر فاطمه(سلام الله علیها) وارد شد که جز خدا نمی‌داند. پس خداوند فرشته‌ای را نزد او فرستاد که غمش را تسلیت داده با او سخن گوید، او نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام) شکایت نمود، آن حضرت فرمود: هرگاه آن را احساس نموده و صدا را شنیدی به من بگو. پس فاطمه(سلام الله علیها) او را از آمدن فرشته آگاه گردانید. پس امیرالمؤمنین(علیه السلام) تمامی آنچه را که می‌شنید، می‌نوشت تا آنکه از آن مصحفی پدید آمد. سپس فرمود: آگاه باش که در آن هیچ چیزی از حلال و حرام نیست، ولی در آن علم همۀ چیزهایی است که در آینده واقع خواهد شد.[۲۴]
  2. در روایت دیگری از ایشان آمده است:[۲۵] «و اما مصحف فاطمه(سلام الله علیها) حوادث آیندۀ روزگار و اسامی پادشاهان روی زمین تا قیامت در آن است.»[۲۶]
  3. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است:[۲۷] «جبرئیل بر حضرت زهرا وارد می‌شد، و او را تسلیت می‌داد، و احوال پیغمبر را برای او نقل می‌کرد، و حوادثی را که بعد از او بر فرزندانش واقع می‌شود به او خبر می‌داد؛ و امیرالمؤمنین(علیه السلام) همۀ آن را می‌نوشت. این است مصحف فاطمۀ زهرا(سلام الله علیها).»[۲۸]
  4. ابوبصیر می گوید خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم و عرض کردم:[۲۹] ... «آنگاه فرمود: مصحف فاطمه(سلام الله علیها) که سه برابر قرآن است نزد آنهاست.»[۳۰]
  5. فضیل بن سکره می گوید خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم، فرمودند:[۳۱] «ای فضیل می‌دانی اندکی پیش من در چه مطالعه می‌کردم؟ گفتم: نه، فرمود: در مصحف فاطمه(سلام الله علیها). کسی نیست روی زمین به پادشاهی برسد جز اینکه نام او و پدرش در آن نوشته شده است.»[۳۲]
  6. سلیمان بن خالد می گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۳۳] مصحف فاطمه(سلام الله علیها) را بیرون آورند [اگر راست می‌گویند]؛ زیرا وصیت فاطمه در ان است.»[۳۴]
  7. امام باقر(علیه السلام) درباره وضعیت مصحف بعد از شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود:[۳۵] «آن را به امیرالمؤمنین(علیه السلام) داد وقتی آن حضرت شهید شد؛ رسید به دست حسن(علیه السلام)، سپس رسید به دست حسین(علیه السلام) سپس در نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب این امر [حضرت مهدی(علیه السلام).»[۳۶]
  8. امام رضا(علیه السلام) می فرمایند:[۳۷] «برای امام نشانه‌هایی است و نزد او مصحف حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است.» صاحب الذریعة می‌گوید:[۳۸] "مصحف فاطمه(سلام الله علیها) از ودایع امامت است که نزد مولی و امام ما صاحب الزمان(علیه السلام) است، همان‌طور که عده‌ای از احادیث از ائمه روایت شده است".[۳۹]
  9. امام باقر(علیه السلام) به یکی از اصحابش فرمود: «هرکس که نزد او شمشیر، زره و پرچم پیروزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و مصحف فاطمه(سلام الله علیها) باشد، چشمش روشن است.»[۴۰]
  10. ابوبصیر می گوید از امام باقر(علیه السلام) در مورد مصحف حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) علني سؤال کردم. حضرت فرمودند:[۴۱] مصحف بعد از وفات پدر گرامی شان برایشان نازل شد. پرسیدم در مصحف چیزی از قرآن وجود دارد؟ حضرت فرمود: چیزی از قرآن در آن نیست. بعد ادامه داد: در مصحف خبر گذشته و آینده تا روز قیامت و خبر آسمانها و تعداد ملائکه در آسمان‌ها و تعداد پیامبران مرسل و غیر مرسل و نام امت‌هایی که این پیامبران به سوی آنها ارسال شده‌اند و کسانی که این پیامبران را تکذیب کرده و کسانی که دعوت آنها را اجابت کردند و اسامی تمامی مخلوقات خداوند متعال از مؤمنین و کافرین و اسامی تمامی شهرها و ویژگی‌های هر شهر و جمعیت و خصوصیات امت‌های گذشته و تمامی دوره‌های گذشته در مصحف وجود دارد. عرض کردم: فدایت شوم هر دوره‌ای چند سال بوده است؟ فرمود: پنجاه هزار سال و هفت دوره (یعنی ۳۵۰ هزار سال که شامل امت‌های قبل از خلقت حضرت آدم عليه هم می‌شود). مدت و عمر آنها و صفات و تعداد اهل بهشت و جهنم و علوم قرآن و تورات و انجيل و زبور به همان‌گونه که نازل شده است و تعداد هر درخت و سنگ و کلوخ که در روی زمین است در مصحف مادرم فاطمه زهرا علم است. از روی تعجب عرض کردم: اینها همه علوم بسیار زیادی است! حضرت كه فرمود: ابابصیر همه این مطالب که گفتم در دو ورق اول مصحف نوشته شده و من هنوز ورق سوم را توصیف نکردم و یک حرف از آن را برای تو نگفته‌ام.»[۴۲]

پانویس

  1. خویی، جامع احادیث الشیعه ج ۱ ص ۹
  2. ر.ک. امینی، ابراهیم، علم امام از دیدگاه احادیث، صفحه؟؟؟
  3. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 239
  4. ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 67 ـ 71؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 172
  5. ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396
  6. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 241
  7. ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396
  8. کشی، محمدبن عمر، رجال الکشی، ص ۴۵۰
  9. ر.ک. عسکری امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 183
  10. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۲۳
  11. ر.ک. عسکری امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 183
  12. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 160
  13. ر.ک. باقری، سیدمحمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 116 ـ 129
  14. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 239
  15. ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 79 ـ 82؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396؛ عسکری امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟؛ اوجاقی، ناصرالدین، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص 85؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 67 ـ 71؛ بیابانی اسکویی، محمد، امامت، ص 147؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 183؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 66؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 172؛ باقری، سیدمحمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 116 ـ 129؛ رنجبر، جواد، کنکاشی در کیفیت علم و سرچشمه های علم امام، صفحه؟؟؟
  16. کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۳
  17. ر.ک. رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟
  18. ر.ک. رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟
  19. ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 183؛ مشکی، محمد، بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید، فصلنامه فلسفی کلامی، ش 45، ص 306
  20. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 26، ص 18
  21. ر.ک. مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 66
  22. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص 143
  23. ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص 191 ـ 195
  24. ر.ک. بخارایی زاده، سیدحبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 163 ـ 170؛ اوجاقی، ناصرالدین، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص 85، بیابانی اسکویی، محمد، امامت، ص 147؛ عسکری امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟؛ موسوی، سیدعلی، تبیین و گسترۀ علم امام از دیدگاه علامۀ طباطبایی و امام خمینی، ص 45؛ شاکر، محمدتقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 179؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟؛ بیابانی اسکویی، محمد، امامت، ص 147
  25. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱۸، ح ۱
  26. ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 110؛ بیابانی اسکویی، محمد، امامت، ص 147
  27. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۴۱، ح ۵
  28. ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 110
  29. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 239
  30. ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 79 ـ 82؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، صفحه؟؟؟؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 67 ـ 71
  31. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۴۲، ح ۸
  32. ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396
  33. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی ص ۲۴۱، ح ۴
  34. ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396؛ سبحانی، سیدمحمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 99 ـ 130
  35. ابن جریر طبری، محمد، دلائل الامامه، ص 28؛ عطاردی، عزیزالله، مسند حضرت زهرا(سلام الله علیها)، ص 292
  36. ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396؛ سبحانی، سیدمحمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 99 ـ 130
  37. ابن بابویه، محمد بن علی، خصال، ابواب الثلاثین، ص ۵۲۷
  38. آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ج ۲۱، ص ۱۲۶
  39. ر.ک. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج 2، ص 392 ـ 396؛ سبحانی، سیدمحمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 99 ـ 130
  40. ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص 191 ـ 195
  41. طبری، دلائل الامه، ص 27
  42. ر.ک. گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 172