ابراهیم بن محمد بن میمون کندی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

ابراهیم بن محمد بن میمون کندی کوفی[۱] از محدثان طبقه ششم و راویان دوران دو امام، یعنی امام رضا(ع) و امام جواد(ع) به شمار می‌رود و از امام رضا(ع) روایت کرده است[۲]. ابراهیم بن محمد بن میمون افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون عبدالکریم بن یعقوب[۳]، یحیی بن یعلی اسدی[۴]، عمرو بن ثابت[۵]، سعید بن حکیم عبسی و داوود بن زبرقان[۶] حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان ابراهیم بن محمد ثقفی[۷]، محمد بن عبید بن عتبة کندی[۸]، محمد بن عمرو خزاز[۹] و احمد بن یحیی صوفی[۱۰] می‌باشند.

نام این راوی در کتب رجالی متقدم شیعه ذکر نشده است، اما درباره شخصیت او در سایر منابع اختلاف است: برخی از علمای اهل سنت چون ذهبی وی را شیعه‌ای سرسخت دانسته و مدعی شده‌اند که حدیثی عجیب و باطل نقل کرده است[۱۱]. افزون بر این، اسدی او را منکر الحدیث شمرده و ابن حجر نیز به نقل از استادش وی را غیرموثق دانسته است[۱۲]. در مقابل، بزرگانی چون ابن حبان بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند و عثمان بن ابی شیبه نیز نقش او را در صحت احادیث برجسته دانسته است[۱۳]. همچنین رجالیان متأخر شیعه همچون شیخ محیی‌الدین مامقانی، با تکیه بر روایات فراوان وی در فضائل اهل بیت(ع) و نقل این احادیث در کتب شیعه، او را از راویان ممدوح دانسته و روایاتش را معتبر و در حکم صحیح شمرده‌اند[۱۴].[۱۵]

منابع

پانویس

  1. الکندی: بکسر الکاف و سکون النون و فی آخرها الدال المهملة. هذه النسبة إلی کندة، و هی قبیلة مشهورة من الیمن، تفرقت فی البلاد، فکان منها جماعة من المشهورین فی کل فن؛ (الأنساب، ج۵، ص۱۰۴).
  2. «... قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ سَلَمَةَ الْأَهْوَازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیُّ قَالَ أَخْبَرَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مَیْمُونٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا(ع): صَوْمُ شَعْبَانَ کَفَّارَةُ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ...»؛ (جامع أحادیث الشیعه، ج۱۵، ص۴۹۸ - ۴۹۹، ح۱۶۱۸).
  3. تفسیر کنز الدقائق، ج۸، ص۳۸۰ - ۳۸۱.
  4. الإمامة و التبصره، ص۴۴، ح۲۶.
  5. الارشاد، ج۱، ص۸۷.
  6. ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۷۴ - ۷۵.
  7. تفسیر کنز الدقائق، ج۸، ص۳۸۰ - ۳۸۱. محدث سخت‌کوش مرحوم سید جلال الدین حسینی ارموی در تعلیق خود بر کتاب الغارات روایت ابراهیم بن محمد الثقفی را از ابراهیم بن محمد بن میمون از جهت طبقه زیر سؤال برده و به ارسال روایت نظر داده و احتمال داده که ابن أبی شیبة از سند افتاده باشد. (ر.ک: الغارات، ج۱، پانوشت ص۹۹)؛ این در حالی است که ابن أبی شیبة (م ۲۹۷ق) با ابراهیم بن محمد الثقفی (م ۲۸۳ق) هم طبقه هستند، بلکه چهارده سال بعد از ابراهیم بن محمد الثقفی از دنیا رفته، بنابراین چگونه روایت ابن أبی شیبة از وی ممکن؛ و روایت أبراهیم الثقفی از وی ناممکن است؟! افزون بر این، روایت ابراهیم بن محمد الثقفی از ابراهیم بن محمد بن میمون با الفاظ حدثنا و أخبرنا است که در دیدار ظهور دارد.
  8. شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۷ (ح۲۵)، ۲۵۰ (۲۴۴) و ۴۳۶ (ح ۴۶۴)، ج۲، ص۱۳۷، ح۷۷۰.
  9. بحار الأنوار، ج۳۷، ص۳۰۰، ح۲۴؛ ج۶۰، ص۲۲، ح۱۵.
  10. ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۷۵.
  11. شیعی جلد عن علی ابن عابس بخبر عجیب بل باطل المغنی فی الضعفاء، ج۱، ص۴۶، ش۱۷۰.
  12. ... و ذکره الأسدی فی الضعفاء و قال: إنه منکر الحدیث و ذکره ابن حبان فی الثقات وقال: إنه کندی...؛ و نقلت من خط شیخنا أبی الفضل الحافظ: أن هذا الرجل لیس بثقة؛ و قال إبراهیم بن أبی بکر ابن أبی شیبة سمعت عمی عثمان بن أبی شیبة یقول لولا رجلان من الشیعة ما صح لکم حدیث فقلت من هما یا عم قال إبراهیم بن محمد بن میمون و عباد ابن یعقوب لسان المیزان، ج۱، ص۱۰۷، ش۳۱۹.
  13. لسان المیزان، ج۱، ص۱۰۷، ش۳۱۹.
  14. لا ینبغی التأمل فی الجزم بحسن المعنون و جلالته و عد حدیثه حسناً کالصحیح من جهته تنقیح المقال، ج۴، ص۳۵۶، ش۵۴۸.
  15. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۱، ص ۴۹۵-۴۹۸.