خطبه ۳۴ نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

این خطبه سه موضوع مهم را تعقیب می‌کند:

  1. بخش زیادی از این خطبه بر محور تأکید بر جهاد با دشمن و عواقب شوم ترک جهاد، دور می‌زند. امام(ع) در این بخش از خطبه ـ که قسمت عمده آن را تشکیل می‌دهد ـ کوفیان را زیر رگبار ملامت‌های خود می‌گیرد و با تعبیرات تند و تکان دهنده، آن‌ها را مورد سرزنش قرار می‌دهد. این بعد از آن است که بارها از طریق ملایم و محبت آمیز و مستدل و منطقی، آن‌ها را برای جهاد با دشمن بسیج کرده، ولی اثر نبخشیده است؛ لذا به‌ناچار از آخرین دارو ـ که دارویی است بسیار تلخ و گزنده ـ کمک می‌گیرد. گاه آن‌ها را به افراد دیوانه‌ای تشبیه می‌کند که درک و شعور خود را از دست داده و سود و زیان خویش را تشخیص نمی‌دهند و گاه آن‌ها را به شتران سرگردانی تشبیه می‌کند که در بیابان از ساربان خود فاصله گرفته‌اند و انضباط معمولی را به کلّی از دست داده و سپس با هشدارهای شدید نسبت به دشمن بی‌رحم و خونخواری که در انتظار آن‌ها است سعی در بسیج آنان می‌فرماید.
  2. در بخش دیگری از این خطبه امام از عزم راسخ و اراده خود در پیکار با دشمن، سخن می‌گوید خواه گروه بسیاری با او حرکت کنند یا گروه کمتری.
  3. در آخرین بخش خطبه از حقوق متقابل امام و امّت سخن می‌گوید. نخست به بیان حقوق امّت بر امام می‌پردازد و در چهار جمله کوتاه اصول آن را بیان می‌فرماید و سپس در چهار جمله پر معنای دیگر از حقّ امام بر امّت سخن می‌گوید.

گویی امام می‌خواهد تلخی سرزنش‌های نخستین این خطبه را با شیرینی سخنان پایانی بیامیزد و معجونی مناسب برای درمان درد سستی و تنبلی آنان فراهم آورد[۱].

منابع

پانویس